نارسایی واژه
به قلم مریم بهمن
واژه ها برای توصیف علی (ع) ناتوانند؛
با کدام واژه او را ستایش کنم؟
از کدام ویژگی او سخن گویم که سخنوران عالم از وصف او عاجزند.
جمله فضایل انسانی در امیرالمومنین علی (ع) به گونه ای خاص و ویژه است:
تولد او در کعبه رخ داد که هیچ انسانی، نه قبل و نه بعد از او، به این کرامت مشرف نشد؛
انسانیت با وجود علی کمال یافت و فضایل انسانی در شخصیت او لباس جمال پوشید؛
دین با پشتوانه او تکمیل شد و پیامبر خاتم به وصایت او به تبلیغ رسالت جامه اکمال پوشاند؛
ملکات گونه گون در وجود مبارکش مجتمع گردید؛ عطوفت و عدالت، زهد و جنگاوری، عبادت و شجاعت جز در شخصیت علی یکجا گرد نخواهند آمد؛
هیچ کس جز او شایسته خوابیدن در بستر پیامبر در شب خطر نبود؛
در جنگها ذوالفقار او حسن ختام پیروزی را در میدان ترسیم میکرد؛
کرب و گرفتاری را از چهره ملکوتی رسول خاتم برطرف میکرد؛
کهف حصین و پناهگاه یتیمان و درماندگان بود؛
همسری سیده نساء عالمین و پدری دو سید شباب اهل جنت تنها زیبنده نام اوست؛
هنوز هم واژه ای در توصیف علی (ع) نمی یابم؛ واژه ها در وصف او عاجز و درمانده اند؛
و عقول از سیر در شخصیت او قاصرند.
" نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت، متحیرم چه خوانم شه ملک لافتی را"
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
#زینب، رسالتِ جاودان
به قلم زهرا سادات محمدی
نفس کشیدن بی حسین (ع) حتی برایت متصور هم نبود. شاید حتی گمان نمیبردی که تا قلب میدان عاشورا، پیش روی و در گودال قتلگاه، صبرت را به آزمون نهی، و سرو قامتتر از پیش، بایستی برای آغاز رسالتی بس خطیر. ویا هرگز به سرپرستی کاروان برادر، بدون حضور او، نیندیشیده بودی.
در اوج خطر، چون ابری سایه ی حمایتت را بر سر سیدسجاد (ع) گستراندی و جان را سپر ولی زمان ساختی. چه نیکو در حمایت از ولایت، به مادرت شباهت یافتی.
باورکردنی نبود که چگونه در برابر مردم مکار و خیانتکار کوفه و در کاخ یزید سفّاک، زبان علی (ع) در کام باشی. سختترین صحنهها را بدون کوچکترین ضعف و سستی پشت سر نهادی.
تا انتهای میدان، پرچمدار ایستادی و کاروان اهل بیت را بدون کمترین ترک اولی سرپرستی کردی و به مقصد رساندی. در شهر رسول (ص)، سنگ بنای نهایی را گذاشتی تا یاد و عشق حسین (ع) برای همیشه بماند و حرارتی بر قلبهای عاشقان شود که تا ظهور مُنتَقِم، هرگز سرد نگردد.
سرانجام، به پایان رسالت عظیمت رسیدی. در فراق حسین (ع)، دیگر نفس کشیدن دشوار بود. روحت مدّتها پیش با او پرواز کرده بود و جسم، با همراهی روح بزرگت، وسعت یافته بود؛ هنگامهٔ وصل فرا رسیده بود و پر کشیدی و خود را به اهل کساء رساندی. و ما مانده ایم و التماس دعا و دست به دامان شما؛ ما را دریاب و ظهور منتقم ثارالله را بطلب.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
چلچراغ صبوری
به قلم زینب الهی
چگونه بانو حضرت زینب (سلام الله علیها) توانست تجلی حقیقی حلم و استقامت باشد؟
حضرت زینب در طی سال های حیات خویش، مواجه با ابتلائات و مرارت های بسیاری بودند، تا اینکه در ماجرای کربلا این مصائب به اوج خود رسید و صلابت، شجاعت و توکل ایشان در مقابله با این حوادث زینت بخش تاریخ شد.
اما رمز پایایی موضع حضرت در برابر دشمن و راز صبر ایشان در تنگناهای زندگی؛ شکیبایی صرفا ذاتی نبود بلکه مجاهدت با نفس و سعی در تکامل اندیشه راقی نسبت به این حقایق بود که انسان؛ در این دنیا همواره در تلاش و سختی است، خدا ناظر بر تمام اعمال است و در نهایت انسان به دیدار خدا می شتابد.
شاید بتوان گفت حضرت زینب با نور آیه《یاأَيُّهَا اَلْإِنْسٰانُ إِنَّكَ كٰادِحٌ إِلىٰ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاٰقِيه》چلچراغ صبرش را روشنگر مسیرابدیت کرده بود.
آیت الله مکارم در تفسیر این آیه می نویسد: (اين آيه اشاره به يك اصل اساسى در حيات همه انسانها است، كه همواره زندگى آميخته با زحمت، رنج و تعب است، حتى اگر هدف رسيدن به متاع دنيا باشد، تا چه رسد به اينكه هدف آخرت و سعادت جاويدان و قرب پروردگار باشد، اين طبيعت زندگى دنيا است، حتى افرادى كه در نهايت رفاه زندگى مىكنند آنها نيز از رنج و زحمت و درد بر كنار نيستند.)
درادامه آیات سوره انشقاق؛ به سرنوشت ساز بودن نحوه مواجهه انسان ها با مشقت های دنیوی تصریح شده است.
آنان که در مدار اصلى آفرينش، همان که خدا براى انسان و سرمايههای او تعيين كرده حركت مىكنند و كوشش آنها همواره براى خدا و به سوی خداست، در قیامت مسرور و شادمان هستند.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
جوان؛ محور بیداری و مسئولیت در تداوم انقلاب
به قلم نسیم شجاعی
انقلاب، در هر لحظهی تاریخ خود، تکلیفی تازه بر دوش جوانان مینهد؛ تکلیفی که نه صرفاً یک وظیفهی فردی، بلکه رسالتی اجتماعی و تمدنی است. جوانان، بهمثابهی نیروی زنده و خلاق جامعه، نهتنها در میدانهای سیاسی و فرهنگی پیشگاماند، بلکه در عرصهی سازندگی و آگاهیبخشی نیز نقش بیبدیل دارند.
امروز بیش از هر زمان دیگر، جوان باید خود را از متن انقلاب جدا نبیند؛ او باید در کنار مردم بایستد، در دانشگاهها حصارهای ذهنی را بشکند و با خانواده و دوستان خویش ارتباطی روشنگر برقرار کند. این حضور، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی تاریخی است؛ چراکه دشمنان انقلاب، با تبلیغات گسترده، میکوشند ذهن جوان را از حقیقتهای اصیل تهی سازند. در برابر این هجمه، تنها دفاع صحیح و تبیین روشن اصول میتواند سپری کارآمد باشد.
جوانی، درخشندگی آفرینش الهی است؛ سرمایهای که هر جامعه برای حرکت و پیشرفت بدان نیازمند است. کشورهایی که از این سرمایه محروماند، حتی اگر در علم و تکنولوژی پیشرو باشند، در عمل دچار خلأ میشوند و ناگزیرند جوانان را از دیگر ملتها وام گیرند. این حقیقت نشان میدهد که جوان، نه فقط یک فرد، بلکه ستون حیاتی هر تمدن است.
بنابراین، وظیفهی امروز جوان ایرانی، همانا پیوند آگاهی با عمل، و اتصال دانشگاه به متن جامعه است. او باید در برابر غفلت و بیتفاوتی بایستد، حقیقت را روشن کند و با حضور فعال خود، انقلاب را از رکود برهاند. جوان، محور حرکت است؛ و انقلاب، بیحضور او، بیروح خواهد بود.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
پایگاه تحلیلی رحابانو برگزار می کند:
اکران، تحلیل و بررسی فیلم سینمایی "بعدازظهر"
داستان مواجهه تعدادی دختر طلبه با اغتشاشات ۸۸
♦️با حضور خانم دکتر زهرا راد
پزوهشگر رسانه و تحلیلگر سینما
📆چهارشنبه ۱۷ دی
⏰️ ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۶:۱۵
اکران فیلم (به صورت حضوری)
۱۶:۱۵ تا ۱۷ تحلیل و بررسی فیلم
🏠مکان:
شهرک قدس، کوچه ۳۱، پلاک ۳
📌جهت حضور به آیدی زیر پیام بدید
@p_andishe
#رحا_بانو (رسانه بانوان حوزوی)
@rahaa_banu
📍خودسازی مادر شرط اصلی تربیت دینی کودکان
👤یک مدرس حوزه و دانشگاه:
🔹در منطق دینی، کودک بیش از آنکه از گفتار متأثر شود، از حال و رفتار والدین تأثیر میپذیرد. همین مسئله است که سبب شده در متون اخلاقی، خودسازی مادر شرط اصلی تربیت دینی دانسته شود، نه صرفاً انتقال دستورها و آموزهها.
📲برای مشاهده کامل خبر👇🏻
isna.ir/xdVKw8
🌐خبرگزاری ایسنا #قم | عضو شوید👇🏻
@isnaqom
از رضاخان تا «زن، زندگی، آزادی»؛ روایت تهاجم فرهنگی و مقاومت زن ایرانی
به قلم نسیم شجاعی
تهاجم فرهنگی در ایران، بهعنوان پروژهای سازمانیافته برای تغییر هویت ملی و دینی، نقطه عطفی در دوران رضاخان بود. هرچند مقدمات آن از اواسط قاجار و با نفوذ روشنفکران وابسته به غرب و روسیه آغاز شده بود، اما در دوره پهلوی اول به شکل عریان و قهرآمیز به اجرا درآمد. روشنفکری در ایران، برخلاف بسیاری از جوامع، بیمار و وابسته متولد شد؛ شخصیتهایی چون میرزا ملکمخان و میرزا فتحعلی آخوندزاده با تکیه بر اندیشههای غربی، زمینههای نفوذ فرهنگی بیگانه را فراهم کردند. این جریان در ابتدا برد محدودی داشت، اما با روی کار آمدن رضاخان، به ابزار اصلی استعمار برای تغییر ساختار فرهنگی و اجتماعی ایران بدل شد.
رضاخان با سیاستهای قهرآمیز خود، لباس ملی ایرانیان را ممنوع کرد و چادر زنان را برداشت. این اقدام نه از سر دغدغه پیشرفت علمی یا اجتماعی زنان، بلکه بخشی از پروژه استحاله فرهنگی بود. ادعای اینکه «با چادر نمیتوان عالم شد» یا «لباس سنتی مانع پیشرفت است»، منطق سست و تحمیلی بود که هیچ نسبتی با واقعیت تاریخی ایران نداشت؛ چراکه بزرگترین دانشمندان ایرانی در همان بستر فرهنگی و با همان پوششها پرورش یافته بودند. کشف حجاب و تغییر لباس، در حقیقت نماد آغاز تهاجم فرهنگی غرب علیه ایران بود؛ تلاشی برای بریدن ملت از ریشههای دینی و سنتی خود و تبدیل آنان به جامعهای مصرفی و وابسته بود. اما این سیاست نه به مشارکت اجتماعی زنان انجامید و نه به رشد علمی آنان؛ بلکه تنها به تحقیر هویت فرهنگی و دینی ملت ایران منجر شد. با وجود فشارها، ایمان و مقاومت مردم، بهویژه زنان مسلمان، مانع از تحقق کامل این پروژه شد. آنان با حفظ حجاب و عفاف در میدانهای اجتماعی و سیاسی حضور یافتند و نشان دادند که پوشش اسلامی نه مانع، بلکه پشتوانهای برای کرامت و استقلال آنان است. دوران رضاخان را باید نقطه آغاز تهاجم فرهنگی غرب در ایران دانست؛ دورانی که با زور و تحمیل، سنتها و ارزشهای ملی و دینی هدف قرار گرفت، اما در نهایت، مقاومت فرهنگی ملت ایران این پروژه را ناکام گذاشت و زمینهساز نهضتهای اعتراضی و حرکتهای بزرگ اجتماعی در سالهای بعد شد. امروز نیز در قالب شعار «زن، زندگی، آزادی» پژواک همان جدال تاریخی شنیده میشود؛ جدالی میان دو نگاه به زن و جامعه است. یک نگاه، زن را در پیوند با عفاف، خانواده و هویت فرهنگی میبیند و او را ستون سلامت اجتماعی میداند؛ و نگاه دیگر، زن را در مسیر جدایی از سنتها و ارزشهای دینی قرار میدهد و آزادی را در گسست از این پیوندها تعریف میکند. اگر در دوران رضاخان، کشف حجاب بهعنوان نماد تهاجم فرهنگی تحمیل شد، در روزگار کنونی نیز شعارهایی چون «زن، زندگی، آزادی» بار دیگر هویت زن ایرانی را در معرض بازتعریف قرار دادهاند. این پیوستگی تاریخی نشان میدهد که مسئله زن در ایران، همواره عرصهای برای تلاقی فرهنگها و ایدئولوژیها بوده است؛ از کشف حجاب رضاخانی تا شعارهای معاصر، زن ایرانی در مرکز میدان فرهنگی قرار دارد. آنچه سرنوشت این میدان را تعیین میکند، نه صرفاً شعار یا پوشش، بلکه عمق ایمان، آگاهی و انتخاب آگاهانه زنان است؛ انتخابی که میتواند همچون گذشته، مسیر جامعه را به سوی استقلال فرهنگی و اجتماعی هدایت کند.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
هدایت شده از نویسندگان حوزوی
.
📌حجاب در چنگال استعمار قدیم و جدید
متن کامل نوشتار خانم نسیم شجاعی در خبرگزاری فارس_صفحه نویسندگان حوزوی
https://fna.ir/pKRMS
#حجاب
#کشف_حجاب
#تبلیغ_مکتوب
#جهاد_روایت
💎@howzavian | نویسندگان حوزوی
🌱«نه خیلی دور نه خیلی نزدیک»
به قلم طیبه فرید
من آدم خوشبینی نیستم! همانقدر که بدبین نیستم.
اصلا احساس خوش بینی یا بدبینی باید پُشتوانه و مابازاء داشته باشد. مبتنی بر یک واقعیت خارجی.
آن هم نه ما بازائی در حدِ کوچه آرام شما و خیابان های اطرافش! شهر همه شهر است با همه کوچه ها و خانه ها و دکه ها و دکان ها و باغ ها وآدم ها و زن ها و بچه هایش. با بالا و پائینش، با حواشی و متعلقاتش. آرامش و امنیتی اگر هست باید برای همه باشد! نمی شود حاج کمالِ روایت های من یا علیرضا پسر آقای حاء نون سین که جلو جماعتِ بزن بهادری که از کشتن شهروند ایرانی ترسی ندارند سینه سپر کنند و شما با قاطعیت بنویسید« تمام این جنگ ها توی مجازی است،توی عالم واقع هیچ خبری نیست!» یعنی ما این همه جان پاک را توی مجازی باختیم؟
نگوئید که توی ذهن آرامتان که فقط نیمه پر لیوان را می بیند هیچ سهمی برای دل های نگران مادران و فرزندان حافظان امنیت کنار نگذاشتید و برای آن همسر جوانی که نمی داند محبوبش را دوباره خواهد دید یانه!
واقعیت ها را همانطور که هست ببینید. با حاشیه هایش.
حق است که جمهوری اسلامی حرم است، و نگهبانان أرضی و سماوی قدرتمندی از او محافظت می کنند اما رسالت من و شما انعکاس همه حقیقت است.« نه خیلی دور و نه خیلی نزدیک!».
از مزدور بیشرفی که مجسمه حاج قاسم را به زیر می کشد تا پدری که از فرط نگرانی بالای مزار پسر جوانش می گوید او عضو بسیج نبود! و کسی نمی پرسد پس چرا لباس بسیج پوشیده بود و شانه به شانه حافظان امنیت چاقو خورد!
ما وسط جنگیم و جنگ همه جنگ است. اینجا هیچکس از انقلاب اسلامی نمی ترسد و اتفاقا بامی کوتاه تر از بام او نیست. جنگ که می شود می گویند دشمن «مردم و غیر نظامی های بی گناه» را هدف قرار داد! انگار که آن جوان بی دفاع پای لانچر با پوشیدن لباس سپاه هدف مشروع است! یا بچه های حافظ امنیت گناهکارند....
نسبت ما با رنج بقیه آدم ها چیست؟ ما کجای این داستانیم؟
لطفا وسط آرامش بی پشتوانه و احساس خوشبختی تان کمی از مظلومیت شهروندان صادقِ انقلاب بنویسید! از صدای اعتراض آبرومندانه و عفیفانه ای که هر بار به نفع ناکسان مصادره می شود.
خرمن سرخوشی ها را شلخته درو کنید تا چیزی هم به بقیه برسد....
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
بارانی که بیاجازه میبارد
به قلم نجمه صالحی
رنج، گاهی مثل بارانیست که ناگهان از دل آسمانی بیخبر فرو میریزد، نه میپرسد، چتر داری؟ نه میپرسد، پناهی یافتهای؟ فقط آنقدر میبارد که گمان میبری خورشید، دیگر راهی به این آسمان ندارد.
جهان گاه چیزی را از ما میگیرد و گاه در سکوتی سنگین، تنهایمان میگذارد تا خود راهی بیابیم اما یقینا از دل رنج، انسانی نو زاده میشود، گاهی رنج پیامآوریست که تا زمانی که از آن میگریزیم، در تعقیبمان است اما همین که بایستیم و به چشمانش نگاه کنیم، درمییابیم آمده تا رازی را فاش کند، شاید گرهای ناگشوده، زخمی کهنه، یا حقیقتی که سالها در تاریکی مانده است.
شاید از همینجا درمان آغاز شود، از لحظهای که میپذیریم آزمونی جدید در راه است، از لحظهای که میفهمیم رنج، مجازاتی از سوی جهان نیست، بلکه دعوتیست برای بازنویسی داستانی که روزگار برایمان نوشته.
هر انسان، نویسندهی رمانیست که با شاید با اندوه آغاز شود، اما ادامهاش را میتواند با دستان خود بنویسد، با نوری که از دل همان ابرهای تیره برمیخیزد.
همانگونه که «کافکا» از دل اضطرابهایش جهانی تازه در ادبیات آفرید، ما نیز میتوانیم از دل رنج، معنا بیافرینیم؛ معنایی که نهتنها ما را نجات میدهد، بلکه شاید چراغی باشد برای دیگری، در دل شب.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
پاسداری از میراثی بافتهشده از تار و پود عشق
🖊مرضیه رمضانقاسم
کوه استواری که از دلت چشمهی معرفت میجوشد، گوش شنوایی که فریاد خشم و نیاز را میشنوی و پاسخی از جنس صداقت، از اعماق جانات جاری میشود.
سنگسار نگاه عابران، روحات را میساید، اما تو پدرانه، در کولهبار رهگذران، به جای سنگ رنج، الماس مهر مینهی و بار غم را از دوششان برمیداری.
برای درمان زخمی که کاکتوسهای گُلبسر، در ردای گل، بر پیکر جامعه وارد کردند، مدتی از آن جامهی پاک و پناه فاصله گرفتهای؛ اما این کنارهگیری، نه فرار است و نه گریز، بلکه نبردی آگاهانه بود؛ فاصلهای برای زدودن غبار از چهرهی حقیقت و رساندن پیام حق، بیحاشیه و بیواسطه، به گوش حقجویان.
و اکنون آیا زمانش نرسیده که آن جامه را که تار و پودش از خون عشق بافته شده، بر دوش بنهی تا جمال به تاراجرفتهاش را با جلالی نو، به قلمرو اصالتش بازگردانی؟
لباسی که اکنون بال است، نه بار؛ تاج افتخاری که تابلویی روشنگر است و دشمن تاب دیدنش را ندارد، بار دیگر بر سر بنشانی؟
آری، تو میتوانی؛ همانگونه که در سایهسار کنارهگیری، از فراسوی جامه در جامعه خوش درخشیدی، اینک نیز خواهیتوانست در پرتو همین تنپوش مقدس بدرخشی؛ همانگونه که برخی دیگر با این ردای معنویت، چون قلّهای رفعت گرفتند و مردم با دیدنشان، زخم خارهای خشکیده را از یاد بردند و عطر جاودان حقیقت، در دل شام تار، بر شامهی جان آنان، جانی تازه بخشید.
این جامه،میراثی است که تنها با عشق دوام میآورد و تنها با شجاعت، امانتش به سرمنزل میرسد.
#نوزدهم_دی_روز_طلبه
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI