💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
#بروبیا_فصلدو🔃 #قسمت۲۰🎬 مسعود سرش را انداخته بود پایین و در فکر خبر میترا، خیابان را با قدمهایش گ
#بروبیا_فصلدو🔃
#قسمت۲۱🎬
میترا لیوان را به لبش رساند و یک جرعه از چای را ریخت توی دهانش.
چشم چرخاند دور خانه و گلدان حسن یوسف پرپشت توی بالکن توجهش را جلب کرد.
با استکان توی دستش بلند شد. آنقدر چشمش به برگهای مخملی سبز و بنفش و صورتی گلها بود که حواسش نبود انگشت کوچک پایش را از گیر کردن به ظرف پر از خاک کنار در بالکن حفظ کند.
آخی گفت و بی هوا چای ریخت روی فرش.
اخمهایش در هم رفت. خم شد.
_این چی بود دیگه این وسط؟
چرا خاک آوردی توی خونه؟
خورشید خندید و قبل از اینکه حرفی بزند،
گربه از توریای که برایش توی شیشهی در جاسازی شده بود آمد داخل و دور دست و پای میترا پیچید.
میترا سریع از جایش حرکت کرد و عقب کشید.
چشمانش شده بودند اندازه نعلبکیهای روی میز.
_این چرا اومد تو؟
و با همان چشمها، میخ نگاه خورشید شد.
خورشید از میزان تعجب میترا خندهاش گرفت.
_نتونستم پیشِ چشمای معصومش مقاومت کنم.
میترا قهقههای زد:
_تو هم معصوم پسند زودی قبولش کردی. پس که اینطور.
_دیدم شبا داره سرد میشه. براش یه جا درست کردم بیاد داخل.
میترا دستهایش را به هم زد:
_چه رختخوابی گرم و نرم و خاکی!
نشست جلوی ظرف خاک. گربه آرام تویش نشسته بود و به چشمان سیاه میترا زل زده بود.
_حالا این گربه جونت اسمم داره؟
خورشید یک تای ابرویش را بالا داد. مردمک چشمانش اینور و آنور رفتند و دست آخر روی میترا قفل شدند:
_بهش فکر نکرده بودم.
میترا انگشت اشاره را روی راه مشکی پشت سر گربه کشید و گفت:
_پیشول چطوره؟
خورشید با شنیدن اسم متفکر کنار میترا نشست.
_خوبه! اسم جالبیه!
کاش پارسا رو آورده بودی حتما از دیدن گربه کوچولو خوشحال میشد.
_پارسا خونهی مادربزرگش پیش بچههای عموش بیشتر بهش خوش میگذره!
_میترا جان! ول کن این گربه رو بریم اونور بشینیم میخوام در مورد موضوعی باهات حرف بزنم.
_عه خوبه! خیلی خوبه! مشتاق شنیدن حرفات شدم.
و با شیطنتی خاص گفت: حتما تصمیم گرفتی یه شیرینی مهمونم کنی؟
_شیرینیِ چی؟ نه بابا موضوع مهمتر از این حرفاست.
_یعنی مهمتر از ازدواجت؟
_کی خواست ازدواج کنه که مهم باشه یا نباشه.
میترا خندید؛ کِلی کشید و گفت:
_خورشید خانم! کی بهتر از تو؟ آخ که چقدر دلم عروسیتو میخواد!
خورشیدبا اخم و جدی گفت:
_اجازه میدی حرفمو بزنم یا بیخیال شم برم سفره رو بچینم؟!
_خواهش میکنم خانم، اجازهی ما دست شماست ولی قبلش من یه حرفی بگم؟
#پایان_قسمت۲۱📗
📆 #۱۴۰۴/۱۱/۰۷
🆔 @ANAR_NEWSS 🎤
🖋 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
هدایت شده از 💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
منتظر نظرات شما در گروه باغ انار و همچنین لینک ناشناس داستان #بروبیا٢ هستیم👇🌹🍃
🆔https://abzarek.ir/service-p/msg/2385477
Khamenei.ir6_144253728901879068.mp3
زمان:
حجم:
12M
قرائت دعای توسل
🥰 ٠٠"٠٠ 🥰
#دعای_سلامتی_امام_زمان_(عج)
اَللّهُمَّ
کُنْ لِوَلِیِّکَ
الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ
فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة
وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً
وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ
طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها
طَویلا..
#اݪهۍعَجللِۅَلیڪالْفࢪج
#ساعت صفر عاشقی
# ساعت ٠٠ : ٠٠
⸾‣@anar_newss
⸾‣@ANARSTORY🎙
بسم الله الرحمن الرحیم
📖روزمان را با قرآن آغاز کنیم، هر روز قرائت یک صفحه از قرآن کریم
💌صفحه ۲۷۹ قرآن کریم
@BisimchiMedia
4_5837031344638529561.mp3
زمان:
حجم:
1.1M
قرائت صفحه ۲۷۹ قرآن کریم
@BisimchiMedia
هدایت شده از اَنار نیوز🎙
📖| نامکتاب: ارتداد
🖋| نوشتہ: وحید یامینپور
❓| چرا بخونمش؟
تابهحال به این قضیه فکر کردهاید که اگر انقلاب در نطفه خفه میشد و جمهوری اسلامی به وجود نمیآمد چه اتفاقی میافتاد؟
سرنوشت مردم چه میشد؟
ایران چگونه کشوری میشد؟
این کتاب، با داستان خود تلنگری به خواننده میزند تا او را واردار به تفکر کند!
👥 | مناسب چهکساییه؟
• افرادی که به رمانهای عاشقانه و سیاسی علاقهمند هستند.
🏷| خلاصه:
ارتداد رمانیست عاشقانه که به موضوع انقلاب اسلامی ایران میپردازد و موضوع را از این منظر میبیند که در 22 بهمن ماه 1357 امام به قتل می رسد و رژیم پهلوی حکومت بر ایران را ادامه میدهد...
☕️ | جرعهای از کتاب:
«بلا را ما انتخاب نمیکنیم. بلا غالباً خودش سرزده میآید و ماهیچههای کرخت و خواب آلود تاریخ را به تحرک وا میدارد. بلا میآید تا تاریخ زخم بستر نگیرد. دقیقاً لحظهای که همگان در شهری پرپیچ و خم و خاموش گم و گور شدهاند و بیمقصد به دیوارهای بلند روزمرگی میخورند، فتنهای جرقه میزند و «وقت» و هنگامهای تجلی میکند تا چشم ها برای لحظاتی مبدأ و مقصد را ببینند و راه را از سر بگیرند. فتنه ترفند خداوند است برای ورق زدن تاریخ، برای زیر و رو کردن همه چیز، از ارباب و رعیت، ظالم و مظلوم، گمراه و هدایت شده، دارا و ندار، غمگین و سرخوش، نگران و امیدوار ـ پس تاریخ خیلی هم تنبل نیست. پدیده ها سریع تر از تصور ما رخ میدهند...»
✉️| #معرفی_کتاب
✨معرفی کننده کتاب: خانم حدیث
برای معرفی کتاب موردنظرتان، به شخصی مدیر انار نیوز مراجعه کنید✅
⸾‣@anar_newss
⸾‣@ANARSTORY🎙
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹آیت الله العظمی جوادی آملی:
🔸خيلی از موارد است که ميگوييم خوش شانس بوديم، خوش شانسی چيست؟!
يک عده ای هستند فرشته اند فرمود:"وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً" فرشتگان زيادی هستند که حافظان آدم هستند که مشکلی پيش نيايد... فرمود اينطور نيست که حالا شما يک وقتی افتاديد همينطور سالمِ سالم مانديد! کسي شما را نگه داشت؛ فلان جا تصادف کرديد خدا نگه داشت، فلان جا افتاديد خدا نگه داشت، فلان جا لغزيديد خدا نگه داشت.
اينها يک باور قرآنی ميخواهد، در حالی که عده ای ميگويند شانس آورديم! وقتی انسان آن مبدأ غيبی را نبيند به #خرافات پناه ميبرد.
🔸خدمه ای از فرشته ها در اختيار انسان هستند که هر وقت بخواهد بلغزد دست او را ميگيرند؛ يک وقتی انسان ميخواهد يک حرفی را بزند اينجا جايش نيست، فوراً ميبيند که يادش رفته است ميگويد چيزی ميخواستم بگويم يادم رفت او نميداند که چه کسی از ياد او برده است! چيزي ميخواستم بگويم يادم رفته است، بله يادت رفته است اما چه کسی از يادت برده است؟...
۱۳۹۹/۰۸/۲۸
آیت الله العظمی #جوادی_آملی
⸾‣@anar_newss
⸾‣@ANARSTORY🎙
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دشمن اصلی ایران و کشورهایی که بخوان مستقل باشن:
@insta_enghelabi