مولود مبارک
به قلم:فاطمه شکیب رخ
نبودنتان برای پدر ۴۷ ساله، پُر از کنایههای ناخوشایند شده بود، از دوست تا دشمن جای خالیتان را به رضای رئوف (ع) یاد آوری میکردند و تیرِ غم زبان را به جانِ چشم انتظاران می نشاندند.
سرانجام تدبیر و قضای الهی، دهان یاوه گو را بست، مدعی واقفی را بر سر جا نشاند و دلِ آشوبِ شیعیان را به ساحل آرامش رساند...
آن روز وصف ناشدنی، ۱۵ ماه مبارک رمضان و به قول مشهور ۱۰ رجب سال ۱۹۵ هجری مقدر شد و نگاه مشتاق پدر به چشمان جواد اهل بیت (ع) آرام گرفت*.
تا آنکه، به سبب خجسته بودن ولادت حضرت ابن رضا جوادالائمه (ع)، در نزد شیعیان و دوستداران،《مولود مبارک》 شهرت ایشان شد!
*برگرفته از کتاب اصول كافی، ج 1، ص 320, 286، 321، 492؛ بحارالانوار، ج48، ص316 و ج50 ص.10
ولادت نهمین اختر تابناک خاندان رسالت علیهما السلام بر محضر امام زمان (عج) و محبان ولایتمدار تهنیت باد.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
#تکرار تاریخ
به قلم زهرا سادات محمدی
گاهی تاریخ تکرار می شود اما با سبک و سیاقی دیگر...
طاعنان، طعنه اش زدند و ملامت گران، ملامتش کردند؛ که چگونه امام است، در حالی که فرزندی ندارد!(۱)
مگر امام هم می تواند بی نسل باشد؟
او اما، غریب تر از جدّ خویش بود. چون آن هنگام که زمین به قدوم کوثر، برکاتش را عرضه داشت و خورشید از درخشش نور "فاطمه"(س) خجل گشت و خود را کنار کشید تا عالَم به نور زهرای تابنده روشنی گیرد، دشمنش بر نتافت و او را "ابتر" خواند. اما خالقش بی درنگ، "کوثرش" نامید؛ کوثری که سلاله های پاکش، سبب اتصال زمین با آسمان شدند. با این همه، پیامبری اش انکار نشد و خویشان در پدر بودنش تردید نکردند.
امامِ غریب اما، ابتدا به دلیل نداشتن فرزند، در امامتش شبهه کردند. و آن گاه که خداوند، "جوادش" را به او ارزانی داشت، اندیشه های پنهانی خود را با تهمتِ ناجوانمردانه ای آشکار کردند و جز شبهه عوامفریبانه ی عدمِ شباهت میان پدر و فرزند از نظر رنگ رخسار، چیزی نیافتند. و دردناکتر آن که حتی خویشان امام نیز، دچار تردید شدند.
اما امامِ غریب با صلابت فرمود: "او فرزند من است". گفتند: باید قیافه شناسان داوری کنند.(۲)
و چنین شد که پدر "مولود با برکتش" خواند. (۳) و تیر زهرآگین مکر دشمنان، سرانجام سبب رسواییِ خودشان شد؛ چرا که: "وَ مَکروا وَ مَکَرالله اِنَّ اللهَ خَیرُ الماکِرین". (۴)
آنان خواستند نور خدا را با دهان های خویش خاموش کنند، اما خداوند اراده کرده است که نورش را کامل گرداند، هر چند کافران ناخوش دارند؛
"يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ"(۵)
و به زودی، نور خدا با ظهور آخرین ذخیره اش، سراسر عالم را روشن خواهد کرد؛ هر چند که کافران، همه ی توان خود را به کار گیرند.
طلوع صبح نزدیک است.
منابع:
۱. اصول کافی، ج۱، ص۳۲۰.
۲.اصول کافی، ج۱، ص ۳۲۲.
۳.الارشاد، ج۲، ص۳۱۹.
۴. آل عمران، ۵۴.
۵. توبه، ۳۲.
@JoreiAndisheh
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
#چالشنوشتن
امیرالمؤمنین علیهالسلام | ماه رجب
به قلم: رستمی
کعبه شکافت؛
نه برای تماشا،
برای آمدنِ کسی
که عدالت را معنا کرد…
اما این شکافتن، تنها یک لحظه نبود؛
انتظاری بود که سالها در دل تاریخ مانده بود…
---
به قلم: بهمن
ولادتش به همه چیز معنای تازهای میداد؛
همه منتظرش بودند،
از پدر یکتاپرستش ابوطالب و مادر پاکش فاطمه بنت اسد،
تا ذوالفقار و درِ خیبر؛
و از همه والاتر، رسول خاتم(ص) بود
که منتظر قدوم وصی و برادر خود بود.
و این انتظار، آنقدر عظیم بود
که نمیشد تولدی عادی برایش نوشت.
---
به قلم: زهرا سادات محمدی
و چون جان نبی(ص) بود،
باید ولادتش نیز شبیه نبی(ص) باشد.
در شب ولادت نبی(ص) در عالم حوادثی رخ داد
که به «ارهاص» مشهور است
و کسی نتوانست منکرش شود.
و باید حادثهای شگرف چون ارهاص رخ میداد
تا نحوهی ولادتش هیچگاه از اذهان پاک نگردد
و قابل تحریف نباشد.
پس وقتی تاریخ از این ولادت سخن میگوید،
دیگر فقط روایت نمیکند؛
معنا میسازد.
---
به قلم: صالحی
او آمد تا حق و حقطلبی
نماد حقیقی بیابد؛
تا شمشیر، در خدمت عقل باشد نه خشم،
و انسان بفهمد عدالت،
قبل از آنکه قانون باشد،
«شجاعتِ ایستادن» است.
و وقتی معنا روشن شد،
نوبت سنجش است؛
اینکه بدون او، چه چیزی کم میآمد…
---
به قلم: کوشا
اصلاً اسلامِ بیعلی(ع) جان نداشت؛
رسالتِ نبی، بیاو به کمال نمیرسید.
زکات، با دستِ او معنا گرفت،
عدالت، با او میزان شد،
و ایمان، در قامتِ عمل ایستاد.
و اینها ادعا نیست؛
تاریخ، خودش شاهد و گواه این واقعیت است.
---
به قلم: ف. پورشهامی
تنها کسی که در مسجد و خانهی خدا به دنیا آمد.
تنها کسی که بهواسطهی او
مادرش در کعبه زایمان کرد
و سه روز در آنجا قرار گرفت.
تنها کسی که در یومالانذار
اعلام یاری با رسول خدا(ص) را نمود.
تنها کسی که در غزوه تبوک
به منزلت هارون من موسی برای پیامبر بود.
تنها کسی که در غدیر خم
دستانش در دستان خاتمالانبیا بالا رفت.
و هرچه از فضائل و مناقب او گوییم
تمامناشدنیست.
علی(ع) جانبخش و الگوییست بیانتها.
#ماه_رجب
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 از ناتوانی در ساخت آفتابه تا تسخیر فضا
🔹اقرار مراکز بینالمللی به پیشرفتهای باورنکردنی و غرورانگیز ایران
@Farsna
مجله افکار بانوان حوزوی
🎥 از ناتوانی در ساخت آفتابه تا تسخیر فضا 🔹اقرار مراکز بینالمللی به پیشرفتهای باورنکردنی و غرورانگ
🔖از ساخت لولهنگ تا تسخیر فضا
به قلم: آمنه عسکری منفرد
از ناتوانی در ساخت آفتابه تا تسخیر فضا، از تحقیر ملی توسط یکی از مقامات ارشد کشور در دوران پهلوی که ایرانی را آنقدر ناتوان به تصویر میکشید که بدون کمک غربیها حتی قادر به ساخت یک آفتابه گلی نیست، تا اقرار مراکز بین المللی به پیشرفتهای باور نکردنی و غرور انگیز ایران و ایرانی!
