eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
302 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
. سنگری در دل خانه ✍مهنوش کرمی خانه، آنجایی نیست که فقط در مطبخش غذا پخته می‌شود یا لباس شسته می‌شود. خانواده، همان میدان پنهان اما تعیین‌کننده‌ای است که سرنوشت ملت‌ها در آن ورق می‌خورد؛ همان‌جا که یا انسان به قله وفاداری می‌رسد، یا در سراشیبی ترس، سقوط می‌کند. در کوچه‌های تودرتوی کوفه، وقتی مسلم بن عقیل تنهای تنها از خانه‌ای به خانه‌ای دیگر پناه می‌برد، آنچه در جریان بود تنها یک جریان سیاسی نبود؛ آزمونی تاریخی بود که قلبش در خانواده‌ها می‌تپید. خانه‌هایی که باید سنگر می‌شدند، در چشم‌برهم‌زدنی به قرارگاه شقاوت بدل شدند. زنانی بودند که نگاهشان، به نگاه عبیدالله و رسانه‌اش دوخته شد؛ یا از شمشیرش ترسیدند یا به زر و وعده‌اش دل بستند. دست مردانشان را گرفتند، از صف بیعت‌کنندگان بیرون کشیدند و پشت مسلم را، درست در آستانه پیروزی، خالی کردند. اما در دل همان تاریکی، نوری کوچک تابید. طوعه، زنی از بنی‌اسد، دیوار ترس را شکست. درِ خانه‌اش را به روی مسلم گشود، نه از روی عادت میزبانی عربی، که از سر تعهدی درونی به حقیقت. او فرار نکرد، انکار نکرد، حسابگری نکرد. جان خودش و خانواده‌اش را کف دست گرفت و ایستاد؛ با همان ایمان زینبی، با همان فهمی که می‌دانست گاه یک خانه، می‌تواند قبله‌گاه مقاومت شود. و حالا، قرن‌ها بعد، همان صحنه در قالبی تازه تکرار می‌شود. در روزهای پس از جنگ ۱۲روزه، جایی که دشمن نه با شمشیر، که با شبیخون همه جانبه رسانه‌ای، ذهن‌ها را نشانه رفته، باز هم این زنانند که مرز را تعیین می‌کنند؛ مرز بین شرف و سازش. اگر طوعه، تنهاترین یار مسلم شد، امروز هم زن ایرانی، مادر غزه‌ای، بانوی خوزستانی یا معلم سنندجی، در میدان‌هایی آرام اما حیاتی، روایتگر وفاداریند. محرم امسال، فقط موسم اشک نیست؛ فصل بازسازی پیوندهایی است که دشمن، سال‌ها برای گسستن‌شان نقشه کشیده. این محرم، محرم طوعه‌هاست؛ زنانی که نه فقط در روضه، که در واقعیت زندگی، در کنج آشپزخانه، در لالایی و قصه‌های حماسی فرزندشان، در گپ و گفت‌های دوستانه، در بیمارستان یا هیاهوی مدرسه، دلشان را وقف ماندن کرده‌اند. امروز خانواده... جایی است که یا مسلم‌ها در آن مأمن می‌گیرند، یا رها می‌شوند. جایی که یا فرزند به مسیر حق می‌افتد، یا به تردید. خانواده، همان نقطه تلاقی سرنوشت است؛ نخستین سنگر ایمان اجتماعی و آخرین امید برای دوام جبهه حق. اگر آن روز کوفه، خانه‌ها پناه مسلم می‌شدند، امروز هم خانه‌ها باید پناه ایمان باشند. راه یا شقاوت، از دل همین خانه‌ها می‌گذرد. @AFKAREHOWZAVI
. یادداشت سرکار خانم فاطمه میری طایفه فرد با عنوان «گوهرشاد نماد غیرت و دین‌داری» در خبرگزاری سراسری حوزه: ...مقوله حجاب در کشور ما سابقه‌ای طولانی‌دارد. باید پذيرفت که تک تک افراد جامعه در این امر دخیل هستند، چه بدانند و چه ندانند. نکته کانونی در واقعه گوهرشاد هوشیاری علما و همراهی مردم و نگرانی بسط لباس متحد الشکل به دیگر شئون زندگی مردم است که تا بن خانواده و جامعه را هرز نکند دست بردار نیست. الان هم با همین امر مواجه‌ایم، عقب نشینی از حجاب، از هر حدی و محدوده‌ای در واقع رفتن به سمت زندگانی متزلزل و دور از فرهنگ دینی و ملی ماست. این‌جاست که گوش به زنگی آحاد جامعه را می‌طلبد و حضور مردم در صحنه همانند واقعه گوهرشاد بسیار راهگشاست. متن کامل در خبرگزاری رسمی حوزه👇 https://hawzahnews.com/xdRSV @AFKAREHOWZAVI
صبر بر خوشایندها و ناخوشایندها ✍🏻 زهرا کبیری‌پور گاهی تصور ما از صبر، تنها تحمل در برابر سختی‌ها و رنج‌هاست؛ یعنی وقتی کارها بر وفق مراد نیست، دم فرو بندیم و شِکوه نکنیم؛ اما در کلام امیر حکمت، صبر چهره‌ای دوگانه دارد؛ صبری در برابر آنچه نمی‌خواهی و صبری در برابر آنچه دوست داری. نخستین نوع صبر، همانی است که بیشتر می‌شناسیم: شکیبایی در برابر بلا، مصیبت، ظلم، فقر، بیماری، یا هر رنجی که ناخوشایند است؛ اما نوع دوم، صبری است بس دشوارتر؛ ایستادگی در برابر چیزی که جان آدمی مشتاق آن است. شاید دلت بخواهد سخنی بگویی که دلت را خنک کند، اما زبان نگه می‌داری... شاید بخواهی پرده از رازی برداری، گلایه‌ای کنی، یا پاسخی بدهی که سکوتت را بشکند، اما خاموش می‌مانی... و گاه دلت می‌خواهد چیزی را به‌دست آوری، دستی ببری به‌سوی لذتی یا مقامی، اما عقل و ایمان، تو را بازمی‌دارند. زیرا می‌دانی هر خواستنی سزاوار رسیدن نیست و هر میل درونی، دلیلی بر درستی آن نیست. در این لحظه‌ها، صبر از مرز رنج کشیدن عبور می‌کند و به نقطه‌ی خودداری آگاهانه می‌رسد؛ همان‌جایی که صبر نه‌فقط ایستادگی، بلکه انتخابی اخلاقی است؛ برگزیدن ارزش بر هوس، حقیقت بر لذت. در حقیقت، صبرِ از آنچه دوست می‌داری، صبری است که ریشه در کنترل نفس، بصیرت درونی و ترجیح رضای خداوند بر خواهش دل دارد. این‌گونه صبر، نشانه‌ی بلوغ روح است؛ نشانه‌ی آن‌که انسان، خود را تنها به طوفان حوادث نمی‌سپارد، بلکه ناخدای کشتی خویش است. چه زیباست که انسان، هم در ناخوشی‌ها و هم در خوشی‌ها نشکند و فرو نریزد؛ که در رنج، استقامت کند و در لذت، وقار بورزد؛ این همان صبری است که حضرت علی (علیه‌السلام) از آن سخن گفت؛ صبری دو سویه، صبری که مرد را مرد می‌کند، زن را استوار و انسان را، الهی. «الصبرُ صبران، صبرٌ علی ما تکرهُ و صبرٌ عما تُحبُّ» ‌منبع: حکمت ۵۵ نهج‌البلاغه @AFKAREHOWZAVI
. به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، اعظم ابوالحسن عراقی، عضو انجمن علمی پژوهشی تاریخ، در یادداشتی آورده است: یکی از ارکان قیام کربلا و در جریان عاشورا، حضور جوانان و نوجوانان در کنار امام حسین (علیه‌السلام) بود که نقش، تأثیر و حمایت‌های آنان را نمی‌توان نادیده گرفت. جوانانی همچون علی‌اکبر، قاسم بن الحسن، حضرت ابوالفضل (علیهم‌السلام) از بنی هاشم و نیز وهب و دیگر یاران امام حسین (علیه‌السلام) نمونه‌هایی از ایثار و فداکاری بی‌نظیر و بی‌همتای این دوران بودند. این فداکاری‌ها آن‌قدر چشمگیر است که در تاریخ به عنوان الگوهایی برتر و نمونه‌هایی تراز شناخته می‌شوند. لینک متن کامل یادداشت https://hawzahnews.com/xdRZn @AFKAREHOWZAVI
