برای زنان جا باز نکنید؛ آنها را جا نگذارید.
هر کس نسبت به حیطهی تخصصش، مسئولیتی دارد. همانطور که طبیب، کارکردی دارد که مثلا از نجار برنمیآید توقع میرود متخصصین حوزهی زنان نیز پیرامون مسئله ی زن که کلان مسئله و دغدغهی مهم رهبری نیز میباشد اندیشهورزیهایی داشته باشند که برای غیرآنان سخن نو و قابل تأملی باشد. اما برخی متخصصین این امر نه تنها به حل مسئلهی زن نمیپردازند بلکه دغدغهی سودمندشان را در غیرتخصصشان از مسائل سیاسی تا موضوعات روز جامعه خرج میکنند وهمین سبب به بارآمدن آشفتگی های نظری میشود.
مثلا جای گفتگو در مورد « حضور زن در اربعین » در فلان کانال تربیتی، یا توسط فلان تحلیلگر سیاسی و مسائل منطقه نیست اما متاسفانه همان قدر که مطالعات زنانی ها در مورد آن ساکتند، متخصصین حوزههای فکری دیگر ترحم برانگیزانه و با ژست از خود گذشتگی کاذب نسبت به آیا اربعین جای زنان است یا نه اظهار نظر میکنند بلکه از این گذر آبی هم برای آنها و دنبالکنندگان میلیونیشان هم گرم شود.
گفتگوی اندیشهای فعال پیرامون حضور زنان در اربعین قبل از اینکه بپردازد آیا اربعین جای حضور زنان است یا خیر؟ باید به این موضوع بپردازد که خواستگاه این سوال کجاست؟ چرا حضور مردان در اربعین چالش برانگیز نیست و اساسا و از ابتدا این سفر برخلاف سیرهی اهل بیت و حضور خاندان امام حسین (علیه السلام)، «مردانه» فرض شده است؟ و چرا همواره حضور زنان بالغ با اما و اگرهای صغیرپندارانه همراه بوده است؟ کدام حکم دینی و امرشرعی «جنسیت» را سبب تخصیص و قید برای بهره مندی از ثواب زیارت اربعینی میداند؟ در حالی که پایهگذار حرکت اربعین خود حضرت زینب(سلام الله علیها) هستند و زنان برای امتداد و حفظ این مسیر سزاوارترند.
اگر خواستگاه این سوال، حس مسئولیت بیشتر مردان است؛ فبها المراد؛ اما شرط به بار نشستن این مسئولیت « رشد و توسعهی امر زنانه» است نه مصادره و عقب راندن و غالب شدن بر آن.
و اگر برخواسته از فهم تک جنسیتی و غیر زوجیتی در سطح اجتماع و تاریخ است که بر اساس آن جامعه و تاریخ سازی امری مردانه تلقی میشود و زن در حاشیهی این اجتماع، به پشتیبانی و تجهیز مرد تاریخ ساز مشغول است. این فهم از دین بر اساس منطق انقلاب به کلی غلط است. زیرا مستندات آنها از قبیل سختی طی مسیر برای زنان، یا «احتمال» وقوع مفسده به سبب اختلاط، یا ادلهی منع تردد زنان در اماکن عمومی یا لزوم حبس زنان در منزل و... پیشا انقلابی است و باید در آنها دوباره نظرکرد. از نظر امامین انقلاب نقش زنان در پیروزی انقلاب اسلامی بی بدیل و ستودنی است. ایشان بر مکلف بودن زن و مرد در حفظ عزت اسلامی، اهتمام به امور مسلمین، مشارکت زن و مرد در ساخت جامعه توحیدی و.. تاکید میفرمایند. پس نقش آنها در گام دوم انقلاب یعنی جامعه سازی که اربعین نماد کوچکی ازاین جامعه ی توحیدی است نیز ویژه و مهم است.
متاسفانه با توجه به پر رنگ شدن حضورهای خانوادگی کمتر به این نقش پرداخته و گمان میشود که این فهمهای تک جنسیتی به کلی منسوخ شدهاند و سخن گفتن از آنها کار بیهودهای است اما هنوز این ته نشستهای فکری وجود دارد و حداقل چند پیامد دارد؛
یک:محرومیت عدهای از زنان از این فیض عظیم،
دو:نفهمیدن کارکرد و ضرورت حضور زن و فتوحاتی که در بستر اربعین خلق میکند،
سه:حراست و حمایت نکردن از دستاوردهای زن انقلابی
چهار:بی زبانی زنان در توضیح خلقی که در اربعین رقم میزنند و
پنج:چالش زدایی نکردن از حضور فعال تر زنان...
حضور زنان در اربعین سبب بیداری نفوس و تلطیف فضا، تبیین و رسانه ای قوی برای تصویری از جامعهی امن آخرالزمانی است. سختی های تمرینی و جهادگونه ی این مسیر با صبر، ظرافت و اتصالات معنوی زنانه قابل تحمل و شیرین میشود. همانطور که سختیهای کربلا با تمام عظمتش برای حضرت زینب (سلام الله علیها) «ما رأیت الا جمیلا» بود؛ ایشان در این مسیر نهضت حق خواهانه و استکبار ستیزانهی امام حسین (علیه السلام ) را زنده و جاویدان کردند؛ امید است حضور زنان به تأسی از ایشان و با بهرهگیری از قوت جمع سازی و وحدت بخشی زنانه در این مسیر، افکار مردم عالم را نسبت به حق خواهی و استکبار ستیزی به خصوص در مورد کربلای امروزِ غزه و وحدت امت اسلامی، زنده و تربیت کند و گفتگوی اندیشهای فعال پیرامون جایگاه و کارکرد زن در اربعین روز به روز فربه تر شده و به پشتیبانی فعال تری در این باره بپردازد.
✍🏻هانیه کثیری
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
#سالگردشیخشهید
#یازدهممرداد
شیخ فضلالله نوری رحمتاللهعلیه را نمیتوان تنها در چارچوب اختلافات سیاسی دوره مشروطه فهم کرد. اندیشههای او، بهویژه درباره نسبت شریعت و سیاست، از بنیانهای اصلی فقه سیاسی شیعه در دوران معاصر بهشمار میآید و پیشزمینه نظریه ولایت فقیه را شکل میدهد. اگرچه نظریه «ولایت مطلقه فقیه» در قالب منسجم و اجرایی خود در اندیشه امام خمینی رحمتاللهعلیه تکوین یافت، اما نمیتوان از نقش بنیادین شیخ فضلالله در مهیا ساختن زمینههای تئوریک آن غافل شد. تقابل او با مشروطه غربگرایانه نه از سر تعصب، بلکه در جهت صیانت از نقش فقیهان در نظام سیاسی و پاسداری از مرجعیت دینی در ساماندهی اجتماعی بود.
اعدام شیخ فضلالله نوری(ره) را باید نه پایان یک اندیشه، بلکه آغاز تکوین مفهومی دانست که چند دهه بعد در قالب «جمهوری اسلامی» به شکلی نهادینه سربرآورد. او نخستین فقیهی بود که در برابر دوگانهسازی مدرنیته و شریعت ایستاد و کوشید قرائتی بومی از مردمسالاری ارائه دهد که در آن، قانون، مشروعیت خود را از فقه و اراده الهی میگیرد نه از ترجمه صرف متون اروپایی. اگرچه زمانه به ایدههای او وفادار نماند، اما اندیشهاش در سیر تحولات فقه سیاسی شیعه، جایگاهی تعیینکننده یافت.
#نجمه_صالحی
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🌱« وسلامٌ علی یَحیی»
✍️به قلم طیبه فرید
از آن عصری که ابراهیم با پای خودش رفت توی آتشستان نمرود تا همین حالا چیزی نزدیک به چهار هزار سال گذشته. کلی پیامبر آمده و رفته و زمین کلی ماجرا به خودش دیده. آدم ها یادشان نیست دیشب شام چی خورده اند اما حضرت ابراهیم(علیه السلام) را می شناسند.
نه چون که پدرش آدم معروف و سرشناسی بود و نه بخاطر ملکی که وقف خانه سالمندان کرد یا بخاطر مدرسه و بیمارستان خیریه ای که ساخت و نه حتی بخاطر آبسرد کنی که وسط یکی از شلوغ ترین گذرهای بازار مکه گذاشت و رویش نوشت «موقوفه حاج ابراهیم نبی و پسران» . حضرت ابراهیم را آدم های بعد از او بخاطر خلیل بودنش می شناسند. روزی که از دنیا رفت خدا بی سرو صدا این چند خط را بیاد او یادگاری نوشت:
«وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ سَلَامٌ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ
كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ»
خدا بی آن که جار بزند جوری محبت خلیلش را به دل آدم ها انداخت که خیلی از مادرهای سه چهار هزار سال بعد اسم پسرهای توی شکمشان را گذاشتند ابراهیم و به خودشان گفتند«خدا را چه دیدی ؟شاید پسرم بُت شکن عصر خودش باشد!»
خدا برای نوح و الیاس و موسی و هارون هم همین کلمات را یادگاری نوشت
« وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ، كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ»
به پاس همه خوبی هایتان اسمتان را بینِ آدم های آینده به یادگار گذاشتم. حالا خیلی از مادرها اسم پسرهایشان را موسی و هارون و نوح و الیاس می گذارند....
خدا هنوز هم توی دفتر خاطراتش از محسنین خاطره می نویسد.
دیروز رسانه های انگلیسی از محبوبیت اسم یحیی در ثبت اسم نوزادان تازه متولد شده انگلستان نوشتند. انگار دوبار اسم پیامبری افتاده بود سر زبان ها. پیامبری که در اردوگاه پناهندگان خان یونس متولد شد، در حصار زندگی کرد و همه عمرش برای خدا دوید و در رفح به شهادت رسید!
خدا بی آن که جار بزند محبت خلیلش را به دل آدم ها می اندازد ، جوری که نام نیکو و ملک های وقفی آدم ها به گرد راهش نرسد!
وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
حوزه/ اشتغال زنان قطعاً پیامدهای مثبت ومنفی نیز در پی دارد؛ از جمله آثار مثبت آن میتوان به بهبود اقتصاد خانواده، تقویت استقلال ملی و ارتقاء روابط اجتماعی اشاره کرد و از میان آثار منفی میتوان به، کمرنگ شدن نقش زن در خانواده و فشار روحی و جسمی که متحمل میشود اذعان نمود.
🖊سمیه مشهودی بیدگلی
لینک متن کامل در خبرگزاری حوزه
https://hawzahnews.com/xdVsL
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🏴﷽
"دوپینگ معنوی"
✍صدیقه طهماسبینژاد
مردی تصمیم داشت به سفر تجاری برود، خدمت امام صادق (ع) رسید و درخواست استخاره کرد، استخارهاش بد آمد اما او به سفر رفت؛ اتفاقاً سود فراوانی برد ولی از آن استخاره در تعجب بود.
پس از مسافرت خدمت امام (ع) رسید و علت آن استخاره را پرسید. امام صادق (ع) به او فرمود:"در سفری که رفتی یادت هست خسته بودی، خوابیدی و نماز صبحت قضا شد؟"
عرض کرد: آری.
حضرت فرمود: " اگر خداوند، دنیا و آنچه را که در دنیاست به تو داده بود جبران آن خسارت (قضا شدن نماز صبح) نمیشد."
برخی انسانها برای مسائل مادی و مالی ماهرانه چرتکه میاندازند اما نوبت به حساب و کتاب معنوی که میرسد، چرتکه انداختن را بلد نیستند و خواسته یا ناخواسته دیگران را از رسیدن به سود معنوی بازمیدارند.
هنگام سفر اربعین که میشود با حرفهایشان دیگران را از رفتن سست میکنند و میگویند:"چه خبره! هرسال اربعین، توی این شلوغی و گرمای طاقت فرسا کجا میری؟ این همه فقیر دور و برت هست، پولت رو به اونا بده." این حرفها را بسیار شنیدهایم. آدمهای این چنینی را زیاد دیدهایم اما در این مسیر محکم و استوار ایستادهایم.
نیتها و انگیزهها سبب حرکت ما میشود. معیار سنجش عمل، نیت است. برای مثال کسی که نمازش را طولانی کند تا دیگران به او آفرین بگویند با کسی که نمازش را برای رضای الهی بخواند، تفاوتش از زمین تا آسمان است.
در بعضی از روایتها فرمودهاند:"برای هر قدم یک حج" و در بعضی روایات آمده: "خداوند برای اصل زیارت اباعبدالله(ع) ثواب هزار حج را مینویسند."
شاید دو همسفر با هم مسیر نجف تا کربلا را قدم بزنند ولی برای یکی هر قدمش را ثواب یک حج بنویسند و برای دیگری هر قدمش را ثواب هزار حج بنویسند. راز این تفاوتها در چیست؟
از عواملی که موثر در این ثوابها است، انگیزه و نیت آن زائر و عاشق سفر کرده است.
از انگیزههایی که در روایات بیان میشود؛شادی و نشاط معنوی است که در انسان به وجود میآید. در سفر اربعین، نشاط معنوی که خداوند متعال در این مسیر قرار داده وصف ناشدنی است. کسی که یکبار فضای زیارت اربعین را تجربه کند و مزه و شیرینی آن زیر زبانش برود، هرگز از این سفر دست نمیکشد.
امام معصوم (ع)میفرماید:" کسی که دلش پر از غم و غصه است وقتی به زیارت میآید خدا از دل او غمزدایی میکند." اگرچه به سرزمینی میرویم که با ذکر نامش درد و مصیبت به یادمان میآید ولی آنجا دلهایمان بیغم و غصه میشود.
در ظاهر به سر و سینه می زنیم، اشک میریزیم ولی باطنش سرور و نشاطیست که
پروردگار اباعبدالله (ع) بر دلهایمان مینشاند.
تنها غمی که به دل میماند،جدایی از آن حرم و بارگاه است و در زیارت وداع از رب العالمین میخواهیم که این زیارت را آخرین زیارتمان قرار ندهد.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
بهناماو
«اربعین طوبی»
همزمان پخش مجدد سریال طوبی، کتاب را شروع کردم. میخواستم بدانم سریال تا چه اندازه به اصل داستان پایبند بوده؟ در واقع میخواستم نحوه تخلیص و یا تبدیل داستان به فیلمنامه را ببینم.
کتاب خیلی زود تمام شد. خواندن کتاب با وجود فراز و فرود از یک هماهنگی و روانی برخوردار بود. نکته مهم این بود که خود کتاب در قالب رمان نوشته شده و بر اصل داستان و روایت تکیه نکرده؛ البته دلیل هم داشتهاست که مهمترین آن شاید معاصرت باشد و نباید اطلاعات دقیق را در این مدل روایت بیان کرد. آنچه که مهم است و جذابیت داستان به این است، خاص بودن موضوع داستان است، آنهم در یک زمان تاریخی و جنگ میان دو کشور. این تقارن تاریخی، داستان را هیجانانگیز میکند. طوبی نشان میدهد که از پس حتی جنگی چون دفاع مقدس باورهای هردو ملت چطور به هم گره خورده است.
پسر طوبی که اصلا ایران را ندیده چمران را میشناسد. شهید چمران برای او اسطوره است. این که رمان با عشق دو جوان با دو خانوادهی متفاوت شروع میشود، شاید کنایهای به پیوند اکنون دو ملت ایران و عراق داشتهباشد.
سریال طوبی با تفاوتهایی ساخته شده و به یک سری وقایع پایبند بود و برخی از وقایع هم پس و پیش شده. چون اصل داستان بر اساس رمان بوده نمیتوان خرده گرفت. از طرفی خود آقای امامیان، نویسنده کتاب در طول نگارش فیلمنامه حضور جدی داشتهاست.
▫️▫️▫️
کتاب تمام شد داشتم برای شله زرد زعفران میسابیدم. با خودم میگفتم ببین چندتا از این طوبیها در عراق هست و ما بیخبریم.
🖊فاطمه میریطایفهفرد
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
طلوع یک حقیقت
✍نجمه صالحی
اولینبار که به کربلا رفتیم، ایام اربعین بود. فرودگاه نجف شلوغ و بینظم بود، با امکاناتی اندک و صفهایی سردرگم. چند روزی در نجف ماندیم. مردد بودیم؛ آیا میشود با دختری خردسال، آن هم بیتجهیزات و بیتجربه، پیاده تا کربلا رفت؟ عقل تردید میکرد، اما دل آرام نمیگرفت.
وقتی به جمعیت زائران پیاده پیوستیم، همسفران گفتند: «برویم موکب.» برای ما تازگی داشت؛ جایی ساده اما پُر از برکت، با غذای رایگان، جای خواب، و مهربانی بیحد. اولین چیزی که خوردم، چای عراقی بود. بعد هم فلافل. عطر و طعم بهشتی را حس میکردیم اما مگر میشد آنجا ماند؟ دلمان میخواست فقط برویم؛ تا خودِ کربلا بی توقف و همین هم شد...
کنار جاده، آدمهایی را میدیدیم که با یک پتو خوابیده بودند، خسته اما راضی. مدام میپرسیدیم: مگر میشود؟ اینهمه محبت؟ اینهمه خدمت بیچشمداشت؟ مگر واقعاً میشود با پای پیاده به کربلا رسید؟ و رسیدیم...
آن سال، هنوز نمیدانستیم چه در دل این مسیر نهفته است. گمان میکردیم تنها یک سفر زیارتی است؛ اما فهمی عمیقتر و دلدادگی از نوعی دیگر در ما شروع شده بود. بعدها فهمیدیم آنچه دیده بودیم، فقط حرکت میلیونها زائر نبود، بلکه طلوع یک حقیقت تاریخی بود. اربعین، بازسازی یک جامعه بود؛ جامعهای که از دل ارادت، ایثار و بیادعایی ساخته میشود. جامعهای تمرینگر ظهور.
در دل همین جاده، ما بیآنکه بدانیم، وارد مدرسهای شده بودیم؛ مدرسهای بدون کلاس، بیکتاب، اما پُر از درس. درسهایی که با حرف منتقل نمیشوند؛ با عمل آموخته میشوند. صبر را باید میچشیدی. ایثار را باید زندگی میکردی. از خود گذشتن، آنجا یک شعار نبود؛ رفتاری طبیعی بود. کودکی که کفش زائر را واکس میزد، پیرزنی که آب میداد، مردی که غذای نذری را با لبخند تعارف میکرد، پیرمردی که پسرانش را میانهی جاده برای خدمت ردیف کرده بود … همه و همه گویی در یک تمرین جمعی بزرگ شرکت کرده بودند.
راستش را بخواهید، آنچه ما را به جاده میکشانَد، فقط عشق نیست. نوعی نیاز است. نیازی برای پاک شدن از غبار زندگی روزمره؛ نیازی برای پیوند دوباره با حقیقتی گمشده در شلوغی دنیا. اربعین، سفر نیست؛ آینهای است که خودت را در آن دوباره میبینی. آنجا یاد میگیری که انتظار، فقط نشستن نیست؛ رفتن است، قدم برداشتن و حرکت کردن است حتی اگر ندانی پایانش چه زمانیست.
از همان سال اول، ما دیگر همان آدمهای قبل نبودیم. چیزی در ما کاشته شده بود؛ نهال اشتیاقی که هر سال عمیقتر ریشه میدواند. حالا اگر نرویم، باید برای غیبتمان دلیلی محکم داشته باشیم. این سفر، سفر دل است؛ دلهایی که به نوری در پس پرده سلام میدهند و مگر چیزی از این روشنتر و عزیزتر میتوان یافت؟
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
«عمار،ذخیره ی بابرکت»
عمار، نام آشنایی که با گذشت هزارو چهارصد سال از طلوع اسلام،همچون دُرّی در دل پر تلاطم تاریخ می درخشد!
ایشان خیلی خوب درس شجاعت و استقامت را از پدرشان یاسر و مادرشان، سمیه آموخته بودند،آن هنگام که زیرسخت ترین شکنجه های اشراف مکه ،درس شیرین استقامت و پایداری را با نمره ی عالی پس دادند و درنهایت برای حفظ جان خویش از حربه تقیه، بهره گرفتند. به این ترتیب وجودشان ذخیره ی بابرکتی در روزهای پرفراز و نشیب رسول خدا «صلی الله علیه واله»و عهد خلافت امیرمومنان، امام علی «علیه السلام» بود و اینک در عصر غیبت امام زمان حضرت مهدی «ارواحنا له الفداه» !
تاریخ، جناب عمار را الگوی بصیرت برای طیف مؤمن و متعهد در عصر حاضر معرفی کرده است، همانطورکه پیامبراکرم «صلی الله علیه وآله»،از ایشان به عنوان «ابوالیقظان» یاد کردهاند؛ چرا که در طول زندگانی با برکتشان، همواره در دو راهی حق و باطل،به خوبی حقیقت را تشخیص می دادند، همراه حق بودند، با حق زندگی کردند و در نهایت در راه حق شهید شدند!
در واقع جناب عمار نشانهای برای تشخیص حق بودند، در جبهه ای که عمار بود ،حق همان بود!
بله،جوان بصیری که روزگاری، با حضورخویش، دوشادوش پیامبر«صلی الله علیه واله » در مسیر حق،مشکلات فراوانی را متحمل شد،در دوران امامت امیر مومنان؛ کنار حق؛امام علی «علیه السلام» پیرخردمندی در موقعیت های حساس و بزرگی چون ماجرای سقیفه وجنگ صفین بودند.
و امروز نام و یادش ، نه تنها نماد مقاومت و ایستادگی است بلکه چراغ روشنی هست برای جوانان بصیر جویای حق و حقیقت در جهانی پر از فریب و تشکیک و تظاهر!
نام و یادشان گرامی و رضوان و رحمت الهی بر او باد!
🖊زاهده خادمی کوشا
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
صدای غزه از حلقوم اربعین
برای غذای غزه، عزا نگیریم؛ راه رهایی آنها از حصر صهیونیست را باید گشود.
اربعین تریبون آزاد برای رساندن فریاد مظلومیت غزه به جهانیان، حمایت، آگاهسازی و روشنگریست. عاشقان حسینی یکی پس از دیگری سوار بر قطار اربعین میشوند؛ شیطان بزرگ با نگاهی حسرتوار نظارهگر این رزم عاشوراییست و سراسیمه نوچههایش را صدا میزند تا با پرتاب سنگهای شبهه و مغالطه از سرعت این قطار بکاهد و اینبار با دوگانهی کاذب غزه یا اربعین وارد صحنهی میدان رسانه شده است؛ غافل از اینکه لشکر ثارالله سکوی کفر را هدف گرفته و تا شاخ اسرائیل دیو صفت را نشکند از خروش نمیایستد.
🖊مرضیه رمضانقاسم
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
دلم از فراقت لک زده همچو سیب
امروز گوشهای ساکت نشستم؛ اما در دلم غوغا بود. قلبم برای حریم با صفایت میتپد؛ اما به خودت قسم حسرت نمیخورم که علیالظاهر آنجا نیستم چرا که هر ثانیه دلم آنجاست.
امشب وقتی میخواستم آب بنوشم، بیاد آب شرین حرم سقا، کاسهی دلم ترک برداشت و شکست؛ قطعهای روضهی سقا خودم را مهمان کردم:
هرکی گرفتاری داره ذکر ابالفضل میگیره
نداره هیچ راه چاره ذکر ابالفضل میگیره
گفتند امسال کربلا گرمتر از هر سال است؛ اما چه باک از گرما، زیرا دل من از غمت داغترین نقطهی عالمست.
با خود گفتم یعنی حواست به من ناآمده هم هست و یک قطره اشک از دریای دل بر گونهام جاری شد، ناگاه بیاد مهمانداری مادرم افتادم که هرگاه مهمان دعوت میکردیم و هر کدام از اعضای خانوادهی مهمان به هر دلیلی برایش مقدور نبود به منزلمان بیاید مادرجان، هرآنچه برای پذیرایی مهمانها آماده کرده بودیم پر و پیمانترش را برای مهمان جا مانده میگذاشتند.
حسین جان ارباب خوبم، امسال شما هم از ایران مهمان دعوت کردهاید و برخی از ایرانیان که خادم شما و فامیل همسرتان نیز محسوب میشوند از توفیق زیارت شما محروم هستند؛ ما به کرم شما در مهماننوازی از راه دور نیز ایمان داریم.
چقَدَر خوب که میدانم، مرا میخواهی و خوبتر اینکه دل من نیز به خواستن تو لبیک گفته و تو را خواسته است؛ دل من بیمار توست و من به این بیماری میبالم و مداوا نمیخواهم.
اربابم
در وادی احسانتان، بدجور افتادم زمین
آقا بجان مادرت مگذار از جا پا شوم
🖊مرضیه رمضانقاسم
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI