eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
899 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.6هزار ویدیو
210 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
AUD-20221204-WA0000.
زمان: حجم: 3.6M
🌺صوت حدیث کسا 🎤محسن فرهمند ┄┄┅┅┅❅🌼❅┅┅┅┄┄ 🥰 ٠٠"٠٠ 🥰 (عج) ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌اَللّهُمَّ                   کُنْ لِوَلِیِّکَ              الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ         صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ     فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة   وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً         وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ              طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها                     طَویلا.. صفر عاشقی # ساعت ٠٠ : ٠٠
بسم الله الرحمن الرحیم 📖روزمان را با قرآن آغاز کنیم، هر روز قرائت یک صفحه از قرآن کریم 💌صفحه ۳۶۳ قرآن کریم هدیه به آقا امام زمان صلوات الله علیه و روح شهید امام سید علی خامنه‌ای و پیروزی رزمندگان اسلام و نابودی دشمنان @BisimchiMedia
هدایت شده از استاد فیاض بخش
🔰امتی می‌تواند به مدارج عالی سلوک نائل شود که ترک عادت کند. ▫️تا زمانی که سالک به نفس خود سختی ندهد، نتیجه نمی‌گیرد. مثلاً به او توصیه می‌کنند: «زهد داشته باش!» زهد به معنای این است که واقعاً کم مصرف کند. ▫️خداوند مرحوم آقای مطهری را رحمت کند. من این را مکرر از خود ایشان شنیده‌ام که می‌گفت: «زهد تعاریف گوناگونی دارد، ولی تعریفی که من می‌کنم این است: کمترین مصرف برای بیشترین نفع بخشیدن.» یعنی زاهد کسی است که کمترین مصرف را در جامعه می‌کند برای اینکه بتواند بیشترین ارائه و بیشترین خدمت را کند. «قَلِيلَ الْمَئُونَةِ، كَثِيرَ الْمَعُونَةِ»؛ یعنی بارش بر دوش مردم، کمترین است؛ اما بیشترین معاونت و کمک را دارد. این قاعدۀ زاهد است. ▫️الآن این مهم از نان شب برای کشور ما واجب‌تر است. عزیزان من! دیگر من این ‌را نباید به شما بگویم؛ همۀ ما می‌دانیم؛ ما بدون تعارف خیلی لطمه خوردیم؛ زیربناهای اقتصادی‌مان خیلی لطمه خورد؛ پتروشیمی‌ها، ذوب‌آهن، فولاد مبارکه و... اینها همگی آثار تورمی شدیدی برای جامعه ما دارد. ▫️اگر در یک کشوری دو موشک بزنند، قحطی نان می‌شود! خب الآن پنجاه روز است که در این مملکت سخت‌ترین جنگ و سخت‌ترین محدودیت‌ها پیش آمده، اما الحمدلله می‌بینیم چقدر فراوانی است! جا دارد برای این موهبت سجدۀ شکر بجا بیاوریم. این معجزه است. ولی با این حال باید به قناعت رو بیاوریم. ▫️امتی می‌تواند در سلوک اجتماعی مدارج عالی سلوکی را طی کند که ترک عادت کند. اگر عزیزان یادشان باشد، زمانی که دستورات سیروسلوک علامۀ بحرالعلوم را می‌خواندیم، جزء اولین دستوراتی که ایشان می‌فرمود، ترک عادت بود. ▫️ما متاسفانه عادت کرده‌ایم به اسراف؛ اسراف در آب، برق، بنزین، گاز، مواد خوراکی و... ▫️اینکه می‌فرماید: «إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ‌» در سلوک اجتماعی یعنی خداوند جامعه‌ای که اسراف می‌کند را دوست ندارد؛ لذا به آن جامعه کمک نمی‌کند. ▫️و از این بدتر اینکه ما معمولا آب و برق و گاز و... را اسراف نمی‌کنیم، بلکه تبذیر می‌کنیم! یعنی نابود می‌کنیم! چون اسراف یعنی انسان نابه‌جا مصرف کند. خداوند وقتی نوبت به تبذیر می‌رسد، می‌فرماید: «إِنَّ الْمُبَذِّرينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطينِ»؛ یعنی اینها را با شیاطین رجیم یکی می‌کند! آن کسی که مالی را نابود می‌کند! ما خیلی از کارهایمان نابود کردن است. ▫️اینکه عرض می‌کنم دامنۀ درازی دارد. لذا باید ترک عادت کنیم. به‌خصوص در زمان فعلی که تولید طبیعتاً کم شده است و بسیاری از کارخانه‌ها هزاران نفر از کارگرانشان را اخراج کرده‌اند؛ چون دیگر کار نیست. این کارگرهای بیکاری که مال و اموال ندارند را چه کسی می‌خواهد کمک کند؟ پس ما باید هزینه‌های زندگی‌مان را کم کنیم؛ یعنی همان تعبیر آقای مطهری: کمترین مصرف برای بیشترین خدمت. الآن دوران امتحان است. 🔸 برشی از بیانات در جلسه شرح حدیث معراج، ۹ اردیبهشت. @jelvehnooralavi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
#افرائیل🕸🦇 #قسمت۳۲🎬. سینا با کنجکاوی و حس اضطراب، گوشه‌ی ملافه‌ را کنار می‌زند. طاها که دقیقا منتظ
🕸🦇 🎬 دو هفته قبل که باهم قرار داشتیم، گفت لازمه که یه کارایی انجام بده تا مزایای بیشتری بهش بدن! گـ...گفت فقط یه کتکِ معمولی بهت می‌زنم! هرچی ازش پرسیدم مزایای کارِ تو چه دخلی به کتک زدن من داره، هیچی نگفت! روز قبل از اون اتفاق ده میلیون به حسابم واریز کرد تا راضیم کنه...» سرش را بالا گرفت و با چشمانی درشت و ملتمس گفت: -«به خدا نتونستم مخالفت کنم! پولشو لازم داشتم. از طرفی‌ام برام حکم برادر و داشت قـ...قرار نبود اینکارو بکنه! قـ...رار نبود با چاقو منو بزنه... اَ..اصلا من خودمم شاکی‌ام آقا... نگاه درمانده‌اش را می‌دوزد به طاها و با صدایی گرفته می‌گوید: -«به خدایی که می‌پرستی بی‌گناهم! نمی‌دونم چرا هرکی میاد یه جوری باهام حرف می‌زنه انگار مجرمی چیزی‌ام! به ریخت و قیافه‌ی من میاد آخه؟» طاها دستی روی محاسنش می‌‌کشد تا لبخندش را پنهان کند! چه حرف‌ها! معلوم است که به ریخت و قیافه‌اش می‌آید... کمی خودش را جلو می‌کشد. -«حرفی از محل کارش نزد؟! از اون مزایا چیزی نگفت؟!» سینا که انگار چیزی یادش آمده باشد ابروهایش را بالا می‌دهد و با کمی هیجان می‌گوید: -«آهااااا یادم اومد! اگه اشتباه نکنم یه بار از دهنش در رفت یه جمله‌ای گفت... گفت... گفت که انگار قراره بورسیه بگیره بره خارج! اما درمورد محل کارش چیزی نگفت. فقط می‌دونم یه مؤسسه دانش‌بنیانه.» طاها به فکر فرو می‌رود. کلمات در ذهن‌اش، مدام چرخ می‌خورند. (بورسیه) (خارج) (موسسه‌ی دانش بنیان)! بلند می‌شود و بدون حرف، با قدم‌های محکمی به سمت در می‌رود! در را که چفت می‌کند، به دیوار کنارش تکیه می‌دهد و با یاسر تماس می‌گیرد. -«بله؟» -«کارم تموم شد. تو کجایی؟! » بالافاصله قامت یاسر و سرباز از آن‌سویِ راهروی بیمارستان پیدا می‌شود. ..... یاسر فرمان را یک دور می‌چرخاند و وارد خیابان اصلی می‌شود. سرما از درز‌های شیشه به درون ماشین نفوذ می‌کند. یاسر ناچار بخاری را روشن می‌کند: -«حرفوی که پشت گوشی گفتی، جدی خو نبود؟» طاها لبخندی زده و به چهره‌ی یاسر زل می‌زند. -«تو هنوز به روش‌های بازجویی من عادت نکردی؟!» یاسر درحالی‌که به جاده نگاه می‌کند، سرش را تکان می‌دهد. -«حدس می‌زدم... اون پسرو اقبالش تنبیده بود! روحشم خبر نداشت خو پسرعاموش قراره همچی بلایی سرش بیاره...» -«شایدم خبر داشت!» یاسر طوری سرش را به سمت طاها برمی‌گرداند که مهره‌های گردن‌اش تیر می‌کشند. -«چه؟! چی چی میگی عامو؟؟!» طاها به ساعتش نگاه می‌کند. باید خودش را به جلسه‌ی پرونده‌ی قبلی برساند! -«فقط در مورد ده میلیونی که به حساب اولش واریز شده بود حرف زدم تا عکس‌العملشو ببینم! صبح به یکی سپردم درموردش تحقیق کنه. گویا به جز اون ده میلیون، پنجاه میلیون دیگه‌ام به حساب مادرش که عموماً سینا ازش استفاده می‌کرد واریز شده. این یعنی یا می‌دونسته قراره رامین چیکار کنه، یا در عوض پول، کارای دیگه‌ای هم براش انجام داده! البته الان این جزئیات برامون مهم نیست، اگه لازم شد دوباره باهاش حرف می‌زنم.» یاسر با آن چشمان مشکی، برای لحظه‌ای به چهره‌ی طاها نگاه می‌کند و تحسینش می‌کند: --«ایول کاکو! حالو چی دیگه‌ای فهمیدی؟» طاها داشبورد ماشین را باز می‌کند و وسیله‌های درونش‌ را بالا و پایین می‌کند. از صبح زیر دنده‌اش تیر می‌کشید و حالا با تکان‌های دوباره‌ی ماشین، بدتر هم شده‌بود! -«بله! فعلا با خانم صابری تماس بگیر بگو یه لیست از موسسه‌های دانش‌بنیان دربیاره، بعد اونارو با رشته و دانشگاهِ رامین فردی تطبیق بده. تاکید کن دنبال موسسه‌ای بگرده که به دانشجوها بورسیه‌ی تحصیلی میده. حسم میگه قراره به جاهای خوبی برسیم.» -«دنبال چی چی می‌گردی؟!» طاها کاغذهای درون داشبورد را کنار می‌زند. -«مسکنی چیزی نداری؟!» یاسر چهره‌‌اش را برانداز می‌کند و با صدایی که کمی چاشنی نگرانی دارد می‌گوید: -«نه نداروم...چرو؟ کوجات درد می‌کنه؟!» طاها شکلات بخت برگشته‌ای را که حداقل یک سالِ نوری، درون داشبورد پوسیده و مثل سنگ شده بود را برمی‌دارد و بعد از باز‌کردنش، داخل دهان می‌گذارد. درحالی که دندان‌هایش به واسطه‌ی شکلات، به هم قفل شده بودند، آب دهانش را قورت می‌دهد و می‌گوید: -«چیز مهمی نیست!» طعمِ شیرین شکلات، برای دقایقی ضعفش را از بین می‌برد. دوباره به ساعتش زل می‌زند. -«می‌تونی منو برسونی سازمان؟!» بی‌حرف، سرتکان می‌دهد. -«درضمن‌ خودت برو سراغ رامین! من یه جلسه‌ی مهم دارم...» 🗓۱۴۰۵/۲/۳٠ 💭 @ANAR_NEWSS 📻 🖇🪴https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
منتظر نظرات شما در گروه باغ انار و همچنین لینک ناشناس داستان هستیم👇🌹🍃 🆔https://abzarek.ir/service-p/msg/3549198
🥰 ٠٠"٠٠ 🥰 (عج) ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌اَللّهُمَّ                   کُنْ لِوَلِیِّکَ              الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ         صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ     فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة   وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً         وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ              طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها                     طَویلا.. صفر عاشقی # ساعت ٠٠ : ٠٠
Mohsen Farahmand Azad, Sayed Mustafa Al Musawi, Ali Fani63f0c9c1bb3ce6d2f07ffb09_-7085336328756683485.mp3
زمان: حجم: 28.6M
📝دعای کمیل 🎤علی_فانی 📌هر شب جمعه دعای کمیل به نیت فرج آقا امام_زمان عجل الله اللهم_عجل_لولیڪ_الفرج شهیدانمون
بسم الله الرحمن الرحیم 📖روزمان را با قرآن آغاز کنیم، هر روز قرائت یک صفحه از قرآن کریم 💌صفحه ۳۶۴ قرآن کریم هدیه به آقا امام زمان صلوات الله علیه و روح شهید امام سید علی خامنه‌ای و پیروزی رزمندگان اسلام و نابودی دشمنان @BisimchiMedia
بسم الله الرحمن الرحیم 📽باغ انار برگزار میکند: 🔻جلسه‌ی دوم: 🔸با موضوع: بررسی رمان های اینترنتی در نرم افزارهای ایرانی و خارجی 🔹با تدریسِ استاد زهرا صادقی_هیام به صورت پخش زنده + همراه پرسش و پاسخ 🗓جمعه اول خرداد ۱۴۰۵ ⏰ساعت ١٨:١۵ الی ١٩:۱۵ 📍مکان برگزاری: https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 منتظر حضور گرم شما هستیم🌷✨ @ANARSTORY