🟥به مناسبت قیام خونین گوهرشاد و روز عفاف و حجاب‌ مستند ۲۰ قسمتی حجاب راه رستگاری دوباره از صدا و سیما پخش می‌شود‌. این تیتر خبری است که در گروه‌های فرهنگی در حال چرخیدن است و ضمن اینکه پخش این مستند را یادآوری می‌کند‌. درصدد تشویق مخاطبان، به خصوص «مبلغین و فرهنگیان» برای مشاهده‌ی این محتوا و به تبع استفاده‌ی از آن می‌باشد. به همین مناسبت، با تقدیر از تلاش ها و محتوای خوبی که تدارک دیده شده چند سوال قابل تأمل در مورد آن قابل طرح است: 1️⃣تولید این مستند به سال ۹۸ برمی‌گردد؛ آیا این مستند در فرایند اقناع سازی، تولید عقلانیت حجاب و همچنین پیش‌گیری از رخدادهایی مثل جریان ززآ ، موفق بوده است؟ 2️⃣این مستند چقدر از نگاه رهبری در مورد حجاب بهره برده است؟ آیا تونل اقناعی آن از یک «اندیشه ی منظم» حول جنسیت و نحوه‌ی مواجهه با آن بهره‌مند است یا دچار تشتت نظری است که به سبب آن گاهی زنانگی می‌شود فلاح و وجه سعادت کسی چون حضرت مریم (سلام الله علیها ) و گاهی می‌شود مظهر دنیا و ماده و جسمی که باید از آن دست شست و به اصل و اساس روحانی که به گمانشان زنانه و مردانه ندارد میل کرد؟ 3️⃣واضح است که گفتمان رایج حجاب ناکارآمد است و بر اساس ادعای این مستند «نگاه نو از حجاب» ارائه شده است که البته همچنان در چهارچوب گفتمان قبلی است؛ آیا نیازمند یک چهارچوب گفتمانی متفاوت و از منظر‌ زنانه نیستیم؟ 4️⃣به فرموده‌ی رهبری مسئله‌ی حجاب در کشور ما یک مسئله‌ی تحمیلی و حساب شده از جانب دشمن است که « به چالش تحمیلی حجاب باید از ابعاد فقهی و قانونی و ملاحظات جانبی آن نگریسته شود. ۱۴۰۳/۱/۱۵ » محتوای ما مبلغین و فرهنگیان در مورد حجاب با چه سطحی از این حکمت و دید وسیع رهبری هماهنگی دارد؟ در یک جمع بندی کلی فکر می‌کنم ما امروز بعد از جنگ تحمیلی اسرائیل و با تجربه‌ی چندین باره‌ی وحدت و پایبندی بی نظیر مردم، از « ترس و وااسفاه انقلاب جنسی » عبور کرده‌ایم، با این حال و باظرفیت بوجود آمده می‌توانیم به حل مسئله حجاب با قدرت بالاتری از « وحدت امت » فائق شویم. و لازم نیست همچنان به محتوای سال ۹۸ رجوع کنیم. همه‌ی حرف ما در مورد حجاب همین نیست بلکه علی رغم تعطیلی اکثر حوزه‌ی زنان و به حاشیه رانده شدن « مسئله ی زن» در سایه‌ی تحلیلات سیاسی و بین المللی، اتفاقا در شرایط جنگی، هم بیش از پیش نیاز به بسط نظری و گفتگو در مورد حل مسئله‌ی زن داریم؛ هم جهاد میدان وسیعی از «شکوفایی زن انقلاب اسلامی» را پدید آورده که به گواهی آن بسیاری از موانع نظری برای فهم « اراده و استقلال » زن انقلابی را برطرف می‌کند ان شاءالله. فکر می‌کنم برای دست یافتن به حرف هایی بیشتر و بالاتری که می‌توانیم در مورد حجاب بزنیم دیدن این مستند خالی از لطف نباشد می‌توانید خلاصه ی این مستند ۲۰ ساعته را در یک ساعت در لینک زیر مشاهده کنید: https://www.aparat.com/v/l83yyo9?playlist=205030 ✍🏻کثیری @jure_sevom @AFKAREHOWZAVI
وقتی دستانِ ناخن کاشته، عَلَمِ دین را برمی‌دارند: تراژدیِ غفلتِ طلاب! عطرِ چای روضه، با بویِ اسپند در هم آمیخته بود و فضا را لبریز از معنویت کرده بود. امسال، تبلیغ در شهرستان، رنگ و بویِ دیگری داشت. مردم، تشنه‌ی شنیدن بودند و با تمام وجود، پذیرایِ کلامِ حق. روضه‌هایِ بی‌تکلف، بدونِ هیچ بلندگویی، دل‌ها را می‌لرزاند و اشک‌ها را جاری می‌ساخت. حس می‌کردم که قدم گذاشتن در این راه، همان چیزی است که روحم به آن نیاز دارد. روزها به همین منوال می‌گذشت، تا اینکه یک روز، یکی از همان بانوانِ دل‌شکسته، با بغضی در گلو، پیشِ من آمد. از استقبالِ مردم می‌گفت، از محتوایِ نابِ جلسات، از روضه‌هایی که بی‌واسطه، بر دل می‌نشیند. اما حرفِ دیگری هم داشت، حرفی که مثلِ خنجری زهرآگین، قلبم را نشانه رفت. «خانم… می‌دانید چه چیزی بیشتر از همه آزارمان می‌دهد؟ اینکه می‌بینیم یک خانمِ جوان، با چهره‌ای آرایش‌کرده و ناخن‌هایِ لاک‌زده، چادری نازک سر می‌کند و در محله‌مان، عَلَمِ ختمِ قرآن و دعای توسل را برمی‌دارد!» سخنِ آن زن، آتشی شد بر جانم. به فکر فرو رفتم… مگر نه این است که ما، وارثانِ انبیا، باید پرچمِ هدایت را برافراشته نگه داریم؟ پس چرا این‌قدر غافلیم؟ چرا میدان را خالی کرده‌ایم تا نااهلان، افسارِ دین را به دست بگیرند و هر طور که دلشان خواست، آن را به بازی بگیرند؟ راستی، تقصیرِ چه کسی است؟ تقصیرِ آن خانمِ جوان که از سرِ ناآگاهی، راه را اشتباه رفته است؟ لحظه‌ای با خود اندیشیدم… آیا وقت آن نرسیده که دستی از آستین همت بیرون آوریم و این غفلت را جبران کنیم؟ آیا نباید به یاد بیاوریم که رسالت ما، تنها خواندن کتاب و گرفتن نمره نیست؟ ما میراث‌دارانِ خونِ حسینیم! وارثانِ اشک‌های زینب! چگونه می‌توانیم در برابرِ این همه انحراف، سکوت کنیم و بی‌تفاوت باشیم؟ این یک تراژدی است! تراژدیِ غفلت! تراژدیِ واگذاریِ دین به دستِ نااهلان! و ما، مسئولیم… مسئولیم در برابرِ خدا، در برابرِ امام زمان (عج) و در برابرِ تمامِ کسانی که چشم به راهِ هدایتِ ما هستند. پس برخیزیم و این مسئولیت را به نحو احسن ادا کنیم. ✍حوریه طبیبیان @AFKAREHOWZAVI
. واقعه‌ی گوهرشاد، نمادی از مقاومت ✍چمن‌خواه بعضی روزا در تاریخ پرفرازونشیب ایران از خاطره‌ها نمی‌روند. ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴ یکی از این روزاست. روزی که یک عده مردم بیگناه بخاطر حفظ ارزش‌های دینی به شهادت رسیدند؛ آن هم بخاطر قانونی که ضد دین بود؛ قانون کشف حجاب!! رضاخان ملعون به دستور انگلیس، در تاریخ ۱۷ دی‌ماه ۱۳۱۴، قانون کشف حجاب را تصویب کرد. به موجب آن، زنان و دختران ایرانی حق استفاده از چادر، روبنده و روسری نداشتند. بعد از صدور این قانون، مأموران مجاز بودند زنان محجبه را تعقیب نموده و روسری و چادر را از سر آن‌ها بردارند. به وزارت معارف نیز دستور داده شده بود که در کلیه مدارس دخترانه، معلمان و دانش‌آ‌موزان بدون حجاب باشند و در غیر این صورت به مدارس راه داده نشوند. به کلیه حکام ولایات نیز امر شده بود، از پذیرفتن زنان باحجاب که به ادارات مراجعه می‌کنند، خودداری به عمل آورند. این وضع برای مذهبیون غیرقابل قبول بود. بالاخره مخالفت خودشان را بعد از ۶ ماه با اعتراض شدید به دولت نشان دادند و در صحن مسجد گوهرشاد تحصن کردند. در پی اعتراض مردمی، نیروهای نظامی به دستور مستقیم رضاخان، معترضان در حرم امام رضا(علیه‌السلام) را به گلوله بستند و ۱۶۷۰ نفر را به جرم دفاع از عفاف و حجاب به شهادت رساندند و کشته‌ها را در جایی دور از شهر در گور دستجمعی مدفون کردند. تاریخ همواره نبردگاه اندیشه‌ی مادی گرایانه و اندیشه‌ی الهی بوده است و صحنه ای از این نبردِ تاریخی، همین قیام گوهرشاد است. قیامی که نمادی از مقاومت مردان و زنانی بود که اجازه ندادند پوشش، که بخشی از حریم و حرمت انسانی بود، به زور از آن‌ها گرفته شود. آن‌ها می‌دانستند که جنگ تنها بر سر یک پارچه نیست، بلکه بر سر هویت، ایمان و اراده‌ی اخلاقی انسان است. در جهانی که مادی‌گرایی می‌کوشد همه چیز را به کالا، منفعت و ظاهر تقلیل دهد، حجاب و عفاف، انسان را به ارزش‌های متعالی‌اش؛ صداقت، پاکی و احترام به حریم خود و حریم دیگران در اجتماع فرا می‌خواند. این قانون تا سال ۱۳۲۰ همچنان پابرجا بود. پس از تبعید رضاخان از ایران در سال ۱۳۲۰، گروهی از زنان که از فشار حکومت استبدادی به ستوه آمده بودند، در مخالفت با کشف حجاب، در معابر عمومی با چادر ظاهر شدند و مأموران حکومتی هم علی‌رغم وجود قانون کشف حجاب چندان که باید با آنان مقابله نکردند. سرانجام با مخالفت علما در شهرهای مختلف و مقاومت مردم، قانون کشف حجاب در سال ۱۳۲۳ لغو گردید. @AFKAREHOWZAVI
ورزشکارِ شهید با قامتی چهارشانه و هیبتی پهلوانی، در عین حال صاحب قلبی مهربان بود؛ به قول همکارش،به قدر گنجشک. نیروی کارآمد ارتش بود. و مشغول تحصیلات عالی در رشته ی تخصصی اش. وسط کلاس و آموزش،داوطلبانه خودش‌را به صف همکارانش رساند. خط مقدم پدافند. پای سامانه و سینه سپر برای ایران. اولین موشک که رسید؛ آوار روی پایش ریخت تلاش کرد تا خودش را بیرون بکشد و پدافند را سرپا نگه دارد. که موشک دوم،خانه را روی سر همسر و دختر و پسر دوقلویش خراب کرد. و فرزند‌سومی که تا ۴ ماه دیگر چشمش را به دنیایی باز می‌کند، که در آن خبری از پدر نیست. آه از غم عکسهای ظاهر نشده از طفل برای مرگ حاضر نشده ای مرگ چگونه مهر ابطال زدی وقتی که شناسنامه صادر نشده💔 شهید پدافند قم سرهنگ علیرضا بوستان افروز. https://eitaa.com/neroly1402 @AFKAREHOWZAVI
نام این در را چه بگذارم. دروازه بهشت؟ پایان دنیا؟ برزخ؟ انتظار؟ این دریست که از سالن تغسیل و تکفین و تابوت کردن پیکرهای شهدا به سالن معراج باز می‌شود. سالن معراج جاییست که خانواده‌ها منتظرند پیکر صد پاره عزیزانشان را زودتر تحویل بگیرند، به او سلام کنند ،با او وداع کنند، او را در آغوش بکشند، لمسش کنند، صدایش بزنند. این در، واسطه‌ای است بین آخرین دیدار خانواده با عزیزان شان. نمی‌دانم دعا کنم زودتر این در به روی خانواده باز شود تا این آخرین دیدار رقم بخورد یا این در همچنان بسته بماند و این آخرین دیدار کِش بیاید و کِش بیاید و کِش بیاید تا همچنان امید آخرین دیدار زنده باشد. نمی دانم. این برزخ است .برزخ بین دیدن و ندیدن، لمس کردن و لمس نکردن، صدا کردن و صدا نکردن ،برزخ بین رفتن و ماندن. آن طرف ،سالن سرامیک پوش است با تخت‌هایی در وسط و حوضچه آب و شلنگ و قفسه‌هایی پر از پرچم ایران برای پوشاندن تابوت شهدا. از آن طرف صدای منگنه می‌آید که تق و تق به تابوت‌ها کوبیده می‌شود و پرچم و پلاستیک را دور تابوت محکم می‌کند و این طرف صدای گریه و فریاد. این اسم را صدا بزنید: «امیرحسیییین». جوری صدا بزنید که یک مادر دارد پسرش را صدا می‌زند. پدر نشسته گوشه‌ای اشک می‌ریزد و مادر دست‌هایش را به سمت سالن تغسیل بلند می کند:امییییر! چرا جواب مادرت را نمی دهی؟ و با لهجه شمالی: مادر وَمیره. نام این در را چه بگذارم؟تمام روزهای انتظار برای پیدا شدن تکه‌های پیکر یک طرف، همین چند ساعت انتظار پشت این در یک طرف. در باز می شود و تابوتی سربسته می آید. یا صاحب صبر. 🖌 @AFKAREHOWZAVI
«آخرین روزهای زمستان» روزنوشت 📝 طیبه روستا 🇮🇷روزسی‌وسوم،سه‌شنبه۲۴تیرماه۱۴٠۴ سلاح ما زندگیست. دیشب این جمله بی‌اراده می‌نشست روی زبانم. وقتی که برای خودمان چای روضه دم می‌کردم. اسم بامسمای عمه‌زینب روی فنجان‌ها، یادم می‌اندازد که هر انسانی در این معرکه سلاحی دارد و رسالتی. سلاح ما زن‌ها هم زندگیست و دو فنجان چای روضه. گاهی زبانی، قلمی، قدمی یا هر چه خدا مسوولیتش را گردنمان گذاشته. تکلیف دیشب من دو تا فنجان چای روضه بود که گرم و جرعه جرعه به جان خودمان بپاشیم. همراهش به بچه‌هایمان یاد بدهیم که مشق این روزهایمان چیست. در همین لحظه، زنهایی را فرض می‌گیرم که مردشان سی و چند روز است خانه نرفته. به بچه‌هایی فکر می‌کنم که بابایشان لباس سرباز گمنام پوشیده و سوراخ سمبه‌های شهر و بیابان را می‌گردد دنبال قاتلان امنیت. امروز نوزدهم محرم است. نُه روز است زنان حرم با مردهایشان وداع کرده‌اند. بعد از هزار و سیصد و یک عمر، هنوز صدای زنگ شترها می‌آید. کاروان اسرا، کوفه را با آدم‌های عجیبش رها کرده و راهی شام بلا شده اند. زخم‌های رقیه هنوز تازه‌اند و زینب جز زیبایی نمی‌بیند. @AFKAREHOWZAVI
کارگاه زنان میدان روایت 📌زمان: یکشنبه و سه‌شنبه(۲۹ و ۳۱ تیر) ۵ تا ۶و‌نیم عصر 📌مکان: خانه گوهرشاد(کامیاب ۲۲، پلاک ۳۸) 📌محتوا: *تکنیک‌های روایت‌نویسی *ارائه سرخط‌های روایت در موضوع جنگ و اربعین * بررسی روایت‌های نوشته شده شما در طول دوره. *کمک به ارتباط گیری با گروه‌ها و کانالهای انتشار روایت 📌هزینه سرمایه‌گذاری: ۵۰۰ هزار تومان بنا به ضرورت روایت نویسی در زمانه حاضر به مبلغ ۳۰۰ تومان ارائه می‌شود. ♨️ ۵نفر اول ۲۵۰ تومان. 📌مدرّس: فهیمه فرشتیان. 📌دوره دارای پشتیبانی‌های تخصصی قابل خریداری نیز می‌باشد. 🌟ویژه برگزیدگان دوره: امکان همکاری در پروژه‌ها با گروه روایت نویسان امتداد و گروه نویسندگان جریان.‌ ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر: @H_zamani_A 🌊 جریان، تربیت نویسنده جریان ساز 🌊 💠 @jaryaniha 🌱 در جریان باشید.