eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
299 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
به نام خدای بخشنده و مهربان خدایا، عزیزم، نور چشمانم ! ۱۵۰۰ سال از نزول کمال نور تو بر این زمین خاکی می گذرد. نامش را محمد گذاردی چون ستایش شده در زمین است. ستایش شده در زمین است به دلیل وجود سراسر نورش، بخاطر این که در همه ابعاد وجودی اش کامل است و نشانه ای تام از وجود پر مهر و محبت توست. او ستوده است بخاطر ایمانش، بخاطر رفتار و کردارش، بخاطر خوش اخلاقی اش... خدایا ما نیز به تبعیت از محمد آخرین فرستاده ات، هر لحظه از عمرمان که می گذرد دوست داریم ستوده شویم... ای شنوای کلام و اسرار درونمان ! ای همه هستی ما، ای شاهراه حیات و ممات ما، ما ضعیفان درگاهت داریم تمام سعی خودمان را می کنیم تا هر لحظه نگاهمان به تو باشد، و هر لحظه زبانمان گویا به یاد تو باشد ! داریم با تمام وجودمان تو را احساس می کنیم... آن چنان در زندگی امان جاری هستی که دوست نداریم به هیچ چیز جز تو بیاندیشیم... ... اما باز هم این شیطانِ مزاحم ! خدایااا! آه ! با مزاحمت هایش ما بندگان ضعیفت را بسیار می رنجاند و شدیدا آزارمان می دهد ! ... اما حقیقت آن است که تو بر همه چیز آگاهی! برای دردهایی که از سوی شیطان بر ما وارد می شود، دوا و درمانی جز از سوی تو نیست، آری ! ای خدا، ای توّاب، به درستی که پشیمانی ما از غفلت، توبه و بازگشتمان به سوی تو، همانا این خود درمان حکیمانه توست ! چرا که تو خود در قرآن کریمت فرمودی به سوی من بازگردید، تا شما را ؛ خود در آغوش کشم... استغفرالله ربّی و اتوب الیه ✍️فاطیما طهورا @AFKAREHOWZAVI
. سفر تا آینه گمشده ✍نجمه صالحی هر لحظه، دری است گشوده به رحمت خدا؛ باران با زبانِ نور بر شیشه می‌نویسد و باد، پیامِ بی‌کلامش را میان شاخه‌ها پراکنده می‌کند. موج‌ها بر لب ساحل دل‌مان ذکر می‌گویند و برگ‌های خسته، در سکوت وداع، تسبیح رفتن را آرام زمزمه می‌کنند. جهان، دفتر خلقتی‌ست که نسیمِ الهی ورق‌هایش را می‌گرداند و در هر صفحه، نشانی تازه از حضور پروردگار آشکار می‌شود. شب، پرده‌های تاریکی را کنار می‌زند تا ستاره‌ها چون فانوس‌های آسمانی، راه جویندگان را روشن کنند. در دل این سکوت، صداهایی شنیده می‌شود؛ صدای خاطره‌هایی که از زمان عبور کرده‌اند، نغمهٔ قطره‌هایی که بر گل‌برگ گل ذکر حیات می‌خوانند و مناجات خاموش دل‌هایی که در کوچه‌های تنهایی، آینه‌ای می‌جویند تا پرتوی از جمال حق را در آن بازشناسند. زندگی در این میان، نه به شمارش تقویم‌ها بسته است و نه به مرز فاصله‌ها؛ تنها ردّ نوری را دنبال می‌کند که از مشرق دل‌ها طلوع کرده و به افق ابدیت می‌رسد. شاید در پایان همهٔ این جست‌وجوها، انسانی ایستاده باشد که آغوش خانه‌اش را باز نگه داشته تا نوری از آسمان بر وجودش بتابد و دیوارهای دلش را با نقش ایمان بیاراید؛ ایمانی که چون پروانه‌ای بی‌قرار او را به پرواز می‌برد، چون رودی بی‌انتها او را به دریای وصال می‌رساند و چون آینه‌ای پاک، حقیقت گمشده را به سمت او بازتاب می‌نماید. @AFKAREHOWZAVI
. «تلخ شدم؟ ببخشید...» ✍فاطمه میری طایفه فرد این روزها، روزهای متفاوتی است روزهایی که اصلا مادربزرگ‌های ما، پدربزرگ‌های ما تجربه نکرده‌اند. شاید آیندگان هم این‌گونه که ما تجربه می‌کنیم، روزها را سپری نکنند. روزهای زندگی ما، روزهای گذران است، روزهای ساییده شدن حق و باطل. حقی که شاید نزدیک باشد و تو نبینی و حجاب معاصرت چشمت را پر کند و آن لنگه دنیا یک نفر، حتی بو بکشد و این حق را مطالبه کند. یکی از حسب انسانیت و آزادگی، سوار بر کشتی شود و سرنوشتی که فقط خدا می‌داند... یک نفر همین لفظ آزادی را چماق می‌کند بر تن اعتقادات مردمش می‌کوبد. گاهی قلاب می‌کند و با آن ماهی می‌گیرد. البته قبل از گرفتن ماهی حتما باید از گل‌آلود بودن آب مطمئن شود. برخی این میان هستند و جایی می‌خوابند که لحاف به آن‌ها برسد. ▫️▫️▫️ اسم آزادگی، پلاس رنگ و رو رفته‌ای‌ است که هرچند صباحی بادش می‌دهند و عروسک‌های خود را کوک می‌کنند و به جان جامعه می‌اندازند. گاهی به اسم مهسا و گاهی هزار اسم دیگر. آزادگی واقعی غریب افتاده است. گاهی پشت دیوارهای یهود، گاهی در تشنگی غزه، گاهی از پس اعراب مظلوم گرفتار در دست ممالیک خود، گاهی از پس نام آزادی، گاهی به نام آزادی و عریانی. گاهی در زر ورق بی‌حیایی در کلیپ‌ها و... برای همین است می‌گویم که این روزهای ما را قدیمی‌ها تجربه نکرده‌اند. این روزها آزادی، از دهان خیلی‌ها، بوی نا می‌دهد. ▫️▫️▫️ آزادگی این مدلی، که این روزها از هرگوشه صدایش بلند می‌شود، افسار از پای شیاطین آزاد می‌کند و طناب رنج آن را گردن جوانان و نوجوانان می‌اندازد. این روزها تا دلت بخواهد فیلم پلمپ یک‌جا، فلان مراسم در فلان جا، خبر فلان بازیگر با فلان کار می‌آید. اما خبری از روح خسته مردمی که این‌ها را می‌شنوند نیست. صدای شکستن دل‌ها؟ نه! صدایش نمی‌آید. خبر معصومیت از دست رفته از طوفان چی؟ نه، خبری نیست. این خبرها به گوش‌مان نمی‌رسد. در این میان، مواجهه ما چگونه است؟ از این‌جا به بعد درون گفتمانی متن را بخوانید. گاهی برخورد وظیفه می‌پنداریم که بیاییم و این منکر را به گوش جامعه برسانیم. در فلان گروه بگذاریم در فلان جا دوتا ریچار هم بگوییم. اما به چه قیمت؟! اشاعه فحشا چه مدلی است که ما فکر می‌کنیم داریم تبیین می‌کنیم؟! چرا خبر رفتار رجاله‌های شیراز از خبر فلان مدال و فلان افتخار مردم شیراز، زودتر به گوش‌مان می‌رسد؟ چرا رگ ما جای دیگر باد نمی‌کند؟! چرا جای دیگر تبیین‌مان نمی‌آید؟ ▫️▫️▫️ تلخ شدم؟ ببخشید. قلم من این جوری نیست، تلخ نمی‌نویسد، اما او هم دل دارد عصبانی می‌شود از بار گرانی که بر زمین مانده و رفتار نخبگانی بسیاری از بزرگواران، از خواب‌های خرگوشی. از فرزندان دهه هشتادی و نودی‌مان که همین گوشی‌ها دستشان است. دل قلمم گرفته که چه‌طور باید از خیابان‌های دور از خدا بنویسم؟ چه‌طور حماسه مادرانه بگویم وقتی برخی از مادران آینده ایرانم را بزک کرده و بی‌مقدار در حال پرسه می‌بینم. حق نمی‌خواهم، به من حق ندهید ولی این ناراحتی حق من است. ناراحتم برای حیا، برای عفاف، برای زیست انسانی‌مان به اسم آزادی، لک برمی‌دارد. ناراحتم برای بسیاری از پاره‌های جانم که هم‌وطنم هستند. ▫️▫️▫️ ته تمام مباحث که سربه مهر نوشته‌ام یک رشته سوال است. به چه قیمتی؟ این را به خودم می‌گویم، به شما، بله به خود شما که احساس وظیفه می‌کنید و به جای فقط خبر ناگوار فرهنگی، تا بیخ کلیپ را نشان ندهید آرام نمی‌گیرید. به چه مجوزی، من مومن نمازخوان اهل رعایت، هرچیزی را به اسم تبیین، به اسم آزادی افسارگسیخته، به اسم روشنگری، در فضای پیرامون خودم منتشر می‌کنم؟ کدام بزرگوار در این عرصه، امضای تضمینی دارد که این صحنه‌ها باعث فساد جامعه نمی‌شود؟ دلی از همسرش سست نمی‌شود؟ خانواده‌ای نمی‌پاشد؟ ایمانی به تاراج نمی‌رود؟ هرچند این امضا را برای ایمان خودمان هم نداریم... زیاده عرضی نیست جز دعا برای عاقبت بخیری خودمان و ایران‌مان در آستانه ظهور و شناخت درست وظیفه در لحظات آخرالزمانی... @AFKAREHOWZAVI
سمت درست تاریخ و نهضتی که آزادگان جهان در حال خلق کردن آنند . ✍طاهره قادری این روزها ناوگان صمود که متشکل از هزاران نفر از سراسر جهان، بصورت کاملا مردمی وخودجوش و البته در تضاد با مواضع اکثر دولت مردان دنیا، درجهت شکستن محاصره غزه در حال حرکت و خلق قابهای زیبا و بی نظیر از خروش انسانیتِ بشر امروزی است . کاروان صمود متشکل از انسانهایی است که جمع کثیری از آنها هیچ شناختی از اسلام و پاداش اخروی آن ندارند و حتی شاید برخی شان نمی دانند دین و‌ مذهب چیست! شاید افرادی که هیچ تصویری از شهادت طلبی، رشادت و ایثارگری هم نداشته باشند. اما وجه مشترک همه آنها ؛ انسانیت، حریّت و آزادگی، برقراری صلح و امنیت و عدالت بر روی زمین است . شاید بسیاری از آنها هنگام ترک منزل و حرکت به سمت غزه با همسر و فرزندان خود خداحافظی بدون بازگشت داشته باشند و تمام آنها معتقدند؛ که امروز سمت درست تاریخ، سمت مردم مظلوم غزه، سمت انسانیت و آزادگی ایستاده اند! گویی درین برهه تاریخی برگزیدگانی هستند که بصیرت و مأموریت یافته اند تا در تقابل دو جبهه حق و باطل، ظالم و مظلوم سمت درست تاریخ را انتخاب کرده و به یاری مظلومان بشتابند. اراده شان بر اینست تا با تمام توان خود، در جهت شکستن محاصره غزه تلاش کنند و اینگونه با رژیم سفاک و غاصب صهیونیستی و دُوِل زورگوی غربی مبارزه کنند . همه اینها در حالی است که بسیاری از علمای مذهبی جهان از ادیان مختلف، کشورهای عربی منطقه در حالت انفعالی و در خواب خرگوشی خود مشغول استخاره گرفتن انند؛ شخصیت های سیاسی این کشورها مشغول ارائه تحلیل های اجتماعي ، سیاسی، فرهنگی، امنیتی و نظامی از اوضاع جهان و منطقه و حل معادلات فیزیک و شیمی و ریاضی و غیره هستند ! اراده خداوند اینست که مستضعفان عالم حاکمان روی زمین خواهند شد شاید صمود همان سربازانی باشند که قرار است به کمک حاکمان فردای عالم اسلام و جهان برسند. به امید وسعت و پیروزی صمود ! @AFKAREHOWZAVI
. معرفی کتاب 🔰کتاب «الگوی نوین خواهرخواندگی شهرها در بستر ژئوتمدنی اسلام» گامی است در جهت بازتعریف دیپلماسی شهری بر مبنای اندیشه تمدن‌سازی نوین اسلامی. 🔗لینک خبر در خبرگزاری تسنیم https://tn.ai/3391410 @AFKAREHOWZAVI
آ قربون خدا برم یه بوم و دو دو هوا برم ✍🏻س.رضایی آقای عراقچی، اعلام کرده‌اند که خانم قرار است با زندانیان فرانسوی مبادله شود. با کمال احترام به وزیر امور خارجه، سؤال این است: با چه کسانی؟ همان دو جاسوس فرانسوی؟ یعنی یک دانشجو، بی‌گناه را با دو جاسوس حرفه‌ای معاوضه می‌کنید. اسمش را می‌شود گذاشت دست‌آورد؟ 🔹🔹 مهدیه باشی و دانشجو ارشد و همزمان تدریس هم داشته باشی؛ استاد و مترجم. فقط به جرم نوشتن چند پست در دفاع از غزه‌ی مظلوم بازداشتت کنند و حدود شش‌ماه در زندان باشی آب هم آب تکان نخورد. هشتک و چالش اعتراضی و اغتشاشی به نامت برپا نشود. کمپین گیس‌بردگی برایت برپا نشود؛ آغوش رایگان و جنبش ز.ز.آزادی برایت راه نیافتد. سر چهار راه‌ها و میادین جمع نشوند و بیانیه من درآوردی صادر و ایراد نکنند. با هزاران دلیل واقع و غیر واقع کشور را به آتش نکشند. جوانان را نشورانند برای حمایتت. 🔹🔹 @AFKAREHOWZAVI
احترام به سلیقه‌ها، مگر در چارچوب شریعت ✍🏻 زهرا کبیری پور در زندگی اجتماعی، همه ما با انسان‌هایی روبه‌رو هستیم که سلیقه‌هایی متفاوت با ما دارند؛ از نوع پوشش گرفته تا نوع تفریح، غذا، دکور خانه یا حتی نحوه‌ی بیان احساسات. این تفاوت‌ها نه‌تنها طبیعی، بلکه لازمه‌ی پویایی و زیبایی جامعه‌اند. پذیرفتن اختلاف سلیقه‌ها و احترام گذاشتن به آن‌ها نشانه‌ای از بلوغ فکری، فرهنگ گفت‌وگو و ظرفیت بالای انسانی است. اما باید توجه داشت که احترام به سلیقه‌ها یک اصل مطلق و بی‌قید و شرط نیست. در حوزه‌هایی که با مبانی دینی، ارزش‌های اسلامی یا احکام شرعی در ارتباط است، مسئله فراتر از سلیقه‌ی شخصی می‌شود. در این موارد، معیار و ملاک، شریعت الهی است، نه پسند فردی. برای مثال، ممکن است کسی بگوید «بی‌حجابی یا پوشش آزاد، سلیقه‌ی من است»، اما در یک جامعه‌ی اسلامی، حجاب تنها یک انتخاب شخصی نیست، بلکه حکمی شرعی و الزام اجتماعی است. در چنین مواردی، مفاهیمی مانند امر به معروف و نهی از منکر به میان می‌آیند که نشان می‌دهند حدود شرع را نمی‌توان با شعار «سلیقه شخصی» نادیده گرفت. با این حال، باید بین دعوت به حق با روش‌های منطقی و دلسوزانه و تحمیل سلیقه و تنگ‌نظری‌های افراطی فرق گذاشت. اینکه تو چیزی را دوست داری، الزاماً به این معنا نیست که من هم باید همان را بپسندم. قرار نیست همه مثل هم فکر کنند یا زندگی کنند. تو باید بپذیری که سلیقه‌ات، معیار حقیقت نیست و مهم‌تر از آن، نباید از دین، قرائتی خشک، متعصبانه و تحمیلی ارائه دهیم. اسلام، دین فطرت و عقلانیت است، نه قرائتی افراطی و خشن مانند آنچه طالبان به نمایش گذاشته‌اند. اسلام ناب، به روش دعوت اهمیت می‌دهد، نه اجبار و طرد. پس بیایید در کنار پایبندی به اصول شرعی، یاد بگیریم چگونه با تفاوت‌ها زندگی کنیم؛ بدون تحمیل، بدون تحقیر و بدون مرزکشی‌های خشک و افراطی. @AFKAREHOWZAVI
🎞«قصه هایی که ما نیستیم» ✍️به قلم طیبه فرید «زود پز» آخرین دستپخت سینمایی رامبد جوان است. کمدی نسبتا خوش ساخت بلحاظ جلوه های ویژه و صحنه با فیلمنامه ای کم عمق و نخ‌نما که ضعف پیرنگ در آن بیداد می کند. زود پز قصه دو باجناقیست که تلاش می کنند وسط موشکباران سال های شصت و شش و شصت و هفت تهران ، «قدرت» پدرزن نزول خوار محتکرشان را که با انفجار زودپز در تعمیرگاهِ ماشینش مرده بین شهدای حمله های صدام جا بزنند و هربار لایِ کشمکش های غیر واقعی فیلمنامه به در بسته می خورند. نقش باجناق ها را نوید محمد زاده و محسن تنابنده بازی می کنند. نویدی که علی رغم بازی های جدی خوبش این نقش کمیک را زیادی ضعیف بازی کرده‌ و محسن تنابنده ای که نقی معمولی پایتخت است با همان خبط و خطاها که بدون هما سعادت به دهه شصت برگشته. دیالوگ های این فیلم مثل بسیاری از تولیدات سینمایی این سال ها از شوخی جنسی در امان نمانده. شخصیت های زودپز نماینده قشر متوسط رو به پایین جامعه ایرانی است که به جز حاجی صاحبی فرمانده پایگاه ،آدم به قاعده ای بینشان دیده نمی شود. حاجی صاحبی که در هیبت پاسدارهای دهه شصتی هم فیلم هندی می بیند و هم پایش برای «مهری مددی» خواهر زن باجناق ها سر خورده و با ادبیات مذهبی طوری، لاس می زند. حتی میزان سُرخوردگی او روی میزان نرمشش با جُرم باجناق ها در همان ابتدای فیلم تاثیر دارد. مهری مددی مربی آموزش نظامی زن های مسجد و کسی که قاپ حاجی صاحبی را دزدیده بلحاظ تیپ شخصیتی همان «معصومه معلمِ» فیلم چپ و راستِ «حامد محمدی» است که نقش همسرش بشیر کشاورز را رامبد جوان بازی می کند. تفاوت زن های مذهبی هر دوی این کمدی ها با زن های معمولی، پوشیدن چادر و ادبیات حاج خانمی کلیشه ای است که مخاطب را دلزده می کند! با ظاهری خشن و موذی و منفور. در زود پز گریم و کارگردان به کمک جا انداختن نقش مهری آمده اند. هرچند رامبد جوان تلاش کرده تا پایان فیلم با بیرون انداختن اسم قدرت از لیست شهدا تقدس « شهادت » را حفظ کند اما شخصیت پردازی او از تیپ های مذهبی از یک نگاه کلیشه ای و غیر واقعی رنج می برد. چیزی که در قالب طنز به خورد افکار عمومی می رود و بخشی از ذهنیت ناخودآگاه آن‌ها از حزب اللهی ها را شکل می دهد. این نگاه پیش داورانه و قالبی زودپز در فیلم ضعیف چپ و راست و خیلی از فیلم‌های کمدی معاصر وجود دارد و این در حالیست که جامعه مذهبی بلحاظ طرز فکر و سبک زندگی کنتراست های متنوعی دارند .به عبارتی سازندگان این فیلم کمدی و بسیاری از فیلم‌های روی پرده حقی که برای طیف غیر مذهبی در شخصیت پردازی قائلند برای طیف مذهبی قائل نیستند و شاید هم واقعا تصور آن ها از طیف مذهبی همینقدر ضعیف و بی قواره است. اگر قصد دیدن یک فیلم کمدی با فیلمنامه بی چفت و بست و اتفاق های دور از ذهن و فانتزی دارید، اگر به دنبال محتوا نیستید حتما فیلم زودپز را ببینید. @AFKAREHOWZAVI
به نام خدای ‌هدایت گر از وقتی که پا به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها گذاشتم به خود می بالیدم و افتخار می کردم که عنایت خدا شامل حالم شده و به این راه آمده ام. شکر می کردم و این راه را ادامه دادم. در ذهنم موجبات این اتفاق نیکو را کنار هم ردیف می کردم. یکی از آن ها را دوران جنینی در شکم مادر می دانستم. لطف الهی، نگاه معصومین علیهم السلام، امتحان زندگی، دعای گذشتگانم، دعای پدر و مادر، و... در عین حال فکر ظاهر ورود به حوزه مرا از فکر کردن به باطن اعمالم باز نمی داشت بلکه مرا هزاران بار بازخواست می کرد. پس از این اتفاق مهم در زندگی ام، برای تقدیم نسلی امام زمانی به خدای خود مصمم شدم که برای این امر تمام تلاش خود را به کار گیرم. تصمیم گرفتم در رفتار و اعمالم و در گفتارم پیرو بانوی خود فاطمه زهرا سلام الله علیها باشم تا راحت تر بتوانم فرزندانی اهل بیتی پرورش دهم، از دوران جنینی گرفته تا دوران رشد او در این دنیا، تا این که نسلی امام زمانی داشته باشم. مدتی بعد از ورودم به این خانه مقدس، جامعه این هدف الهی ام گسترش یافت که نه فقط نسل من، نه فقط فرزندانم، بلکه همه کودکان و جوانان سرزمینم را در بر می گرفت. آنهایی که اگر دستشان را بگیرم و گام هایشان را در راه امام زمان عج قرار دهم گویا که چون من گام در خانه اُمِّ ابیها گذاشته اند. پس تصمیم گرفتم تمام تلاش خود را به کار گیرم تا جان در بدن دارم جامعه خود را امام زمانی نمایم. جامعه ای امام زمانی که شایسته ظهور است. خدایا به حق فاطمه زهرا سلام الله علیها مرا در این راه موفق بدار! الهی آمین! ✍️فاطیما طهورا @AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا