سلام و رحمت
طاعات قبول باشه انشاءالله
کتابخانهی حرم خانم در شبستان نجمه خاتون، برای دختران نوجوان ۱۰-۱۵ ساله کتابهای بسیار کم و خستهای داره...
و حیفه که در ماه رمضان و بعد از آن در روزهای سفرهای نوروزی کمبود کتاب ویژه نوجوان وجود داشته باشد...
📚 کتاب داستان و رمان ویژه دختر نوجوان ۱۰-۱۵ ساله
💰 یا هزینهی خرید کتاب داستان و رمان
اگر مقدوره لطفاً به زائران حرم خانم اهدا کنید
از امروز تا ۱۱ اسفند برای این امر درخدمتم
۶۰۳۷۶۹۸۱۰۸۰۲۲۲۲۴
شماره کارت جهت اهدای هزینه خرید کتاب
(لازم نیست فیش واریز بفرستید. شماره کارت تا ۱۱ اسفند اختصاص داده شده به خرید کتاب)
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
سلام و رحمت طاعات قبول باشه انشاءالله کتابخانهی حرم خانم در شبستان نجمه خاتون، برای دختران نوجو
#شایدسوالشماهمباشد
⁉️یعنی حرم با این همه نذورات و موقوفات و... بودجهی خرید چند جلد کتاب رو نداره؟
🔆 یک این که حجم کتابهای اهدایی به حرم زیاد و بیشتر از کتابهای مذهبی و بیوت علما و مراجع و... است
یعنی کتاب جدید و نوجوانپسند زیاد نیست
و بودجه کمی به خرید کتاب اختصاص داده میشود. اکثر این کتابها در گنجینه عظیم کتابخانه اصلی و بزرگ حرم نگهداری میشوند
🔆 دوم این که کتابخانه شبستان نجمه خاتون چون در محل زیارت و تردد زائر است، حجم امانت کتابش بالاست و زمان میبرد تا کتاب خوانده شود و برگردد؛ باید کتاب جایگزین شود که قفسه خالی نماند
🔆 سوم این که مدیر کتابخانه بیشتر در ایام برگزاری نمایشگاه کتاب، کتاب میخرد اما کتابخانه شبستان نجمه خاتون الان به کتاب نیاز دارد...
💠 نشست علمی: رهیافتی جنسیتی به الگوی گذار از جامعه جاهلی به جامعه عقلانی با تاکید بر نقش تاریخی حضرت خدیجه علیهاالسلام
▪️ویژه برنامه وفات حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها
🔸 سخنران: حجت الاسلام و المسلمین محمد رضایی آدریانی
📆زمان برگزاری: شنبه/ ۹ اسفند/ ۱۴۰۴ ساعت: ۱۵
🌐 لینک برگزاری:
https://www.skyroom.online/ch/nasra1401/idea-136309/l/fa
#گروه_پژوهشی_مطالعات_اسلامی_زنان
#دبیر_خانه_دائمی_بانوی_هزاره_اسلام
#مدرسه_علمیه_تخصصی_امام_حسین_علیه_السلام_یزد_سطح_سه
#مرکز_مدیریت_حوزه_های_علمیه_خواهران_یزد
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#دهم_ماه_مبارک_رمضان_(وفات_حضرت_خدیجه_کبری_سلام _الله_علیها)
💠گروه پژوهشی مطالعات اسلامی زنان
┈••✾•🍃❀🌸❀🍃•✾•
https://eitaa.com/b_Islam
┈••✾•🍃❀🌸❀🍃
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#دهم_ماه_مبارک_رمضان_(وفات_حضرت_خدیجه_کبری_سلام _الله_علیها)
💠گروه پژوهشی مطالعات اسلامی زنان
┈••✾•🍃❀🌸❀🍃•✾••┈┈
https://eitaa.com/b_Islam
Mar 10, 20.04 nasra.m4a
حجم:
27.6M
🔹صوت نشست علمی تخصصی ویژه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها
🔸سخنران حجه الاسلام والمسلمین محمد رضایی آدریانی
💠گروه پژوهشی مطالعات اسلامی زنان
┈••✾•🍃❀🌸❀🍃•✾••┈┈
https://eitaa.com/b_Islam
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ نقاشی شن فاطمه عبادی در سوگ امّ المؤمنین (س) | #ببینید
🏴 دهم رمضان، سال #روز وفات حضرت خدیجه(س) تسلیت باد
#زنان_تراز_جهان
💠گروه پژوهشی مطالعات اسلامی زنان
┈••✾•🍃❀🌸❀🍃•✾••┈┈
https://eitaa.com/b_Islam
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#دهم_ماه_مبارک_رمضان_(وفات_حضرت_خدیجه_کبری_سلام _الله_علیها)
💠گروه پژوهشی مطالعات اسلامی زنان
┈••✾•🍃❀🌸❀🍃•✾•
https://eitaa.com/b_Islam
┈••✾•🍃❀🌸❀🍃
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
#طرح_تحول💥 #داستان_کوتاه📃 #زخم _هیچکدوم از زخمهای ما موقعی که تو پارک بازی میکردیم اتفاق نیافتاده
#طرح_تحول💥
#داستان_کوتاه📃
#کنکور📚
— زن دست از سر کچلم بردار چی از جونم میخوای؟
زن قابلمهی داغ را روی سینک کوبید:
—مرد از بس دست دست کردی که طلا گرون شد. با پولت نه خونه خریدی نه طلا.
هوشنگ در حالی که سبیلهای بورش را با دست پیچ میداد صدایش را کلفت کرد:
— طلا میخریدم که اونم با بقیه دزد بهش دستبرد بزنه؟
منیژه در حالیکه برنج را از آبکش داخل قابلمه خالی میکرد با صورت برافروخته گفت:
— دست رو دلم نذار که خونه. چقدر بهت گفتم این چند تیکه طلا رو بدیم دست پیمانکار و خونه پیش خرید کنیم؟
مرد از پشت میز بلند شد. دستش را محکم روی آن کوبید:
— پیش خرید خونه که دست من نبود هنوز شروع نکرده بودن.
زن گیسهای جوگندمیاش را با دست چنگ زد و اشکش در آمد:
— اون خونه نشد یه خونه ی دیگه. بگو پولهام دست داداشم بود و روم نشد ازش بگیرم چرا این اونور میندازی؟
هوشنگ دست دراز کرد و یقه ی زنش را گرفت و هیکل گوشتالودش را تکان داد:
— خفه میشی یا خفهات کنم نه که اختیار زندگیمون دست داداشت نیست؟! تا میام برای کاری دست بجنبونم میگی وایسا داداشم بیاد اون دستش سبک و پر برکته. اونم که ماشالله یه تنبل بی فکر و عاشق خوابه.
— چرا پای داداش من وسط میکشی؟
— پس میخوای دستشو وسط بکشم؟
— هوشنگ خیلی نامردی همه تقصیرا رو گردن اون بدبخت میندازی. یقهام ول کن.
هوشنگ یقهی زنش را رها کرد و در حالی که دستش را بالا میبرد از آشپزخانه بیرون رفت:
— نترس اون گردنش نمیشکنه از بس کلفته. دستش تو کاسهی اون بالا بالاییاست و پشتش به اونا گرمه.
هانیه با موهای بلند ژولیده از اتاق بیرون آمد . کتاب را محکم روی میز آشپزخانه کوبید و داد کشید:
بس کنید دیگه. از این بچه بازیا دست بردارید. به خدا دست خودم نیستا، یهو دیدین از بیاعصابی خودم از پنجره پرت کردم پایین تا از دست هر دوتون و این کنکور لعنتی خلاص کنم.
#پایان✅
#دلخوشی✍
📆 #١۴٠۴/١٢/٠٨
🆔 @ANAR_NEWSS 🎙
🆔 @tarhe_tahavol 🎙
♨️ https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
هدایت شده از 💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
منتظر نظرات، پیشنهادات و انتقادات شما راجع به داستان کوتاههای #طرح_تحول هستیم👇🌹🍃
🆔 https://daigo.ir/secret/11939349961