eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
299 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
💢مبانی فقهی مدل‌سازی روابط زن و مرد در جامعه اسلامی ✍️فاطمه نظری در یکی از جلسات درسی، نگاهم به برگه‌ای افتاد که با سنجاق به پاراوان کلاس نصب شده بود. بر روی آن تصویری از چادر به همراه آیه‌ای از قرآن کریم درج شده بود: «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ» (احزاب: ۵۳) این آیه، به‌نظر می‌رسید نوعی مشروعیت‌بخشی به استفاده از پاراوان میان استاد آقا و شاگردان خانم باشد. همین موضوع ذهنم را به خود مشغول ساخت و پرسش‌هایی در ذهنم پدید آمد: آیا چنین اقدامی توجیه شرعی یا عقلی دارد؟ آیا دلالت این آیه بر لزوم وجود حائل میان زن و مرد صحیح است؟ معیار تعیین این مسئله با چه کسی است؟ اصولاً در تعیین حدود روابط زن و مرد در زمان حاضر، معیار و متولی این امر کیست؟ و آیا می‌توان الگویی جامع از سبک زندگی اسلامی ـ به‌ویژه در حوزه روابط زن و مرد در جامعه اسلامی ـ ارائه کرد؟ اگر پاسخ مثبت است، متولی تبیین و اجرای آن کیست؟ طرح این پرسش‌ها مرا بر آن داشت تا در متون فقهی به جست‌وجو بپردازم و پاسخی مستند برای آن‌ها بیابم. حاصل این جست‌وجو، متن پیش‌رو است. 🔗در «اجتهاد» بخوانید: http://ijtihadnet.ir/?p=79605 @AFKAREHOWZAVI
به‌نام‌او «مرد رند حکم‌آباد» برخی دوستانم برای چندصدسال پیش هستند، برخی دیگر برای هزاران سال پیش. دوستانم اهل شعر‌اند، ادب شناس‌اند، اسطوره‌اند و اسطوره‌ شناس. یکی‌شان را بگویم؟ «مرد رند حکم‌آباد» ▫️▫️▫️ شیراز برایم همیشه زیبا بوده‌است. چه کنم تقصیر من نیست که حتی در زمستان عطر بهارنارنج‌اش، مستم می‌کند. من برای شنیدن بوی بهار نارنج به اردیبهشت نیاز ندارم. من از نارنج شیراز می‌ترسم که چاقوی غمزه‌اش، دستم را ببرد و رسوا شوم. شیراز مزار دوستان نابم است. رفقای نادیده. ندیدن دروغ است وقتی با آن‌ها زیسته‌ام. شیراز عطر تاریخ دارد و هویت. از آن مدلش که بکوبد بر دهن هرکسی که برای ایران ابرو بالا بیاندازد. همه دارایی شیراز که ملموس نیست. باید حسش کنی، بو کنی، نفس بکشی... همین ذوق و شعر که از رگ‌های شاعرانش می‌تراود، مثل همین دیوان حافظ. می‌خواهم از رفیقم بگویم، شیراز جلوی چشمم می‌آید، آخر این رند، با من هم‌سلیقه است و شیراز دوست. با حافظ بزرگ شدم و قد کشیدم، حافظ محرم اسرار دوران شباب بود وقتی در گوش دیوانش چیزی می‌گفتم. اشعار حافظ گنجینه‌ام بود، آن‌گاه که دست می‌بردم درون گنجه‌ام و با شعری دلم را رام می‌کردم. حافظ درس مرام و معرفت را جوری با هنر قاطی کرده بود که جز «سرچشم» گفتن چاره‌ای نداشتم. مثلا این‌که یادم داده....هیچی بروم و از خودش بپرسم: «زنهار تا توانی اهل نظر میازار دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده بس شکر بازگویم در بندگی خواجه گر اوفتد به دستم آن میوه رسیده» ▫️▫️▫️ این مرد رند از پس قرن‌ها من را مجذوب هنرنمایی‌اش با کلمات فارسی کرده است. کمی فکر کنید کدام مصرع یا بیت را بیشتر دوست دارید؟ من؟ «چو بید برسر ایمان خویش می‌لرزم» شما؟.... 🖊 فاطمه میری‌طایفه‌فرد @AFKAREHOWZAVI
🔖کسی که آمریکا را به زانو درآورد... اینکه نتانیاهو، از اقدام وحشیانه و ناجوانمردانه‌ی ترامپ و دولت آمریکا در به شهادت رساندن سردار شهید قاسم سلیمانی را که چهره نمادین مقاومت اسلامی در جهان اسلام و منطقه غرب آسیا بوده و هست، تقدیر می‌کند و این جنایت را عامل تغییر موازنه قدرت در جهان معرفی میکند، در حقیقت به اعتراف به این حقیقت است که اسراییل و آمریکا باور دارند که "شهید سلیمانی" یگانه قدرتی بود که توانست بینی زیاده‌خواهی و استکبارطلبی‌شان را به خاک بمالد، اگر چه آنان در ظاهر این شهادت را شکستی برای جریان مقاومت و پیروزی و قدرت‌نمایی برای آمریکا معرفی کنند: «[شهید سلیمانی] توانست مقابل نقشه‌هایی كه با پول و تشكیلات تبلیغاتی وسیع آمریكایی و توانایی دیپلماسی آمریكایی زورگویی‌هایی كه آمریكایی روی سیاست مداران دنیا دارند، قد علم كند. همه نقشه‌هایی كه توسط این ابزارها تهیه شده بود، توانست این نقشه را خنثی كند.» ۱۳۹۸/۱۰/۱۸ آری! شهادت سردار سلیمانی عزیز ما، موازنه قدرت در جهان را تغییر داد اما نه به نفع آمریکا و اسراییل که به نفع جبهه مقاومت: «آمریكایی‌ها در مورد فلسطین طرحشان این بود كه قضیه فلسطین را به فراموشی بسپارند و آنان را در حالت ضعف نگه دارند كه جرات نداشته باشند دم از مبارزه بزنند. این مرد كاری كرد كه منطقه كوچك مثل نوار غزه در برابر رژیم صهیونیستی می‌ایستد.» ۱۳۹۸/۱۰/۱۸ آنها به درستی می‌دانند که ایران به عنوان پرچمدار مقاومت در منطقه؛ با رشادت، شجاعت، مدیریت و عقلانیت شهید سلیمانی، مشت مردم فلسطین چنان پر کرد که جلوی اسراییل و آمریکا ایستاد: «این مرد دست فلسطینیها را پر کرد.» ۱۳۹۸/۱۰/۱۸ آمریکا و اسراییل فراموش نکنند که شهادت سردار سلیمانی چنان خون تازه‌ای در جریان مقاومت تزریق کرد که عامل بسیاری از پیروزی‌های اخیر جبهه مقاومت در برابر ظلم و جنایت بی‌سابقه‌ی استکبار شده که اینک بعد از ۲ سال از شروع طوفان الاقصی و جنایات بی‌سابقه در نسل‌کشی در آنجا و صرف تریلیو‌نها دلار توسط آمریکا و اسراییل علیه یک گروه چریکی در منطقه غزه به نام حماس، به چنان خفت و ذلالتی دچار شده‌اند که بعد از فروریختن هیمنه‌ی پوشالی‌شان و منفور شدن در صحنه‌ی بین‌المللی مجبور به قبول شروط حماس و امضای پیمان صلح شدند و با آزاد کردن اسرای فلسطینی یک قدم بزرگ دیگر به عقب رفتند. و اما اگرچه به عهد و پیمان گرگ، اعتمادی نیست اما همین عقب‌نشینی هرچند موقت از مواضع قبلی، پیام بزرگی را به دنیا مخابره کرد و آن هم این بود که مقاومت به برکت خون سرداران شهید مقاومت زنده است و زنده خواهد ماند، حتی اگر اربابان زرسالار یهود در آمریکا و اسراییل بخواهند با دروغ و فریب این ترورهای ناجوانمردانه را برگه برنده خود جا بزنند و با کمک ابزارهایی چون پروپاگاندا و به راه انداختن جنگ شناختی، به دنبال تغییر معادلات در اذان مردم جهان باشند، چراکه به وعده الهی نور حق و حقیقت پنهان نخواهد ماند. 🖋آمنه عسکری منفرد @AFKAREHOWZAVI
دوره رایگان نویسندگی مقدماتی ✍ 📗 سرفصل‌های دوره: نقش استعداد و مهارت در نوشتن، تکنیک‌های شروع نویسندگی، مبانی نویسندگی، سوژه‌یابی، بازنویسی و ویرایش، انتشار و ... 👤 مدرس: استاد محمدجواد ابراهیم‌زاده (دانش‌آموخته ادبیات نمایشی، مؤلف کتاب نردبان نویسندگی و اصول یادداشت‌نویسی) 📜 همراه با اعطای مدرک معتبر ❣️شرایط شرکت در دوره: • ارسال بنر دوره برای ده نفر • ده صلوات برای سلامتی امام زمان(عج) 🔻 جهت اطلاع از زمان و نحوه برگزاری به کانال زیر مراجعه کنید: https://eitaa.com/ahvaalehowze
دروازه‌های برکت: جستجوی رفاه پایدار در مدار تقوا و سنت الهی در هیاهوی جهانی که منطق‌های مادی و معادلات زمینی، سایه‌ی سنگین خود را بر ذهن‌ها افکنده‌اند، اغلب فراموش می‌کنیم که نظام هستی، تحت حاکمیت قوانین دیگری نیز هست؛ قوانینی که نه در آزمایشگاه‌ها به دست می‌آیند و نه در بورس‌های جهانی، بلکه در کلامی آسمانی و از جانب خالق مطلق نازل شده‌اند. قرآن کریم ،نه فقط مایه تسلی،بلکه نقشه‌ی راهی است برای عبور از سخت‌ترین تنگناهای اقتصادی، اجتماعی، و روحی. ما در جستجوی راه‌حل برای معضلات عمیق اقتصادی و اجتماعی جامعه، نمی‌توانیم و نباید چشم بر آموزه‌های قرآنی و روایی ببندیم. هر تلاشی که اصالت را به قوانین الهی ندهد، دیر یا زود، به بیراهه خواهد انجامید. باید با شجاعت و صراحت اعلام کرد: جامعه‌ای که ساختار خود را بر تقوا و ایمان بنا نکرده باشد، اگر به ظاهری از رفاه اقتصادی نیز دست یابد، باید در ماهیت آن نعمت‌ها تردید کند. این احتمال وجود دارد که جامعه، خواسته یا ناخواسته، مشمول سنت استدراج شده باشد؛ سنتی هولناک که در آن، نعمت‌ها پله‌های سقوط را فراهم می‌آورند و آسایش، مقدمه‌ی غفلت و هلاکت است. خداوند متعال در قرآن کریم، این حقیقت را به صریح‌ترین شکل بیان کرده است: «وَلَو أنَّ أهل القُرى آمَنوا وَاتَّقُوا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ الأرْضِ وَلَكِن كَذَّبوا فَأَخَذْناهُم بِما كانوا يكسبون» (اعراف، ۹۶) اگر مردم شهرها ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند،ما درهای برکت از آسمان و زمین را به رویشان می‌گشودیم؛اما چون تکذیب کردند،به کیفر اعمالشان گرفتارشان کردیم. این، تنها حکایتی از امت‌های پیشین نیست؛ بلکه یک سنت جاری و لایزال الهی در تمامی اعصار تاریخ است. اگر درک ما از جهان، صرفاً مادی باشد و قوانین عالم را محدود به آنچه چشم می‌بیند و گوش می‌شنود بدانیم، ناامیدی و پوچی مهربطلان بر زندگی مان می زند‌. اما خداوند متعال، امید را در قلب مؤمنان به امری محکم و ریشه‌دار تبدیل می‌کند: «إِنَّهُ لا يَيْئَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ» (یوسف، ۸۷) جز گروه کافران، کسی از رحمت خدا ناامید نمی‌شود. بدین ترتیب، امید نه یک مسکّن روان‌شناختی، بلکه یک اصل ریشه‌ای ایمانی است. این امید زمانی معنا می‌یابد که باور کنیم در کنار تمامی محاسبات زمینی، یک نظام محاسباتی آسمانی نیز به شدت در کار است. رزق، تنها در دستان بازار و معادلات سرمایه نیست؛ سررشته‌اش در دستان خداوند است. بر اساس کلام نورانی امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه‌السلام، رزق برای کسی تضمین شده است که به دنبال آن برود. اما این پی‌جویی، هرگز تنها به معنای تکاپوی مادی و جسمانی نیست. قرآن کریم و روایات معصومین،بارها و بارها بر عوامل معنوی تأکید کرده‌اند: از استغفار و صله رحم گرفته تا دوری از گناه و انفاق. هرکس که این عوامل آسمانی را در پی‌جویی رزق و رفاه نادیده بگیرد، یا شناختش از دین ناقص است، یا باید در عمق ایمان خود تجدید نظر کند. پس ای جامعه‌ای که در جستجوی رفاه، عدالت، و آرامش پایدار هستید: راه نجات و گشایش، در نهادینه‌سازی تقواست. راه برکت مستمر، در ایمان حقیقی است. ✍نسیم شجاعی @AFKAREHOWZAVI
امروز، سالگرد پرواز یک مرد است... سال گذشته در چنین روزی، دشمن خیال کرد که با آوار کردن دیوارها، صدای حق را خاموش می‌کند. خیال کرد اگر پیکر مردی چون یحیی سنوار زیر خاک برود، پرچم مقاومت هم فرو خواهد افتاد... چه خیال خامی! یحیی سنوار را کشتند... اما صدایش ماند. گلوله‌ای به پیشانی‌اش زدند، اما اندیشه‌اش از دل آوار برخاست. پیکرش را شکستند، اما روحش در هزاران جوان فلسطینی متولد شد. امروز، سالگرد شهادت مردی است که از سیاه‌چال‌های صهیونیسم برخاست، و به قله‌های آزادی پر کشید. مردی که از زنجیر نساختگی، قدرت ساخت. از درد، ایمان آفرید. از خاک، شکوه. ای اسراییل! تو گمان کردی که با خون، می‌توانی آینده را خفه کنی؟ تو نفهمیدی که هر قطره خونِ یحیی، درختی شد از جنس آتش. تو نفهمیدی که شهادت، پایان نیست؛ آغاز است. آتشی است که از دل خاکستر برمی‌خیزد. یحیی سنوار امروز زنده‌تر از همیشه است. در لبخند کودکی که سنگ به تانک می‌زند، در فریاد مادری که جنازه‌ی پسرش را بر دوش می‌برد اما سر خم نمی‌کند، در نگاهِ هزاران دل که هنوز به قدس دوخته شده‌اند. مقاومت را نمی‌شود کشت. مقاومت، ایمان است؛ و ایمان، بی‌مرگ. یحیی سنوار رفت، اما راهش ادامه دارد. پرچمش از دست او به دستان ما رسید — و ما، با خون، با باور، با فریاد، این پرچم را تا آزادسازی قدس بالا خواهیم برد. درود بر تو ای شهید، ای صخره‌ای که زیر آوار نرفت، ای اسطوره‌ای که هرگز فراموش نمی‌شوی. تا قدس، تا پیروزی، راهت ادامه دارد... ✍زهرا مسیحی @AFKAREHOWZAVI
ستمگرانِ هم‌پیمان با ظلم، در صف تاریکی‌اند در جهانی که نور و ظلمت در نبردی بی‌پایان‌اند، قرآن چراغی است که راه حق را از باطل جدا می‌سازد. امروز،چشم حقیقت‌بین هر انسان آزاده‌ای می‌بیند که چه کسی با مسلمانان دشمنی می‌ورزد، ستیزه‌گری می‌کند، خون می‌ریزد، و خانه و دیارشان را به آتش می‌کشد. این دشمن، چهره‌ای دارد که قرآن آن را بی‌پرده توصیف کرده است:صهیونیست دشمن مسلمانان. اما ظلم، تنها در گلوله و آوار نیست. ظلم، در حمایت از ظالم نیز هست. شما پرسیدید: «چه کسی کمک می‌کند؟» پاسخ روشن است: اگر کمک آمریکا نبود، آیا رژیم صهیونیستی جرئت داشت این‌گونه وحشیانه با مردم مظلوم غزه، با زن و مرد، با کودک،این گونه رفتار کند ؟ نه، هرگز. قرآن با صراحت می‌فرماید: وَمَن یَتَوَلَّهُم فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّالِمون.(ممتحنه/9)ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﻛﻨﻨﺪ،ﺳﺘﻤﻜﺎﺭﺍﻧﻨﺪ. و نیز: اَلا لَعنَةُ اللهِ عَلَى الظّالِمین.(هود/18) این آیات، نه فقط توصیف‌اند، بلکه هشدارند. هر دستی که به سوی ظالم دراز شود، در صف ظلم ایستاده است. هر دولتی که از جنایت حمایت کند، در لعنت الهی شریک است و هر انسانی که در برابر این ظلم سکوت کند، از نور هدایت فاصله گرفته است. ما نمی‌توانیم با چنین دشمنی با روی خوش برخورد کنیم. ایمان، غیرت، و بصیرت، ما را به موضع‌گیری دعوت می‌کنند. این موضع، نه از سر نفرت، بلکه از سر عشق به عدالت،کرامت انسان و فرمان الهی است. پس ای دل‌های مؤمن، ای چشم‌های بیدار، ای زبان‌های حق‌گو: در برابر ظلم، سکوت نکنید. در برابر جنایت، بی‌تفاوت نباشید. در برابر تحریف حقیقت، روشنگر باشید. بدانید که هر قدمی در راه حق، هر سخنی در دفاع از مظلوم، و هر نگاهی که از حقیقت غافل نشود، در مسیر نور است. این مسیر، مسیر پیامبران، مسیر شهیدان، و مسیر انسان‌های آزاده است. ✍ نسیم شجاعی @AFKAREHOWZAVI
حوزه/نسل جوانی که امروزه با پدیده‌ای چون، دوگانگی میان عقیده و عمل مواجه است؛روحیه حقیقت جویی ذاتی او نیز در جستجوی افرادی است که حرف و عملشان هم‌راستا باشند؛ شهدا نمونه‌ بارزی از صدق گفتار و رفتار هستند. ✍سمیه مشهودی بیدگلی ادامه یادداشت را در لینک زیر بخوانید: https://hawzahnews.com/xf76x @AFKAREHOWZAVI
. تنها معنای ماندننجمه صالحی دل‌آزرده‌ام از روزگاری که بی‌تو می‌گذرد، از زمانِ کرختی که در نبودت، نه آرام دارد و نه قرار. در مدارِ کندِ جهان، لنگ‌لنگان فرو می‌روم، و هرچه پیش می‌روم،‌ گویی فاصله‌ی من و روشنی بیشتر می‌شود... دیگر نه غروب را رمقی مانده برای صبر، نه سپیده را شوقی برای برخاستن. می‌نگرم به خویشتن، به ابدیتِ خنده‌ی گلی که در خاکِ انتظار پژمرده، به کودکِ کاری که نانش از اشک و رنج است، به نوزادِ نوری که در ظلمتِ این قرن‌ها هنوز زاده نشده... و می‌اندیشم، به کودکانِ ، به چشم‌های بی‌پناهی که هنوز میانِ آوار، او را صدا می‌زنند، به دستانِ کوچکی که از دلِ دود و خون، هنوز چراغ امید را نگه داشته‌اند. می‌اندیشم به تو، ای وعده‌ی تمام شب‌های تار، ای صبحِ ناتمامِ عدالت، که نبودنت، عمق همه‌ی اندوه‌های زمین است، و ظهورت، تنها معنای ماندنِ ما... @AFKAREHOWZAVI
📚«حداقل آزاده باشد» ✍به قلم طیبه فرید دم غروب داشتم یکی از شبکه های اجتماعی را رصد می کردم. از سر کنجکاوی انگشتم را هُل دادم روی لیست دنبال شونده های یکی از صفحه ها. باورم نمی شد. دوباره بیرون آمدم و نمایه صفحه را دیدم. لگو و طرح پروفایل دهان پُر کنی داشت و به ظاهر یک قسمت از پازل انقلاب اسلامی را قبضه کرده بود و داشت برایش می جنگید! این بار اولی نبود که با این مسئله روبرو می شدم! در میان آن جمعیت دنبال شونده مردانه هیچ اسم یا پروفایل زنانه ای دیده نمی شد. زن هایی که بعضی هایشان از آدم های علیه السلام لیست دنبال شونده های آن صفحه خیلی بالاتر بودند. این بار اولم نبود که می دیدم جریانی در حل چالش میان مدیریت اسلامی و دور ماندن از مواضع تهمت و بدنامی، یا هر چیز دیگری راه بی دردسر نادیده گرفتن نام و نشان های زنانه را انتخاب کرده. یک سالِ پیش حاج آقای منبری نیمه معروف با یک قبضه و نیم ریش همه نام و نشان های زنانه را از لیست دنبال شونده هایش حذف کرد و به روی مبارک هم نیاورد که لباس پیغمبر پوشیده و کجا رسول خدا با زن ها به این روش معاشرت می کرده که خودش برود ملت را دنبال کند و خودش همه را حذف کند! یا همین چند وقت پیش صفحه یکی از نهادهای رسمی فرهنگی... نقل یک دنبال کردن ساده نیست! این خرده رفتارها ظاهر یک تفکر است که توی شلوغی و سرعت اخبار و حوادث مدیریت خودش را با همین روش اعمال می کند و ذهنیت مخاطبِ عام را از انقلاب و تدین شکل می دهد! همان انقلاب و تدینی که رامبد جوان از آن فیلم می سازد نه آن انقلاب پنجاه و هفتی که مرضیه حدیدچی را به عنوان فرمانده می گذارد بالای سر سپاهِ همدان! گور پدر فمینیزم و این اداها! البته که شنونده فهیم این خرده رفتارها را به حساب انقلاب نمی گذارد! اصلا موجود زنده وکیل و وصی نمی خواهد! ما تازه به انقلاب نرسیدیم که با دیدن قرائت های شخصی از تشرع و‌تدین فاتحه همه چیز را بخوانیم. ما چشممان به دهان مرشدیست که دامان زن را معراج مرد می دید. مدیرهای کاربلد و مومن انقلابی هم کم ندیدیم که رفتار اقلیتی ناگزیرِ ناچار را به حساب همه بگذاریم! علی أی حال انقلاب اسلامی با آن تعدد فدائی ارث پدری ما نیست که بر اساس سود و ضرر خودمان و با سلیقه شخصی از مدیریت اسلامی روی روح خلق الله خط و خش بیندازیم. انقلاب چهل و پنج سال است پناه آدم های دنیاست! زن و‌مرد. پیر و جوان! انقلاب عصاره خون دل خوردن انبیا و صدیقین و صالحین و شهداست. انقلابی که از حوزه علمیه و در زیر سایه دختر موسی ابن جعفر رقم خورد! لطفاً اگر در تراز انقلاب نیستید، پس آزاده باشید... @AFKAREHOWZAVI
🔖اَینَ قَاصِمُ شَوکَهِ المُعتَدین؟! کجاست درهم شکننده شوکت متجاوزان ✍️ جمعه‌ها، دل بیشتر بهانه‌ات را می‌گیرد. عِطرِ انتظارت، در کوچه‌های دلتنگی می‌پیچد و امید، بی‌دعوت، به خانه‌ی خاموشِ تنهایی منتظران سر می‌زند. از پسِ اَبر سنگینِ غیبت، نورت می‌تابد، تلالو آن قلب‌هایمان را، روشن می‌سازد و نوید می‌دهد که، شاید، آمدنِ خورشید نزدیک است. اما ای وعده‌ی صادق حق، کمی دیر نشده؟ در حضورِ دست نیافتنی‌ت گل‌واژه‌های صبر، در حنجره‌ی دعا می‌لرزند، دل‌ها به استغاثه می‌‌افتند، و قلبِ آرامش، با مرور هرباره‌ی یاد تو، چون شمعی در باد، از رمق می‌رود. قرارِ ما همین است: که در هر بی‌قراری، به انتظار آمدنت پناه ببریم. قرار است بیایی... و با گام‌هایت، خاک زمین را بیدار کنی، و آفرینش طعم حیات ناب را، تا عمق جان، در دیدار شیرینت، بچشند. وقتی بیایی؛ شوکتِ ظالمان را، در هم می‌شکنی، و جهان را دوباره در آغوشِ عدل و نور می‌نشانی... @AFKAREHOWZAVI
دیدار با خوبان ✍محبوبه زمانی صدای دلم را می‌شنیدم که مرا به رفتن دعوت می‌کرد، اما جسمم حال خوشی نداشت تا یاری‌ام کند. با هر سختی که بود، چای را سر کشیدم و لباس‌هایم را با دو دلی پوشیدم. انگار در این دوراهی، دلم آرام‌آرام کار خودش را پیش می‌برد. در افکار خود غوطه‌ور شده بودم؛ گویی زمان به عقب برگشته و من در کوچه‌های قدیمی شهر، همراه مردم شده بودم. صدای ناله‌ای بلند به گوش می‌رسید که ناگاه، سخنران با قرائت آیه‌ی شریفه‌ی «وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» همه را به آرامشی دعوت کرد که هنوز دلم از آن حال و هوا لبریز است. بالاخره دلم کار خودش را کرد و مرا راهی منزل شهیدی در خیابان مسلم ساخت. شهیدی که جز نام زیبایش، «محمد ناصر جمیل‌پور»، هیچ آشنایی با او نداشتم. اما در طول مسیر، چنان با او درد دل کردم که گویی سال‌هاست می‌شناسمش. وقتی با مادر مهربان و همسر نجیبش آشنا شدم، در دلم احساس خرسندی عمیقی کردم که راه توفیق را بر خود نبستم. چند ساعت شیرین و لذت‌بخش در منزل شهید، تجربه‌ای به‌یادماندنی بود. با بیانات شیوای استاد درباره‌ی تفاوت «صفت» و «مقام»، بر حال مادران و همسران شهدا غبطه خوردم و آرزو کردم که من نیز به چنین لیاقتی نائل گردم. صدای اذان، ما را راهی حریم دوست کرد. در همان حال و هوا بودیم که مادر شهید، جانماز شهید را برایم آورد تا نمازم را بر آن بخوانم. ان‌شاءالله دعای شهید شامل حال همه‌ی ما شود، و ان‌شاءالله شهیدگونه زندگی کنیم تا شهید شویم. @AFKAREHOWZAVI