و این تنها یک معنا دارد. اینکه جوان ایرانی در طول ۴۷ سال به برکت انقلاب اسلامی به این باور رسیده که "ما میتوانیم ".
یقینی که "خمینی کبیر " به مدد الهی آن را در روح ملت ایران تزریق کرد و در سایه ایمان، خودباوری و تکیه بر توان داخلی به ثمر نشست تا جوان ایرانی در سایه عزت ملی قلههای پیشرفت را اینچنین فتح کند.
مسیری که برخاسته از رویکرد استقلالطلبانه و تلاش برای خودکفایی علمی است، موجب افزایش عزت ملی، ارتقای جایگاه بینالمللی کشور و پیشرفت همهجانبه در حوزههای راهبردی شده است: «یکی از نشانههای… اعتماد به نفس، قدم گذاشتن ملت ایران در میدانهای کشفیات علمیِ سطح بالاست، یکیاش مسئلهی انرژی هستهای، مسئلهی سلولهای بنیادی، کشف داروهای جدید و بیسابقه برای برخی از بیماریهای صعبالعلاج … ایرانی استعداد خودش را به میدان آورد و اعتماد به نفس نشان داد و پیش رفت و بعد از این هم پیش خواهیم رفت.» ۱۳۸۶/۱۰/۱۲
و امروز پیشرفتهای چشمگیر ایران در حوزههایی همچون فناوریهای نوین، نانوفناوری، تکثیر سلولهای بنیادی، زیستفناوری، هوافضا و صنایع دفاعی و... همگی ثمرهی ایمان، خودباوری و تکیه بر توان داخلی است و این دستاوردها که در سایه سرمایهگذاری هدفمند و اعتماد به ظرفیتهای بومی حاصل شدهاند، پیام روشنی را به همراه دارند: ایران برای دستیابی به رشد و تعالی، نیازی به وابستگی به بیگانگان ندارد و میتواند با اتکا به ظرفیتهای داخلی، قلههای پیشرفت را یکی پس از دیگری فتح کند: «این پیشرفتها نشانهی ساخت محکم و مستحکم بنیهی ملّت ایران و نظام اسلامی است. این پیشرفتها در سایهی ایمان به وجود آمده است، در سایهی احساس عزّت ملّی، در سایهی احساس نیاز به توان داخلی؛ یعنی ملّت ما و مسئولان ما احساس کردند که به توان داخلی احتیاج دارند؛ قبلاً تکیه به دیگران بود، به خارجیها بود، فهمیدند که این تکیهی به دیگران اعتبار ندارد؛ یک روز هست، یک روز نیست؛ باید به توان داخلی اعتماد کرد.» ۱۴۰۲/۰۱/۰۱
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
حق زن یا مرد مساله این است!
درباب روز پسر
به قلم زهرا نجاتی
سالهاست در مملکت ما، به نحوی در حق زن اجحاف شده.
نه اینکه در قانون دیده نشود یا مثل بعضی کشورها حق رانندگی یا رای نداشته باشد یا به سبک قبل از 1960،در امریکا، به جرم داشتن و درخواست مدرک دکترا، اعدام شوند،نه.
🌱تنها اجحاف به نظر من زن، من مادر، من درس خوانده، من مطالعات زنان کارکرده، اجحاف در این بوده که حقوق اسلام که اتفاقا در انقلاب تازه زنده شده اند، بیان نشده.
🤏کمتر تریبونی شدهها را گفته و کمتر تریبونی، رنده کردن و اهمیت زن در اسلام را آنطور که بوقچیهای دشمن، ضدش را فریاد کردهاند، گفتهاند.
نتیجهاش این شده که وقت و بی وقت، گفتمان زنها اسباب بیرایها میشود و چماقی برای شلوغ بازی.
👌به زنها اجحاف شده آنجا که فشار کاری زن، در حد مرد کارمند است، حقوقش همانقدر است اما هم کارمند است، هم زن خانه.به او اجحاف شده چون برای کارخانهاش، کمترکسی ارزش قائل شده و حقوقی نیز، هم تراز باقی شغلها قرار داده نشده!
اما اگر کمی کلاهمان را بالاتربگذاریم، میبینیم،از ناحیه نپرداختن با مردها نیز،به زن جفا شده. سالهاست به بهانه زن زندگی آزادی با کمتر گفتمان اصولی، از در و دیوار، حقوق زن میچکد اما ازحق و وظیفه مرد گفته نمیشود هیچ وقت آموزش مرد خوب بودن داده نمیشود. مردها یا پسرها تبدیل شدهاند به افرادی بی اراده، کم غیرت، ناموس ناشناس، همطراز زنها در پول درآوردن و البته که هرچه کرسیهای دانشگاه و مشاغل، به اشغال زنها درآمد، جایگزینی برای مردها بیان نشد. حتی بر مشاغل صرفا مردانه به عنوان شغل همطراز کارمندی زنانه، هم نگاه نشد.
برای مردها کمتر کرسی و آموزش و نشست و تریبون آزاد، برگزار شد.
با این وصف، دور از ذهن نیست اگر در آینده بیش از حالا مردانی ببینیم که خود را لایق همسری و قوام علی النساء نبینند و به همین حکم جنبه پشتیبانی و تکیه گاهیشان را در زندگی مشترک و جایگاه تربیت از دست بدهند و نتیجه همه اینها تربیت نسل توسری خور، فاقد قدرت و صلابت مردانگی و فاقد اقتدار باشیم. روز پسر، شاید جایگاه عجیبی در فرهنگ ما نداشته باشد اما همینقدر که به نام تک پسر ولی نعمتمان، کمی ما را به فکر فرو ببرد که راجع به این قشر در شرف فراموشی، فکری کنیم و زنان را ازخفت زندگی با نامردها،نجات دهیم، مبارک است.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
#یادداشت | نجاتبخش بیقید و شرط
به قلم زینب نجیب
نیمههای شب «احمدشاه مسعود» مبارز نامدار اهل تسنن افغانستان با قاسم سلیمانی تماس گرفت و گفت طالبان راهی دره پنج شیر شده است. تنها پایگاه باقی مانده از مخالفان طالبان.
ساعتی نگذشته بود که حاج قاسم، با همان عزم آهنین، تصمیمش را گرفت: "باید رفت."
ساعت ۸ صبح، ایلوشین نیروی هوایی با وجود آسمان ناامن افغانستان و تسلط طالبان، به پرواز درآمد. از قلب منطقهای خطرناک در کندوز گذشت. غافلگیری دشمن چنان کامل بود که حتی زمان عکسالعلام را نیافتند. ظهر همان روز، تماس ماهوارهای حاج قاسم از پنجشیر به نیروهایش رسید: "تا شب، دو آتشبار توپخانه اینجا باید باشد."
صبح فردا، نعره آتشین توپهای ایرانی در تنگههای پنجشیر پیچید. صدایی که بند دل طالبان را پاره کرد و صفوفشان را چنان پراکند که تا پیش از ظهر، تنها بازماندگانشان، گریزان شدند. آن روز، بار دیگر لبخند به چهره احمدشاه مسعود بازگشت.
این نه اولین و نه آخرین باری بود که حاج قاسم، خطقرمز خطر را برای نجات انسانها در هم میشکست.
سدالعر، حلب و اربیل تیز این شجاعت و تدبیر را به چشم دیده است.
➖ سدالعُر: زمانی که داعش این منطقه استراتژیک را تصرف کرد، دل حاج قاسم برای "بچههای مردم" میتپید؛ این بار، بسیجیهای عراقی حشدالشعبی. وقتی به او هشدار دادند جاده در تیررس است، قاطعانه گفت: "با هلیکوپتر میروم." و در پاسخ به هشدارهای بعدی، آرام و محکم تکرار کرد: "اگر از دو طرف هم آتش ببارد، من باید بروم به بچههای مردم سر بزنم." و رفت.
➖ حلب: وقتی شهر تاریخی در محاصره سنگین تکفیریها افتاده بود و راه نفوذی وجود نداشت، دستور داد: "با هواپیما در فرودگاه حلب فرود میآییم." در حالی که انتهای باند فرودگاه در اختیار داعش بود، فرود آمد. ترسی در کار نبود؛ فقط ارادهای آهنین برای شکستن محاصره و نجان جان انسانها.
➖ اربیل: هنگامی که موج سیاه داعش به دروازههای این شهر رسید، مسعود بارزانی، رهبر کردهای عراق، دست کمک به سوی جهان دراز کرد. آمریکا، انگلیس، ترکیه، فرانسه و حتی عربستان پاسخی ندادند. در اوج درماندگی، آخرین تماس را با ایران گرفت. صدای حاج قاسم پشت خط، خود یک سپر بود: "کاکا مسعود! تا فردا مقاومت کنید. بعد از نماز صبح در اربیل خواهم بود." او آمد و در ۲۴ ساعت، معادله جنگ را به نفع بشریت تغییر داد.
اینها فصلهایی از یک کتاب بیپایان است: کتاب مردی که جغرافیا و ملیت برای او مرز نساخت. معیار او فقط یک چیز بود: "بچههای مردم". برای نجات آنها، از آسمان خطرناک افغانستان گذشت و به قلب آتش داعش در عراق و سوریه زد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی: «ایشان (حاج قاسم سلیمانی) شجاع بود، مؤمن بود، مسئولیّتپذیر بود، خطرپذیر بود، باهوش بود، عاقل بود، هر وقت احساس میکرد یک کاری باید بشود یا میتواند انجام بگیرد، قدم جلو میگذاشت. توقّف و تأمّل و تردید و مانند اینها در کارش نبود.»
۱۴۰۱/۱۰/۱۱
📝 منابع:
کتاب شاید پیش از اذان صبح
کتاب نامزد گلولهها
مستند قاسم
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
✨سردار جهادتبیین✨
به قلم زینب سید میرزایی
انگیزه، اندیشه و ایمان روشنگر راهش شد.
در صراطمستقیم ولایت، گام نهاد . با اقتداء بر امام حماسه ها -خمینی بزرگ- جهادکرد، تبیین نمود، نوشت و خواند گفت از آنچه رسالتش ایجاب می کرد.
گاهی بر منبر حماسه از جهاد و حفظ انقلاب وجوب اطاعت پذیری از نائب امام زمان ( عج) سخن گفت و گاهی باران رحمت درسهای اخلاقش بر شوره زار دلها ارمغان دار بهار عمل صالح شد.
رشته کوه درسهای کلامش،بنیان مرصوصی شد برا جهان بینی توحیدی و نبوی و ولایی در عصر حاضر.
باطرح وزین ولایتش دانه های تسبیح عاشق را گرد هم آورد تا امام جامعه تنها نماند . او مصداق بارز جهادتبیین واستکبار ستیزی بود و چه زیبا امام خامنه ای او را مطهری زمان خواند .
او مصباح بود ، چراغ روشن اندیشه جهادی و انقلابی. علامه مصباح یزدی بر تارک مسیر به سمت قله می درخشد.
تفکر شریف او در کنار اندیشه ناب امام خامنه ای جامعه منتظر را به قله پیروزی خواهدرساند.
یادش، همواره ماندگار، مصباح وجودش همیشه تابان باد.
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
#چالش_نوشتن
#ماه_رجب
به قلم : فاطمه السادات هاشمی
علی، تجلّی عدالت مطلق و هیبت الهی در ساحت انسان است؛ وجودی که در آن شجاعت قدسی، وقار آسمانی و عمق حکمت، در آینه جلال به یگانگی میرسد. نام او، طنین مقتدر حق بر گستره تاریخ و معیار تمایز حقیقت از باطل است.
....
به قلم: خندان
ولایتت، تقدیر از «بودن» در خزائن آسمان و اطوار را نقاشی که نه! رسم کردهاند.
دعایم این است که قلم به مدح علی رخصت بیان بدهد
باز رجب شد، کعبه ز عشق علی میل شکفتن دارد بشر که مانده بشکفد یا جان دهد.
دوباره مرغ دلم پر زده، سوی آشیانه پدری...
جمعی عاشق شدند، عاشق مولا گناهی نیست
کسی که عشق تو دارد، تلف نخواهد شد....
...
به قلم: الهی
علی، جان شیرین جهان است؛
از ولادت معتکف در باغ کعبه می شود، آنگاه رجب برای تعظیم در مقابل نور شکوهش، چشمه سپیدی از عسل می شود؛
و سپس در سرزمین جنت میجوشد
و سقای روزه داران می شود. همان ها که قلب هایشان از عشق علی علیه السلام همواره در جوشش است.
اصلا رجب به خاطر همین رجب شده است.
به قلم: بهمن
و رجب ماه خداست
ماه دعا، ماه توبه و استغفار؛
تا بالهای پرواز بیایی و به عالم ملکوت راه یابی؛
اما بدون ولایت علی (ع)، هیچ دعایی مستجاب نمیشود و توبه ای مقبول درگاه حق نیست.
ولایت او تنها راه رستگاری است: "وفازَ الفائِزونَ بِوَلايَتِكُم"*
* زیارت جامعه کبیره
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
مولود کعبه؛ خانه، انسان، قداست
به قلم: نجمه صالحی
در منابع تاریخی، همهی رخدادها با یک وزن ثبت و ضبط نشدهاند. بعضی وقایع فقط «گزارش» و بعضی دیگر هرچند کوتاه و کمسروصدا ثبت شدهاند اما بعدها معلوم میشود که نسبت مفاهیم را در تاریخ دینی تغییر دادهاند.
مورخان معمولاً به جنگها، بیعتها و اعلانها حساسترند تا به لحظههایی که در سکوت رخ میدهند؛ اما تاریخ، بارها نشان داده است که گاهی یک واقعهی بیاعلام، از دهها خطبه و حادثه، اثرگذارتر است.
قرنها پیش، رخدادی در زمان و مکان، رقم خورد که تعیینکننده بود در بازتعریف نسبت «خانه»، «انسان» و «قداست» در حافظهی تاریخی اسلام.
مکه، سنگهایی داشت که آفتاب را پس میزدند و شبها سرمای تاریخ را در خود نگه میداشتند. در بین همین سنگها اتفاقی افتاد که وزن و صدای جهان را عوض کرد، نه با شیپور، نه با اعلام، نه با معجزهای پر سر و صدا، فقط با شکافی آرام، آنقدر آرام که اگر هوشیاری نباشد گمان میرود که همیشه آنجا بوده است.
ماه رجب که میرسد، مکه حالوهوای دیگری دارد. نه از آن جهت که شهر میداند چه در راه است، بلکه چون «خانه» بیقرار میشود. کعبه ایستاده، اما ایستادنش شبیه انتظار است. دیوارها ساکت هستند، اما این سکوت، سکوتِ پیش از گفتنِ یک راز بزرگ است.
فاطمه بنت اسد زنی است از همین شهر؛ نه پیامبر است، نه حاکم و نه صاحب ادعا. فقط مادری است که سنگینی امانتی ناشناخته را در وجودش حس میکند. نه درد او را میکِشد، نه فریاد. انگار چیزی درونش میگوید: «راه از اینجا نمیگذرد… باید گشوده شود.»
و ناگهان، دیوار، دیوار نمیماند. نه در اصلی بوده، نه قفلی، نه آیینی برای ورود. خانه، خودش راه میدهد. خانهای که همیشه محل ورود انسانها بوده، اینبار انسان را در خود میپذیرد تا انسانی دیگر از دلش بیرون بیاید.
در آن لحظه، کعبه گهوارهی حقیقت است و جهان نمیفهمد که از این پس، عدالت، شجاعت و توحید، نسبی تازه پیدا کردهاند: نسبی که از دل سنگ آغاز شده است.
شاید هنوز هم هر وقت حقیقت جایی متولد میشود، اول دیوارهای عادتاند که باید ترک بردارند.
#ماه_رجب
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
#یادداشت
به گزارش خبرگزاری زنان ایران، نجمه صالحی، پژوهشگر و دانشجوی دکتری تاریخ اسلام نوشت:
بازخوانی شخصیت امیرالمومنین علیهالسلام از نگاه غیرمسلمانان نشان میدهد که عدالت، شجاعت و اخلاق قدرت او فراتر از مرزهای دینی و فرهنگی قابل فهم و الهامبخش است. این دیدگاهها، از جرجی جرداق تا جبران خلیل جبران، امام علی(ع) را به الگویی انسانی و چندبعدی تبدیل کردهاند که رهبری اخلاقی را در بستر واقعیات تاریخی تجربه کرده است.
متن کامل در لینک خبرگزاری
https://www.zanannews.ir/FullNews.aspx?nid=151590
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
# ایستاده در غبار
به قلم زهرا سادات محمدی
باید یاوری میداشت، یاوری از جنس خودش، تا بلاگردانش شود، چون سپری در برابر طوفان حوادث.
یاوری که گام جای گام هایش نهد، بیهیچ انحرافی.
یاوری که در دشوارترین روزهای مقاومت، بیمهابا و استوار چون شیر، بی هیچ تردیدی برای آرمانش بایستد؛ تا نهالی که تازه غَرس شده، با باغبانیِ بهموقع و دلسوزانهی او ریشه بدواند و در اعماق سنگلاخهای خشن و نفوذناپذیرِ ظلمت، رخنه کند و نرمنرمک قلب صخرهها را تسخیر نماید.
و پروردگارش، ندای نهفته در قلبش را شنید و اجابت کرد. پس اذن داد به ولادت بالاترین وصی.
از همان آغازین روز ولادت ، باید خاص بودنش در عالَم آشکار میشد. مولودی ویژه با رسالتی ویژه.
کعبه شکفت، و گل ولایت که ریشه در کعبه داشت، رخ نمود؛ و دیری نپایید که زیر نظر مولا و مقتدایش قد کشید و به گل نشست. و در این میان چه خوب پدر او را تربیت کرد. چه نیکو پدری که چنین فرزندی را پروراند: «فدایی و سپر نبی».
"لیلةالمبیت ها ی" بسیاری را با سرافرازی پشت سر نهاد. تا زیبندهی مقام وصایت شد؛ وصایتی نه در لفظ، که در معنا و عمل. و چنین شد که محور حق گردید، و حق بر مدار او چرخید.
اما نگذاشتند حق بر محور علی(ع) بگردد؛ شدند استخوان در گلویش، و جز صبر راهی برایش نماند. صبری نه به معنای سکوت و قعود، بلکه صبری آگاهانه و مصلحتاندیشانه.
راه دشوار بود بیحضور نبی(ص)، اما رسالتش تازه آغاز شده بود.
آنچه را حق بود، گوشزد کرد تا حجت را بر مردمان تمام سازد. پارههای فتنه چون پازلی در کنار هم چیده شد و افق دیدها، چنان مُظلِم و تار گشت که گاه، گامی به پیش برداشتن دشوار مینمود.
چون همیشه خود را نمیدید، بلکه اسلام را میدید که در خطر است:
«حتی رَاَیتُ راجِعَه النّاسِ قَد رَجَعَت یُریدُ مَحوَ الاِسلام؛ دیدم مردم بازگشتهاند و میخواهند اسلام را از میان بردارند.» ☆
و او که هدفی جز،حیاتِ اسلام نداشت، ایستاد. و چالش های ارتداد با تدابیرش،حکومت را به سمتی سوق داد که تهدیدها را به فرصت بدل ساخت. فتوحات یکی پس از دیگری رقم خورد و قلمرو اسلام گسترش یافت.
آری، علی(ع) همیشه ایستاده بود؛ و همیشه ایستاده خواهد ماند،
ایستاده در غبارِ فتنهها و آشوبها.
☆ نهج البلاغه، نامه ۶۲
#ماه_رجب
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI