eitaa logo
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
755 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
653 ویدیو
5 فایل
احمد کریمی میبدی کمی نویسنده، کمی معلم، کمی طراح ... @ALEF_KAF_MEEM کتاب‌ها #تحــفه_تدمر با مشارکت نویسندگان محفل منادی: #من_ماله_کش_نیستم #محفل_محترم به روزتر هستم در: https://ble.ir/pashoftehjostar
مشاهده در ایتا
دانلود
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#صدُ_یک از عمود ۱۳۰۰ رد شده، مسیر خلوت‌تر شد و موکب‌ها هنوز راه نیفتاده‌تر! ظلِ آفتاب مغزْ پخت‌مان
ایرانی‌جماعت توی هر چیزی رونوشت زده، این یکی هنوز توی معادلاتش جایی باز نکرده! موکب‌السِراتو مد نظرم است. اینطوری که مثلاً داری توی حال و هوای خودت کنار خیابان‌های شهر کربلا قدم می‌زنی، یک‌هویی یک سراتویِ توش پر از آدم می‌زند کنارت و مادرِ خانواده به یکی‌یکی همراهانت نوشمک‌العراقی بدهد! قشنگ‌تر بنویسم اسم موکبش را که دست‌تان بیاید ماجرا؛ اسمش را باید گذاشت «موکبِ سیارِ خانوادگیِ سِراتو.» آقای موکب فرماندارِ موکب است، خانومِ موکب کارتنِ نوشمک گذاشته روی پا و دانه‌دانه به زوار می‌دهد و بچه‌های پشت سر رونق کرده‌اند... دو باری هم از کنارمان می‌گذرد. بار دوم که دور زد و آمد، فهمید همین چند دقیقه قبل نوشمک‌مان داده و رفت برای بقیه‌ی زائرها... چقدر خوشگل و خواستنی موکب‌داری و میهمان‌داری می‌کند این عراقی‌جماعت توی اربعین... @ALEF_KAF_NEVESHT
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
#نودُ_نه یخ کردیم تا صبح. کولر زده بود به شنگول‌بازی و دوبله خنک می‌کرد. صبحی روی ویبره بیدار شدیم،
... شاید به این فکر می‌کرد که عمرم تمام شد و نرفتم مشهدِ امام رضا...! شاید یادِ یک خاطره‌ی قدیمی افتاده از تنها زیارتش... مثل ما نیستن سر و ته‌مون رو بزنن، مشهدیم...
اَلِفْـ ـکٰافْـ ـمیْم
من اینجای دنیا که می‌رسم برایم عادی شده نفهمیدن! حتی خودم را بیشتر به نفهمی زدن! حتی‌تر خودم را دادنِ دستِ خودِ خودش. و منْ هیچ، منْ تمام، منْ بی پِلن‌ترینِ زائر ممکن در میان زائرها! من اینجا حتی آن مدعیِ کلمه ردیف کردن‌هایِ برای خودم کسی هستم هم نیستم! یک دائرة‌المعارفِ برهوت که خشک افتاده و یکْ نَمِ کلمه ندارد پس بدهد. نویسنده بودن یعنی اینجا بتوانی صحنه‌پردازی کنی، شخصیت‌ها را روایت کنی و حالاتشان را؛ حتی کمی روالِ تکنیکِ کار را ببری بالاتر و بو بدهی به فضای نوشته و شامّه‌ی مخاطبت را هم به بوی حرم تحریک کنی. نویسنده باشی بعد از نوشتنِ تو نباید هیچ مخاطبی آدم قبل از خواندن متن‌ت باشد، باید زده باشی طرف را توی موج آدم‌های حرم غرق کرده باشی، باید نفسش را پر از عطرِ سیبِ حرم کرده باشی. باید کاری کرده باشی که کلماتت توی گلوی مخاطب گیر کند و چشمش به اشک بنشیند. کاری کنی بعد از متن تو در به درِ راهی شود برای رسیدن به اینجای دنیا که شبیه هیچ کجا نیست، الّا خودش... من اینجا نه نویسنده که حتی یک زائر هم نیستم! من بی روایت‌ترین دست به کلماتی‌ام که حیران مانده در بهترین نقطه‌ی زمین و زمان... ... @ALEF_KAF_NEVESHT
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالایی که داریم با سرعت زیاد می‌رویم سمت مرز، جمعیت با حجم زیادی هنوز کیلومترها راه دارد تا نجف! به این می‌گویند بزرگترین تجمع و بزرگترین پیاده‌روی تاریخ بشر، که هنوز دارد می‌رود که برازنده حسین شود... حدود یک ماه، صدها و هزاران کیلومتر جاده در عراق و حتی کشورهای همسایه‌اش در تسخیر عاشق‌هاست! @ALEF_KAF_NEVESHT
14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای کله‌هایی که بوی قرمه‌سبزی می‌دهد، چالش‌های خبرنگاری لذت‌بخش است؛ البته تا وقتی آدم به نقطه‌ی رهایی نرسیده! این وقت‌ها آدم زمانی که رسید پای کار، یک «لامصب تو اینجا چه کار می‌کنیِ» آرامی پیش خودش زمزمه می‌کند که البته دیگر کار از کار گذشته! مثل پنج سال پیش، در تاریخ یِکِ‌یِکِ کرونا. همه بیمارستانْ کرونایی خوابیده بود و روی حجله‌های شهر چندتا چندتا عکسِ قربانیان ویروسِ تاج‌دار را می‌زدند! یکی دو هفته‌ای پیگیرِ پیدا کردنِ معبری به بیمارستان شدیم و آخرش من و علی پامان باز شد به جایی که در ذهن مردم شده بود قتلگاه. پایم که رسید دمِ بخشِ کرونا، دست و پام رفت روی ویبره! و یک لامصب تو اینجا چه می‌کنیِ رویِ لرزی آمد روی زبانِ عقلم. در حالی که می‌توانستم آن وقت روز جایی در امنیت ذهنی کامل دنبال کار و زندگی خودم باشم. چالش‌های خبرنگاری بعد از انجام‌شان اما لذت‌بخش‌ترین خاطره‌های زندگی می‌شدند. و جواب خوبی به سرکشی‌های روحم می‌دادند. هر چند نه همه‌ی کار خبرنگاری و نه برای همیشه! امروز روز خبرنگار است. با گذاشتن این کلیپ از روزهای اول کرونا، خواستم یک بازآوری ذهنی برای آن روزهای خاص زندگی داشته باشم و این روز را به دوستان و رفقای عزیزم که هنوز خبرنگارند تبریک بگویم... @ALEF_KAF_NEVESHT
توی جمع‌های خودمانی راحت‌تر موضوعِ نظام آموزشی را به چوبِ و چماقِ نقد می‌کشم؛ چون به کمک زبان بدن و موجِ کمی و زیادی صدا می‌شود به مخاطب ثابت کرد نقد و نظر من به آدم‌های فعال در حوزه‌ی اموزشی نیست! بلکه خودِ ساختارِ نظام آموزشی و تنِ نحیفِ مفلوک و نارسای آن را مورد توجه و نظر دارم! چرا این را حالا وسطِ تابستانِ تعطیل می‌نویسم؟! چون هر بار پایم باز می‌شود به عراق بیشتر از قبل می‌فهمم چه کلاهی توی مدرسه سرم رفته از خواندنِ درسِ عربی! از حرص‌خوردن‌هایِ شب‌های امتحان! و از لرزهایی که از دیدن معلم‌های عربی نصیبم می‌شد! و ما مثلاً عربی می‌خواندیم! برای چی؟! به خدا اگر فهمیدم! مطالبی که فکر نکنم خود اعراب هم بخوانند و سر در بیاورند. یعنی شما برو از یکی عراقی سوالاتِ درس‌های عربی توی ایران را بپرس! به شما می‌خندد؟! همان طور که به من هم خندیده‌اند! البته مدت کوتاهی ادبیات عرب خوانده‌ام! تنها چیزی که از این مباحث فهمیدم این بود که درس‌های عربی مدارس ما مقدماتی بر ادبیات عرب است به نوعی و اگر شما مثلاً بروید حوزه علمیه و ادامه تحصیل بدهید می‌تواند به دردتان بخورد، وگرنه فقط همان کاربردِ شب امتحان را دارند و تمام! به نظر من درس عربی در ایران فقط باید تمرکز کند روی تقویتِ مکالمه و گفتگو به لهجه‌های بومی عراق و عربستان و کشورهایی که با آنها سر و کار داریم. و قطعاً در رأس آنها لهجه‌ی عراقی! چیزی که در بخشِ مکالماتِ درس‌های عربی ما هیچ نشانی از آنها نیست، چون ما گفتگوهای درسی را با عربی فصیح یاد می‌گیریم که هیچ استفاده‌ای در کشورهای مقصد ندارد... در ایران که چند سال در مدارس گرفتارِ درسِ بی خاصیتِ عربی هستیم، ای کاش که فقط روی مکالمه لهجه‌های بومی کشورهای همسایه کار می‌کردیم. و چقدر در آینده شغلی بچه‌های ما حتی می‌توانست تاثیر بگذارد! من دوستانی دارم که دارند کار اقتصادی می‌کنند توی عراق و نقطه‌ی قوت آنها در کارهای اقتصادی، زبان‌بلد بودن آنهاست. و کشوری مثل عراق یک فرصتِ بی نظیر اقتصادی برای ارتقای اقتصادِ ایران و حتی عراق است که آدم زبان بلد نیاز دارد و ما با تکیه بر یک محورِ درسی بی خاصیت، نه تنها این نقیصه و نیاز بزرگ را رفع نکرده و جواب نمی‌دهیم که وقت بچه‌های مردم را با درسی به درد نخور و بی خاصیت می‌گیریم! این البته ایرادی به معلم‌های عربی نیست، که خودِ انها هم اولین منتقد این ماجرا هستند. همین معلم عربی اگر به جای کتابِ بی استفاده برود سراغ منبع درسی به درد بخور، روحیه بهتری هم خواهد داشت و از درس دادن هم لذت بیشتری می‌برد... تاکید کنم؛ فقط به عربی ایراد ندارم! به عنوان کسی که بالاخره مطالعه دارد و دارم توی نظام اموزشی سر و گوش می‌جنبانم، بگویم که اکثر دروس ما دچار بی خاصیتی و بلااستفادگی هستند، این حتی در ادبیاتی با کلاس‌تر از زبان رهبری هم گفته شده؛ ولی شنیده نشده! ای کاش زمانی که در مدرسه فکر و ذهنمان یاری می‌کرد می‌فهمیدم که چقدر یادگیری زبان بومی کشورهای همسایه مهم است... حیف! @ALEF_KAF_NEVESHT