# الگویی حسنه
این روزهای فاطمی، فرصت مناسبی است برای اندیشیدن در مورد جایگاه، شخصیت و سیره ی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛ همو که «سیدة نساء العالمین» نام گرفته و فرزندش اینگونه از او یاد میکند: «اِنَّ لی فی اِبنَه رسول الله اُسوةُُ حَسَنهُُ» (الغیبه، طوسی، ص ۲۶۸).
در کندوکاو اندیشههایم، پرسشی شکل میگیرد: مگر چه رفتار خاصی در حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بوده که منجی عالم بشریت به ایشان اقتدا میکند؟ اگر تنها اقتدا به سیره ی (شیوه ی رفتاری) مراد باشد، که همه ی پدران معصوم ایشان از این حیث، الگوی مناسبی به شمار میآیند. پس مراد از «اسوه حسنه» در این کلام، کدام بخش از سیره ی آن حضرت است؟
پاسخ را در کلام خود حضرت حجت (عج) در مورد سبب غیبت، در توقیعی به نائب دوم، محمد بن عثمان عمری، مییابم: "... و أمّا عِلّةُ ما وَقعَ مِن الغَيبةِ ...إنّهُ لَم يكُن أحدٌ مِن آبائي إلاّ وقَعَتْ في عُنُقِهِ بَيعةٌ لطاغِيةِ زمانهِ ، و إنّي أخرُجُ حينَ أخرُجُ و لا بيعةَ لأحدٍ مِن الطّواغيتِ في عُنُقي ." (بحار الأنوار : ۵۲ / ۹۲ / ۷).
امام زمان (عج) علت رخداد غیبت را، عدم بیعت با طاغوت زمان، بیان میکنند و میفرمایند: در زمانی که قیام میکنم، بیعت هیچ طاغوتی بر گردنم نیست.
با مروری در تاریخ امامان معصوم (علیهم السلام)، مسئلهای را که در سیره ی همه ی ائمه (علیهم السلام)، بدون استثناء، مشترک مییابم، مسئله ی بیعت است؛ بیعتی که همراه با تقیه و مدارا بوده است و به تعبیر شیخ مفید در کتاب "اوائل المقالات"، بیعتی سیاسی بوده، نه اعتقادی. حتی امام حسین (علیه السلام)، ده سال در عصر معاویه، چنین عمل کرد.
این تعبیر امام عصر (عج) معنایی روشن در خود نهفته دارد؛ بدین معنا که: «پدران من با تقیه در برابر طاغوت زمانشان زیستند، ولی مَنِ امام زمان (عج)، حاضر نیستم در شرایط تقیه قیام کنم.» پس پیداست که «اسوه حسنه» بودن مادر ایشان، علاوه بر جنبههای مختلف سیره ی آن حضرت، در مسئله ی تقیه یا عدم تقیه نهفته است.
آری، سیره ی مادر برای امام زمان (عج) الگو است، چرا که تا هنگام شهادت، بیعت هیچ طاغوتی بر گردن ایشان نبود.
✍زهرا السادات محمدی
#اقتدا_به_مادر
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
دنیای بیوفا
«دنیا» در لغت از ریشهی «دُنُوّ» به معنای نزدیک بودن است، زیرا نسبت به آخرت و عوالم برتر، مرتبهای نزدیکتر و نازلتر دارد (راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن). بسیاری از اندیشمندان، خاصه در سنت عرفانی و فلسفی اسلام، آن را نماد ناپایداری و تغیّر دانستهاند؛ جهانی که در آن «جمع اضداد» ممکن است، زیرا خیر و شر، شادی و اندوه، تولد و مرگ، همزمان در بستر آن جریان مییابد.
در همین جهان است که یک نوزاد به دنیا میآید و خانوادهای در وجد و سرور فرو میروند؛ اما در همان لحظه خانوادهای دیگر سوگوار ناکامی یا فقدان شود. انسان، در میان این دو قطبِ شادی و اندوه، معنا را میجوید. آنگاه که گفته میشود: «یکی به دنیا میآید و دیگری از دنیا میرود»، در حقیقت دو جلوه از یک نظام حکیمانه مشاهده میشود: آمدن و رفتن در یک چرخهی تکوینی و تکاملی.
پرسش بنیادین این است که اگر خداوند «ارحم الراحمین» است (انبیاء: ۸۳)، چرا رنج و دشواری را از زندگی دنیا برنمیچیند؟ پاسخ در مفهوم «ربوبیت» نهفته است. «رَبّ» در لغت به معنای پرورنده است؛ پس خدای ربّ، در حقیقت مربّی انسان است و پرورش در نظام الهی جز از مسیر تضاد، تجربه و تکاپو حاصل نمیشود. چنانکه قرآن میفرماید:
> «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی كَبَد» (بلد: ۴)
> ما انسان را در رنج و تلاش آفریدیم.
از دیدگاه ملاصدرا در الحکمة المتعالیة، حرکت جوهری نفس و تعالی وجودی آدمی تنها در میدان سختیها و تحولات عالم طبیعت ممکن میشود؛ زیرا رنج، ظرفیت ادراک و تعقل را میافزاید.
مادر، نمونهای زمینی از ربوبیت الهی است. پرورش کودک اگر در فضای بیهیچ رنج و زحمت رخ دهد، او سستنهاد و ناپیگیر رشد میکند. چنانکه روانشناسان رشد مانند ژان پیاژه و اریک اریکسون نیز تأکید دارند، تجربهی چالش و ناکامی در دوران رشد، عامل تثبیت استقلال و بلوغ هیجانی است. بنابراین تربیت حقیقی بدون آستان رنج ممکن نیست.
بدینسان «بیوفایی دنیا» نه از جنس بیمهری، بلکه نشانهی مراتب تغییر و تکامل آن است. آنکه میآید، در فرآیندی دشوار معنا مییابد و آنکه میرود و مصیبت وارد میشود، به ساحت بازگشتِ الهی میپیوندد:
> «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» (بقره: ۱۵۶).
درک این حقیقت، نگاه انسان را از گلایه به شهود و از ترس به رشد بدل میکند.
✍🏻ف، پورشهامی
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
هدایت شده از نویسندگان حوزوی
تقریظ؛ معماری نامرئی فرهنگ
✍ حسین انجدانی
▪️در هر تمدنی، لحظههایی وجود دارد که «کلمه» بر جای سیاست مینشیند و «کتاب» نقش نهاد راهبری را ایفا میکند. تمدن اسلامی، بیش از هر تمدن دیگر، با کتاب بالیده و با قلم، قدرت ساخته است.
▪️اگر در تاریخ پرافتخار ایران، کتابخانههای آلبویه و دارالعلمهای شیعی، شاکله بالندگی علمی را رقم زدند، در روزگار ما، سنت تقریظنویسی رهبر انقلاب، همان کارکرد تاریخی را در مقیاس جدید و با منطق حکمرانی فرهنگی بازآفرینی کرده است.
▪️اگر سیاست را، هنر «جهتدهی به ارادهها» بدانیم، سنت تقریظنویسی رهبری، یکی از پیچیدهترین و دقیقترین سازوکارهای معماری اراده فرهنگی در تاریخ معاصر ایران است؛ سنتی که در ظاهر، امضایی بر حاشیه یک کتاب است، اما در باطن، طراحی هندسه حرکت فرهنگ و مهندسی جریان تولید اندیشه است.
▪️تقریظ، صرفا «تحسین یک کتاب» نیست؛ «حکم راهبردی برای مسیر فرهنگ» است. تقریظ، اعلام «تشخیص» و «تعیین» است: تشخیص ظرفیتهای مغفولمانده فرهنگی و تعیین مسیر آینده روایتسازی ملی.
▪️تقریظ، در ذات خود، یک «کنش تمدنی» است؛ زیرا کتاب را از حد یک کالای فرهنگی، به سطح «منبع قدرت نرم» ارتقا میدهد. هر کتابی که مورد توجه حکیم فرهمند انقلاب قرار میگیرد، از لحظه تقریظ، بخشی از حافظه راهبردی ملت میشود. این سنت، در حقیقت، نظام گزینش و جهتدهی معرفتی است: رهبری، کتابی را انتخاب میکنند که گرهی از تاریخ و هویت این ملت را بگشاید، زخمی از حافظه ملی را مرهم نهد، یا خلایی در جبهه فکر و فرهنگ را ترمیم کند.
▪️به همین علت، تقریظها در طول زمان، نقشهای پنهان ولی منسجم را آشکار میکنند؛ نقشهای که از تاریخ دفاع مقدس آغاز شده و اکنون تا ساحات هویت، خانواده، مقاومت و انسانسازی امتداد یافته است. در یک نگاه دقیقتر، سنت تقریظ، سهکارکرد همزمان دارد:
▫️نخست، «کشف استعداد»؛ زیرا رهبری با نگاه نافذ خود، از میان هزاران قلم، قلمهایی را شناسایی میکنند که ظرفیت جریانسازی دارند و بدون این تلنگر، ممکن بود در حاشیه بمانند.
▫️دوم، «تولید معیار و جهت دادن به ذائقه»؛ یعنی تعیین سطح، جهت و وزن ادبیات انقلاب. تقریظ، معیار کیفیت میسازد: معیار روایت صحیح، عمق، صداقت و اصالت.
▫️سوم، «تعیین مسیر نشر و تنظیم هویت ملی از مسیر روایت»؛ تقریظ، به نشر میگوید از چه موضوعاتی غفلت نکند و به نویسنده میگوید قلم خود را در کدام میدان بهکار گیرد.
▪️این همان «هدایت نرم» است؛ این سهگانه، همان هندسه راهبری فرهنگی است؛ هندسهای که در آن، انتخاب یک کتاب، تعیین مسیر یک جریان است.
▪️اما در کنار فرصتها، تهدیدهایی نیز از دل همین سنت برمیخیزد؛ بزرگترین تهدید آن است که این سرمایه عظیم، بهجای تبدیل شدن به «جریان»، در حد «مراسم» تقلیل یابد. تجاریسازی تقریظ، سطحیسازی نشر یا محدودکردن آن به ژانرهای محدود، خطری واقعی است.
▪️تقریظ، قرار نبود به «برچسب پرفروش» بدل شود؛ قرار است «غایتنما» و «جهتدهنده» باشد. دومین تهدید، تبدیل تقریظ به عنصر تشریفاتی در صنعت نشر است؛ حال آنکه هر تقریظ باید «منشأ نهضت» باشد؛ نهضتی در خواندن، نوشتن، فهمیدن و روایتسازی.
🌐 ادامه مطلب را اینجا بخوانید.
#نویسندگان_حوزوی_تهران
@howzavian_tehran
🔹 فرزندان مادر
✍ فاطمه سادات موسوی (سراج)
اکباتان، پاسداران یا کمالشهر فرقی نمیکند؛ مهم این است هر جا که باشی، فرزندان امالمؤمنین را میبینی؛ همانها که چون مادرشان حقمدار و پشتیبان ولایت بودند، ایستادند، مقاومت کردند و با جسم سوخته و دل مجروح به شهادت رسیدند.
آرمان علیوردی از اکباتان، محمدحسین حدادیان از پاسداران، سید روحالله عجمیان از کمالشهر کرج؛ هر یک نشانی از وفاداری و ایثار.
حضرت مادر، تنها «امابیها» نیست، تنها مادر سادات نیست؛ او مادر همه مدافعان علی علیهالسلام است. مادر همه آنان که پیکرشان آماج اهانتهای لجوجان و کینهتوزان شد، اما همچنان پرچم حق را بر دوش کشیدند.
چوب، سنگ، سیلی،تازیانه، لگد...
آه، راستی او مادر حسین علیهالسلام هم هست.
خدا کند هیچکس زمین نیفتد؛ اگر افتاد، دست ناکسان نیفتد.
ناکسان همانها هستند که در برابر نور، جز تاریکی ندارند؛ دلهایشان آکنده از کینه و جهل، زبانشان آلوده به دشنام و دستهایشان ابزار ظلم.
دلهایی سنگتر از صخره که حقیقت را میبینند؛ اما انکار میکنند. دشمنیشان از بغض و حسد است. با بیشرمی؛ به مقدسات حمله میکنند. حق را میفروشند و باطل را میخرند.
«إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا» (احزاب، ۵٧)؛ کسانی که خدا و پیامبرش را آزار دهند، خداوند آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و عذابی خوارکننده برایشان آماده ساخته است.
وقتی حرامیها به مظلوم حمله میکنند، زمین از فریاد بیپناهی میلرزد، آسمان در اندوه فرو میرود،
و تاریخ، داغی تازه بر سینهی انسانیت مینهد.
حرامی، هرچه بدذاتتر، سرانجام در آتش خشم مردم خواهد سوخت؛
زیرا تاریخ، خیانت را نمیبخشد،
و انسانیت، هرگز در برابر پلیدی سر فرود نمیآورد.
و اما مظلوم، با دستان خالی اما دلی پر از ایمان، در برابر سیلاب ظلم میایستد و هر قطره اشک او چون ستارهای در تاریکی میدرخشد تا گواهی دهد که حق، هرگز نمیمیرد و فریاد مظلوم، چون رعدی، دیوارهای ظلم را فرو خواهد ریخت.
راستی؛
آیا تو فرزند حضرت مادر هستی؟!
آیا تو حامی ولایت هستی؟!
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🔻 دبیرخانه جشنواره ابوذر بسیج رسانهاستان قم با مشارکت سازمان بسیج جامعه زنان برگزار میکند؛
🔔 رویداد «رسانهای طنین۲» برگزار میشود
🔻 محـورهــای رویـــــداد
◂ حجاب، عفاف در گفتمان انقلاب اسلامی و هویت زن مسلمان
◂ نقش زن در تحکیـــم بنیان خانـواده، چالشهای جمعیتی، فرزنـــدآوری
◂ زن، خودباوری، ایستادگی و اثربخشی اجتماعی در امتسازی اسلامی
◂ مقاومت، شجاعت و ایستادگی زنان تمدنســـــاز
◂ زنان، اشتغال زایی، کارآفرینی و سرمایهگذاری برای تولید
◂ زن و رسانه، تبیین جایگاه بانوان در غرب و اسلام
◂ اولویتها، الزامات و بایدهای فردی و اجتماعی زن مسلمان ایرانی
◂ روایت سازی زنان در نبرد 12 روزه رژیم منحوس صهیونی
◂ روایتِ حضور زنان موفق در ایران و جهان اسلام
◂تبیین مبانی اسلامی، شرعی، فقهی و اجتماعی حجاب مردان ونقش مردان در احیای فرهنگ عفاف
***بخش ویژه :(ویژه ی بانوان خبرنگار استان قم)
◂تولید محتوا از الگوهای موفق بانوان در نشستهای اعلامی که حضوری برگزار واطلاعرسانی خواهد شد.
🔻 قالبهای رویــداد
◂تیتــــــــــــــــــــــر
◂ یادداشت و سرمقاله
◂ عکسخبری
◂ پـادکســـــــت
◂ مصاحبـــــــــه
◂ گزارش خبری
◂ کلیپ و گزارش ویدئویی
⏱️ مهلت ارسال آثار از ۳۰ آبان تا۳۰ آذر ۱۴۰۴
◻️ آثار باید در بازه زمانی ۳۰ آبان تا ۳۰ آذر ۱۴۰۴ در یکی از رسانههای رسمی منتشر شده باشد.
📬 ارسال آثار از طریق سایت بسیج رسانه استان قم bsrqom.ir
سازمان بسیج رسانه قم
@brqom_ir
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
مناسبت سازی ؛ آری یا خیر !
✍فاطمه محسنی پور
در دهه های اخیر شاهد مناسبت سازی های مذهبی ، اجتماعی و سیاسی زیادی در جامعه هستیم . در این یادداشت سعی داریم نقدی بر این مناسبت سازی ها خصوصا «مناسبت سازی های مذهبی» داشته باشیم.
1) فاصله گرفتن از متن اصلی دین
بسیاری از مناسبتهایی که در دهههای اخیر اضافه شدهاند، در منابع اولیه وجود نداشتهاند یا اهمیتشان با آنچه امروز تبلیغ میشود متفاوت بوده است. درنتیجه تعدد مناسبتهای جدید باعث میشود:
الف) مرز بین تعالیم اصلی و افزودههای فرهنگی گم شود.
ب)جوانان نمیتوانند بین «اصل دین» و «جدیدها» تفکیک کنند
ج)مناسبتهای تاریخیِ واقعی کمرنگ میشوند و توجه به مراسم کمریشه زیاد میشود
2) تبدیل آیین مذهبی به مراسمات مصرفی و نمایشی
در بسیاری از مناسبتهای جدید، تعداد مراسمات زیاد شده درنتیجه هزینهها بالا میرود و جنبه ظاهری و نمایشی غالب می شود. یعنی نوعی مصرفگرایی مذهبی شکل میگیرد: مثل لباس مخصوص، هدیه مخصوص، دکور مخصوص، نمادهای مخصوص (نمادسازی). این فرآیند میتواند روح سادگی و اخلاص را کمرنگ کند.
3) احساس گناه یا فشار اجتماعی بر مردم
وقتی تعداد مناسبتهای مذهبی افزایش پیدا میکند، برخی از مردم (بهخصوص نسل جوان) احساس میکنند: «اگر شرکت نکنم، کماعتقادم» یا «اگر نرسم همه مراسمها رو انجام بدم، عقب موندم»
این فشار روانی، می تواند نتیجهای برعکس ایجاد میکند: مثل دلزدگی یا خستگی دینی.
4) صدمه به وحدت آفرینی در جامعه
احساسات مذهبی در یک جامعه باید وحدت آفرین باشند. یعنی بتوانند در یک برهه زمانی، خیل عظیمی از افراد جامعه با سلایق فرهنگی ، سیاسی و مذهبی متفاوت را دور هم جمع کنند. همان گونه که در روز عاشورا یا راهپیمایی اربعین شاهد آن هستیم.
وقتی مناسبتها زیاد شوند، مردم عادی جامعه دچار مذهب زدگی شده و حضورشان در مناسبت های اصیل و اصلی هم کم می شود. در واقع گروههایی که اصرار دارند «مراسمات مخصوص خودشان» را داشته باشند، جامعه را به جزیرههای کوچکتر تقسیم میکنن که هر گروه بنا به سلیقه خودش رفتار می کند.
5) احتمال استفاده ابزاری
در تاریخ همه ادیان دیده شده است که، حکومتها ، گروههای مذهبی یا جریانهای تبلیغی، گاهی برای اهداف خاص خود، مناسبتهای جدید ایجاد میکنند یا گسترش میدهند. در این حالت، مناسک مذهبی از حالت معنوی خارج شده و کارکرد سیاسی_اجتماعی پیدا میکند.
علاوه بر این، این کار در جامعه اسلامی ایران می تواند حکومت اسلامی را مورد هجمه اپوزوسیون قرار دهد و انگیزه کافی برای سیاه نمایی از جامعه مذهبی ایران را به آنها بدهد. حتی در حالتی که حکومت هیچ دخالتی در مناسبت سازی ها نداشته باشد.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
هدایت شده از نویسندگان حوزوی
🔰مغالطه آشکار در سرایت «حکم اولی» به «حکم ثانوی» در مساله «موتورسواری زنان»
🔺همانطور که پیشبینی میشد، تعدادی از حوزویان سکولار که همواره نسبت به «رقیقسازی مظاهر دین در جامعه» و «برجستهسازی امور غیر دینی» موضعگیری میکنند، در رابطه با مساله «موتورسواری بانوان» نیز با اظهارات خود در صدد عادیسازی و ترویج این موضوع هستند.
🔺این افراد با ارائه تصویری غیر واقعی و تحریفآمیز از وضعیت موجود در این رابطه و عادیسازی تبعات آن، به موضوعسازی و توجیه فقهی آن میپردازند تا در تصور خود، راه برای تصویب قانون آن در مجلس هموار گردد.
🔺روشن است که اگر فرضاً این موضوع در گردونه قانونگذاری قرار گیرد و تصویب شود، همانند «اجازه ورود زنان به ورزشگاهها»، پیامدهای آن قابل کنترل نیست و موضوع فراتر از مساله حجاب و پوشش زنان خواهد رفت که به شدت امنیت روانی جامعه را به مخاطره خواهد انداخت.
🔺همانطور که برخی از فقها تصریح کردهاند «حکم اولی» و «حکم ثانوی» در رابطه با دوچرخهسواری و یا موتورسواری بانوان متفاوت است اما اینکه برخی افراد از «جواز» در حکم اولی، «جواز» در حکم ثانوی را نیز استفاده کنند، یک «مغالطه آشکار» است.
🔺اینکه فقها دوچرخهسواری و موتورسواری زنان را جایز نمیدانند، بر اساس حکم ثانونی و به دلیل «لوازم و پیامدهای قطعیِ منفی» این موضوع است که متضمن «مفسدههای متعدد» و «حرمت» است و به هیچ وجه نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
🔺به نظر میرسد فقها و علمای حوزه باید در رابطه با اینگونه مسائل نوپدید در جامعه به موقع و بیش از پیش، اظهارنظر کنند و با تبیین ابعاد فقهی و شرعی این موضوع، علت «عدم جواز موتورسواری زنان» را روشن نمایند تا راه برای سوء استفاده جریان سکولار حوزوی بسته شود.
✍️ حجت الاسلام محسن رضایی
#اندیشه_دینی
#نویسندگان_حوزوی_کرمان
@HOWZAVIAN_kerman
مهلت ارسال اثر به بخش جنبی «ماه مجلس» هجدهمین دوره جایزه ادبی جلال آلاحمد که به مناسبت هزاروپانصدمین سال میلاد پیامبر اعظم(ص) برگزار میشود، تا ۱۵ آذر ۱۴۰۴ تمدید شد.
🆔 https://ble.ir/jashnvarehaa
🆔 https://eitaa.com/jashnvareha
مادران فاطمی
✍زهرا گندمکار
هرکجا فکر قوی
اندیشه استوار
تلاش خستگی ناپذیر
صبر در ناملایمات
عفیف و محجوب بودن
قدرت ایمان و
شکننده نبودن در سختی ها
گدای عاطفه دیگران نشدن
و حضور با جاذبه و محبت
در عین اقتدار
کسی را دیدی...
اول بگرد و ردپای این نور را
در عظمت تربیت مادرانه اش
جستجو کن...
و ببین خداوند به چه زیبایی تقسیم نقش کرده
چه زیبا به زنها نقشهای هر چند حساس تر اما اساسی تری را داده ...
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
روضهٔ ماشینی
✍خانم ریاحی
از صبح میان کارهای خانه، درس، و رسیدگی به بچهها میچرخیدم؛ خسته…
ولی یاد بانوی مهربانی که نامش کارها را سبک میکند، همراه من بود.
عصر باید پسرم را از مدرسه به کلاس میبردم. از صبح کانالها و گروهها را زیر و رو کرده بودم تا جایی مناسب برای عزاداری پیدا کنم؛ جایی که بچهها اذیت نشوند. هر چه جستوجو کردم، جای مطمئنی برای مادرانِ کودکبهبغل پیدا نشد و تردید در دلم ماند.
با تأخیر به مدرسه رسیدم. با عجله به سمت حیاط میرفتم که لقمهٔ نذری بچهها سهممان شد. با محبت گرفتم؛ به نیت شفا.
هنوز از مدرسه بیرون نرفته بودیم که نوحهٔ موکب دمِ در ایستاد مرا نگه داشت. دیرم شده بود، اما قدمهایم کند شد.
آقایان در تدارک مراسم شب بودند؛ هیزمها را برای چای میچیدند.
هیزم… در ایام فاطمیه معنای دیگری دارد؛ زخم است، تصویر صدا و آتش. نگاه که میکنی، انگار خود روضه در برابر چشمت روشن است.
پسرم را به کلاس رساندم که ناگهان یادم افتاد باید برای مراسمشان نذری میآوردم. با فرصت اندک، از سوپری نزدیک کلاس خوراکی کوچکی خریدم.
وقتی برگشتم، صدای نوحه بچهها فضای مؤسسه را پر کرده بود. دلم شکست و یکباره روانهٔ مدینه شدم.
کودکان دور سفرهٔ کوچکی نشسته بودند و با صدای ریز و بیغلوغش سینه میزدند. تماشایشان دل آدم را نرم میکرد. با خودم گفتم: اگر غصهٔ این کودکان اینقدر سنگین است، غم کودکان فاطمهٔ زهرا سلاماللهعلیها چگونه بوده است؟
بعد از پایان مراسم، سوار ماشین شدیم تا به خانه برگردیم. در مسیر، چند موکب کوچک از ما پذیرایی کردند. در دل گفتم: مادر حواسشان هست، رهایمان نمیکنند.
نوحه پخش میشد و من برای پسرم از بانوی مهربانی گفتم که او حالا بهتر معنای انتظارِ تولدِ یک نوزاد را میفهمید… نوزادی که نبود.
گرمی آتش را درک میکرد؛ معنای همراهی با خوبی و عدل را میشناخت. نامهای حضرت و صفاتشان را با هم مرور کردیم. به او گفتم: «مادرِ حقیقی ما، مهربانتر از هر مادری است؛ اما مردمِ بد نگذاشتند کودکانش در آغوشش بمانند.»
به خانه که رسیدیم، خستگی روز هنوز بود، اما دلم آرام بود. برای رزقی که در این رفتوآمدها نصیبمان شد، شکر کردم.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
عناصر چهار گانه
✍مریم بهمن
میگویند جهان از عناصر چهار گانه آفریده شده است: آب و خاک و آتش و باد
و من این عناصر را در مدینه یافتم؛ آن روز که آتش کینه و خباثت بر کوثر محمدی علیهاالسلام شعله کشید؛
و علی علیهالسلام در پی پاسداری رسالت نبوی، چون کوهی استوار، با خاری در چشم و استخوانی در گلو ایستاده بود؛
و اما مردم به جای بازگشت به اصل و ریشه خود از آب و خاک، تنها حزب باد شدند؛
و بسته شدن دستهای "ولی" و تازیانه خوردن "دخت نبی" را خیره خیره تماشا کردند.
امروز نیز جهان از عناصر چهارگانه آفریده شده است؛
بیایید امروز به مادر آب و ابوتراب تأسی کنیم و در شعله فتنههای زمانه، حزب باد نباشیم در این آزمون.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI