eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
299 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱زعترهای باروتی|قسمت دوم ✍به قلم طیبه فرید می‌توانستم تصور کنم درِ همه دکان های بازار بهمن تخته شده! هیچ آدم غیر مسلحی توی گذر روبروی حرم پرسه نمی زند! صدا از شُقّه ها* در نمی آید و خبری از بوی صابون‌های فله ای زرد و بنفشِ توی سینی جلو مغازه ها و عطر نان و زعتر دستفروش ها نیست. دلم برای آدم های شرقِ حرم تنگ شده بود! برای خیابان بلند شماره المقام وقتی چشم باز می کردم و می دیدم روبروی در کوچک ورودی ایست بازرسی حرمم. تروریست های تحریر الشام ظرف دو روز کل سوریه را شهر به شهر گرفته بودند و ارتش بدون مقاومت وا داده بود... حمص، حماه،حلب طرطوس و لاذقیه ای که آب و هوای دلبرِ مدیترانه ای اش نتوانست تلخی خاطره برگشتنمان را شیرین کند. بشار به مسکو پناهنده شد و کاخ رئیس جمهوری به تصرف پیاده نظام جولانی درآمد. زیر و زبر خانه اسد بین تروریست ها دست به دست می شد. شعله ای که غروب اول آبان‌ تویِ صف بازرسی حرم در دلم شعله ور شده بود هی جان می گرفت. هنوز رد برجستگی حروف طلایی روی کتیبه ضریح را زیر انگشت اشاره ام حس می کردم«إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ». آن سه هفته آن قدر سر و صورتم را به ضریح و دیوار کشیدم که محبت دانی ام پر شود! به خودم می گفتم خیلی زود بر می گردم. اینجا خاک ماست! عمودِ ما. حرم همه ما. خون جوان های ما روی این خاک ریخته... اما همه چیز طور دیگری رقم خورد. دو هفته بعد وقتی توی ترافیک زیر پل شهدای مهدی آباد پیچ رادیوی ماشین را باز کردم قلبم یخ زد!عمود خیمه افتاد.... تصور ذهنِ ایرانی من از ارتش، حسن آبشناسان بود و صیاد شیرازی. ارتشی پای خاک و ناموس می ایستاد تا یا جنگ تمام شود یا خون توی رگ هایش! توقعم می شد همه جای دنیا ارتش برادر ملت باشد! اما آسمان همه جا یک رنگ نبود! مفهوم «سرباز وطن» در خاک مادری من کجا و در فضایی که زن سوری نفس می کشید کجا! مجلس به مجلس دعوت می شدم که از مقاومت لبنانی ها بگویم! سوریه از مرکز ثِقل مقاومت بودن درآمده بود و سر گذاشته بود به حاشیه. بعد از چند روز تروریست های جولانی توی خبرها شده بودند گروه تحریرالشام و جولانی هم احمد الشرع... روز اولی که پا گذاشتیم به زینبیه آدم های میدان می گفتند جنگ امروز فرایندی نیست که بشود مرحله بعدش را پیش بینی کرد! همه ماجرای جنگی که شما پا گذاشتید داخلش رویدادی است! یعنی اینجا ماجرا به ماجرا با جنگ روبرو می شویم و تصمیم می گیریم و من معنی این جملات را نفهمیده بودم! همه حواسم پیش زن ها و دخترهای سوری بود! مترجم ها، نیروهای دارالقرآن. زنهای اردوگاه آواره های فوعه و‌کفریا....جسته و گریخته خبر می رسید دوست های سوری مان به لبنان پناه بردند. خیلی ها هم مانده بودند و منتظر تقدیر! جنگ رویدادی بود یعنی همین که هیچ کس نمی دانست چند صبا توئه سوری میزبان لبنانی ها هستی و چند صبا لبنانی ها توی خاکشان میزبان تو. فکر می کردم با پرواز لاذقیه _ تهران کار ما تمام شده و باید نوشتن خاطرات سفر را کلید بزنیم. اما هر چه از بیست آبان ۱۴۰۳می گذشت مثل آدم‌های توی هواپیما که با اوج گرفتن و بالا رفتن تصویر کاملتری از زمین جلو چشم‌هایشان نقش می بندد ، سفری که ظاهراً تمام شده بود داشت برایم شکل تازه ای از یک تجربه زیسته پیدا می کرد! تجربه زیسته ای که تعلیق ها و گره هایش روز به روز بیشتر می شد و هیچکس نمی دانست آن لحظات درون روح‌جستجو گر آدم چهل ساله ای یکی مدام می پرسد «خواهر حسین با ما چکار داشت که روزهای آخر صدایمان زد؟» *آپارتمان پایان قسمت دوم ادامه دارد @AFKAREHOWZAVI
⚘️﷽ "معنای زندگی" ✍صدیقه طهماسبی نژاد " هرکسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش " وجود معنویت و گسترش فضای معنوی در خانه سبب آرامش خانواده‌ می‌شود. هر میزان که معنویت از خانه‌ای دور شود، آن‌جا محلی برای بروز مشکلات و اختلاف‌ها می‌شود. حیات معنوی داشتن؛ یعنی زندگی هدفدار و معنادار باشد. خداوند والاترین معنای زندگی است. انسان وقتی به خاطر خدا زندگی می‌کند از زندگی احساس رضایت دارد. کلید دل‌ها در دست پروردگار عالم است. اگر کسی رابطه‌‌اش را با خدا اصلاح کند. خداوند متعال نیز رابطه آن‌ فرد با بندگانش را اصلاح می‌کند. در خانواده‌ اگر همسران رابطه خود را با خدا حفظ کنند، کردگار مهربان رابطه آنان را سامان می‌بخشد. انسان برای برآورده‌ سازی نیازهای عاطفیش‌، به انس گرفتن با دیگران احتیاج دارد. انس با دیگری مراتبی دارد:انس با دوست،انس با‌ خانواده و انس با خدا. ما با آمدنمان به دنیا،گویی که از اصل خود دور شد‌ه‌ایم و دلمان می‌خواهد با او حرف بزنیم و درداشتیاق خود را بیان کنیم. مولانا در شعرش به این نکته اشاره می‌کند: "سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق" دعا؛ یعنی انس گرفتن و ارتباط با خداوند. دعا از عواملی‌ست که سهم بسزایی در فراهم کردن‌ نشاط در زندگی انسان‌ها دارد. کسانی که در پی ایجاد آرامش در خانواده هستند نباید از دعا و نجوا کردن با او غفلت کنند؛زیرا پروردگار ریشه انسان است. اگر ارتباط با ریشه نباشد، سبب پژمردگی می‌شود. خداوندمتعال در سوره طه /آیه ۱۲۴ می‌فرمایند:"وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا؛ هرکس از یاد من روی گرداند،زندگی سختی خواهد داشت." خداوند بهترین مونس انسان است‌. زندگی با او لذت بخش می‌شود. زندگی که در آن دعا و مناجات‌ نباشد، شادی و نشاط واقعی نیز در آن راه ندارد. جریان داشتن ارتباط با خدا در خانواده سبب آرامش و رضایت در زندگی می‌شود. شاعر: مولانا @AFKAREHOWZAVI
✍حجاب نماد و مرز فرهنگی اسلام است نه فقط تیکه ای پارچه! در دین اسلام قانون و اخلاق باهم ممزوج شده اند. بطوریکه اگر قانون را حذف کنیم، دین به احساس تقلیل پیدا می کند؛ و اگر اخلاق را حذف کنیم، قانون به خشونت تبدیل می‌شود. راه انبیا، ترکیب حکمت و قدرت است و حکومت اسلامی موظف است جامعه را هم در بُعد ایمان و هم در بُعد نظام، از انحراف حفظ کند. https://virasty.com/beheshteh_8487/1761460064797913483 @AFKAREHOWZAVI
بخوان! برای «اَلَّذینَ آمَنوا»، «اِسْتَعِينُوا بِالصَّبْر» بخوان! برای آن آزادگانی که به ندای امامشان لبیک گفته‌اند و در راه مکتبشان، در تحریم‌ها و اسارت‌ها و تقدیمِ جانِ جگر‌گوشه‌هایشان، چیزی جز زیبایی نمی‌بینند. بخوان که نوری به لطافت ریحانة‌النّبی و شجاعتِ حیدرِ وصیّ، از عرش تابیدن گرفته و به زودی صدای حیدر کرّار به گوش‌ها خواهد رسید که در کاخ یزیدیان، خطابه می‌خواند! «وَ إِنَّ اللّه مَعَ الصَّابِرِینَ» ✍زهرا قدیم‌پور @AFKAREHOWZAVI
. راز ولادت او گاهی تاریخ در نقطه‌ای می‌ایستد، قدرت و شمشیر توان مقابله ندارد و تنها کلمه است که اثرگذار است. در چنین لحظه‌هایی، سرنوشتِ حق و باطل نه در میدان جنگ بلکه بر زبان یک انسان رقم می‌خورد. گاهی از دل همین ویرانه‌های نبرد است که صدایی برمی‌خیزد و حقیقت را دوباره زنده می‌کند؛ همانند صدایی که از حنجره‌ی او برخاست و تا همیشه در جان امت طنین‌انداز شد. او، نه پیامبر بود و نه وصی، اما آن‌گاه که وارث رسالت شد و بار ادامه‌ی نبوت را بر دوش گرفت؛ از دل آتش و اسارت، معنا را آفرید و شکست را به پیروزی و بیداری دل‌ها تبدیل کرد. او نشان داد که زن، در منطق اسلام، نه تماشاگر تاریخ، بلکه راوی و سازنده‌ی آن است. زینب کبری(س)، آینه‌ی تمام‌نمای صبر خداوند بر زمین بود؛ بانویی که تاریخ اسلام را از نو نوشت. او نشان داد که کلمه و روایت، می‌تواند ادامه‌ی جهاد باشد. در روزگار ما، هر زنی که در جست‌وجوی معنا و نقش خود در جهان است، می‌تواند در آینه‌ی زینب(س)، خویشتن را بازشناسد؛ زنی که نشان داد ایمان، عقل، صبر و شجاعت می‌توانند در یک وجود، جمع شوند و زمان و زمانه را متحول کنند و شاید راز ولادت او همین باشد. شاید هر بار دختری که به دنیا می‌آید، آسمان از او می‌پرسد: «آیا آماده‌ای وارث رسالت باشی؟» ✍نجمه صالحی @AFKAREHOWZAVI
زینب، درخت طیبه ایمان ✍زینب الهی سلام بر شجره معطر نیکومنظر۱.! شجره طیبه‌ای که ریشه در جان رسول الله(ص) دارد و شاخه‌هایش در سپهرولایت خودنمایی می کند. بی جهت نیست که نام شما را،"زینب" گذاشتند، گویی از "زینت پدر" برخاسته‌ای و در حقیقت، زینت همه آل نبوت بوده‌ای. ریشه ایمان شما از زلال وحی سیراب شد و در عمق جان راسخ گشت. پس، هر تندباد فتنه‌ای که وزید، نتوانست آن را از جای برکند، تا آنجا که "أَصْلُها ثابِتٌ" را به تماشا نشستی. شاخه‌های پربرگ و بار وجودتان، "فَرْعُها فِي السَّماءِ"، در آسمان فضیلت و دانش رشد یافت، تا آنجا که حتی برای غیرشیعیان هم پرباری علم و خردورزی تان روشن است.۲ و ثمره‌اش در کوفه و شام، حقایق وحی را به کام تاریخ نشاند. از شیخ مفید و شیخ صدوق نقل شده است، که حضرت زینب سلام الله‌ علیها یکی از راویان حدیث امامان علیهم السلام بودند، همچنان‌که ایشان راوی خطبه فدکیه حضرت فاطمه(س) هم بوده اند۳. و این چنین بود که مصداق کلمه طیبه گردید. .... ۱.أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ. ابراهیم،۲۴/ تاج العروس من جواهر القاموس،ج۲، ص۶؛ اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۲، ص۵۶. ۲. اسدالغابه،۶،۱۳۳؛ الاصابه، ۸، ۱۶۷. ۳.من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۵۶۷؛ الارشاد، ص۴۰. @AFKAREHOWZAVI
راز ناگفته‌ی کمال زینت‌ها می‌آیند تا نقیصه‌ای را پنهان سازند و دنیا پر است از زیبایی‌هایی که جامه بر نقصی دوخته‌اند و آن را در پس آراستگی پنهان ساختند. اما زینب خاندان نور از این قاعده فراتر رفته است. او معانی جدیدی در باب زینت بودن آفرید. آنجا که سخن از علی بن ابی‌طالب است، مگر نقصی وجود دارد یا حتی مگر کمالی هست که در او نباشد. خورشیدی که از نورِ ذاتِ حق می‌درخشد که نیازی به آرایش و پوشش ندارد. اینجا، مفهوم زینت دگرگون شد. زینب، زینب نشد تا نقصی را بپوشاند، بلکه آمد تا کمالِ بی‌نظیر پدر را از پرده‌ی تقدیر به تصویر کشد. زینب، عصاره‌ی عصمت و شجاعت علی بود که در روزِ غم، همچون شمشیرِ او، زبان‌گشود و، در برابر ظلم ایستاد. زینب، تجلی‌گاه صبرِ پدرش در برابر فتنه‌ها بود، آنجا که امیرالمومنین، چاه را محرم درد دل‌های خود می‌کرد، زینب سلام الله علیها، بر منبرِ اسیری، فریادِ حقانیت آن چاهِ پر رمز و راز را به آسمان رساند. آری، "زینب"، زینتِ وجودی بود که خود نیازی به زینت نداشت، بلکه آمد تا کمالِ پدر را در آیینه‌ی رسالت خود، جاودانه و جهانی سازد؛ تا یادآورشود، کمالات پدرش را در صبرِ عظیم و خطبه‌های آتشین خود و دراین جلوه‌‌ها دوباره آن کمالات به اوج خود رسید. او مظهر کمال پدر در دشوارترین آزمون تاریخ بود." ✍فهیمه رحمانی @AFKAREHOWZAVI
انگار از همان آغازین لحظه‌های ولادت، مقام نیابت به او بخشیده شده بود. زمانی که کودکی خردسال بود، نائب مادر شد تا پدر، برادران و خواهر کوچکش بتوانند غم سنگینِ از دست دادن مادر را تاب بیاورند. همه‌ی وظایف مادر در نبودش، به بهترین وجه انجام شد؛ هر توصیه‌ی مادرانه، درست در جایگاه خود، به تحقق رسید. بار دیگر نائب پدر شد؛ همان روز که فرقِ پدر مهربانش با شمشیرِ مرادی شکافته شد، او شد عزیزِ دل و نورِ دیده‌ی دو برادر و خواهرش. و بار دیگر، در دشتِ نینوا نائبِ برادر گردید؛ رسالتی بزرگ بر دوشش نهاده شد. ابتدا باید ریشه‌های صبر را با صلابت و استقامتی پدرانه آبیاری می‌کرد تا غمِ آخرین بازمانده‌ی آل‌عبا را تاب آورد، و سپس با عطوفتی مادرانه، اهلِ حرم را در پناه دامان خویش آرامش بخشید. آنگاه با زبانی علوی، نقابِ تزویر را از چهره‌ی منفور و پلید امیرانِ اموی کنار زد. و نیز وصیِ برادرزاده‌ی بیمارش شد تا در هنگامه‌ی آتش و دود، افزون بر مرهم نهادن بر تنِ تب‌دارِ او، زبانِ گویای وی باشد. به‌راستی اگر او نبود، امروز چه مستنداتی از واقعه‌ی دشتِ نینوا در دست داشتیم؟ چه منابعی حقیقتِ قیامِ امام حسین(علیه السلام) را آشکار می‌کرد؟ و اساساً کدام نَفَسِ حقی، می‌توانست تا امروز این واقعه را زنده نگاه دارد؟ شیخ صدوق با استناد به احادیثِ ائمه(علیهم السلام) چنین نقل می‌کند: زینب کبری(سلام الله علیها) وصیِ امام حسین(علیه السلام) بود تا حضرت سجاد(علیه السلام) سالم بماند؛ حتی دستوراتِ امام سجاد(علیه السلام) نیز به نام زینب کبری(سلام الله علیها) صادر می‌شد تا امامتِ علی بن الحسین(علیه السلام) در پرده بماند و آن حضرت محفوظ گردد. _کمال‌الدین، ج۲، ص۵۰۱_ اکنون باید پرسید: آیا زینب(سلام الله علیها) را آن‌گونه که در شأن و منزلتِ ایشان است شناخته و به دیگران معرفی کرده‌ایم؟ آیا تنها یک روز را به ایشان اختصاص دادن، آن هم با عنوان «روز پرستار»، کافی است؟ آیا... و آیا... و آیا... ✍زهرا السادات محمدی @AFKAREHOWZAVI
حتی شایسته سرزنش نیستی! ✍فاطمه زمانی ورق را بر گرداند هیچ کس انتظار چنین واکنشی از ایشان نداشت، مگر می‌شود تصویری که دشمن به نمایش گذاشته بود با سخنان پر بار ایشان تغییر کند. حرکت ایشان کم از حرکت برادرشان نبود. چادرش را مرتب می‌کند و بدون توجه به اینکه در مقابل چه کسی ایستاده وچه سرنوشتی برایش رقم می‌خورد می‌فرماید؛ خدا را که پروردگار دو جهان است و درود و سلام بر سالار رسولان. خداوند راست گفته آنجا که می‌فرماید: «ثُمَّ کَانَ عَٰقِبَهَ ٱلَّذِینَ أَسَٰٓـُٔواْ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن کَذَّبُواْ بِ‍َٔایَٰتِ ٱللَّهِ وَکَانُواْ بِهَا یَسۡتَهزِءُونَ سپس عاقبت آن کسانی که مرتکب کارهای بد شدند، این شد که کافر شده و آیات خدا را دروغ انگاشتند و آن‌ها را به مسخره گرفتند.» آیه 10سوره روم با هر صحبتی لرزه های عمیق بر ستون کاخ می‌زند ودشمن را به میدان می‌کشاند؛( به خدا که جز از خدا نمی‌ترسم و جز او به شکوه نمی‌برم. هر حیله‌ای داری به کار دار و از هر کوششی که توانی، دست مدار و دست دشمنی از آستین بر آر که به خدا این عار به روزگار تو شسته نشود. قسم به آنکه ما را به وحی قرآن و نبوت کرامت بخشیده، تو هر کاری کنی نخواهی توانست نام و نشان و یاد ما را از جریده عالم بزدایی و این ننگ را از دامان خود پاک کنی. تو حتی شایسته سرزنش نیستی!) خطبه حضرت زینب تمام حضار در جمع عرق شرم بر پیشانیشان نشسته بود ومراسم جشن و سرور به کام همه تلخ شد وسکوت کشنده ای کل مجلس را فرا گرفت. سر نی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود @AFKAREHOWZAVI
به وقت تلاقی حلم و ایثارنجمه صالحی روز دقیق تولدِ او مشخص نیست. نه مورخان متقدم دانسته‌‌اند، نه راویان نوشته‌اند. شاید چون زمان، توانِ دربرگرفتنِ چنین ولادتی را نداشت؛ شاید چون نور او در مرز میان زمین و آسمان پدید آمد، جایی که واژه‌ها توان تفسیر ندارند‌ و قلم از توصیف عاجز است. تولد او نه در یک روز، بلکه در تلاقیِ حلم و ایثار، عقل و ایمان رقم خورد. او به دنیا آمد تا معنای زن بودن را از نو بنویسد، تا نشان دهد که ولایت، می‌تواند در چهره‌ی خواهری، در نگاهِ مادری و در زبانِ راویِ حق استمرار یابد. در عاشورا، عقیله بنی هاشم، هم خواهر بود، هم مادر، هم حامیِ وصی، هم مفسّرِ امامت و هم تکیه‌گاهِ یتیمان. نقش‌ها در او به هم آمیخت تا حقیقتی واحد شکل بگیرد: زنِ ایستاده در برابر طوفان، که با صبرش تاریخ را نجات داد. او در میدان جنگ، نه، در میدان دفاع از حق با عبارات بی‌نظیر، با شجاعتی بی بدیل استوار ایستاد. با قلبی زخمی، قدرت شمشیر را در هم شکست و با روایت، قداست خون‌های مطهر را جاودانه کرد. و شاید رازِ پنهان ماندنِ روز تولدش همین باشد: که زینب، زاده‌ی یک روز نیست؛ زاده‌ی زمانی است که انسان بخواهد حق را فریاد کند و امید را از دل خاکستر بیرون آورد. @AFKAREHOWZAVI
ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍﷽𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ به نام خالق مروارید در صدف نگاهبان مرز و پاسداران عفاف ✍سیده فاطمه مظلوم در پاسگاه مرزی نیمه شب در هوای ۱۵ درجه زیر صفر سلاح بر دوش مشغول نگهبانی بودم. با دستکش ضخیمی که به دست داشتم با زحمت گوشی را از جیبم بیرون آوردم و نگاهی به عکس فرزند ۲۰ روزه ام انداختم فرشته ای که هنوز او را در آغوش نگرفته ام. سوز سرما گونه هایم را میسوزاند گوشی را داخل جیبم گذاشتم و نگاهم را دقیق تر از قبل به اطراف دوختم. با خودم گفتم همه بچه های این سرزمین فرزندان من هستند. دوری از خانواده و تحمل سوز سرما و سنگینی اسلحه و‌...ارزش حفظ امنیت و آرامش را دارد. به یاد کلیپی افتادم که دیروز در فضای مجازی دیده بودم، در باره پوشش خانم ها بود. با خودم گفتم راستی چگونه است که آنها با یک چادر ۵۰۰ گرمی بدون تحمل دوری از خانواده، سرما و خطر متجاوز میتوانند جهاد کنند، دشمن شکن باشند، ثواب ببرند و بالاتر از همه مورد رضایت پروردگار قرار بگیرند. آری این همه نشان از اهمیت بسیار حجاب دارد که حقیقتی است واضح هم برای مومنان و هم برای دشمنان. مومنان از آن رو که در وصیت نامه بسیاری از شهدا برآن مهم تاکید شده و در سیره زنان مومن حجاب جایگاه والایی دارد و اولویت هست و دشمنان از آن رو که بیشترین هجمه ها، هجمه و جنگ نرم علیه پوشش و حیای بانوان هست. متاسفانه یکی از مهمترین حفره های امنیتی جامعه همین عفاف و حجاب است و اینکه ... ندای اذان فضا را عطرآگین کرد... الله اکبر ... الله اکبر.... گویی بلال بر بام کعبه اذان می گوید ... اندکی بعد زمان تحویل پست نگهبانی به دیگر برادر مرزبانم هست ..‌. پست نگهبانی را ترک می کنم سلاح را برزمین می گذارم بند پوتین را ردیف به ردیف آزاد میکنم، درحالیکه برای نماز صبح آماده می شوم زیر لب زمزمه میکنم: همسر عزیزم معصومه جان از تو ممنونم که حافظ سنگر عفاف و حجاب هستی و مرز های افتخار را پاس میداری ... از راه دور زانو زده و چادرت را میبوسم و چه تاریخی دارد این چادر !! پس از نماز چشمان خسته ام را بر هم می‌گذارم و با خیالی راحت میخوابم، خیالی راحت به پهنای چادر همه زنان سرزمینم .... شما را سپاس 💐 @AFKAREHOWZAVI