🔴آیت الله اعرافی عضو فقهای شورای نگهبان گفت:
تفاهمنامه تمام شد / مذاکرات را ادامه ندهید
🔹عضو فقهای شورای نگهبان نقض مکرر تفاهمنامه ایران و آمریکا از سوی دشمن جنایتکار را هم مورد اشاره قرار داده و در این رابطه میگوید: اکنون که دشمن با تهدید و توهین و حمله نظامی، برقراری تحریمهای اقتصادی، عدم پرداخت غرامت، عدم بازگشت ثروتهای کشور و عدم آتش بس و عقب نشینی اسرائیل غاصب از خاک لبنان و در ادامه با بازگرداندن محاصره دریایی ایران، همه بندهای تفاهم نامه را نقض کرده است و اکنون که رئیس جمهور آمریکا با صراحت و وقاحت تمام، پایان تفاهم نامه را اعلام کرده و جنگ را آغاز نموده است، وجهی برای پایبندی به تفاهم نامه و ادامه مذاکرات باقی نمیماند.
🔹توصیهای راهبردی
شخص رئیس محترم جمهور که به نمایندگی از اعضای شعام در برابر رهبر معظم انقلاب و مردم غیور و مقاوم ایران متعهد به اجرای بندهای تفاهم نامه و ایستادگی در برابر زیاده خواهی آمریکا شدهاند و سایر اعضای شعام و فرماندهان و مسئولین دیپلماسی کشور باید تفاهم نامه را تمام شده تلقی کرده و راه جهاد و استقامت را در پیش بگیرند و با اطاعت تام از رهبر معظم انقلاب به همان مسیری که ایشان تشخیص دادهاند بازگردند.
🔹آیت الله اعرافی بر این نکته بسیار مهم تاکید کرده که ملت بزرگ ایران حاضر نیست به خاطر مشکلات اقتصادی به دشمن باج دهد و آماده است تا آخرین قطره خون خود در راه زمینه سازی برای ظهور و دستیابی به قله پیروزی جانفشانی کند؛ لذا مسئولین نباید به بهانه مشکلات اقتصادی و ترس از هزینههای جنگ و زدن زیر ساختها و ... از حقوق حقه امت اسلام کوتاه آمده و مسیر مذاکره و تفاهم نامه با کفاری که به فرموده قرآن کریم به هیچ عهدی پایبند نیستند (لا أیمان لهم) را بیش از این ادامه دهند.
@BDON_SANSOR
☫ @anarstory
هدایت شده از اَنار نیوز🎙
بسم الله الرحمن الرحیم
📽باغ انار برگزار میکند:
🔻جلسهی چهارم:
🔸با موضوع:
ژانر کودک و نوجوان
🔹با تدریسِ سرکار خانم مطلبی
🗓چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵
⏰ساعت ۱۷:۳۰
📍مکان برگزاری:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741
منتظر حضور گرم شما هستیم🌷✨
🆔 @ANARSTORY 🍎
🆔 @tarhe_tahavol 💥
🆔 @ANAR_NEWSS 🎙
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
احمد بازوهایش را در سینه قفل میکند و با کنجکاوی میپرسد: -«بزرگترین ابزار دفاعی؟ منظورت چیه؟» طا
#افرائیل🕸🦇
#قسمت۷۳🎬
نور بیرمق آفتابِ عصر از میان پردههای نیمهباز اتاق میگذرد و روی گوشهی لپتاپ میتابد. کمیل با وجود اصرار دکتر، زودتر از موعد از بیمارستان مرخص شده و حالا روی تخت خانه کز کرده است. سوزش ناگهانی جراحت سرش او را وادار میکند نفسش را حبس کند، اما انگشتانش بیوقفه روی کیبورد حرکت میکنند. بیتوجه به دردی که در چشمانش میپیچد، خطوط امنیتی و دادههای جدید را بالا و پایین میکند؛ ذهنش ناآرامتر از آن است که بتواند استراحت کند.
کمی جابهجا میشود. میخواهد چای سرد شدهاش را بردارد که نگاهش روی گوشهی میز قفل میشود.
روی قاب عکس چوبی و مشکیرنگی که یک سالی میشود همانجا، جا خوش کرده.
چهرهی خندان مردی جوان با چشمانی نافذ، از پشت شیشه به او زل زده است. زیر عکس، روی یک نوار برنزیِ کوچک، با خطی خوش حک شده: «شهید جواد خادمی»
دیدن آن لبخند، مثل پرتاب شدن در یک سیاهچالهی زمانیست. ناگهان صدای دکمههای لپتاپ در گوشش محو میشود و جایش را به فریادهای خشمگین خودش بعد از آن اتفاق کذایی میدهد. روزی که تمام دنیا روی سرش خراب شد، یقهی طاها را چسبید، تکانش داد و با تمام وجود فریاد زد:
-«چطور تونستی به همین راحتی ولش کنی؟! جواد بهت اعتماد کرده بود...
لعنت بهت طاها!
لعنت به تو و اون مصلحتهاتون!»
و یادآوری صدای آرام، خشدار و لرزان طاها که با وجود جراحت و درد شدید، به سختی سخن میگفت؛ چشمانش از غمی غریب پر بود:
-«پیداش می..میکنم!»
اما هیچوقت پیدایش نکرد.
برایش سوال بود! واقعا آنقدر جواد برای طاها غریبه بود که حتی تظاهر هم نکرد که در تلاش است رد و نشانی از او پیدا کند؟
برای کمیل، همهچیز در همان نقطهی تاریکِ مأموریت پاکستان تمام شده بود. او نیازی نداشت جزئیات آن گزارشهای محرمانه را باور کند؛ برای او تنها یک حقیقتِ عریان و تلخ وجود داشت؛
جواد، برای همیشه همانجا در غربت چال شد. زیر خروارها بیمعرفتی.
کمیل با شدت ناگهانی لپتاپ را میبندد. دستهایش را روی صورتش میکشد و انگشتانش را روی شقیقههای دردناکش فشار میدهد.
در ذهن کمیل، طاها همان مردیست که برادرش را در چنگال یک عده حرامی رها کرد و تنها با یک مشت کاغذ و مدرک برگشت.
کمیل همچنان دستهایش را روی صورتش فشار میدهد. طنین فریادهای سالها پیش خودش و تصویر خندهی بیخیال جواد در قاب عکس، مثل مته روی مغزش کار میکنند.
دردی ممتد در پسِ سرش میپیچد. میخواهد بلند شود و برای خودش مسکنی پیدا کند که ناگهان صدای زنگ گوشی، سکوت سنگین اتاق را از بین میبرد.
صفحه را نگاه میکند: «رضا».
چند ثانیه خیره میماند و بعد دکمهی اتصال را میزند. صدایش به خاطر ضعف و بیخوابی خش دارد:
-«جانم رضا...»
صدای گرم و نگران رضا در اسپیکر میپیچد.
-«سلام کمیل. خوبی پسر؟ شنیدم مرخص شدی اومدی خونه. زنگ زدم حالتو بپرسم. سرت در چه حاله؟»
کمیل دستی به پانسمان روی سرش میکشد و میگوید:
-«بهترم... یکم درد دارم ولی سر میکنم.»
_«خونهای دیگه؟ من همین نزدیکیهام. دارم میام سمتت. یکم کمپوت و بیسکوییت و اراجیفِ اداری برات میارم حالت عوض شه!»
قبل از اینکه کمیل تعارف یا مخالفت کند، رضا خداحافظی میکند و گوشی را قطع میکند. کمیل پوفی میکشد.
حضور رضا شاید بتواند کمی ذهن مخدوشش را از چنگال آن خاطرات بیرون بکشد.
نیم ساعت بعد، رضا با پلاستیکی در دست وارد خانهی کوچک کمیل میشود. نگاهی به سر و وضع رفیقش میاندازد، پلاستیک را روی اپن آشپزخانه رها میکند و درحالی که وضعیت آشفته و بهم ریختهی خانه را از نظر میگذراند، جلو میآید تا او را در آغوش بکشد:
-«مرد مؤمن، تو مگه نباید توی تخت استراحت کنی؟»
کمیل لبخند بیجانی میزند:
-«عادت ندارم بیکار بیفتم یه گوشه. بشین رضا...
چه خبر از اداره؟»
رضا روی مبل روبهروی کمیل مینشیند. خستگی از سر و کولش بالا میرود. پیشانیاش را ماساژ میدهد و میگوید:
-«اوضاع حسابی شیر تو شیره کمیل. از وقتی رفتی بیمارستان، خواب و خوراک برامون نمونده. کیسِ النازم که همهچیزو به هم ریخته.
خلاصه بهت بگم! حاجی گفت تا آخرِ امشب وقت داری برگردی به وضعیت کارخونه!
صبح جلسه داریم...»
کمیل با لبخندی محو میگوید:
-«چه تهدید جذابی! از حاجی اصلا بعید نبود!»
#پایان_قسمت۷۳✔️
🗓۱۴۰۵/۰۴/۲۴
💭 @ANAR_NEWSS 📻
🖇🪴https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
#افرائیل🕸🦇 #قسمت۷۳🎬 نور بیرمق آفتابِ عصر از میان پردههای نیمهباز اتاق میگذرد و روی گوشهی لپت
#افرائیل🕸🦇
#قسمت۷۴🎬
خودش را کمی جلو میکشد:
-«پرونده به کجا رسید؟»
رضا سرش را تکان میدهد و نفس عمیقی میکشد:
«الناز سختتر از اون چیزیه که فکرش رو میکردیم. دختره لجبازه، تا مرز اعتراف میره و باز عقب میکشه.
خلاصه که همه درگیریم. کارامون چند برابر شده.»
رضا کمی جابهجا میشود و نگاهی به دور و بر اتاق میاندازد. در این میان، جملهای را کاملا عادی و گذرا به زبان میآورد:
«کل کارا افتاده رو دوشِ سه چهار نفر.
یاسرم که نیست کمک دستمون باشه.»
شنیدن اسم یاسر، مثل یک سیگنال هشدار در ذهن کمیل صدا میکند. اخمهایش را در هم میکشد و با لحنی که سعی میکند کنجکاویاش را پنهان کند، میپرسد:
«یاسر؟ مگه کجاست؟»
رضا با بیخیالی پاسخ میدهد:
«کمیل پرتیها! خب تو با این وضعیتت مگه میتونستی بری ماموریت؟ جای تو یاسرو گذاشتن!»
رضا با دیدن چهرهی درهمرفته و رنگپریدهی کمیل، با نگرانی نیمخیز میشود:
-«کمیل؟ خوبی؟ رنگت پریده پسر..
سرت باز درد گرفت؟»
کمیل دستش را روی پیشانیاش میگذارد و چشمانش را میبندد:
-«آره... یکم تیر میکشه. مسکن بخورم بهتر میشه! اثر داروهاست.»
رضا بلند میشود، وسایل روی اپن را مرتب میکند و با دلسوزی میگوید:
-«آره، منم دیگه مزاحمت نمیشم که به استراحتت برسی. فقط یادت نره، فردا صبح حاجی منتظرته. خودت رو سر حال برسون.»
کمیل به زحمت لبخند میزند:
-«باشه...»
-«راستی...»
رضا در آستانهی در میایستد و به سمت او برمیگردد:
-«بله؟ چیزی شده؟»
-«از میلاد خبری نشد؟!»
رضا دستگیره را رها میکند و کمی به سمت کمیل میچرخد.
-«اتفاقا یکم پیش به طاها زنگ زدم، گفت حالش خوبه. هماهنگ شدیم چند روزه برگرده ایران.»
رضا لبخند دوستانهای میزند و دستش را به نشانهی خداحافظی تکان میدهد:
-«من دیگه میرم...
فعلا.»
-«به سلامت.»
صدای چرخیدن قفل و بسته شدن در درون خانه میپیچد. کمیل سر جایش خشکش میزند. پوزخند تلخی روی لبهایش مینشیند.
-«چقدر فداکار!
تا دیروز که سر قضیهی جواد کَکِشم نمیگزید؛ الان خوب بلده نقش آدمای حامی رو بازی کنه!»
#پایان_قسمت۷۴✔️
🗓۱۴۰۵/۰۴/۲۴
💭 @ANAR_NEWSS 📻
🖇🪴https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
هدایت شده از 💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
منتظر نظرات شما در گروه باغ انار و همچنین لینک ناشناس داستان #افرائــیل هستیم👇🌹🍃
🆔https://harfenashenas.ir/message.php?name=Efrail
راهکار خروج از بازی دوگانهٔ ترامپ؛ «پاسخ صریح» جایگزین «واکنش به پیامهای پشت پرده»
🔹برآورد اندیشکدههای مرتبط با حوزهٔ انرژی نشان میدهد، ضربه به تأسیسات نفتی منطقه، میتواند توسعهٔ کشورهای غربی را تا چند دهه متوقف کند.
🔹بهگزارش فارس، در تازهترین اظهارات شبگذشته، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر تهدید کرد که «پلهای ایران را میزنیم و هفته بعد زیرساختهای نفتی را هدف قرار میدهیم» و بلافاصله افزود: «مگر اینکه ایرانیها پای میز مذاکره بیایند.» این الگوی تکراری در ماههای اخیر، نشاندهندهٔ استراتژی همزمان «تهدید علنی» و «ارسال پیامهای فریبنده از پشت پرده» است که هدف آن، القای تصویر «تسلیمشدن ایران» به افکار عمومی جهان است.
🖼اما پرسش کلیدی این است: راهکار هوشمندانه برای مقابله با این شانتاژ رسانهای و سیاسی چیست؟
۱. الگوی تکراری؛ تهدید در ملأعام، وعده در خفا
🔹بررسی تحرکات رسانهای و دیپلماتیک آمریکا در ماههای گذشته نشان میدهد که کاخ سفید همزمان با مطرح کردن تهدیدهای نظامی، از طریق واسطههایی نظیر عمان، قطر و پاکستان، پیامهایی مبنی بر «امتیازهای غیررسمی» به تهران ارسال میکند. این پیامها که اغلب وعدههای فریبنده و غیرقابل اعتماد هستند، پس از مدتی در رسانههای غربی بهعنوان «نشانه تمایل ایران به مذاکره» تفسیر میشوند و روایت رسانهای آمریکا را تقویت میکنند.
۲. چرا پاسخ به پیامهای پشت پرده اشتباه است؟
🔹کارشناسان راهبردی معتقدند که هرگونه واکنش به این پیامهای غیررسمی، بدون لغو تهدید نظامی و رفع تحریمهای قابل راستیآزمایی، عملاً در دام بازی رسانهای ترامپ افتادن است. آمریکا به دنبال آن است که با القای «فشار حداکثریِ مؤثر»، ایران را در موضع انفعال قرار دهد و سپس هزینههای جدیدی را تحمیل کند.
۳. برآورد اندیشکدهها؛ ضربهای که توسعه غرب را دههها متوقف میکند
🔹پژوهشگران حوزه دفاعی، انرژی و توسعه در اندیشکدههای مرتبط، برآورد کردهاند که اگر ایران به تأسیسات نفتی منطقهای که بهصورت مستقیم و غیرمستقیم از آمریکا حمایت میکنند، ضربهای حیاتی و کلیدی وارد کند بهگونهای که صدور نفت از منطقه برای چندین سال متوقف شود، پیامدهای آن فراتر از یک بحران موقت خواهد بود.
🔹براساس این برآوردها، چنین اقدامی میتواند روند توسعه در کشورهای غربی و بهویژه اروپایی را بسته به شدت عملیات ایران تا چند دهه متوقف کرده و حتی به عقب بازگرداند. وابستگی شدید این کشورها به نفت و فرآوردههای منطقه خلیجفارس، بهگونهای است که هرگونه اختلال بلندمدت در عرضه، زنجیره تولید، حملونقل، صنایع پتروشیمی و حتی بخش کشاورزی و خدمات آنها را با شوکی جبرانناپذیر مواجه خواهد ساخت. این هشدار، نشاندهنده اهرم بیبدیلی است که در اختیار ایران قرار دارد.
۴. راهکار کارشناسان؛ «پاسخ صریح» جایگزین «واکنش پنهان»
🔹تحلیلگران حوزه دفاعی و سیاست خارجی بر این باورند که هوشمندانهترین واکنش در شرایط کنونی، «خروج از ابهام و اعلام صریح پاسخ متقارن» است. به این معنا که ایران باید از طریق کانالهای رسمی و معتبر (سخنگوی وزارت خارجه، فرماندهان نظامی و یا بیانیه شورای عالی امنیت ملی)، بهصورت شفاف اعلام کند که:
🔸هرگونه ضربه به تأسیسات نفتی ایران، به منزله بازشدن پای تمامی زیرساختهای انرژی آمریکا و متحدانش در منطقه به عنوان هدف مشروع خواهد بود.
🔸در صورت هرگونه تعرض، تأسیسات نفتی عربستان، امارات و قطر که نقش جایگزین برای تولید نفت آمریکا را دارند، هدف قرار خواهند گرفت.
🔸باب المندب بسته خواهد شد و تنگه هرمز بهطور کامل به روی نفتکشهای متحدان آمریکا بسته خواهد ماند.
🔸همزمان ایران باید در فکر کشته گیری گسترده از نظامیان آمریکایی در منطقه باشد.
۵. همزمان، قطع تعامل با پیامهای فریبنده
🔹کارشناسان تأکید دارند که ایران باید صریحاً اعلام کند: «تا زمانی که تهدید نظامی لغو نشود و تحریمها بهصورت قابل راستیآزمایی برداشته نشوند، هیچ پیام غیررسمی پاسخ داده نخواهد شد.» این اقدام، ارزش پیامهای پشت پرده را برای آمریکا به صفر میرساند و مانع از سوءاستفاده رسانهای از آنها میشود.
@YazdFars
نور
برای تاریخ مینویسم. برای نسلی که یا دنیا نیامدهاند یا کودک هستند.
این روزهای آخر تیر ماه در حالی برای شما مینویسم که برق قطع میشود.
در حالی برای شما مینویسم که جنوب ایران مرتبا زیر ضرب آمریکاست. ضربه هایی که منجر به شهادت فرزندان ایرانزمین میشود.
در حالی که آمریکا تمام بندهای تفاهمنامه اسلام آباد را نقض کرده اما باز هم دریغ از مسئولین ما. دریغ از یک تهدید جاندار. تهدیدی که توی دل دشمن را خالی کند. یک مشت حرف تکراری را تکرار میکنند.
تازگی ها باغی انقلاب که در فتنه هشتاد و هشت باعث و بانی ریختن خون بی گناهان شد هم حرف اسراییلیها را تَکرار کرده.
این روزها مردم همچنان در خیابان هستند. همچنان حدیث کساء و دعای هفتم و چهاردهم صحیفه سجادیه را میخوانند. پرچم میچرخانند. موکب داری میکنند. برای ترامپ رجز میخوانند. همین مردم بودند که او را ترساندند. با در دست گرفتن پرچم های خونخواهی در مراسم تشییع گرچه برشهایی در تدوین هم باعث نشد این پیام را کمرنگ کند.
مردم و امام امروز منتظر بازگشت مسئولان هستند. حتی دریغ از یک عذرخواهی ساده. انگار نه انگار که تعهد دادهاند. انگار نه انگار که تصریح کردهاند زیر بار زیاده خواهی نخواهند رفت. شاید هم زدن زیرساخت و محاصره دریایی و تهدید اتمی و کشتن ایرانی ها زیادهخواهی نیست؟!
امام خامنهای حفظهالله و ما مردم منتظریم. ای نسل آینده بدانید! بدانید که اوضاع ما خوب است. ما دیگر گول شیطان را نخواهیم خورد.
ما مردم به مسئولان فرصت دادیم تا برای همیشه شیرفهم بشوند که مذاکره با آمریکا احمقانه است، شرافتمندانه نیست. نه یک کلمه بیشتر، نه یک کلمه کمتر.
مسئولین باید متوجه بشوند که مشاوران خودحقپندارشان مایه آبروریزیشان خواهند شد.
سیره امام شهید اقتصاد لیبرالی و عدم توجه به مردم نبوده. شیوه او اقتصاد مقاومتی و مردمسالاری دینی بوده.
آهای مسئولین! به حق بازگردید. به مردم بازگردید. مردم ایران کسانی هستند که پرچم خونخواهی در دست، پای تابوت امام شهیدشان ایستادند. همان مردمی که در تهران پیکرها را در آخر مسیر وارد مراسم کردید. در قم دو ساعت و نیم زیر آفتاب، معطلشان کردید و در مشهد تا آخر مسیر تشییع نکردید و اجازه وداع به مردم در صحن حرم علی بن موسی الرضا علیهالسلام ندادید.
بیش از ده روز است که آمریکا مدام دارد به جنوب حمله میکند و مسئولین هنوز پیام هایشان شبیه پیام برجامدوستان است. هنوز میترسند تفاهمنامهشان خدشهدار شود.
بدنه جامعه خونخواه امام شهید هستند. به صورت صریح خواستار قتل ترامپ و نتانیاهو هستند. هنوز مسئولی از مسئولین مذاکرهدوست پیدا نشده که این مطالبه مردم را به رسمیت بشناسد و از نظرات شخصیاش دست بردارد.
آدمهایی که باطنشان آمریکایی و اسراییلی است قلم در دست گرفتهاند و حرفهای شیطان بزرگ را میزنند. فقط امیدوارم که کسانی که خون مردم در فتنه ۸۸ گردنشان است دوباره باعث ریختن خون مردم بی گناه نشوند.
نسل آینده اگر در تاریخ خواند که در مثلا بهمن ۱۴۰۵ یک کشوری به کشور دیگر بمب اتم زد باید بداند که ما امروز در تیرماه ۱۴۰۵ تمام تلاشمان را کردیم تا مسئولان را قانع کنیم که دشمن را بترسانند. چون دشمن اگر نترسد دست به قتل نفس در مقیاس بسیار بزرگتر خواهد زد.
و ای نسل آینده بدانید که خون ما به گردن کسانی است که دشمن را نترساندند.
اینها را برای تاریخ نوشتم تا خونخواه ما و امامشهید ما و امامخامنهای حفظهالله باشند.
شروع جنگی دوباره #پساتفاهمنامه
#تیرماه
#واقفی
#14050425
☫ @anarstory