eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
302 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 ده پرسش مهم از زندگی و امامت امام سجاد (ع) به همراه پاسخ‌های کوتاه ➖➖➖ 1️⃣ چرا امام سجاد از قیام‌های زمان خود حمایت نکرد؟ پاسخ: به دلیل شرایط بحرانی و عدم آمادگی جامعه، حمایت از قیام‌ها نتیجه‌ای جز شکست و ضربه به اسلام نداشت. ایشان به جای قیام مسلحانه، راه تبیین و روشنگری را برگزیدند. 2️⃣ مادر امام سجاد (ع) چه کسی بود؟ پاسخ: بانویی از خاندان اصیل ایرانی به نام شهربانو که در زمان تولد امام از دنیا رفت. 3️⃣ آیا مزار بی‌بی شهربانو در نزدیکی تهران اصالت دارد؟ پاسخ: خیر، این مزار مربوط به دوران پیش از اسلام است و ارتباطی با مادر امام سجاد (ع) ندارد. 4️⃣ آیا اگر حضرت علی اکبر شهید نمی‌شدند امام بعدی بودند؟ پاسخ: خیر، طبق روایات، امامت امام سجاد (ع) از قبل مشخص شده بود. 5️⃣ نظر محمد حنفیه درباره امامت امام سجاد چه بود؟ پاسخ: پس از مشاهده کرامتی از امام در کنار حجرالاسود، به امامت ایشان اعتراف و از ایشان تبعیت می‌کرد. 6️⃣ موضع امام درباره قیام مختار چه بود؟ پاسخ: طبق شواهد تاریخی، امام با قیام مختار موافق بودند اما به دلیل تقیه آشکارا حمایت نمی‌کردند. 7️⃣ چرا امام در کربلا بیمار بودند؟ پاسخ: بیماری امام طبیعی بود و شاید حکمتی الهی برای حفظ جان ایشان و تداوم امامت بود. 8️⃣ موضع امام در واقعه حَرّه چه بود؟ پاسخ: امام حرکت آنان را تخطئه نکرد اما به دلیل عدم ماهیت شیعی قیام و نفوذ افراد جاه‌طلب، در آن شرکت نکردند. 9️⃣ روش امام در تعامل با شیعیان چگونه بود؟ پاسخ: از طریق دعا، نیایش، تربیت شاگردان و ارتباط نزدیک با مردم به هدایت جامعه می‌پرداختند. 🔟 امام سجاد (ع) توسط کدام خلیفه به شهادت رسیدند؟ پاسخ: با شش زمام‌دار هم‌عصر بود و زمان هشام بن عبدالملک در سن ۵۷ سالگی با شربت مسموم به شهادت رسیدند. 📎 پاسخ تفصیلی + منابع @HawzahNews / خبرگزاری‌حوزه
فرزندآوری؛ ضرورتی فراموش‌شده در مسیر آینده ایران ✍🏻 زهرا کبیری پور در روزگاری نه‌چندان دور، خانواده‌های پرجمعیت نمادی از گرمی، امید و تداوم نسل‌ها بودند. امروز اما با تغییرات گسترده‌ی سبک زندگی، مشکلات اقتصادی و گاه برداشت‌های نادرست فرهنگی، جامعه‌ی ما در آستانه‌ی بحرانی جدی به نام «کاهش جمعیت» و «سالمندی» قرار گرفته است؛ بحرانی که نه تنها آینده‌ی اقتصادی و اجتماعی کشور را تهدید می‌کند، بلکه بنیان فرهنگی و تمدنی ما را نیز در معرض فروپاشی قرار می‌دهد. همه‌ی ما می‌دانیم که بسیاری از خانواده‌ها تمایل به داشتن فرزند دارند، اما مشکلات مختلفی باعث می‌شود این تصمیم به تعویق بیفتد. در حالی که به تعویق انداختن فرزندآوری، از یک جایی به بعد به معنای از دست رفتن کامل این فرصت است. نکته‌ی مهم اینجاست که مشوق‌های مالی به‌تنهایی نمی‌توانند مشکل را حل کنند. آن‌چه خانواده‌ها نیاز دارند، حمایت‌های اجتماعی واقعی و ملموس است. ما اکنون در لبه‌ی پرتگاه قرار داریم. فرصت‌مان اندک است و آینده‌ی کشور در گرو تصمیم‌های امروز ماست. اگرچه مشکلات اقتصادی عامل مهمی در کاهش تمایل به فرزندآوری است، اما نبود زیرساخت‌های اجتماعی حمایتی عامل مهم‌تری به شمار می‌رود. این‌ها چیزهایی نیستند که تنها دولت بتواند فراهم کند؛ بلکه بخش مهمی از آن‌ها می‌تواند توسط خود مردم، توسط جامعه‌ی مسئول و دغدغه‌مند، تأمین شود. اگر ما مسلمان، مذهبی، انقلابی و ایران‌دوست هستیم، باید بدانیم که امروز فرزندآوری، وظیفه‌ی درجه‌ی اول زنان متأهل در سن باروری است. نه تحصیلات، نه اشتغال، نه فعالیت فرهنگی و اقتصادی – هیچ‌کدام نباید این وظیفه‌ی حیاتی را تحت‌الشعاع قرار دهند. البته روشن است که فرزندآوری با سایر جنبه‌های زندگی در تضاد نیست، اما نباید از اولویت خارج شود. اما آیا دیگران – آن‌هایی که به هر دلیلی در خط مقدم این جهاد نیستند – وظیفه‌ای ندارند؟ قطعاً دارند. همان‌طور که در دوران دفاع مقدس، مردان در جبهه می‌جنگیدند و زنان در شهرها لباس و کلاه می‌بافتند و غذا تهیه می‌کردند، امروز هم در جهاد فرزندآوری عده‌ای باید نقش پشتیبانی را ایفا کنند. پشتیبانی یعنی درک مادران چندفرزندی. یعنی گفتن اینکه «نهار امروزت با من»، یا «پوشک بچه‌ات را من می‌خرم»، یا «بچه‌ها را بسپار به من، یک ساعت برای خودت وقت بگذار»، حتی همین که در مهمانی‌ها و مجالس، به جای ایراد گرفتن و سرزنش، لبخند بزنیم و تشویق‌شان کنیم، خودش یک گام بزرگ حمایتی است. فرزند کوچک داشتن سخت است؛ از نظر مالی، جسمی و روحی. والدینی که شبانه‌روز از فراغت و استراحت محروم‌اند، نیاز به تکیه‌گاه دارند. اگر ما نتوانیم دست‌شان را بگیریم، چه کسی خواهد گرفت؟ باید باور کنیم که هر کدام از ما در برابر آینده‌ی ایران مسئولیم. یا در خط مقدم هستیم، یا در پشتیبانی. اما بی‌تفاوت بودن دیگر جایز نیست. آینده‌ی این کشور، نسل فردا و دوام فرهنگ ما در گرو همت امروز ماست. ‌ @AFKAREHOWZAVI
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شجاعت خانم سحرامامی به سرعت مرزها را رد کرده است: تصویر زن مسلمان در روزنامه‌ی نیویورک تایمز چاپ شده بدون هیچ هزینه و بودجه‌ی میلیاردی! عالِم عربی روی منبر از ایشان یاد می‌کند و بی‌غیرتی سران‌عرب را با مثال‌ «زن مسلمان انقلابی» شماتت میکند یا در هیئت امام حسین از «شجاعت سحر» شعرها می‌سرایند. همه این مثال‌ها در یک نگاه ساده‌لوحانه و غیردقیق بی‌ربط با زن بودن است؟! حاشا و کلا !! زن انسان سازه همانطور که قرآن، این فرموده‌ی امام«ره» است. شجاعت زن، نفوس انسان هارو درگیر می‌کند، تربیت می‌کند، فضا را شجاعت‌گونه می‌کند، اوَلیت دارد... این خاصیت‌ها از شجاعت‌های مردانه‌ای که در همین جنگ ۱۲ روزه یا در پشت صحنه‌ی همین قاب تلویزیونی که نمایانگر شجاعت خانم سحر امامی بود برنمی‌آید. الحمدلله که روزگاری رو با چشم دیدیم که خط بطلانی کشید بر تفکراتی که سخن حکیمانه‌ی امام راحل در مورد زنان را انتزاعی و تعارف‌گونه می‌دانست.‌ و امروز و غزه... دنیا نیازمند زنان بیدار، شجاع و عصبانی تری برای نجات غزه است.. والله از ما درمورد غزه می‌پرسند همانطور که از نماز و روزه و حجاب و ولایتمان... نجات غزه فقط در گرو دفاع از مظلوم نیست در گرو معادباوری ماست. آه کودکان مظلوم و گرسنه‌‌ی غزه! آه زنان و مردان رنجور و مقاوم فلسطینی.. اف بر ما و شکم های سیرمان باد. ✍کثیری @AFKAREHOWZAVI
┄┅═༅﷽༅═┅┄ به دنیا بگویید غزه گرسنه است ✍کبری خالقی سخنان ابوعبیده سخنگوی جنبش حماس را شنیدم و دیدم که با چشمانی بسیار اندوهگین، از مظلومیت مردم غزه در دل محاصره غذایی می‌گوید و آن را به رُخ علمای جهان اسلام می‌کشد: «آیا امت بزرگ عظیم و با افتخار، توان آن را ندارد که اندکی غذا و آب و دارو به مردمانی گرسنه و در محاصره در نوار غزه برساند؟» این جملات چه داغ بزرگی بر جان‌ها می‌گذارد. گرسنگی و تشنگی در غزه بیداد می‌کند، می‌گویند ۹۰ درصد مردم غزه گرسنه‌اند. این سگ زنجیری شیطان بزرگ، نه تنها در صف مراکز مثلاً توزیع کمک‌های بشردوستانه آمریکایی مردم را به شهادت می‌رساند، بلکه بیشتر آنها را با سلاح گرسنگی به شهادت می‌رساند. «اکنون کودکان فلسطینی، فراتر از بمب و گلوله و موشک، با تشنگی و گرسنگی کشته میشوند؛ خانواده‌های داغدار عزیزان و جوانان و پدران و مادران، روزبه‌روز افزایش می‌یابد.» (پیام امام خامنه‌ای به حجاج بیت‌الله الحرام در ۱۵ خرداد ۱۴۰۴) احمد وائل حمدان (خبرنگار اهل غزه‌) می‌گوید: «موضوع اغراق‌آميز نیست؛ اگر کمک‌ها ظرف ۴۸ ساعت وارد نشود، و در صدر آن شیر خشک کودکان و آرد نباشد، خودتان را برای بزرگ‌ترین جنایت مرگ جمعی در تاریخ آماده کنید!... من خودم به‌شدت احساس ضعف دارم، با اینکه پول دارم اما امروز ساعت‌ها گشتم و چیزی برای خوردن پیدا نکردم... اما برای کودکان... کفن آماده کنید! به دنیا اعلام کنید که غزه گرسنه است... .» با وجود محاصره همه‌جانبه مردم غزه، اما رزمندگان فلسطینی، فریب دغلبازی‌های دشمن به نام مذاکره را نمی‌خورند و همچنان با ایمان و شجاعت مثال زدنی ضربات سنگینی به سگ زنجیری آمریکا که شریک جنایات اوست، وارد می‌کند. یکی از مهم‌ترین میدان‌های یاری به مردم فلسطین به خصوص غزه، میدان دیپلماسی است. امروز آقای عراقچی وزیر خارجه گفتند که: «در دیدار با اروپایی‌ها دستمان پر است؛ زمان دیدار دارد تنظیم می‌شود!!.» از دستگاه امور خارجه انتظار داریم که در این موقعیت حساس و جانکاهِ مردم غزه، در دیدارشان، از تروئیکای اروپایی قاطعانه بخواهند تا رژیم کودک‌کش و سگ زنجیری خود را که به گفته‌ی خودشان کارهای کثیف‌شان را انجام می‌دهد؛ مدتی متوقف کنند تا همه‌ی آزادگان جهان و امت اسلامی یاریگر پیکره‌ی نحیف اما مقاوم و نستوه مردم غزه، در رساندن مواد غذایی به آنها باشند. @AFKAREHOWZAVI
با خاطرات کربلایش روضه می خواند زنجیر حتی با نوایش روضه می خواند یاد علی اکبر به جانش می زد آتش وقتی برای او عبایش روضه می خواند. @AFKAREHOWZAVI
🔖کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب(س) نبود ✍️زینب گودرزی نقش‌آفرینی‌های بزرگش؛ از همان کودکی بعد از حضور مادر، در خانه‌ی امام علی(ع) همه را شگفت‌زده ساخته بود. بدون حسینش(ع) جان نداشت! بی‌شک وصیت‌های مادر و روایت‌ها، از کرب‌و‌بلا، قصه‌ی شب و غصه‌های روزش بود. در بحبوحه‌ی جنگ و نامردی‌های یزیدیان، گوش به‌ فرمان امام زمانش، هر لحظه‌ نقشی ایفا کرد. گاهی به‌ دلداری اهل حرم، گاهی به‌ آماده کردن (آل‌الله) برای رزم، هر لحظه مرهمی برای دردی بود، و تا لحظات آخر جنگ، ولی‌زمانش را تنها نگذاشت. عصر عاشورا و گودال قتلگاه و (تَقَبَّل مِنَّا هَذَاالقُربَان و...) براستی "عقیله‌العرب" بودن برازنده‌ی زینب(سلام‌الله‌ علیها) است که سخت‌ترین شرایط را با عقل و منطق مدیریت، و حجت را بر یزیدیان تمام می‌نماید. آتش کینه و نادانی یزیدیان که خیام را می‌سوزاند جان زینب(س) سپر بلای اهل خیام است. قصه‌ی اسارت؛ دستهای بسته بهم، شتران بی‌جهاز؛ آفتاب سوزان کویر تفتیده ، خار مغیلان و پاهای برهنه‌ی کودکان و زنان داغ‌دیده، قصه‌ی مظلومیتی‌ست، که جز به صبوری و درایت زینب(سلام‌الله علیها) و راهبری او بازماندگان عاشورا سپری نمی‌شد. شکوه یزید و دربار طاغوتیش را، خطبه‌ی علی‌وار زینب(س) در هم شکست. اهل شام را با تبیین زینبی از خواب سنگین غفلت بیدار نمود و چراغ قیام اباعبدالله(ع) را روشن نگه داشت. 🌿السَّلام عَلَى قَلبِ زينبِ الصَّبور🌿 @AFKAREHOWZAVI
«آخرین روزهای زمستان» روزنوشت 📝 طیبه روستا 🇮🇷روزسی‌ونهم،دوشنبه۳٠تیرماه۱۴٠۴ در اتاقک فیزیوتراپی هیچ خبری از دنیای بیرون نیست. همه سرهایشان را در لاکشان فرو کرده و حواسشان به درد کمر و پا و شانه و گردن‌ خودشان است. حق هم دارند. درد است دیگر، نمی‌گذارد شب‌ها چشم روی هم بگذارند. حواس آدم‌ها اینجا فقط به تیک‌تیکِ ضربه‌ها و جریان تند برق است که بی‌وقفه زیر پوستشان می‌خزد. جریانی که هیچ چیز را یادشان نمی‌اندازد جز کارهای روزمره‌ای که اگر الان اینجا نبودند باید سرشان به آن گرم میشد تا زندگی پیش برود. چند دقیقه‌ای که می‌گذرد، ضربه‌ها تمام می‌شوند. فیزیوتراپ می‌گوید خبرم کنید تا درجه‌ی دستگاه را زیاد کنم، بدن بی‌حس می‌شود و جریان برق را نمی‌فهمید. درجه هر چند دقیقه یک بار زیاد می‌شود، مثل خبرهایی که از سال و ماه و حتی روز و ساعت هم گذشته و لحظه‌ای شده است. مثلا باید محاسبه کنم که الان بین دقیقه‌ی پنجم و ششم بعد از ساعت هشت صبح، چند تا کودک در غزه از گرسنگی جان دادند؟ چند تا نوجوان در حال دویدن برای یک تکه نان، شکار گلوله‌ها شدند؟ انگار کن شصت و یکِ هجریِ قمری پهن شده یک گوشه‌ای از دنیای امروز و دوربین‌ها از لبهای سفید علی‌اصغر و تیر سه‌شعبه‌ی حرمله فیلم‌هایی با کیفیت عالی می‌گیرند. ربابه‌خاتون دیگر نای گریه ندارد و بی‌بی رقیه بهانه‌ی بابا گرفته. دنیا نشسته پای مانیتورهایی که تصاویر فول‌اچ‌دی از ذبح شدن پخش می‌کند و قرمزِ خون‌هایش حتی طبیعی‌تر از خون واقعی انسان است. یادم می‌افتد به قصه‌ی شیخ فضل الله نوری. مردم نشسته‌اند پای چوبه‌ی دار و اشک می‌ریزند! چند تا کوچه آنطرفتر عده‌ای قمه می‌زنند! و نفس های شیخ عینِ آبِ خوردن تمام می‌شود. تکرارِ تاریخ زشت‌ترین حادثه برای آدمهاست. ناس را برای همین تکرارها گفته‌اند. دوباره یادش می‌رود، سرش را فرو می‌کند توی لاکش و دوباره باید از سرخط شروع کند. نفس‌ها دارد تمام می‌شود. بدن دنیا به دردناک‌ترین شکل ممکن دچار بی‌حسیِ نفرت‌انگیزیست و کدام جریان و با چه قدرتی زنده‌اش می‌کند؟ برای کربلای امروز، هیچ نامی جز کربلای غزه در فرهنگ لغاتم پیدا نمی‌کنم. 🔻بنیاد خیریه ام‌الیتامی خدیجة الکبری (س) واسطه کمک‌های شما به مظلومان غزه 🆔 @bonyadkhadijah @AFKAREHOWZAVI
 🏴﷽ " نوار قرمز غزه!" ✍صدیقه طهماسبی‌نژاد "کسي ز غزه پيامي به آسمان بفرستد"* دیشب وقتی تلویزیون صحنه‌های دلخراشی از گرسنگی کودکان و نوجوانان غزه را به نمایش گذاشت. طاقت از کف دادم.باصدا گریه کردم. غزه شده صحنه‌های کربلایی که ساله ها شنیدیم اما شاید نتوانستیم تصویرش را در ذهن به وضوح نقاشی کنیم. حالا تصویر درد تشنگی و گرسنگی را با چشمانمان می‌بینیم. گرچه برای ما که غذایمان آماده و در گرمای ۵۰ درجه آب خنک می‌نوشیم،فهمیدن و درک درد گرسنگی و تشنگی سخت است. این روزها با دیدن تصاویر مردم‌غزه، لقمه غذا در گلویمان گیر می‌کند.خوردن برایمان لذت بخش نیست. سخت‌تر از درد مردم غزه، درد غیرت نداشتن بعضی دولت‌ها و حاکمان کشورهایی است که ادعای اسلام و مسلمانی دارند ولی صدایشان در گلویشان خفه شده و دستهایشان را به یاری مسلمان غزه دراز نمی‌کنند. رژیم کودک کش و نسل کش اسرائیل در این قتل عام تنها نیست بلکه این حکام مدعی اسلام نیز به دلیل سکوت و بی عملشان،دستانشان آغشته به خون مردم مظلوم فلسطین‌ است. ننگ این سکوت را تا قیام قیامت باید با خود بکشند. *شاعر:محمدسعید میرزایی https://eitaa.com/loh_ghalam @AFKAREHOWZAVI
عموجان! آب خیره می‌شوم به عکس. دخترانی را می‌بینم با موهای ژولیده خاکی و لب‌هایی ترک‌خورده. خارج از کادر؛ اما چیز دیگری را هم می‌بینم: لاشخور اسرائیلی غول‌پیکری را که روی تپّه‌ای مُشرف به جمعیت نشسته است. هوس خوردن گوشت جوان کرده و مدام چشم می‌چرخاند و منتظر است که کدامشان زودتر از تشنگی تلف می‌شوند تا به دندان بگیرد. دلم آشوب می‌شود. تشنگی هر جور که باشد مرا یاد کربلا می‌اندازد و فریاد «عموجان! آب» از این همه یک‌جا نشستن و نگاه کردن به تکرار فجایع تاریخ خسته شده‌ام. دلم می‌خواهد بطری‌های شهر را جمع کنم و سوار بر هواپیما، برسانم به دست دخترکان لب‌ترک. یعنی نمی‌شود یک کشتی راه بیاندازیم و بزنیم به اقیانوس؟ مذاکریّون! کجا نشسته‌اید؟ مذاکره کنید که قبل از وقوع فاجعه، یک کشتی آب و غذا برای مسلمانان غزه برود. خسته‌اید؟ مذاکره‌تان نمی‌آید؟ این هفته تهران تعطیل است؟ یک فراخوان بدهید. ببینید چند نفر حاضرند دل به دریا بزنند تا آن طفلان معصوم را از تشنگی و گرسنگی نجات دهند. امتحانش بی‌ضرر است. ملت غیور ایران همیشه پای کار است. قبل از وقوع فاجعه، کمک‌های «ایران حسینی» باید به مسلمانان غزه برسد. مطالبه کنید عزیزان. مطالبه کنید. ✍ پهلوانی قمی https://eitaa.com/pahlevaniqomi @AFKAREHOWZAVI
🌱«درگیر شدن» ✍به قلم طیبه فرید دیروز آرمیتا رضایی نژاد می گفت اشتباهی به «جنگ دوازده روزه» می گویند جنگ دوازده روزه! من چند هزار روز است که پدرم را ندیدم! حق با آرمیتاست! جنگ را آدم درگیر می فهمد! آدمی که خسارت داده. نمود و بروزش می شود آن دوازده روز. و ما تمام روزهای قبل و بعد از آن دوازده روز را در حال جنگ بودیم و حواسمان نبود. آن دوازده روز تکان بود! تا دست و پایمان که سِر شده و چشم‌هایمان که گرم بیدار شود. بعضی ها یک جوری جنگ را چشیدند که وقتی شیر آب را باز می کنند باورشان نمی شود با آب تصفیه دارند دستشان را می شورند. باورشان نمی شود هر لحظه اراده کنند دوشاخه را بزنند به پریز تلفنشان شارژ می شود. انتخاب بین خامه با مربای آلبالو و اُملت برای صبحانه برایشان یک شوخی مضحک می شود... بعضی ها جنگ باورشان شده! جنگ را عین جنگ زده ها جدی گرفتند. مستی ناشی از عافیت طلبی روزهای سلم را گذاشته اند دمِ در توی بازیافت. جنگ اخلاق آدم را عوض می کند. چند روز است از بس صورت های لاغر و چشم های گود و لب های بی حس و اسکلت های روکش دار دیدم دست و دلم به نوشتن نمی رود. توی جاده بیرون شهر «خانم خمیس» را خان یونس می بینم گرد و خاک غزه نشسته روی سر و پکالم. همه اشیا و وسایل خانه به طرز آگاهانه ای غزه را برایم یادآوری می کند. حتی آلبوم عکس های عروسی... یعنی این روزها توی غزه کسی عاشق کسی می شود؟! زندگی و اولویت های آدم عوض می شود وقتی آدم هایی آن طرف دنیا توی صف مردن ایستادند. یک قلمش آن صورت های لاغر است! زنی که دوسال است شبانه روز با روسری و مانتو زندگی کرده ، بچه ای که نه ماه با دل امید تنگی و تاریکی رحم مادرش را گذرانده و به دنیا آمده برای زندگی اما اسرائیل دست و پایش را گرفته و مردی که .... علی ای حال جنگ غزه به ما ربط دارد. گواهش همین گرد و خاکی که روی سرمان نشسته... بد است جنگ بیاید و ما همه همتمان پس انداز و ذخیره باشد. بد است کاسه چه کنم چه کنم دستمان بگیریم و بگوئیم ما که کاری از دستمان بر نمی آید. به زودی درباره غزه از ما می پرسند! از اسکلت های روکش داری که هزینه بیداری مردم دنیا را دادند.... هزینه اینکه ما معنی شر مطلق بودن اسرائیل را بفهمیم. گاهی هزینه بیداری آدم خیلی گران تمام می شود... به مردم غزه کمک کنید با دعا با پول با تبیین. @AFKAREHOWZAVI
. به گزارش رحا مدیا، مریم منصوری در نخستین هم‌اندیشی راهبردها و راهکارهای حفظ و افزایش سرمایه اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران بعد از جنگ تحمیلی 12 روزه رژیم صهیونیستی که از سوی گروه آموزشی، فرهنگی و اجتماعی مرکز تحقیقات اسلامی مجلس با مشارکت انجمن مطالعات اجتماعی حوزه برگزار شد، اظهار داشت: پیش از آنکه رو به آینده بحث کنم، فهم تاریخی دقیق و عمیق می‌تواند به ما کمک کند که چه صورت‌بندی وجود داشته‌باشد تا به آینده برسیم؛ یعنی فرآیند باید نگریسته شود تا بفهمیم در چه نقطه‌ای ایستاده‌ایم و در آینده با کدام راهبردها و راهکارها پیش رویم. ایده مقاومت به مثابه یک شرایط تاریخی باید نگریسته شود ایده مقاومت به مثابه یک شرایط تاریخی باید نگریسته شود تا بینیم در آینده در چه مسیری باید گام بگذاریم و رویکرد مقاومتی اساساً در چه وضعیت فکری و تاریخی به وجود آمده است. 🔗لینک ادامه متن در پایگاه رحا مدیا https://rahamedia.net/?p=16120 @AFKAREHOWZAVI
عصر حجر فاطمه مهدوی در نگاه مردم، «عصر حجر» به دوره‌ای گفته می‌شود که مردم در آن، از هیچ امکاناتی جز سنگ که در طبیعت وجود داشت، بهره‌ای نداشتند و برای امور اولیه‌ی زندگی و امرار معاش فقط از سنگ‌ها استفاده می‌کردند، مثل درست کردن خانه‌ها، ایجاد جرقه برای آتش، ابزارآلات سنگی و... . با توجه به این پیشینه و شناخت این دوره، عصر حجر، در محاورات مردم دنیا نماد عدم پیشرفت و عقب‌ماندگی است که تحت عنوان «تحجر» مصطلح شده است. بشر مدعی است که قرون متمادی می‌باشد که از تحجر فاصله گرفته و به پیشرفت‌هایی عظیم دست یافته است و به اصطلاح پا به عرصه‌ی مدرنیته گذاشته است. اما با کمی دقت درمی‌یابیم که ادعایی است گزاف، هنوز هم دنیا در عصر حجر و سنگ‌ها گرفتار است. هنوز هم در گوشه‌ای از دنیا و جلوی چشم همه‌ی مردم کره‌ی خاکی، سنگ در فلسطین حرف اول را می‌زند. آری! هنوز هم سنگ ابزار دفاع مردمی مظلوم است به شکل انتفاضه و بسیار دردناک‌تر از آن که امروزه در غزه، سنگ التیام شکم‌های گرسنه‌ی زنان و مردان و کودکان ستم‌دیده است. این واقعیتِ تلخ این روزهای دنیای پر سروصدای مدرنیته‌هاست، آن سردمداران زورگویی که شب‌ها قبل از خواب، آن هنگامی که شکم‌هایشان از فرط سیری به درد آمده و خوابشان نمی‌برد، نقشه‌های تازه می‌کشند برای اعمال ظلم و شیوه‌های جدید آن. دنیا هنوز دچار تحجری سهمگین است، مردمی که با دیدن ظلم، مظلوم را یاری ندهند، چیزی جز پاره‌سنگ در سینه ندارند و صاحبان قدرت و نفوذی که در برابر این حجم ستم و جفا، بی‌تفاوت و حتی گاهی یار ظالمند، از سنگ خارا هم پست‌تر و خشن‌ترند. @AFKAREHOWZAVI