eitaa logo
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
899 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.6هزار ویدیو
210 فایل
﷽؛اینجا با هم یاد می‌گیریم. با هم ریشه می‌کنیم. با هم ساقه می‌زنیم و برگ می‌دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس. نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741 نمایشگاه باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
مشاهده در ایتا
دانلود
@malakeservatScreen_Recordin-1697380432236.mp3
زمان: حجم: 11.7M
صوت دلنشین سوره واقعه 💥امام باقر علیه السلام : هر آنکس در هر شب پیش از خواب سوره واقعه را بخواند خدا را ملاقات می کند در حالی که چهره اش چون ماه شب چهارده تابان باشد. ┄┅┅┅┅❁🌸❁┅┅┅┅┄
لااقل یه به آمریکا بگید. پ.ن قابل توجه عاشقان مذاکره
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. 🔮آموزش تبدیل متن به صوت با صدای دلخواه شما با هوش‌مصنوعی 💢پشتیبانی از زبان فارسی 💢حذف نویز های پس زمینه صوت 💢الگوی صدای شما از صوت یا فایل ❤️نمونه صوت با صدای رهبر شهید لینک سایت: https://www.minimax.io/audio/voices-cloning 📍مدرس: استاد محمدی 🧠به هوش! آموزش کاربردی https://eitaa.com/joinchat/2163344244C5b34935235 ❤️ @anarstory
https://survey.porsline.ir/s/gN0jdRBk نظرسنجی مسابقه قدیمی ترین عکس هنری باغ یاقوت✨ اگر خواستید میتونید به خودتون رای بدید نهایتا سه رای دارید تا فرداشب راس ساعت دوازده زمان رای گیری هست
نظرتون رو توی لینک ثبت کنید🌻
✨ێاٰࢪاٰݩِ إݩقِݪآبْۍِ قْاٰبُ ۆ تَصٰۆیّࢪ ✨ یاقوت ها در دل انارند. گرافیست ها، خوشنویس ها،نقاش ها،عکاسها،فیلم سازها...همه دانه های یاقوتی هستند که انار عشق را می سازند نشانی باغ🔻 https://eitaa.com/joinchat/2117730369C3e312b8a21 نمایشگاهِ باغ🔻 @HOLLYYAGHUT
💠 راهنمای میدانی نویسندگان نوقلم 🔸 بعضی رویدادهای تاریخی فقط یک‌بار اتفاق می‌افتند؛ اما برای یک نویسنده، می‌توانند سرمایه خلق چندین داستان‌ ماندگار باشند. 🎁 راهنمای میدانی رایگان + چک‌لیست ۴۰ نکته طلایی نویسندگان نوقلم 📩 برای دریافت، عبارت «راهنمای نویسنده» را به ادمین داستانا ارسال کنید. ✍ داستانا | داستان‌نویسی آسان https://eitaa.com/dastaneasan
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💎•﴿ باغ انار ﴾‌•💎
#طرح_تحول💥 #داستان_کوتاه📃 #مهمانِ_روضه☕️ چون وقتی امام علی داشت کفن و دفن رو انجام میداد، بچه ها به
💥 📃 🚶 به زور لبخندی می‌زند:«بفرمایید.» با تعجب نگاهش می‌کنم:«بفرمایم؟» صورتش سرخ شده:«ببخشید منتظر تفنگی چیزی هستین که باهاش بکوبم تو سر و کله‌تون بلکه رضایت بدین؟» واقعاً دارد پررو می‌شود، هرچه من چیزی نمی‌گویم، کار خودش را ادامه می‌دهد. سر می‌چرخانم سمت تونل، آن چیزی که می‌خواستم نیست، در واقع کهکشانی می‌خواستم که متأسفانه این عزرائیل لجباز برایم جنس زاقاراتش را باز کرده. رنگی ندارد، سرتاپا سیاه است، انگار بخواهی خودت را بیندازی توی گونی سیاه. با بی‌میلی می‌روم سمت تونل، کنارم، لبهٔ ورودی می‌ایستد، و به بالا علامتی می‌دهد. آخر این مسخره‌بازی‌ها چیست؟ با هزار سلام و صلوات تونل راه می‌افتد، اما مرا ناامید می‌کند از زندگی:«این چه تونلیه من و آوردی؟ با لاک‌پشت می‌رفتیم سرعت بیشتر بود هااااا.» عزرائیل بی‌تفاوت روبرو را نگاه می‌کند:«مشکل داری؟ زیر پامون جهنمه، می‌تونم همینجا پیاده‌ات کنم.» چقدر پررو شده:«تو از کی این اجازه رو گرفتی؟ بشین سر جات ببینم. بهتره با من درست رفتار کنی، یادت رفته اول خلقت بهم سجده کردی؟ می‌گن انسان فراموش‌کاره، نگو فرشته‌ها فراموش‌کارترن.» با کلافگی برمی‌گردد سمتم:«خودت خواستی.» سرش را بالا می‌گیرد: «دوستان به تونل سرعت بدین، تا این آدم منو مجبور نکرده جلوش سجده کنم.» ناگهان انگار دستی از پشت یقه‌ام را می‌گیرد، با تمام توان مرا با خود به عقب می‌کشد. دیگر هیچ جا را نمی‌بینم، حالت تهوع امانم را بریده، چقدر دیگر می‌توانم تحمل کنم؟ با سر پرت می‌شوم بیرون، روی زمین ولو شده‌ام، کل دنیا دور سرم می‌چرخد. دنیا؟ راستی من که در دنیا نیستم، منظورم برزخ بود. سرم را کمی بلند می‌کنم. عزرائیل، مثل مجسمهٔ ابوالهول ایستاده بالای سرم. البته که ده‌تا ابوالهول را دارم می‌بینم، این از اثرات سرگیجه است؟ صدای عزرائیل می‌شکند گیج‌بازی‌ام را:« من به شما چی گفته بودم؟ عزیز من، ما که دنبال چزوندن بندگان خدا نیستیم، خودشون علاقه نشون می‌دن. الان قرار بود من به تو سجده کنم، پاشو خودتو جمع‌وجور کن ببینم.» ✍🏻 📆 /۳/۱۶ 🆔 @ANAR_NEWSS 🎙 ♨️ https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا