🥰 ٠٠"٠٠ 🥰
#دعای_سلامتی_امام_زمان_(عج)
اَللّهُمَّ
کُنْ لِوَلِیِّکَ
الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ
فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة
وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً
وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ
طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها
طَویلا..
#اݪهۍعَجللِۅَلیڪالْفࢪج
#ساعت صفر عاشقی
# ساعت ٠٠ : ٠٠
Mohsen Farahmand Azad, Sayed Mustafa Al Musawi, Ali Fani63f0c9c1bb3ce6d2f07ffb09_-7085336328756683485.mp3
زمان:
حجم:
28.6M
📝دعای کمیل
🎤علی_فانی
#شب_جمعه
#دعای_کمیل
📌هر شب جمعه دعای کمیل به نیت فرج آقا امام_زمان عجل الله
اللهم_عجل_لولیڪ_الفرج
#بیاد شهیدانمون
بسم الله الرحمن الرحیم
📽باغ انار برگزار میکند:
🔻جلسهی سوم:
🔸با موضوع:
بررسی رمان های اینترنتی در نرم افزارهای ایرانی و خارجی
🔹با تدریسِ استاد زهرا صادقی_هیام
🗓جمعه ٢٢ خرداد ۱۴۰۵
⏰ساعت ۱۷:۱۵ الی ۱۸:۱۵
📍مکان برگزاری:
https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741
منتظر حضور گرم شما هستیم🌷✨
@ANARSTORY
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
#طرح_تحول💥 #داستان_کوتاه📃 #خانهایکهدیگرنیست🏠 تابستان گرم، آفتاب بیرحمانه بر سقف شیروانی میتا
#طرح_تحول💥
#داستان_کوتاه📃
#خانهایکهدیگرنیست🏠
او تازهوارد بود. جوان، آرام، با عینک گرد و رفتارهایی حسابشده. در بخش سوابق بیماران کار میکرد، اما علاقهاش به مطالعهی پروندهها صرفاً اداری نبود. شبها گاهی بیشتر از پرستارهای شبکار بیدار میماند؛ از آنهایی بود که در سکوت چیزهایی میدیدند که دیگران نادیده میگرفتند.
نامش در سیستم ثبت شده بود، اما در خاطرهی بیماران ناپدید میشد. شاید چون زیاد صحبت نمیکرد، یا چون بیشتر نگاه میکرد تا قضاوت. و در این آسایشگاه، نگاهکردن کار خطرناکی بود.
از چند هفته پیش، متوجه رفتار عجیبی در یکی از بیماران شده بود..
زنی بینام، در اتاق ۲۷۳. پروندهاش ناقص بود. ورودش ثبت شده، اما هیچ اطلاعاتی از خانواده، تاریخچهی روانی یا تشخیص اولیه موجود نبود. فقط چند یادداشت پراکنده از روانپزشکان سابق که همه یک جملهی مشترک داشتند:
"از آینه دور نگهدارید."
همین جمله بود که ذهن او را مشغول کرد.
شبها، بعد از خاموشی، از کنار اتاقش رد میشد. گاهی درز در را باز میکرد. بیمار نشسته بود، بیحرکت، چشمدوخته به آینهی دیواری.
تا آن شب خاص..
شبی که تصمیم گرفت یادداشتبرداری کند. دفترچهای کوچک از جیب روپوشش بیرون آورد، و نوشت:
«۲۳ آبان – ساعت ۲:۴۰ بامداد
او همچنان بیدار است. به آینه خیره مانده.
اتاق سرد است، اما او نمیلرزد.
چیزی در تاریکی اطراف آینه حرکت میکند. نه انعکاس من، نه سایهی او.
چیزی دیگر.
انگار از درون آینه به بیرون نگاه میکند.»
او نمیترسید. دستکم تا آن لحظه.
اما وقتی برگشت به راهرو، احساس کرد چیزی از پشت سر، نفس میکشد. چرخید..
هیچکس. فقط سکوت.
تا وقتی صدای خشخش دفترچه را شنید.
دفترچه در دستش بود. بسته بودش. اما هنوز صدایی از آن میآمد، مثل ورقخوردن صفحاتی که دستنخوردهاند.
بازش کرد. صفحهی جدیدی اضافه شده بود. دستخط خودش نبود. کسی نوشته بود:
"تو هم حالا دیدهای.
پس تو هم بخشی از آنی."
او یخ زد. نه به خاطر جمله. به خاطر امضایی که پایین صفحه بود.
یک امضای کودکانه. با مداد.
نامی که مدتها از پروندهها پاک شده بود.
نام کودکی که سالها پیش در این ساختمان، پیش از تبدیلشدنش به آسایشگاه روانی، ناپدید شده بود.
همان نامی که روی عکس شکستهی فصل پیش دیده شده بود.
آن شب، نور راهروها لرزید. برق چند لحظه قطع شد.
و از اتاق ۲۷۳، صدای خندهای کوتاه آمد.
نه صدای زن.
صدای کودک.
#پایانقسمت۴✅
#شهید✍
📆 #١۴٠۵/٠٣/٢٢
🆔 @ANAR_NEWSS 🎙
♨️ https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بزودی | #سینه_سرخ
🔴باغ انار به زودی تقدیم میکند:
مجموعه داستان صوتی سینه سرخ ✨
آنچه لعابِ سرخی را به دل میبخشد، حکایتِ عشق است. و سرانجامِ عشق، جز دو راهیِ تیرگی و سپیدی نیست. سرنوشت حنیفه و تمام آنان که همراهش در مسیر آشفتگیِ قلبهایشان قدم میگذارند، چیست؟
همراهمان باشید...
🔹مجموعه فرهنگی هنری باغ انار
@ANARSTORY
@Elteja | کانال اِلتجـا1_7316630941.mp3
زمان:
حجم:
11.5M
صوت حدیث کساء
🥰 ٠٠"٠٠ 🥰
#دعای_سلامتی_امام_زمان_(عج)
اَللّهُمَّ
کُنْ لِوَلِیِّکَ
الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ
فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة
وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً
وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ
طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها
طَویلا..
#اݪهۍعَجللِۅَلیڪالْفࢪج
#ساعت صفر عاشقی
# ساعت ٠٠ : ٠٠