اما در خصوص مواردی مانند زنان مکشفه که در راهپیمایی روز پیروزی انقلاب اسلامی حاضرشدند و جنابعالی حضورشان را مسبب دانستید بر اینکه قلب حضرت مهدی را به درد آورده و نباید و چه و چه ...
این مایه تعجب است واقعاً!
چه بسیارند در تاریخ جهان، اهل خواندن قرآن و دعا و نماز ، که در بزنگاه ، استخاره کردند و
خانه نشین شدند بر سجاده ها غرق در عبادت !
دلق ملمع پوشیدند
چه بسیارند اهل میخانه ها ، در تاریخ، که در بزنگاه ، جانفدا کردند و از خود گذشتند!
مصادیق و نمونه ها فراوانند و اگر اهل انصافید به تحقیق ارجاعتان می دهم . تحقیق یعنی در جستجوی حقیقت ، نه اینکه دنبال مطالبی باشید که بر واقعیات ذهنی شخصی جنابتان ، صحه بگذارند و هرچه را استنباط کردید مهر حقیقت بزنید و بر غیر ما یستنبط ، حکم بطلان و... .قبول دارید که
نقص اینها در ظاهر است و نقص ما باطن!؟
چشم سر ، گاهی کور است و نابینا ولی روشن دل و روشن ضمیر است!
از قرآن و از فرمایشات امام خمینی ، پوست آن را خطاطی کنیم؟!
فرض کنیم که انگیزهٔ اصلی این زنان، «ترس از تجزیهٔ ایران» و «عشق به وطن» باشد – بدون توجه به ماهیت اسلامی انقلاب.
آیا چنین انگیزهای میتواند حضورشان را بیارزش یا حتی مذموم سازد؟
🔸 اولاً:
حفظ تمامیت ارضی ایران، خود از مقاصد شرعی و از مصادیق دفاع از دارالاسلام است.
امروز ایرانِ اسلامی، حرم اهلبیت(ع)، خاستگاه تشیع و سنگر مقاومت است.
کسی که برای حفظ این سرزمین قدم برمیدارد، هرچند انگیزهٔ اولیهاش دینی نباشد، اما عمل او عیناً در راستای اهداف انقلاب اسلامی قرار میگیرد. قبول دارید؟
و به فرمودهٔ امام خمینی(ره) «ما تابع احکام اسلام هستیم، وطن ما اسلام است» – اما این سخن به معنای نفی محبت به ایرانِ مؤمن نیست. امروز دفاع از ایرانِ اسلامی، دفاع از اسلام است.
🔹 ثانیاً:
تجربهٔ دههاسال، نشان داده است که بسیاری از اهل انصاف ، یعنی کسانی که با انگیزههای غیردینی وارد صحنه شدند، پس از حضور و مشاهدهٔ عظمت انقلاب و ایثار شهدا، به باوری عمیق و نیتی خالص رسیدند.
اگر درِ انقلاب را به روی آنان ببندیم، آنان را به آغوش دشمن راندیم، قبول دارید؟
🔸 ثالثاً:
پیامبر اکرم(ص) و ائمهٔ هدی(ع) با افرادی مواجه میشدند که از سر عادت، ترس، یا حتی منفعتطلبی به ایشان میگراییدند، اما هرگز آنان را طرد نکردند.
(اگر اهل تحقیق هستید ، نمونهاش داستان «ذوالخُوَیْصِرَه» و امثال او که در ظاهر با پیامبر بودند، اما در باطن منحرف شدند.) تا زمانی که انحرافشان آشکار نشده بود، پیامبر با آنان همچون مسلمان رفتار میکرد.
نمی گویم آیا ما از پیامبر(ص) انقلابیتریم یا ...، بلکه می گویم از پیامبر مسلمان تر نباشیم چون افراط است .
ایرانگرای دین ستیز هستند که در راهپیمایی پیروزی انقلاب اسلامی حاضرند و شعار مرگ بر آمریکا می دهند؟! قرآن سوزانده اند یا مسجد ؟
ادعای شما این است: این مکشفه ها ، با نیت ترویج فرهنگ سکولار منحط غربی آمده اند.
سوال: از کجا می دانی؟ نشانه هایی که نشان بدهد که اینها دارند ترویج فرهنگ سکولار منحط غربی انجام می دهند ، نیازبه اطلاعات دقیقتر ندارد؟ احتمالش صفر نیست، محتمل است . اما ادعای شما ، اینها را محکوم کرده. شما میگویید اینها ترویج است ، در ادامه ، نمیخواهید بگویید این چه اسلامیست که راهپیمایانش با کسانی که ترویج فرهنگ سکولار میکنند ، در یک روز در یک خیابان علیه یک موضوع شعار می دهند؟ در نتیجه ...؟!
بنظرشما طرح این پرسش که «آیا این زنان برای وطن آمدهاند یا برای انقلاب؟» خود محصول ذهنیت دوگانهسازِ برگرفته از سکولاریسم نیست؟ بنظر میرسد که ، محصول ذهنیت سکولاریسم ،هست!
در نگاه سکولار، «وطن» و «دین» دو هویت مستقل و گاه متضادند. اینطور نیست؟ بله.
اما در نگاه اسلام ناب، آنگاه که وطن در خدمت دین و حریم آن باشد، عشق به وطن، عشق به دین است.کما اینکه عشق به امام معصوم عشق به خداست و منافی توحید نیست و... . اینطور نیست؟
و ایران امروز، وطنِ مؤمنان و پناهگاه مستضعفان است. اینطور نیست؟
پس حتی اگر کسی با انگیزهٔ صرفاً ملی به میدان آید،
این میدان، میدانِ انقلاب اسلامی است،
و حضور او در این میدان، به نفع جبههٔ حق تمام میشود.
پ.ن: ذوالخویصره، لقب یا کنیهٔ حَرْقُوص است. (حرقوص، یکی از خوارج است که با علی علیه السلام جنگید)
نام او در منابع حدیثی و تاریخی به مناسبت اعتراض به پیامبر(ص) در تقسیم غنائم و سپس پیشگویی حضرت دربارهٔ خروج خوارج ذکر شده است.
🇮🇷 هشدار: انگیزه و نیت عمل ، روح عمل است پس ناظر به ماهیت عمل است.
قضیه این است:خدا چگونه پاداش خواهد داد؟ بر مبنای نیت ها .
ما ادعانکردیم که فلان فرد با رخت و پوشش ناقص ، پیش خدا ماجور است ، به سبب انجام عمل خلاف موازین شرع مانند کشف حجاب.
می گوییم ، حضور او ، نافع است برای اسلام و انقلاب و وطن .
حضور او ، عملی است که نفعی به اسلام و انقلاب و وطن اسلامی می رساند. این ، میتواند مصداق یاری کردن وطن دین خدا باشد یا نه؟ (وطنی که دین خدا در آنجا مقیم و ساکن است )
پس ، این عمل او ، نفعش به خود آن فرد هم برخواهدگشت زیرا خدا یاری کنندگان دینش را بحال خود رها نمی کند . می کند؟!
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#قسمت 64
🔺استاد همهچیدون
تو هم اینا رو غلط میگی؟
شبِ أحیا؟ بسمهتعالی؟ 😬
بیا ببین اشتباهش کجاست!
این قسمت با اسپانسری کانال «صفر تا صد عربی – استاد بیات» ساخته شده. یادگیری گام به گام زبان و ادبیاتعربی + مینیدوره رایگان رو همین الآن ببین 👇
👉 eitaa.com/Arabi0_100/415
#نیم_وجبی | عضوشوید 👇
🔗 https://eitaa.com/joinchat/2557608148Ca7be37526a
#تمرین206🗒
#فجر47🇮🇷
#قسمت1🎬
بعد از گفتن "الله اکبر" در پشت بام ساختمان، تصمیم گرفتیم بیست و دو بهمن امسال را در خودِ خودِ تهران راهپیمایی کنیم. آن هم برای اولین بار. سالهای گذشته در شهر کوچکمان انجام وظیفه میکردیم؛ اما امسال تصمیم گرفتیم برای بیشتر نشان دادن جمعیت و همچنین زدن مُشتی محکمتر به پوزهی دشمن، به وسط پایتخت برویم!
بعد از نماز صبح، خواب به چشممان نیامد و آمادهی رفتن شدیم. ساعت هشت و نیم از خانه زدیم بیرون و ساعت نه صبح در مترو بودیم. مترویی که جا نبود قدم از قدم برداری و با یک لحظه غفلت، با محرم و نامحرم تنهبهتنه میشدی!
بعد از طی کردن چهارده ایستگاه، به دروازه دولت رسیدیم. به پدرم زنگ زدم تا بیینم کجاست. از محل کارش میآمد و قرار بود در این ایستگاه بههم ملحق شویم. بعد از کلی صحبت میان همهمهی جمعیت، بالاخره همدیگر را پیدا کردیم. سپس خط عوض کردیم تا با مترو به میدان انقلاب برویم و پس از آن راهپیمایی تا میدان آزادی. اما آنقدر جمعیت کیپ تا کیپ بود که منصرف شدیم و قرار شد از همان ایستگاه دروازه دولت، راهپیمایی را شروع کنیم.
از در مترو که بیرون آمدیم، نسیم خنکی به صورتمان خورد. از آن نسیمهای بهاری. گویا خدا نیز با لطیف کردن هوا، ادای دِین کرده بود! همچنین صدای بلندگو و جمعیت وت شعارهای "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل" که به گوشمان میرسید. ناگهان یاد پیادهروی اربعین افتادم. همان جمع شلوغ و صمیمی و همراه! با این تفاوت که در اربعین قدم به قدم موکب و پذیرایی بود؛ اما اینجا خبری جز شعار و پرچم و مُشتهایی گره کرده نبود. البته که اندک غرفههای پذیرایی هم وجود داشت؛ ولی خب مردم برای چیز دیگر آمده بودند!
با چفیهای روی دوش و پرچمی سهرنگ در دست، پابهپای دیگران میرفتیم و شعار میدادیم. گاه با لیدریِ که بلندگو داشت و روی یک ماشین مستقر بود؛ گاه هم با لیدریِ خود مردم. آن هم بدون بلندگو و خودجوش!
در مسیر آدمهای مختلفی دیدم. پیرمرد و پیرزنی که با پاهایی کمرمق اما پرتوان، یک دستشان عصا بود و دست دیگرشان در دست هم! شعار نمیدادند. بنر و پرچمی همراهشان نبود. آنها فقط آمده بودند. با همان پیری و ناتوانی. تکلیف آنها همین بود. فقط آمدن!
زن و شوهر جوان و میانسالی که بعضی دست در دست هم و بعضی دوشادوش هم راه میرفتند و جشن چهل و هفت سالگی انقلاب را فریاد میزدند. بچههایی که صورتشان با سهرنگ پرچم ایران نقاشی شده بود. بعضیها در کالسکه، بعضیها کنار پدر و مادر و بعضیها هم در بغل مادر و روی شانهی پدر! یکی از همین پسربچههایی که هنوز شش سالش هم نشده بود، روی شانهی پدر شعار میداد و ما هم محکم جوابش را میدادیم. یک پسربچه شده بود لیدرمان. لیدرِ جشنِ سالگرد آزادی..!
#ادامه_دارد✅
#احف✍🇮🇷
📆 #14041122
#تمرین206🗒
#فجر47🇮🇷
#قسمت2🎬
جوانانی که پلاکارد و دستنوشته و بنر پخش میکردند. یا گل نرگس و شیپور میفروختند. شیپوری که توسط کوچک و بزرگ نواخته میشد و حال و هوای استادیوم فوتبال را به آدم القا میکرد. همچنین جوانان بسیجی و نظامی که دوست داشتند پابهپای مردم خوشحالی کنند و فریاد بزنند؛ اما در سکوت مشغول تامین امنیت مردم بودند!
اوایل راهپیمایی و روی سکویی، مجری در حال اجرا بود و بچههای همین مردم، روی سکو رفته بودند تا سرود بخوانند. از "سلام فرمانده" تا "بابا علی" و "مست نجف". همگی خواندند. همهی مردم؛ همهی بچههای مردم! ما هم خواندیم. وطن و دین و ایران و اسلام، در هم آمیخته شده بود. همچنین اشک و لبخند. جوان موفرفری که عینک گردی روی صورت داشت، با این سرودها هق میزد و شانههایش میلرزید. دختر جوانی که اشک میریخت و بلافاصله با دستش آن را پاک میکرد. مردم میخواندند، فیلم میگرفتند، اشک میریختند و لبخند میزدند!
سکوهای دیگر هم در طول مسیر بود که برنامه داشتند و سرودهای مختلف را پخش میکردند. از "ای ایران خدایی" تا "خیبر خیبر یا صهیون و "شاه پناهم بده". هرچند صدمتر هم، خبرنگاران صدا و سیما و مطبوعات، با مردم مصاحبه میکردند. مردمی که با ذوق، از دلیل آمدنشان میگفتند و مردم دیگر هم، با شوق آنها را مینگریستند. معروفترین خبرنگاری که دیدم، زهرا چخماقی بود. بر خلاف تلويزيون که همیشه صورتش پاک و تمیز بود، امروز از نزدیک جوشهای صورتش توی ذوق میخورد!
پس از حدود دو ساعت و سه کیلومتر پیادهروی و گذر از سه ایستگاه مترو، به میدان انقلاب رسیدیم. اینجا دیگر واقعاً جای سوزن انداختن نبود و از انبوه جمعیت، گاهی توقف میکردیم. دیگر ترافیک سنگینِ سنگین شده بود. اینجا نیز برنامههای مختلفی در حال اجرا بود و دوربینهای صدا و سیما، همهجای میدان مستقر بودند تا لحظهای از شکوه و عظمت ملت را از دست ندهند. دم اذان بود که نزدیک یکی از سکوها شدیم. احسان و آقای مدرس در حال اجرا بودند. بچهها نیز با آنها اُخت شده بودند و انگار محفل ستارههای دیگری داشت پخش میشد. دختر بچههایی که همگی لباس محلی پوشیده بودند و سرود میخواندند. سرودی از اقصی نقاط ایران. از فارس و گیلان و تبریز، تا کُرد و لُر و بندر!
پس از پایان سرود، به سختی خودمان را از لای جمعیت بیرون کشیدیم و وارد مترو انقلاب شدیم. غلغله بود. پرجمعیتتر از صبح! با مکافات خودمان را به سکوی مترو رساندیم و پس از عبور یکی دو قطار، خودمان را به زور جا دادیم داخل. جای نفس کشیدن نبود و حسابی عرق کرده بودیم که کولر مترو روشن شد. نفس عمیقی کشیدیم و صحنههای امروز راهپیمایی را در ذهن مرور کردیم!
#پایان✅
#احف✍🇮🇷
📆 #14041122
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
#تمرین206🗒 #فجر47🇮🇷 #قسمت1🎬 بعد از گفتن "الله اکبر" در پشت بام ساختمان، تصمیم گرفتیم بیست و دو بهمن
#تمرین206
احف نازنین تمرین نوشته.
شمای نازنین نمینویسید؟
اگر یک روز آمدم اینجا و گفتم احف ازدواج کرده بدانید به خاطر این زبر و زرنگ بودنش بوده.😐
هدایت شده از طرح تحول
.
خیزران، مادرِ امام جواد علیهالسلام از خاندان ماریه قبطیه (همسر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم) بود.
او اهل نوبه است، و از این جهت او را سبکیه نوبیه نامیدهاند. کنیهاش اُم الحسن و نامهای دیگرش، مریسیه، ریحانه و دره است.
اهل نوبه، مسیحی بودند و به دنبال شکست آنان از مسلمین، سبیکه (خیزران) در زمره اسرا به عنوان کنیز فروخته شد.
وی از نظر فضایل اخلاقی در درجه والایی قرار داشت و جزء برترین زنان عصر خود بود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، در روایتی سبیکه را خیرة الاماء (بهترین کنیزان) نامیدهاند.
هدایت شده از طرح تحول
امام هشتم علیه السلام، از خیزران (سبیکه) به عنوان بانویی منزه، پاکدامن و با فضیلت یاد میکردند و میفرمودند:
«سبیکه در قداست و پاکی شبیه حضرت مریم علیها السلام میباشد و پاک و پاکیزه، آفریده شده است.»
او این شرافت و مقام را یافت که همسر امام رضا علیه السلام و مادر امام جواد علیه السلام گردد. این موقعیت نشانگر منزلت و ارزش او در درگاه الهی است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله، درباره او و فرزندش امام جواد علیه السلام فرمود:
«بأبی ابن خیرة الاماء النوبیة الطیبة.»
پدرم فدای پسر بهترین کنیزان باد که اهل نوبه و پاکیزه و مطهر است.
راهپیمایی قطره ها
شب همان طور که تشکها را پهن میکردم صدا بلند کردم:« بچهها، فردا بعد از نماز هیچکس حق خوابیدن نداره. هر کی بخوابه از راهپیمایی جا میمونه»
صبح که شد انگار که قرار مهمی دارم و یا قرار است در مهمانی آدم مهمی که دعوتمان کرده شرکت کنیم. دخترها هم انگار مثل خودم بودند، بر عکس همیشه بدون لنگ دمپایی از خواب بیدار شدند! یک نماز جماعت خانوادگی و بعد صبحانه و آماده شدن برای یک قرار مهم.
قرار بود آنقدر زود برویم که برای جا پارک دردسر نداشته باشیم. اما انگار این جای پارک یک پیشانی نوشت است برای ما...
خلاصه اینکه بالاخره پنج قطره از این دریا خود را به اقیانوس رساند و در آن غرق شد.
دو دخترم که حالا دیگر برای خودشان خانم شدهاند. ریحانه که دیگر شانهبه شانهام میزند و با چادر مشکی انگار نه انگار همان دختر لوس و مامانی باشد که بعضی اوقات از بچه بازیهایش کلافه میشوم و رضوانه که در ده سالگی مثل خواهرش چادر قشنگش برازندهاش کرده. واقعا از داشتن دو دختر که حالا دیگر از بچگی درآمدهاند احساس خیلی خوبی دارم. مخصوصا وقتی از دو طرف اسکورتم میکنند!
پسر را به پدر سپردهام. مردها با هم. ولی این مرد کوچولو، ولکن مامان و شکلات و کلوچه نیست و مدام نق میزند. در آن شلوغی و هیاهو و موجهای انسانی که آدم را این طرف و آن طرف میبرد باید دنبال شکلات برای پسر باشم. خدا خیر بدهد آقایی را که با آبنباتی رفع مشکل کرد.
جمعیت سیلی بود که میخروشید و پیش میرفت. مشتهای گره کرده و فریادهایی برآمده از جان. من هم چون دیگر قطرهها در کنار همسر و فرزندان مشتم را به سینه آسمان کوبیدم و فریاد زدم:« مرگ بر آمریکا...این خون که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست »
و آنچه فریاد میزدم نه شعار که حرف به حرف و کلمه به کلمه از ریشههایم بود.
پسر بر شانههای پدر نشسته و پرچم ایران تکان میدهد. دخترها گام به گام پدر و مادر. تا میتوانم فریادم را بالاتر میبرم؛ میخواهم بچهها صدای فریادهایم را خوب بشنوند تا ببینند فریاد زدن برای چه شایسته است. فریاد نه بر سر خواهر و برادر، نه بر سر دوست و همشهری و هموطن؛ بلکه برای رساندن حرف دل به آسمان و به دشمنی که برای دین و کشور و رهبر تو دندان تیز کرده. فریاد میزنم که اگر تو ما را از کشتن میترسانی؛ ما را چه باک. ما ملت شهادتیم. ما ملت امام حسینیم.
و بدان ای خصم که من فرزندانم را برای شهادت میپرورم. فرزندانم را نذر آقایم میکنم و میگویم:« رهبرم! نه تنها خونی که در رگ خود دارم، بلکه خون رگ فرزندانم را نذر تو میکنم. که تو نائب امامی هستی که بشریت قرنها در انتظار اوست.»
اللهم عجل لولیک الفرج
یک روز با شکوه#۲۲بهمن۱۴۰۴
#صادقیان
هدایت شده از KHAMENEI.IR
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 تشکر رهبر انقلاب از کار بزرگ ملت ایران در روز ۲۲ بهمن
✏️ حضرت آیتالله خامنهای: ملت عزیز ایران دشمنان را مأیوس کردید
👈 همه انسجام ملی را حفظ کنیم، این انسجام ملی خیلی قیمتی است
🔹 رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (پنجشنبه) در پیامی تلویزیونی، اجتماع عظیم و میلیونی مردم در روز ۲۲ بهمن را مایه سربلندی و افزایش قدرت و عزت جمهوری اسلامی و موجب یأس دشمنان از تسلیم ملت ایران خواندند و با تشکر از آحاد شرکتکنندگان در این حرکت بزرگ، همگان را به حفظ انسجامِ ارزشمند ملی فراخواندند. ۱۴۰۴/۱۱/۲۳
▫️ متن کامل پیام را از اینجا بخوانید.
🌷 #دهه_فجر
💻 Farsi.Khamenei.ir