زنان الگوی سوم جهان
✍فرزانه جعفری
( عضو انجمن علمی پژوهشی معارف انقلاب اسلامی)
اینجا بیشه ی شیر زنانی است که نگین طلایی تربیت غیرتمندانی چون حاجی زاده ها وسلیمانی ها و....را از آن خود کرده اند وگوش به فرمان ولی فقیه خود هستند.
زنانی که با یک دست فرزند خود را در آغوش دارند و با دست دیگر فتنه های خصم را رصد میکنند تا مبادا گزندی از دشمن به این آب وخاک برسد.
اینجا وطن ریحانه هایی است که در راه عزت و شرافت و عفت جان میدهند ولی به دشمن فرصت جولان نمیدهند.
اینجا وطن مادرانی است که فرزندان شهید و شهیده ی خود را بدست میگیرند و میگویند خدایا این قربانی را از ما قبول کن.
زنان عزتمند سرزمین ما لالایی فرزندانشان مرگ بر اسرائیل و آمریکا و شعار هیهات من الذله بوده است و طبق گوهر وجودی خود حرکت میکنند که با خصم مبارزه کنند و برای جنگ با خصم انسان بسازند و عواطف خود را نثار فرزندان و خانوادشان کنند.
زن در این عرصه یار همسرش است نه باری بر دوش همسرش
زنان ما در برابر تجملات خويشتندارند وخوشگذرانيها و هوسهاي زودگذر و تسليم شدن به احساسات بيبنياد و بيريشه را سر میبرند تا بتوانند محیط را برای فرزندان و جامعه به بهشت تبدیل کنند.
زنان مسلمان ايراني در دنياي امروز رسالتي عظيم بر عهده دارند و به عنوان الگوي زنان جهان پيام متعالي خود را در عرصههاي مختلف بشري به گوش جهانيان می رسانند.
#زن_الگوی_سوم_جهان
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
جنگ ارادهها؛ بازخوانی یک مفهوم بنیادین در گفتمان مقاومت
✍م. میرزاده
در بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب، با تمرکز بر ابعاد غیرنظامیِ پایداری ملت ایران در مواجهه با ائتلاف دشمن، از «اراده»، «اعتماد به نفس» و «عزم ملی» بهمثابه عناصر مهم این مقاومت یاد شد:
«این کار بزرگ از جنس عملیات نبود، از جنس اراده بود... اینکه یک ملت در خودش این اعتماد به نفْس را ملاحظه کند که آماده است با قدرت آمریکا و سگ زنجیریاش در منطقه... سینه به سینه بشود... نفسِ این اراده... یک ارزش بسیار بسیار مهمی است.»
این تعبیر، ما را به یکی از مفاهیم محوری در ادبیات استراتژیک مقاومت میبرد: "جنگ، بیش و پیش از آنکه نبرد اسلحهها باشد، میدان مبارزه ارادههاست."
در ادبیات راهبردی مقاومت، آنچه «پیروزی» را رقم میزند، نه لزوماً برتری در سختافزار، بلکه پایداری در نرمافزار ارادههاست؛ با چنین نظریهای یک بازتعریف فرهنگی- مقاومتی میتوان ارائه داد: پیروزی، ادامهی دفاع از هویّت است، با ابزارهایی چون ایمان، توکّل و اراده.
در این تحلیل، "اراده ملتها" نه صرفاً یک امر روانشناختی، بلکه مؤلفهای از قدرت ملّی تلقی میشود. بدین معنا، مقاومت امروز ملّت ایران، جلوهای از یک برتری نوین قدرت در عرصه منطقهای است؛ برتریای که در کنار تسلیحات نظامی بهمراه اراده و ایمان، وزنه را به نفع جبهه مقاومت برمیگرداند.
به بیان دیگر، رهبر فرزانه انقلاب با تمرکز بر اراده، در حال ارائهی پارادایم جدیدی از مفهوم قدرت است؛ پارادایمی که در آن "باقیماندن بر موضع حق" خود نوعی پیروزی است.
این منطق، ریشه در متن دین دارد. عاشورا، اوج تجلی این مفهوم است. آنجا که امام حسین علیهالسلام در برابر سپاهی چند دههزار نفری ایستاد، نه با عِدّه و عُدّه کافی، بلکه با یقین و استقامت. آنجا نیز پیروزی، در غلبه ارادهی حق بر باطل رقم خورد.
امروز هم جنگ، جنگ ارادههاست.
و پیروزی، نه صرفا با تجهیزات، که با بصیرت، صبر و ایمان به وعده الهی رقم خواهد خورد.
اکنون که در نقطهای سرنوشتساز از تاریخ ایستادهایم، شاید مهمترین وظیفه، پاسداشت همین معنا باشد: پای «اراده»ای بایستیم که رهبرمان پایِ آن ایستادهاند؛
این بزرگ مرد، با اراده، پایِ کارِ ایرانِ اسلامی ایستاده است....
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
زینب یک رسانه بی بدیل، در دنیای رسانه ها
✍معصومه فاطمی
اسرا در مجلس ابن زیاد وارد شدند. تحقیر و تمسخر حضرت زینب را آغاز کردند ، حضرت زینب، بدون ترس و واهمه قیام می کند،، عمرو بن حریث می گوید : «او زن است و زنان به سخنانشان بازخواست نمی شوند!» او گفت، تا آتش تبیین اانقلابی، حضرت زینب را خاموش کند اما خردمندی انقلابی زینب به جای پرداختن به آنچه حواشی است معطوف به پرداختن به مسئله است. زینب مساله را تبیین قیام حسینی می بیند ، زینب به جای دخیل کردن احساسات شخصی و تحقیر های دشمن به شخص خودش ، عقلانیت انقلابی را مسیر قرار می دهد. صبر انقلابی زینب، حق را از باطل تمیز می دهد و مساله را را فدای نامساله نمی کند ابن زیاد برای اینکه احساسات حضرت زینب را تحریک کند، می گوید: «کار خدا را با برادر و اهل بیت خود چگونه دیدی؟»زینب سلام الله علیها می گوید :«جز زیبایی ندیدم! آنان گروهی بودند که خداوند شهادت را برایشان مقدر فرموده بود پس به سوی آرامگاهشان شتافتند. به زودی خداوند میان تو و آنان جمع خواهد کرد و آنان با تو مخاصمه و احتجاج خواهند نمود، آن گاه خواهی دید که پیروز و رستگار کیست. ای زاده مرجانه» به یزید هم فرمودند: «به خداسوگند [با همه این تلاش ها] یاد ما را [از خاطره ها] محو نخواهی کرد و [چراغ] وحی ما را خاموش نتوانی نمود و به موقعیت و جایگاه ما آسیب نخواهی رساند. هرگز لکّه ننگ این کار، از تو پاک نخواهد شد. رای و نظرت سست و زمان دولت تو اندک است و جمعیت تو به پراکندگی خواهد انجامید »ابن مرجانه، و یزید، معنای این جملات حضرت زینب را متوجه نشدند، ولی تاریخ 1400 سال است که می داند، آنکه پیروز میدان است، فرزندان حسین است. که هنوز علم شان بر زمین نیفتاده است.
زینب کبری، در نیم روز، به اندازه ی نیم قرن مصیبت را تجریه کرده بود، در چند روز تیمار داری و اسارت، مصیبت های زیادی را تجریه کرده بود، در تاریخ آمده شب پیش از عاشورا، حضرت زینب وقتی صدای اباعبدالله را در مورد مصیبت، روز عاشورا شنید سراسیمه از خیمه بیرون آمد، بی تاب شد و... اما پس از واقعه عاشورا و به وقت تبیین، احساسات و بغض ها را تبدیل به خردمندی می کند، به جای آنکه زمین و زمان را برای خود باخته ببینید، آنچه محقق شده را پیروزی می بیند، زیرا در جدال حق و ظلم، وقتی حق همه ی داشته هایش را به میدان می آورد پیروز است، حتی اگر در برابر جبهه ی ظلم کاستی هایی داشته باشد، حتی اگر نتیجه به ظواهر مادی شکست باشد! « وینصرک الله نصرا عزیزا / فتح .3» ناامید نشدن و پیروز دانستن، نتیجه فهم عمیق دین ، آشنایی با قواعد و سنن الهی و تسلط بر نفس و خردمندی است.
رهبر انقلاب در وصف خردمندی حضرت زینب می فرمایند:«زینب کبری (سلام الله علیها) ... نشان داد... اینکه زن میتواند قلّهی بلندی باشد از خردمندی و تدبیر... این رفتاری که در دوران اسارت کرد حقیقتاً شگفتآور است؛ عقیدهی من این است که روی جزءجزء این رفتار بایستی ما مطالعه کنیم، تأمّل کنیم، بنویسیم، بگوییم، اثر هنری تولید کنیم؛ شوخی است؟» رسانه اگر بر محور خردمندی نباشد دچار نا امیدی ، عدم فهم دقیق و تشویش اذهان است.
زینب سلام الله علیها در خطابه های خود بر روی موضوعاتی به تبیین می پردازد که مسئله اصلی رسانه ی دشمن است، دشمنان؛ خود را محور حق و باطل و وفاق می دانستند و امام حسین را افرادی می دانستند که از دین خروج کرده است، دشمنان خود را پیروز میدان می دانستند و سال ها با انحراف افکار عمومی، تحریف را مسیر قرار داده بودند و... حضرت زینب با اشراف و آگاهی از خط رسانه ای دشمن این شبهات را پاسخ می دهند. تبیینی که فقط صرف آگاهی نبود بلکه مبدای برای کنش ها و قیام های توابین شد، زیرا بر اساس حقیقت ، فطرت، امیدواری و خردمندی بود.
رسانه انقلابی، به دور از حاشیه پردازی، احساسات و تنفرهای شخصی، تبیین گر است، به جای آنکه به تبیین خودش بپردازد به تبیین مسائل مهم می پردازد، بغض او برای اهداف الهی است اما از بغض خود، زبان تبیین گر خود، در راستای هدف استفاده می کند و خردمندی و عقلانیت روش تبیین اوست تا دل های خفته را بتواند بیدار کند. نه اینکه نزاعها و احساسات، را برانگیزد بدون اینکه عقلی رشده کرده باشد.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
سفیر لبخند ملی
تازه خورشید طلوع کرده بود که پرندهی زیبا و عجیبی برلب بالکن نشست .
وفقط خیره به اهل خانه نگاه می کرد.مرد خانه تازه پر کشیده بود،در اوایل جنگ دوازده روزه .
آقای نجفی نیروی پدافند ارتش قم بود.
که تا جانداشت زیر آفتاب داغ و سوزان فردو تلاش کرد که از دستاوردهای این آب و خاک حفاظت کند از تکتک تجهیزاتی که با هزاران خوندل و شب بیداری
ایجاد شده بود.او میدانست دنیا از آن کسانیست که فناوری هستهای داشته باشند .
هستهی شیرین خانوادهاش از هم پاشید تا ما تلخکام نباشیم .
شفای برخی بیماران ما وابسته به فناوری هستهای میباشد.دخترنوجوانش از غم به خود پیچید تا ما از درد به خود نپیچیم.
آه آن پرنده...
آن پرنده که روی بالکن آمده بود، آب و دانه نمیخورد؛ یک شبانه روز فقط خیره بود به اهل خانه! آمده بود برای آرامش اهل خانه. زیرا فرزندان این شهید آنقدر به ایشان وابسته بودند که تا نزدیک پادگان، پدرشان را بدرقه کردند و آب در پشت سر بابا ریختندتا شاید برگردد.اسماء دخترش پس از شهادت پدر،خیلی بیتابی می کرد .
پرنده آمده بود تا به آنها تسلی دهد؛
انگار سفیر بهشت بود.
سفیر همدلی!
🔹در کنار پدافند ارتش و سپاه پدافند دیگری هم فعال بود ،البته در دلها ،یک رابطهی همدلانه میان یک امت به پهنای زمین از ونزوئلا تا شرقیترین نقطهی عالم
از تبریز تا زاهدان از مشهد تا اهواز
با هر زبان و گویش و مذهب و مکتبی
حقانیت ایران را فریاد میزدند.
این پدافندی نبود به غیر از پدافند همدلی
همانکه رهبر عزیزمان فرمود:
« مردم با ظاهرهای گوناگون و جهتگیریهای سیاسی گوناگون و وزن مذهبی متفاوت پای ایران عزیز آمدند. همه این اتحاد ملی را حفظ کنند.
ایشان فرمودند:
من حرفم این است، این را حفظ کنید، این را نگه دارند، همه، روزنامهنگار یکجور، قاضی یکجور، مسئول دولتی یکجور، روحانی یکجور، امام جمعه یکجور؛ هر کسی یک وظیفهای دارد در قبال این حالت، این را نگه دارند. این با اختلاف سلیقهی سیاسی منافات ندارد، با اختلاف و زن مذهبی منافات ندارد. این در کنار هم ایستادنِ برای دفاع از یک حقیقت است، دفاع از کشور است، دفاع از نظام است، دفاع از ایران عزیز است.» ۱۴۰۴/۰۴/۲۵
اکنون روایت کن
قلم بزن
حرف بزن!
بگو با نزدیکان و دوستان ازهشت سال جنگ تحمیلی، از صفهای بلند نفت. از صدای آژیری که نیمه شب در گوشت می پیچید.
از نداشتن نیروی قوی پدافند سپاه و ارتش!
از جنگیدن با دستان خالی .
و از اینکه ایران پر از نیروی پدافند همدلی بود ؛ پدافند لبخند و امید که هر لحظه در دلها فعال می شد .
از چای شیرین صبحانه که دلخوشی اش نان و پنیر بود.از خنده هایمان زیر چادرهای اردوگاه.
....و امروز
آن پرنده ، آمده است برای همدلی
سفیر لبخند است..
سفیر امید!
✍طاهرهموحدیپور
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
💠 مقاومت یا ذلت
تا پارسال جمع همه عربهای خائن جمع بود و جولانیاش کم بود! امسال او هم ننگ تطبیع(عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی) را پذیرفت و به معاهده آبراهام پیوست. حالا دیگر عکس جولانی هم به کلکسیون بیغیرتها و فلسطین فروشها اضافه شده.
امروز که برای بار چندم اسرائیل، سوریهی جولانی را بمباران کرد یاد این عکس افتادم. من اسم این عکس را میگذارم «ذلة و سلة»؛ همان واژه کلیدی در کلام امام حسین(ع) که بعدش فرمود: هیهات منا الذلة.
قانون تاریخ این است که هر چه بیشتر در مقابل طاغوت سر خم کنی، ضعیفتر و ذلیلتر میشوی! هم اهالی کوفه بعد از صلح ساباتِ امام حسن(ع) غارات را دیدند؛ هم اهالی مدینه بعد از سازش با یزید، واقعه حَرّه را...
حالا میبینیم که سوریه بعد از کنار گذاشتن مقاومت چگونه وزارت دفاع و کلیه زیرساختهای نظامیاش بمباران و تمام عزت و شرف و اقتدارش خاکستر شد.
وطن بدون دفاع مثل خانه بدون حصار است. و دنیای امروز دنیای گفتوگو نیست. اصلا کشورها را ضعیف میکنند تا حرفی برای گفتن نداشته باشند؛ تا ملتها را به بردگی بکشند.
و مدام باید یادآوری کرد که اسرائیل سگ هار غربیها در منطقه است. چه صلح کنی و چه مقاومت، اگر دستش برسد حتما به سراغت میآید و بیچارهات میکند. فقط باید خودت را قوی و دست او را قطع کنی. باید سعی کنی درگیری را به خارج از مرزهایت بکشی و دشمن را با راهبردهای نظامی، اقتصادی و دیپلماسی ضعیفتر کنی.
تنها راه مردم منطقه همین است؛
مقاومت...
✍فاطمه ابنعلی
#اسرائیل
#سوریه
#جهاد_تبیین
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
در این معرکه عشق خدایا شکرت
که تو با مایی و او رهبر ماست
تا که دل قرص به او ست،
صاحب عصر هم با ماست
از همین همراهی ست
که ز دشمن نهراسیم
وین ره عشق سرو جان دهیم
إِنَّ مَعِيَ رَبّي📖✨️🌱
👈 نقش انگشتری حضرت آیتالله خامنهای در دیدار امروز ۲۵ تیر ۱۴۰۴
✏️ رهبر انقلاب اسلامی: «جمهوری اسلامی با اتّکاء به قدرت الهی و با باور کردن قدرت حضور مردم، از هیچ قدرتی در دنیا هراس ندارد. اگر کسی به تقلید از روحیّههای ضعیف بنیاسرائیل میگوید که «اِنّا لَمُدرَکون» -حالا به ما میرسند و پدر ما را در میآورند- ما هم به تقلید از حضرت موسی عرض میکنیم که «کَلّا اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین».» ۱۳۹۵/۰۹/۰۳
#زهراارجمندشکوری
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
یکی دو قدم تا انقراض!
بس که حرف زدم، لبهایم از نفس افتادند. فنجان دورطلاییام را برداشتم و راه افتادم سمت آبدارخانه. از اتاق دو که رد میشدم، دو نقطه سفیدی که میان تاریکی میدرخشید، خشکم کرد. سرک کشیدم.
- سلام. کاری دارین؟ خوابیده.
سر برگرداندم. مهشاد بود؛ یکی از همکاران جدید. لبخند زدم و اشاره کردم به زنی که روی تکتختِ اتاق، به خود میپیچید.
- نه بابا بیداره. خودم دیدم.
سرش را خم کرد و تکانی داد.
- پس تازه بلند شده. از اول شیفت هر چی بهش آموزش میدم، انگار دارم با دیوار حرف میزنم. خسته شدم. اومدم بیرون. اونم از خداخواسته، گرفت خوابید!
وقتی از اتاق سه رد شدم، لبخند بر لبهایم ماسید! چند قدم برگشتم. «الله اکبر!»
چای را بیخیال شدم. فنجان خالی را گذاشتم روی استیشن. نشستم پشت مانیتور و نگاهی به لیست بیماران انداختم.
تعدادشان زیاد بود. یک برگه پیدا کردم و نوشتم: «اتاق یک افغانی، اتاق دو نیجریه، اتاق سه نیجریه، اتاق چهار نیجریه...»
سرم به دنگ دنگ افتاد. از دوازده مادر بارداری که داشتیم، فقط سه نفرشان از تبار سلمان بودند و بقیه هندی و پاکستانی و افغانی و نیجریه و ...
مشغول دو دو تا چهارتا بودم که تلفن بخش زنگ خورد. همکارم گوشی را برداشت.
به جای زبان، دیگر اعضای صورت شروع کردند به داد و هوار. ابروها قیام کردند و خودشان به تنهایی «نه بابا! واقعاً!» را فریاد کشیدند! گوشی را که زمین گذاشت دستی به دور دهانش کشید و «بسم الله» غلیظی گفت. پرسیدم: «مریض میارن؟ چی هست؟»
هنوز حرفم تمام نشده بود که شاهد از غیب رسید! از ویلچر که بلند شد صدای «آخیش! راحت شدم.» از صندلی چرخدار بلند شد! پااردکی سمت ما آمد.
همکار اورژانس شروع کرد به شرح بیمار: «خانوم 33 ساله، گِرَوید 21، پارا دوازده، اَبورت هشت، دِس یازده، لیو یک، 37 هفته ...!»
دهانم جمع نمیشد هیچ، با هر کلمه زهرا بیشتر هم باز میشد.
- مطمئنی؟!
- آره به خدا! اینم پروندهش.
رو کردم به زن که یک لبخند کوچک روی صورت بیش از حد گِردش پهن شده بود.
- مامان چنتا بچه تو خونه داری؟
لبهای گوشتی رنگپریدهاش کش آمد و با لهجه جواب داد: «یَکی» دنبال انگشتان دست و پاهایم گشتم. کم آوردم. دستهایم را چندبار تکان دادم وگفتم: «یعنی بیست و یک بار حامله شدی؛ فقط یکیش زندهس؟!» سرش را زیر انداخت.
همکارم یک قدمی زن ایستاد و خیره شد به چشمان بادامی زن.
- مامان مطمئنی؟ دوازده بار زایمان کردی و همشونم، به جز یکی مُردن؟!
سرش را تکان داد و با انگشتان کوتاه تپلش نشان داد که تازه هشت بار هم سقط داشته است!
هر جور با دوستان حساب کردیم که با این سن و سال کم چطور میشود؟ عقلمان به جایی نرسید.
فرو رفتم توی لاک خودم. در پس و پشت لاک، تصویر خانم همسایه را دیدم که وقتی یکبار برای درمان ناباروری اقدام کرد خسته شد و خودش را برای همیشه از نعمت مادرشدن محروم کرد.
آنطرفتر دوستم نرگس را دیدم که وقتی بارداری سوّمش سقط شد، قید درآغوشگرفتن رحمت الهی و عشق بینظیر مادری را زد.
یاد فامیلهای دور و نزدیکمان افتادم که به داشتن تنها یک وارث از نسلشان افتخار میکنند و آنقدر خستهاند که حال آوردن دوّمی را هم ندارند چه برسد به سوّمی و چندمی!
یاد چندین دختر و پسر معصوم محله افتادم که بهار زندگیشان رو به خزان است و انگار هیچکس به فکرشان نیست.
سرم گیج رفت. روی صندلی ولو شدم. چشمم به برگه روی میز و نوشتههایم افتاد. سرم را بین دو دستم گرفتم و به یک یک سلولها التماس کردم کمی آرام بگیرند. نفس داغم را پرت کردم بیرون. مغزم داشت ذوب میشد. در همین بیمارستان خودمان، آمار تولّد نصف شده و حالا یک حقیقت وحشتناک دیگری در حال وقوع بود که هیچکس متوجه آن نبود: «اینکه از این نرخ تولّد ناچیز، کمتر از نصف، مربوط به ایرانیهاست!!»
لرز به جانم افتاد. نیمه شب بود؛ وگرنه یک بلندگو دست میگرفتم و فریاد میزدم:
«سگ و گربه و یوزپلنگ ایرانی را رها کنید؛ نسل انسان ایرانی باهوش و زیبا رو به انقراض است. این را کسی میگوید که نه سیاستگذار است که فقط حرف بزند، نه خارج گود؛ بلکه کارشناس ماماییست که درست وسط گود، در بیمارستانی خدمت میکند که تازه آمارش نسبت به خیلی از شهرهای ایران بالاتر است.»
گوشی را دستم گرفتم و خطاب به ملّت ایران نوشتم:
«خانمها! آقایان! ایرانیان عزیز و پرافتخار! بدون تعارف، ما داریم منقرض میشویم. دیگر لازم نیست کسی به ما حمله کند. ما خودمان به تنهایی تیشه خوشتراشی دست گرفتهایم و بر تنه تنومند ایران پراقتدار ضربه میزنیم. خیلی زود، دیر میشود. لطفاً ایران را دریابید.»
✍️ پهلوانی قمی
https://eitaa.com/pahlevaniqomi
#برای_ایران_لطفا_نشر_حداکثری
#جمعیت
#ازدواج_جوانان
#انقراض_کهنترین_تمدن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🌱«باران که در لطافت طبعش خلاف نیست»
✍به قلم طیبه فرید
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا(۸۲/إسرا)
بعد هر دیدار هنوز درِ حسینیه امام خمینی بسته نشده کانال ها و گروه ها پُر می شود از بخش هایی از سخنرانی رهبر انقلاب. هر کسی به فراخور تحلیل هایی که دارد برای تأکیدِ درستی حرف هایی که زده یا جورهایی که فکر کرده از کلام آقا شاهد مثال می آورد. سخنرانی دیروز هم ازین رفتار در امان نبود. آن ها که این ایام به اسم حفظ وحدت با آرایش «ان ربک لب المرصاد» در کمینگاه ایستاده بودند و تا کسی نقدی می نوشت او را فی الجمله به حرف نزدن و سکوت دعوت می کردند آن قسمت صحبت ها را مصرف می کردند که درباره« مضرّات کم صبری منتقدین» بود. انگار که هر نقدی مترادف کم صبری است. آن ها هم که به اسم نقد هر عبارتی را خرج کرده بودند حتی فحش و تهدید، روی عبارت «جهت گیری در دیپلماسی» کلید کردند. حساب نشانه شناس هایی که مهم ترین اتفاق دیروز را عبارت حکاکی شده روی نگین انگشتری رهبر انقلاب دیدند هم بماند که «ان معی ربی سیهدین»
اما چیزی که از سخنرانی دیروز رهبری به حاشیه رفت مطالبه گری قضات کشور از دادگاه های بینالمللی درباره جنایت اسرائیل علیه ایران، نقد با مطالعه و حفظ انسجام برخواسته از رفتار مردم و.... بود.
کلام رهبری شرح و تفسیر فقیهانه از قرآن است. خدا در قرآن تعارف های مرسوم را کنار زده و صادقانه گفته«حرف های من هم می تواند موجب انحراف باشد اگر....» یعنی قرآن همان قدر که موجب شفای صدور مومنین است می تواند موجب گمراهی نفوس مستعد باشد. برخورد سلیقه ای و انتخاب بخش هایی از کلام مبتنی بر وحی و نادیده گرفتن بقیه قسمت ها، تحلیل های ذوقی، و حتی نیت های ناخالص در مصرف این کلمات از مصادیق بدفهمی و کم لطفی و ظلم در حق اصل مطلب است که «باران که در لطافت طبعش خلاف نیست/ در باغ لاله روید و در شوره زاره خس»
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
اربعین، روایتی مردمی از تمدنسازی
✍نجمه صالحی
اربعین حماسهی ظهور و پایگاه یاوران آخرین موعود است و عجیب عطر انتظار در میان عمودها به مشام میرسد!
اربعین تنها یک پیادهروی نیست؛ روایتی از زندگی است، آنهم به زبان مردم. در روزگاری که روایتهای رسمی بسیاری از اصالت تهی شدهاند، راهپیمایی اربعین، بهویژه با مشارکت مردمی در همه عرصهها، از نو ثابت میکند که میتوان بدون تکیه بر ساختارهای رسمی، یک تمدن زنده و در حال گسترش را ساخت.
در این مسیر رنگ و نژاد معنایی ندارد. همه جا پر از انسانهای دلدادهای است که دل به دریای عشق حسین علیهالسلام دادهاند و در مسیر این خیل عظیم با قصد یکی شدن، در حرکت هستند.
پنجشنبه و جمعه ۲۶و ۲۷ تیر ۱۴۰۴، دهمین گردهمایی فعالان مردمی اربعین که از ۳۶ استان کشور، با حضور صدها کنشگر فرهنگی، رسانهای، موکبدار، کامیوندار و هنرمند در شهر مقدس قم برگزار میشود، صحنهای از همین تمدنسازی مردمی است. این گردهمایی نه صرفاً یک نشست سالانه، بلکه بازتابی از عمق و گستردگی جریان مردمی اربعین است.
حرکت میلیونی اربعین، اگرچه از دل سنت و ایمان برمیخیزد، اما در بطن خود، زندهترین میدان نوآوریهای اجتماعی است؛ جایی که مردم، بدون تکیه بر ساختارهای رسمی، برای مسائل واقعی راهحلهای خلاقانه میسازند.
دهمین گردهمایی فعالان مردمی اربعین در قم، تصویری زنده از این نوآوریها شد؛ از تأمین مالی داوطلبانه شرکتکنندگان تا شکلگیری موکبهای تخصصی گفتوگو، از طرحهای فرهنگی خلاقانه تا ابتکارات رسانهای در بطن روایت اربعین.
نخستین وجه این مردمیبودن، در ساختار مالی و اجرایی گردهمایی آشکار شد. شرکتکنندگان با پرداخت مبلغ ثبتنام، خود بخشی از هزینهها را بر دوش کشیدند و موکبهای مردمی، مسئولیت اطعام و پذیرایی را به عهده گرفتند. این یعنی اربعین فقط رویدادی برای مردم نیست؛ بلکه بهدست خود مردم اداره میشود.
اما گستردگی مشارکت تنها به سطح اجرا محدود نمیماند. بیش از پنجاه عرصه تخصصی مردمی در این جریان شناسایی شده است؛ از رسانه و حملونقل و آموزش گرفته تا هنر، زنان، کودک، و حتی فناوریهای دانشبنیان. این تنوع، نشاندهنده بلوغ و افقی تمدنی برای حرکت اربعین است؛ حرکتی که توانسته است نیازهای پیچیده یک جامعه در حال حرکت را پاسخ دهد، بدون آنکه گرفتار بوروکراسی شود.
در جلسه نشست خبری، یکی از مهمترین جلوههای این بلوغ مردمی، توجه به عرصه رسانه معرفی شد. پیشنهاد تشکیل «موکب رسانهای» متشکل از خبرنگاران مردمی و فعالان روایتگری، گامی مهم در جهت تثبیت روایت صحیح و درونزا از اربعین بیان شد. وقتی روایتگری از دل خود مردم برمیخیزد، دیگر سانسور و تحریف راهی ندارد. بهویژه در زمانهای که رسانههای جهانی تلاش دارند حقیقت اربعین را یا سانسور کنند یا تحقیر.
همچنین طرحهایی چون «نایبالشهید» و «نایبالولایت» که در آن زائران به نیابت از یک شهید و رهبر معظم انقلاب قدم در مسیر کربلا میگذارند، بُعدی معنوی و وحدتآفرین به این حرکت معرفی گردید. این طرحها نه از بالا طراحی شدهاند، نه از بیرون؛ بلکه حاصل خلاقیت و دغدغههای خود مردماند.
در حاشیه این گردهمایی، موکبهایی با رویکرد گفتوگوی تخصصی نیز برگزار میشود؛ از جنگ نرم گرفته تا عملیات فرهنگی، اقتصاد مقاومتی و مواجهه با رژیم صهیونیستی. اینها نشان میدهد که اربعین، فقط یک مناسک عبادی نیست؛ بلکه عرصهای برای تضارب اندیشه، تبادل تجربه و بازتعریف کنشگری در جهان اسلام است.
در گردهمایی قرار است یاد و نام شهدایی که در راه روایت حقیقت و پشتیبانی از این جریان جان باختهاند، گرامی داشته شود؛ بهویژه خانواده شهید حاج رمضان ایزدی و خبرنگاران شهید رسانه ملی. این تجلیل، نه یک رسم تشریفاتی، بلکه بخشی از پاسداشت حافظان هویت اربعین است.
گردهمایی امسال، با تمام شکوه و تنوعش، تنها یک پیام روشن دارد: اربعین، الگویی واقعی از مدیریت و تمدنسازی مردمی است. الگویی که اگر جدی گرفته شود، میتواند الهامبخش بازسازی اجتماعی و فرهنگی جهان اسلام باشد. تمدنی که با پای پیاده آغاز شد، اما میتواند افقهای بلند وحدت، معنویت و عدالت را درنوردد.
امام صادق عليه السلام :
بَكَتِ السَّماءُ عَلَى الحُسَين #أربَعينَ يَوما بالدَّم
آسمان چهل روز بر حسين عليه السلام، خون گريه كرد!
*مناقب آل أبى طالب، جلد3،صفحه212.
پ.ن: «دهمین گردهمایی ملی فعالان مردمی اربعین و دهمین همایش ملی هیئتهای حسینی فعال در عرصهی اربعینبا محور مبارزه با رژیم صهیونی»،
در روزهای پنجشنبه و جمعه ۲۶ و ۲۷ تیرماه در قم برگزار میشود.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
رسانههای مردمی؛ صدای بیواسطهی اربعین
✍هاشمی
در حاشیه دهمین گردهمایی فعالان مردمی اربعین در قم، پیشنهاد راهاندازی یک «موکب رسانهای» از سوی خبرنگاران و فعالان جبهه فرهنگی مطرح شد؛ ایدهای که اگرچه در نگاه اول ساده مینماید، اما در دل خود، یک تحول راهبردی در روایتگری اجتماعی را رقم میزند: رسانه از مردم، برای مردم و با مردم.
اربعین، بزرگترین گردهمایی دینی-اجتماعی جهان اسلام است؛ اما تا همین چند سال پیش، روایت آن یا از سوی رسانههای رسمی با زبانی خشک و یکسویه انجام میشد، یا توسط رسانههای معاند با تحریف و سانسور همراه بود. در این میان، رسانههای مردمی -شامل خبرنگاران مستقل، فعالان فضای مجازی، هنرمندان، و حتی زائرانی که از مسیر راه، روایت تصویری یا متنی تولید میکنند– نقشی حیاتی در شکستن این دوگانه و ساختن روایتی زنده و مؤثر از اربعین ایفا کردهاند.
در گردهمایی امسال، فعالان اربعینی از لزوم ایجاد سازوکاری پایدار برای این رسانههای مردمی گفتند؛ سازوکاری که بتواند هم آموزش بدهد، هم هماهنگ کند، و هم صدای روایتگران مخلص و میدانی را تقویت کند. موکب رسانهای، اگر شکل بگیرد، میتواند به مرکز تولید محتوای زنده، تحلیل میدانی، انتقال تجربه، و بازنشر حقیقت در میدانهای فیزیکی و مجازی بدل شود.
مردمیبودن گردهمایی فعالان اربعین، درست مانند خود این حرکت، در همه ابعاد مشهود است: از ثبتنام داوطلبانه شرکتکنندگان، تا اطعام موکبها، و حتی پشتیبانی کامیونداران برای انتقال تجهیزات. در چنین بستری، رسانه هم نمیتواند دولتی و فرمایشی باشد. باید «مردمی» بماند؛ یعنی برخاسته از تجربه زیسته، وفادار به واقعیت، و فارغ از ملاحظات سیاسی و تبلیغاتی.
در اربعین ۱۴۰۴، طرحهایی چون «نایبالشهید» و «نایبالولایت» نیز ظرفیتهای عظیمی برای رسانهسازی مردمی در اختیار قرار میدهند؛ چرا که هر زائر، میتواند خود یک روایتگر باشد: کسی که با قدمهایش، پیامی از ایثار، ولایت، و امت واحده را به جهان مخابره میکند.
همچنین طرح «اجتماع احرارالعالم» که از حرم امام حسین(ع) تا مسیر قدس برگزار خواهد شد، نقطه طلایی دیگری برای رسانههای مردمی است تا با زبان تصویر، کلمه و دل، صدای مظلومیت و امید امت اسلامی را به گوش جهانیان برسانند.
نقش رسانه در اربعین، دیگر صرفاً یک ابزار جانبی نیست؛ بلکه خود بخشی از بطن حرکت است. جنگ روایتها، از همینجا آغاز میشود.
اگر رسانههای مردمی، سازماندهی، آموزش و پشتیبانی شوند، میتوانند بخش بزرگی از بار روایت اربعین را در عرصه ملی و بینالمللی به دوش بکشند؛ آنهم نه با صدای رسمی و یکنواخت، بلکه با هزاران روایت زنده، متکثر، واقعی و ایمانمحور. این دقیقاً همان چیزی است که دشمن از آن میترسد: صدای مردم، بیواسطه، از میدان.
پ.ن: «دهمین گردهمایی ملی فعالان مردمی اربعین و دهمین همایش ملی هیئتهای حسینی فعال در عرصهی اربعینبا محور مبارزه با رژیم صهیونی»،
در روزهای پنجشنبه و جمعه ۲۶ و ۲۷ تیرماه در قم برگزار میشود.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI