🔴 انهدام چند فروند سوخترسان و جنگنده آمریکایی با موشک بالستیک و پهپادهای متعدد
🔹سپاه پاسداران: مردم شریف اردن؛ مردمان نجیب سرزمین قدمگاه انبیا الهی، ای مردمی که بیش از همهی مردم جهان با فلسطین قرابت دارید و با دردهای مظلومان غزه و کرانه از همه آشناترید، بعد از حمله سال گذشته ما به پایگاه العدید قطر، ارتش کودککش آمریکا برای دور کردن مرکز فرماندهی خود از حجم بالای آتش رزمندگان اسلام، مرکز فرماندهی نیروهای آمریکا در منطقه (سنتکام) را از قطر به الازرق در خاک شما منتقل کرد و از آن موقع تاکنون مرکز فرماندهی شرارت علیه مردم فلسطین و سایر کشورهای اسلامی در خاک شما و دردسترس شماست.
🔹علاوه بر سنتکام پایگاه هوایی و دهها فروند سوخترسان، اف۳۵، اف۱۵، و اف۱۶ آمریکایی در خاک شما مستقر هستند و از آنجا به مردم مظلوم فلسطین، ایران و لبنان حمله هوایی میکنند.
🔹شب گذشته ارتش کودککش آمریکا بازهم شرارت کرد و از پایگاههای خود در اردن برای ارتکاب جنایت جنگی بزرگ و زدن اهداف غیر نظامی از جمله چند پل، محلات مسکونی و یک مرکز پمپاژ آب در بندرعباس در جنوب ایران استفاده کرد.
🔹در پاسخ به این شرارت، رزمندگان اسلام در موج ۱۴ عملیات نصر ۲ با رمز مبارک یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی جنگندهها و سوخترسانهای آمریکایی مستقر در اردن را در دو مرحله حمله با چندین فروند موشک بالستیک و پهپادهای متعدد مورد هدف قرار دادند که منجر به انهدام چند فروند سوخترسان و جنگنده آمریکایی و آسیب جدی به تعداد بیشتری از آنها شد.
🔹اینک نوبت شما مردم شریف و ارتش غیور و با شرف اردن است که به تکلیف الهی خود عمل کنند و با ضربه به منافع آمریکایی متجاوز و ضداسلام، لکۀ ننگ آمریکاییهای اشغالگر را از دامان اردن عزیز پاک کنید.
@anarstory
حاج اقا رحیم ارباب :
آسيد جمال نامهاي براي من نوشته اند و در آن نامه سفارش كرده اند که:
در طول هفته هر عمل مستحبي را يادت رفت،اين را يادت نرود كه عصر جمعه صد مرتبه سوره قدر را بخوانی
@tareagheerfan
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راه دیدن امام زمان عجل الله
🎙#استادعالی
4_5785009438028989691.m4a
زمان:
حجم:
3.4M
سيدابن طاووس مي فرمايد
اگراز هرعملي در #عصر_جمعه غافل شدي از :صلوات
#ابوالحسن_ضراب_اصفهاني غافل نشو چراكه دراين دعا سري است كه خدا مارا برآن آگاه كرده است
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
#طرح_تحول💥 #داستان_کوتاه📃 #یاس_های_کوچک_مرگ🍂 دوربین را که روشن کردم، باید چند قدم دور شوی. بعد آر
#طرح_تحول💥
#داستان_کوتاه📃
#ذهن_زیبا 🧠
یکی از ساعتهای مهم زندگیام بعد از ظهرهای هر جمعه است. آفتاب که پس مینشیند بساطمان را از در خانه رد میکنیم به کوچه، همانجا جلوی در مینشینیم. یک قرار نانوشته است بین اهالی. همین موقعها درهای خانهها یکی یکی باز میشود و سرها از لای در بیرون میآیند. بساط میوه و چای، پیالههای تخمه، دخترهای بزک کرده، مردهای سبیل در رفته با زیرشلواری های تترونِ راه راه از درها بیرون میزنند. زغال گردانیها و صدای قل قل قلیانها هم شروع میشود. زنعمو دست پسر تخسش را میگیرد و میآید روی فرش ما مینشیند. این بار یک جفت جوجه چرتی هم دستش است. آنقدر جوجهها را دستمالی کرده که بیچارهها کرکهای رنگیشان سیخ و نمدار ایستاده. عمو هم کمی که میگذرد میآید به سکوی سیمانی تکیه میدهد و مثل همیشه سیگارش را دود میکند. زانوی یک پایش را خمانده و تخت کفشش را چسبانده به دیوار. زنجیر میگرداند و به بقیه لغز میپراند.
جوجهها یا چرت میزنند یا از روی فرش خردهآشغال نوک میزنند. یکیشان را بلند میکنم و میگذارم کف دستم، به پسرعمویم با آن دماغ آویزانش نگاهی میکنم، میگویم: اسم این را بگذار نفله!
پسرهی کله شق جوجه را تیز از دستم میگیرد و تک زبانی میگوید: اون که لقب خودته!
چشمهایم را میدرانم توی صورتش و میگویم: حسابت باشه برای بعد.
زنعمو مینشیند بیخ سکو و شروع میکند پچ پچ کردن کنار گوش شوهرش. عمو ابروهایش در هم گره میخورد، سیگار را مچاله میکند و تشر میزند: پاشو زن، کم تو خونه بیخ منی؟ قباحت داره! مردم هزار حرف میزنند. و بلند میشود. موتورش را از لنگهی باز در رد میکند و به آن گاز میبندد. تا ته کوچه نگاهها ردش را دنبال میکنند و بعد صورتها میچرخند روی زنعمو. او که رویش به آتش داده شده، بلند میشود. به مادر میگوید: میبینی، شدهایم جن و بسمالله! از صبح تا حالا تو چرت بود، الانم بهونه دستش افتاد فرار کنه.
منتظر جواب نیست، گردنش را قِر میدهد، پشت چشمی نازک میکند و میرود خانه.
پسر تخسش مانده روی فرش ما. نگاهم به گردن نازک و آفتاب سوختهاش میافتد و یک پس گردنی حوالهاش میکنم. تیز میایستد و با لب آویزان نگاهم میکند، میگویم: بدو ردت رو گم کن!
جوجههاش را بغل میزند و میدود.
کمی که میگذرد صدای قلقل قلیان ها و هروکر دخترها بلند میشود. دم غروب مادر یک آفتابه آب میآورد وجلوی خانه میپاشد، بساط را جمع میکنیم و میبریم حیاط. بقیه هم یکی یکی جمع و جور میکنند. زنها آفتابه به دست نمه آبی جلوی در خانهها میپاشند. تک چراغ محل با آن نور تیرهی بیحال روشن میشود و مشدی اسد روی بام خانهاش اذان میدهد.
حالا باید منتظر انتقام زنعمو از عمو باشیم. احتمالاً یکیشان از در میآید تو. اگر زنعمو پیدایش نشود عمو آخر شب با یک متکا زیر بغل سبز میشود و میگوید: سرم رو خورد! این دیگر کی بود خودم رو اسیرش کردم...
بابا بلند میشود. زیر لب ذکری میگوید و تشر میزند: پاشو برو خونهت، خوبیت نداره زن و مرد جاشون رو جدا کنند.
مامان زیر جلکی میگوید: زیر سرت بلند نشده باشه، هاشم خان! و میخزد به اتاق. این را انگار از ته دل تمام زنها بیرون کشیدهاند که به هر مناسبتی به در میگویند دیوار بشنود. بابا فرصت نمیکند به مامان چشم غره برود به جایش لگدی سمت من پرت میکند و میگوید: برو بخواب دیگه! تلویزیون برفک شد. برنامههای صبح رو خواب میمونی!
جلوی در اتاق نگاهی به ته حال میاندازم، بابا دست عمو را گرفته و از در بیرون میروند.
مهتاب کامل است و آسمان بیابر. توی جا دراز میکشم و نگاهم از پس پردهی تور به روشنی ماه گره میخورد. به آینده فکر میکنم؛
"اگر بزرگ بشم یا زن نمیگیرم یا...یا...ولش کن... مگه میشه زبان زنها رو دوخت یا ریشهی عشقه به خوردشون داد که عشق و ترس به جونشون بیفته."
مامان میگوید: چقدر وول میخوری بچه، بخواب دیگه.
و بلند میشود زیر پردهای را میکشد. اتاق تاریک میشود و ذهنم کور.
#پایان✅
#زهره_غفوری✍🏻
📆 ۱۴۰۵/۰۴/۲۶
🆔 @ANAR_NEWSS 🎙
♨️ https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
🥰 ٠٠"٠٠ 🥰
#دعای_سلامتی_امام_زمان_(عج)
اَللّهُمَّ
کُنْ لِوَلِیِّکَ
الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ
فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة
وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً
وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ
طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها
طَویلا..
#اݪهۍعَجللِۅَلیڪالْفࢪج
#ساعت صفر عاشقی
# ساعت ٠٠ : ٠٠
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌻سوره:«مدثر»
🌃 آرامش شبانه
🎧با هندزفری گوش بدیم.
📖 خلوت شبانہ با قرآن...
🌱#حـــالخــوبباقـــرآن