هدایت شده از نویسندگان حوزوی
تقریظ؛ معماری نامرئی فرهنگ
✍ حسین انجدانی
▪️در هر تمدنی، لحظههایی وجود دارد که «کلمه» بر جای سیاست مینشیند و «کتاب» نقش نهاد راهبری را ایفا میکند. تمدن اسلامی، بیش از هر تمدن دیگر، با کتاب بالیده و با قلم، قدرت ساخته است.
▪️اگر در تاریخ پرافتخار ایران، کتابخانههای آلبویه و دارالعلمهای شیعی، شاکله بالندگی علمی را رقم زدند، در روزگار ما، سنت تقریظنویسی رهبر انقلاب، همان کارکرد تاریخی را در مقیاس جدید و با منطق حکمرانی فرهنگی بازآفرینی کرده است.
▪️اگر سیاست را، هنر «جهتدهی به ارادهها» بدانیم، سنت تقریظنویسی رهبری، یکی از پیچیدهترین و دقیقترین سازوکارهای معماری اراده فرهنگی در تاریخ معاصر ایران است؛ سنتی که در ظاهر، امضایی بر حاشیه یک کتاب است، اما در باطن، طراحی هندسه حرکت فرهنگ و مهندسی جریان تولید اندیشه است.
▪️تقریظ، صرفا «تحسین یک کتاب» نیست؛ «حکم راهبردی برای مسیر فرهنگ» است. تقریظ، اعلام «تشخیص» و «تعیین» است: تشخیص ظرفیتهای مغفولمانده فرهنگی و تعیین مسیر آینده روایتسازی ملی.
▪️تقریظ، در ذات خود، یک «کنش تمدنی» است؛ زیرا کتاب را از حد یک کالای فرهنگی، به سطح «منبع قدرت نرم» ارتقا میدهد. هر کتابی که مورد توجه حکیم فرهمند انقلاب قرار میگیرد، از لحظه تقریظ، بخشی از حافظه راهبردی ملت میشود. این سنت، در حقیقت، نظام گزینش و جهتدهی معرفتی است: رهبری، کتابی را انتخاب میکنند که گرهی از تاریخ و هویت این ملت را بگشاید، زخمی از حافظه ملی را مرهم نهد، یا خلایی در جبهه فکر و فرهنگ را ترمیم کند.
▪️به همین علت، تقریظها در طول زمان، نقشهای پنهان ولی منسجم را آشکار میکنند؛ نقشهای که از تاریخ دفاع مقدس آغاز شده و اکنون تا ساحات هویت، خانواده، مقاومت و انسانسازی امتداد یافته است. در یک نگاه دقیقتر، سنت تقریظ، سهکارکرد همزمان دارد:
▫️نخست، «کشف استعداد»؛ زیرا رهبری با نگاه نافذ خود، از میان هزاران قلم، قلمهایی را شناسایی میکنند که ظرفیت جریانسازی دارند و بدون این تلنگر، ممکن بود در حاشیه بمانند.
▫️دوم، «تولید معیار و جهت دادن به ذائقه»؛ یعنی تعیین سطح، جهت و وزن ادبیات انقلاب. تقریظ، معیار کیفیت میسازد: معیار روایت صحیح، عمق، صداقت و اصالت.
▫️سوم، «تعیین مسیر نشر و تنظیم هویت ملی از مسیر روایت»؛ تقریظ، به نشر میگوید از چه موضوعاتی غفلت نکند و به نویسنده میگوید قلم خود را در کدام میدان بهکار گیرد.
▪️این همان «هدایت نرم» است؛ این سهگانه، همان هندسه راهبری فرهنگی است؛ هندسهای که در آن، انتخاب یک کتاب، تعیین مسیر یک جریان است.
▪️اما در کنار فرصتها، تهدیدهایی نیز از دل همین سنت برمیخیزد؛ بزرگترین تهدید آن است که این سرمایه عظیم، بهجای تبدیل شدن به «جریان»، در حد «مراسم» تقلیل یابد. تجاریسازی تقریظ، سطحیسازی نشر یا محدودکردن آن به ژانرهای محدود، خطری واقعی است.
▪️تقریظ، قرار نبود به «برچسب پرفروش» بدل شود؛ قرار است «غایتنما» و «جهتدهنده» باشد. دومین تهدید، تبدیل تقریظ به عنصر تشریفاتی در صنعت نشر است؛ حال آنکه هر تقریظ باید «منشأ نهضت» باشد؛ نهضتی در خواندن، نوشتن، فهمیدن و روایتسازی.
🌐 ادامه مطلب را اینجا بخوانید.
#نویسندگان_حوزوی_تهران
@howzavian_tehran
🔹 فرزندان مادر
✍ فاطمه سادات موسوی (سراج)
اکباتان، پاسداران یا کمالشهر فرقی نمیکند؛ مهم این است هر جا که باشی، فرزندان امالمؤمنین را میبینی؛ همانها که چون مادرشان حقمدار و پشتیبان ولایت بودند، ایستادند، مقاومت کردند و با جسم سوخته و دل مجروح به شهادت رسیدند.
آرمان علیوردی از اکباتان، محمدحسین حدادیان از پاسداران، سید روحالله عجمیان از کمالشهر کرج؛ هر یک نشانی از وفاداری و ایثار.
حضرت مادر، تنها «امابیها» نیست، تنها مادر سادات نیست؛ او مادر همه مدافعان علی علیهالسلام است. مادر همه آنان که پیکرشان آماج اهانتهای لجوجان و کینهتوزان شد، اما همچنان پرچم حق را بر دوش کشیدند.
چوب، سنگ، سیلی،تازیانه، لگد...
آه، راستی او مادر حسین علیهالسلام هم هست.
خدا کند هیچکس زمین نیفتد؛ اگر افتاد، دست ناکسان نیفتد.
ناکسان همانها هستند که در برابر نور، جز تاریکی ندارند؛ دلهایشان آکنده از کینه و جهل، زبانشان آلوده به دشنام و دستهایشان ابزار ظلم.
دلهایی سنگتر از صخره که حقیقت را میبینند؛ اما انکار میکنند. دشمنیشان از بغض و حسد است. با بیشرمی؛ به مقدسات حمله میکنند. حق را میفروشند و باطل را میخرند.
«إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا» (احزاب، ۵٧)؛ کسانی که خدا و پیامبرش را آزار دهند، خداوند آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و عذابی خوارکننده برایشان آماده ساخته است.
وقتی حرامیها به مظلوم حمله میکنند، زمین از فریاد بیپناهی میلرزد، آسمان در اندوه فرو میرود،
و تاریخ، داغی تازه بر سینهی انسانیت مینهد.
حرامی، هرچه بدذاتتر، سرانجام در آتش خشم مردم خواهد سوخت؛
زیرا تاریخ، خیانت را نمیبخشد،
و انسانیت، هرگز در برابر پلیدی سر فرود نمیآورد.
و اما مظلوم، با دستان خالی اما دلی پر از ایمان، در برابر سیلاب ظلم میایستد و هر قطره اشک او چون ستارهای در تاریکی میدرخشد تا گواهی دهد که حق، هرگز نمیمیرد و فریاد مظلوم، چون رعدی، دیوارهای ظلم را فرو خواهد ریخت.
راستی؛
آیا تو فرزند حضرت مادر هستی؟!
آیا تو حامی ولایت هستی؟!
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🔻 دبیرخانه جشنواره ابوذر بسیج رسانهاستان قم با مشارکت سازمان بسیج جامعه زنان برگزار میکند؛
🔔 رویداد «رسانهای طنین۲» برگزار میشود
🔻 محـورهــای رویـــــداد
◂ حجاب، عفاف در گفتمان انقلاب اسلامی و هویت زن مسلمان
◂ نقش زن در تحکیـــم بنیان خانـواده، چالشهای جمعیتی، فرزنـــدآوری
◂ زن، خودباوری، ایستادگی و اثربخشی اجتماعی در امتسازی اسلامی
◂ مقاومت، شجاعت و ایستادگی زنان تمدنســـــاز
◂ زنان، اشتغال زایی، کارآفرینی و سرمایهگذاری برای تولید
◂ زن و رسانه، تبیین جایگاه بانوان در غرب و اسلام
◂ اولویتها، الزامات و بایدهای فردی و اجتماعی زن مسلمان ایرانی
◂ روایت سازی زنان در نبرد 12 روزه رژیم منحوس صهیونی
◂ روایتِ حضور زنان موفق در ایران و جهان اسلام
◂تبیین مبانی اسلامی، شرعی، فقهی و اجتماعی حجاب مردان ونقش مردان در احیای فرهنگ عفاف
***بخش ویژه :(ویژه ی بانوان خبرنگار استان قم)
◂تولید محتوا از الگوهای موفق بانوان در نشستهای اعلامی که حضوری برگزار واطلاعرسانی خواهد شد.
🔻 قالبهای رویــداد
◂تیتــــــــــــــــــــــر
◂ یادداشت و سرمقاله
◂ عکسخبری
◂ پـادکســـــــت
◂ مصاحبـــــــــه
◂ گزارش خبری
◂ کلیپ و گزارش ویدئویی
⏱️ مهلت ارسال آثار از ۳۰ آبان تا۳۰ آذر ۱۴۰۴
◻️ آثار باید در بازه زمانی ۳۰ آبان تا ۳۰ آذر ۱۴۰۴ در یکی از رسانههای رسمی منتشر شده باشد.
📬 ارسال آثار از طریق سایت بسیج رسانه استان قم bsrqom.ir
سازمان بسیج رسانه قم
@brqom_ir
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
مناسبت سازی ؛ آری یا خیر !
✍فاطمه محسنی پور
در دهه های اخیر شاهد مناسبت سازی های مذهبی ، اجتماعی و سیاسی زیادی در جامعه هستیم . در این یادداشت سعی داریم نقدی بر این مناسبت سازی ها خصوصا «مناسبت سازی های مذهبی» داشته باشیم.
1) فاصله گرفتن از متن اصلی دین
بسیاری از مناسبتهایی که در دهههای اخیر اضافه شدهاند، در منابع اولیه وجود نداشتهاند یا اهمیتشان با آنچه امروز تبلیغ میشود متفاوت بوده است. درنتیجه تعدد مناسبتهای جدید باعث میشود:
الف) مرز بین تعالیم اصلی و افزودههای فرهنگی گم شود.
ب)جوانان نمیتوانند بین «اصل دین» و «جدیدها» تفکیک کنند
ج)مناسبتهای تاریخیِ واقعی کمرنگ میشوند و توجه به مراسم کمریشه زیاد میشود
2) تبدیل آیین مذهبی به مراسمات مصرفی و نمایشی
در بسیاری از مناسبتهای جدید، تعداد مراسمات زیاد شده درنتیجه هزینهها بالا میرود و جنبه ظاهری و نمایشی غالب می شود. یعنی نوعی مصرفگرایی مذهبی شکل میگیرد: مثل لباس مخصوص، هدیه مخصوص، دکور مخصوص، نمادهای مخصوص (نمادسازی). این فرآیند میتواند روح سادگی و اخلاص را کمرنگ کند.
3) احساس گناه یا فشار اجتماعی بر مردم
وقتی تعداد مناسبتهای مذهبی افزایش پیدا میکند، برخی از مردم (بهخصوص نسل جوان) احساس میکنند: «اگر شرکت نکنم، کماعتقادم» یا «اگر نرسم همه مراسمها رو انجام بدم، عقب موندم»
این فشار روانی، می تواند نتیجهای برعکس ایجاد میکند: مثل دلزدگی یا خستگی دینی.
4) صدمه به وحدت آفرینی در جامعه
احساسات مذهبی در یک جامعه باید وحدت آفرین باشند. یعنی بتوانند در یک برهه زمانی، خیل عظیمی از افراد جامعه با سلایق فرهنگی ، سیاسی و مذهبی متفاوت را دور هم جمع کنند. همان گونه که در روز عاشورا یا راهپیمایی اربعین شاهد آن هستیم.
وقتی مناسبتها زیاد شوند، مردم عادی جامعه دچار مذهب زدگی شده و حضورشان در مناسبت های اصیل و اصلی هم کم می شود. در واقع گروههایی که اصرار دارند «مراسمات مخصوص خودشان» را داشته باشند، جامعه را به جزیرههای کوچکتر تقسیم میکنن که هر گروه بنا به سلیقه خودش رفتار می کند.
5) احتمال استفاده ابزاری
در تاریخ همه ادیان دیده شده است که، حکومتها ، گروههای مذهبی یا جریانهای تبلیغی، گاهی برای اهداف خاص خود، مناسبتهای جدید ایجاد میکنند یا گسترش میدهند. در این حالت، مناسک مذهبی از حالت معنوی خارج شده و کارکرد سیاسی_اجتماعی پیدا میکند.
علاوه بر این، این کار در جامعه اسلامی ایران می تواند حکومت اسلامی را مورد هجمه اپوزوسیون قرار دهد و انگیزه کافی برای سیاه نمایی از جامعه مذهبی ایران را به آنها بدهد. حتی در حالتی که حکومت هیچ دخالتی در مناسبت سازی ها نداشته باشد.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
هدایت شده از نویسندگان حوزوی
🔰مغالطه آشکار در سرایت «حکم اولی» به «حکم ثانوی» در مساله «موتورسواری زنان»
🔺همانطور که پیشبینی میشد، تعدادی از حوزویان سکولار که همواره نسبت به «رقیقسازی مظاهر دین در جامعه» و «برجستهسازی امور غیر دینی» موضعگیری میکنند، در رابطه با مساله «موتورسواری بانوان» نیز با اظهارات خود در صدد عادیسازی و ترویج این موضوع هستند.
🔺این افراد با ارائه تصویری غیر واقعی و تحریفآمیز از وضعیت موجود در این رابطه و عادیسازی تبعات آن، به موضوعسازی و توجیه فقهی آن میپردازند تا در تصور خود، راه برای تصویب قانون آن در مجلس هموار گردد.
🔺روشن است که اگر فرضاً این موضوع در گردونه قانونگذاری قرار گیرد و تصویب شود، همانند «اجازه ورود زنان به ورزشگاهها»، پیامدهای آن قابل کنترل نیست و موضوع فراتر از مساله حجاب و پوشش زنان خواهد رفت که به شدت امنیت روانی جامعه را به مخاطره خواهد انداخت.
🔺همانطور که برخی از فقها تصریح کردهاند «حکم اولی» و «حکم ثانوی» در رابطه با دوچرخهسواری و یا موتورسواری بانوان متفاوت است اما اینکه برخی افراد از «جواز» در حکم اولی، «جواز» در حکم ثانوی را نیز استفاده کنند، یک «مغالطه آشکار» است.
🔺اینکه فقها دوچرخهسواری و موتورسواری زنان را جایز نمیدانند، بر اساس حکم ثانونی و به دلیل «لوازم و پیامدهای قطعیِ منفی» این موضوع است که متضمن «مفسدههای متعدد» و «حرمت» است و به هیچ وجه نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
🔺به نظر میرسد فقها و علمای حوزه باید در رابطه با اینگونه مسائل نوپدید در جامعه به موقع و بیش از پیش، اظهارنظر کنند و با تبیین ابعاد فقهی و شرعی این موضوع، علت «عدم جواز موتورسواری زنان» را روشن نمایند تا راه برای سوء استفاده جریان سکولار حوزوی بسته شود.
✍️ حجت الاسلام محسن رضایی
#اندیشه_دینی
#نویسندگان_حوزوی_کرمان
@HOWZAVIAN_kerman
مهلت ارسال اثر به بخش جنبی «ماه مجلس» هجدهمین دوره جایزه ادبی جلال آلاحمد که به مناسبت هزاروپانصدمین سال میلاد پیامبر اعظم(ص) برگزار میشود، تا ۱۵ آذر ۱۴۰۴ تمدید شد.
🆔 https://ble.ir/jashnvarehaa
🆔 https://eitaa.com/jashnvareha
مادران فاطمی
✍زهرا گندمکار
هرکجا فکر قوی
اندیشه استوار
تلاش خستگی ناپذیر
صبر در ناملایمات
عفیف و محجوب بودن
قدرت ایمان و
شکننده نبودن در سختی ها
گدای عاطفه دیگران نشدن
و حضور با جاذبه و محبت
در عین اقتدار
کسی را دیدی...
اول بگرد و ردپای این نور را
در عظمت تربیت مادرانه اش
جستجو کن...
و ببین خداوند به چه زیبایی تقسیم نقش کرده
چه زیبا به زنها نقشهای هر چند حساس تر اما اساسی تری را داده ...
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
روضهٔ ماشینی
✍خانم ریاحی
از صبح میان کارهای خانه، درس، و رسیدگی به بچهها میچرخیدم؛ خسته…
ولی یاد بانوی مهربانی که نامش کارها را سبک میکند، همراه من بود.
عصر باید پسرم را از مدرسه به کلاس میبردم. از صبح کانالها و گروهها را زیر و رو کرده بودم تا جایی مناسب برای عزاداری پیدا کنم؛ جایی که بچهها اذیت نشوند. هر چه جستوجو کردم، جای مطمئنی برای مادرانِ کودکبهبغل پیدا نشد و تردید در دلم ماند.
با تأخیر به مدرسه رسیدم. با عجله به سمت حیاط میرفتم که لقمهٔ نذری بچهها سهممان شد. با محبت گرفتم؛ به نیت شفا.
هنوز از مدرسه بیرون نرفته بودیم که نوحهٔ موکب دمِ در ایستاد مرا نگه داشت. دیرم شده بود، اما قدمهایم کند شد.
آقایان در تدارک مراسم شب بودند؛ هیزمها را برای چای میچیدند.
هیزم… در ایام فاطمیه معنای دیگری دارد؛ زخم است، تصویر صدا و آتش. نگاه که میکنی، انگار خود روضه در برابر چشمت روشن است.
پسرم را به کلاس رساندم که ناگهان یادم افتاد باید برای مراسمشان نذری میآوردم. با فرصت اندک، از سوپری نزدیک کلاس خوراکی کوچکی خریدم.
وقتی برگشتم، صدای نوحه بچهها فضای مؤسسه را پر کرده بود. دلم شکست و یکباره روانهٔ مدینه شدم.
کودکان دور سفرهٔ کوچکی نشسته بودند و با صدای ریز و بیغلوغش سینه میزدند. تماشایشان دل آدم را نرم میکرد. با خودم گفتم: اگر غصهٔ این کودکان اینقدر سنگین است، غم کودکان فاطمهٔ زهرا سلاماللهعلیها چگونه بوده است؟
بعد از پایان مراسم، سوار ماشین شدیم تا به خانه برگردیم. در مسیر، چند موکب کوچک از ما پذیرایی کردند. در دل گفتم: مادر حواسشان هست، رهایمان نمیکنند.
نوحه پخش میشد و من برای پسرم از بانوی مهربانی گفتم که او حالا بهتر معنای انتظارِ تولدِ یک نوزاد را میفهمید… نوزادی که نبود.
گرمی آتش را درک میکرد؛ معنای همراهی با خوبی و عدل را میشناخت. نامهای حضرت و صفاتشان را با هم مرور کردیم. به او گفتم: «مادرِ حقیقی ما، مهربانتر از هر مادری است؛ اما مردمِ بد نگذاشتند کودکانش در آغوشش بمانند.»
به خانه که رسیدیم، خستگی روز هنوز بود، اما دلم آرام بود. برای رزقی که در این رفتوآمدها نصیبمان شد، شکر کردم.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
عناصر چهار گانه
✍مریم بهمن
میگویند جهان از عناصر چهار گانه آفریده شده است: آب و خاک و آتش و باد
و من این عناصر را در مدینه یافتم؛ آن روز که آتش کینه و خباثت بر کوثر محمدی علیهاالسلام شعله کشید؛
و علی علیهالسلام در پی پاسداری رسالت نبوی، چون کوهی استوار، با خاری در چشم و استخوانی در گلو ایستاده بود؛
و اما مردم به جای بازگشت به اصل و ریشه خود از آب و خاک، تنها حزب باد شدند؛
و بسته شدن دستهای "ولی" و تازیانه خوردن "دخت نبی" را خیره خیره تماشا کردند.
امروز نیز جهان از عناصر چهارگانه آفریده شده است؛
بیایید امروز به مادر آب و ابوتراب تأسی کنیم و در شعله فتنههای زمانه، حزب باد نباشیم در این آزمون.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
# غمِ فقدانِ پدر یا انحرافِ امت؟
✍زهرا السادات محمدی
در اندیشهام که آیا شدت اندوه و حزن فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها)، تنها از فقدان پدر بود یا دلیل دیگری در پس آن نهفته است؟
اگر این اندوه را صرفاً به غمِ از دست دادنِ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) محدود کنیم، در حقیقت شأن و منزلت والای آن بانو را تنزل دادهایم. هرچند رحلتِ پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) مصیبتی بس عظیم بود، اما علت اشکهای پیوسته و سوزِ دلِ فاطمه(سلاماللهعلیها) تنها همین نبود.
پاسخ این ادعا در خطبهی حکیمانهی ایشان نهفته است؛ آنجا که میفرمایند:
«ثُمَّ قَبَضَهُ اللهُ اِلَیهِ قَبضَ رافَهٍ و اختیارٍ و رَغبَهٍ و ایثارٍ، بمحمد صلی الله علیه و آله،…»
آن گاه خداوند، پیامبرش را از سرِ مهر و لطف، با اختیار و رغبت بهسوی خود برد و جانِ او را در جوار رحمت خویش آرامش داد.
براستی کسی که این حقیقت را باور دارد که خداوند از شدت محبت و علاقه به حبیب خویش، او را از رنجهای دنیا رهانیده و در جوار رحمت خود سکنی داده، چگونه ممکن است که طاقت از کف دهد؟ کسی که یقین دارد جای خالی پیامبر با حضور نَفسِ رسولالله(صلی الله علیه و آله) دیگر خالی نخواهد بود و تلاش های او با وجود جانشینش به ثمر خواهد نشست. چگونه ممکن است که چنان محزون گردد که مورد اعتراض واقع شود؟
فاطمه(سلاماللهعلیها) در خانهی وحی پرورش یافته بود؛ او از آیندهی امت اسلام بیخبر نبود. رنجهای شبانهروزی پیامبر را در طول بیستوسه سالِ رسالت با تمام وجود درک کرده بود؛ رنجهایی که پدر و همسرش در برابر فتنهها و آزارها متحمل شده بودند، هنوز در خاطرهی او زنده بود.
او میدانست که نهال اسلام هنوز ریشه نگرفته و ثمر نداده است. اگر حق، بر محور ولایتِ ولیِّ زمان استوار بماند، نورِ معرفتِ اسلام جهانی میشود. اما فاطمه(سلاماللهعلیها) از آینده خبر داشت؛ از بازگشت امت به جاهلیت، از انحرافی که در اثر غفلت مردم از واقعهی غدیر پدید میآید.
او از روزهای تلخ پیش رو آگاه بود:
از جگر پارهپارهی حسنبنعلی(علیه السلام)، از واقعهی جانسوزِ کربلا، از اسارت خاندان و فرزندانش، از مظلومیتِ امامان معصوم و از رنجهایی که امت اسلام، در دوران غیبت آخرین حجت الهی، متحمل خواهند شد.
فاطمه(سلاماللهعلیها) تنها برای پدر نمیگریست؛ او از غمِ امروزِ ما آگاه بود . اندوهِ او از تکرارِ انحرافهایی بود که اکنون جهان اسلام را تا لبِ پرتگاه کشانده است.
آری، اندوه فاطمه(سلاماللهعلیها)، اندوهِ حقیقت بود حقیقتی که هنوز هم در پس ابرهای ظلم و جور به انتظار طلوع نشسته است؛ اندوهِ انحرافِ امت.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
اگر من امروز روضهخوان بودم…
✍🏻 زهرا کبیری پور
اگر امروز قرار بود من برایتان روضه بخوانم،
اول از همه میخواستم مادرها جلوتر بیایند…
چون روضهای که میخواهم باز کنم،
روضهایست که مادرها با تمام جانشان لمس میکنند...
میگفتم:
امروز نمیخواهم از داغِ تاریخ بگویم،
نمیخواهم زخمها را برایتان بشمارم،
نمیخواهم تکرار کنم چه شد و کجا اتفاق افتاد؛
امروز فقط میخواهم دربارهی یک #مادر حرف بزنم...
مادری که تمام زندگیاش را خرج ما کرد،
آنقدر که آخرین دعاهایش هم برای ما بود…
اگر روضهخوان بودم،
امروز میگفتم:
تصور کنید مادری را که آخر شبها برای همسایه دعا میکند؛
برای مریض، برای گرفتار، برای غریبه…
همه را جلو میاندازد، خودش را میگذارد آخر...
حالا همان مادر، روزی رسیده که حتی غصههای خانهی خودش را هم
در طبق میگذارد باز هم برای نجات ما...
میگفتم:
ای زنها…
این مادر، هر چه داشت خرج کرد
تا نسل ما،
ایمان ما زنده بماند....
اصلاً اسم این مادر را که میشنوید، انگار بوی آرامش میآید...
و بعد…
آرامآرام نزدیک میشدم به لحظهای که هیچ کتابی نمیتواند کامل توضیحش دهد...
لحظهای که یک مادر
در برابر هجومها،
در برابر بیحرمتیها،
ایستاد...
با همان دستانی که برای حسن و حسین لباس دوخته بود...
با همان قلبی که برای کودکِ در بطنش جا باز کرده بود...
اگر روضهخوان بودم،
نمیگفتم چه شد،
نمیگفتم چگونه افتاد،
نمیگفتم کجا شکست؛
چون اینها را شما بهتر از من میدانید...
من فقط میگفتم:
زنها
تا حالا دیدهاید مادر، وقتی احساس کند «خانه»اش در خطر است،
چطور میایستد؟
اصلاً نگاه مادر در چنین لحظهای عوض میشود؛
دیگر در نگاهش آن آرامش نیست،
ترس هم نیست،
انگار چیزی شبیه نور میجوشد از دلِ چشمانش...
مادرِ ما هم همینطور ایستاد...
با بدنی که توانش کم شده بود،
با قلبی که از داغ رسول خدا پر بود،
با شانههایی که دنیا بر روی آنها سنگینی میکرد.
میگفتم:
فقط یک تصویر را به دل بسپارید:
مادری که بین آتش و هجوم،
باز هم نگران «امام» است
فقط امام...
اینجا اگر روضهخوان بودم،
سکوت میکردم...
چون زنانِ مجلس خودشان ادامهی روضه را میفهمند...
زنها بلدند بفهمند که وقتی مادر،
با هزار درد،
خودش را به قامتِ پدر خانه میرساند،
یعنی چه...
و در آخر،
اگر من امروز روضهخوان بودم،
میگفتم:
خانم…
جِلوی نگاه ما هم بایست،
همانطور که آن روز جلوی ظلم ایستادی...
کاری کن
دختران این امت
پشتِ درهای امتحان
روی پای خودشان بمانند...
کاری کن
مادرها
دستِ فرزندانشان را در تاریکیهای دنیا گم نکنند...
کاری کن
دل ما و فرزندانمان
لایقِ یاری آخرین حجتت شود...
مادر…
اگر صدایمان میرسد
پناهمان بده،
همانطور که یک روز
با پهلوی شکسته
پناه اماممان شدی...
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI