هدایت شده از حسین ابراهیمی
سلام عزیزان
اگر مقدور است برای پدرم نماز شب اول قبر را بخوانید. ممنونم.
تقی فرزند نقی.
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
چگونگی ادای نماز براساس روایات، سه شیوه برای نماز لیلة الدفن نقل شده است.[۵] صورت اول: بنابر این ص
چگونگی خواندن نماز لیلة الدفن
نور
آهای درختان گرامی، انتقاد کنید از من، به صورت ناشناس. از طریق پیوندِ زیر👇
http://unknownchat.b6b.ir/4829
سعی میکنم در حد توان پاسخگو هم باشم.
آنچه صلاح نمیدانید در پیوی بگویید، اینجا بگویید.
#اسماعیل_واقفی
#عمران_واقفی
#فرمان_پذیری_برگی
🔹کانال اشعار برگزیده با هدف گزینشی بسیار مختصر از اشعار معاصران (شعرهای کلاسیک و نو و نئوکلاسیکی که از دههی ۷۰ به بعد منتشر شدهاند)
ایجاد شده است.
🔸باید گفت بیشتر اشعاری که بارگزاری میشوند -یا به صورت حضوری یا به صورت مجازی- با دوستانی شعردوست، بررسی و ارزیابی ادبی شدهاند.
🔻ما را به دوستان خود در ایتا معرفی کنید.🙏🏻
☑️ آیدی کانال:
@Selectedpoems
✅ ارتباط با ادمین:
@Akhavan_e_thaleth
هدایت شده از Seyd ali asghar abdollah zade
بسم الله الرحمن الرحیم
ظرفیت های تاریخ برای نوشتن رمان
اهمیت تاریخ
ای بنی، انی و ان لم اکن عمرت عمر من کان قبلی، فقد نظرت فی اعمالهم، و فکرت فی اخبارهم، و سرت فی آثارهم؛ حتی عدت کاحدهم
بخشی از نامه ۳۱نهج البلاغه
تاثیرات موضوع تاریخی
۱-اسطوره سازی
نوجوانان و جوانان ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در زندگی خود به دنبال قهرمان و اسطوره هایی هستند که در رفتار، پوشش،هدف و سبک زندگی از آن ها الگو بگیرند.
انتخاب با ماست که این الگو را ما معرفی کنیم یا تمدن غرب.
اگر به تمدن غرب و الگوهایی که معرفی میکند باور داشته باشیم نیازی به زحمت کشیدن برای معرفی اسطوره بومی نداریم اما، نباید توقعی از جوان امروزی داشته باشیم ونیاز چندانی هم به روضه شب های ششم و هشتم محرم نداریم و یا حداکثر با نگاهی صرفاً عاطفی به این دو شب بنگریم و اشک بریزیم.
اما اگر به اسلام به عنوان مکتبی الگوساز مینگریم باید تربیت یافتگان این دین را به جوانان امروز معرفی کنیم.
اینجا دوراه پیش روی ماست
۱-قهرمان های خیالی
۲-قهرمانان واقعی
در قسم اول دست نویسنده باز است، در بند مستندات نیست اما، قهرمانی که نویسنده خلق میکند هرچند واقع گرایانه اما به دلیل تخیلی بودن، سخت میتواند یک الگو را معرفی کند. چه آنکه کسی که پر از نقص است، چگونه میتواند الگو بیافریند؟
ولی در قسم دوم، هرچند دست نویسنده را دقت های تاریخی میبندد ولی الگویی در دست دارد که پرورش یافته حقیقی و نه خیالی اسلام است و تنها نیاز به معرفی دارد نه دمیدن روح قهرمانی.
اگر اسلام را به عنوان دین کامل برای هدایت میپذیریم پس الگوهای اسلامی را باید بپذیریم.
بعد ذکر این مقدمه طولانی باید گفت که اسلام اسطوره های غیر معصومی را خلق کرده است که اگر کریستوفر نولان و برادرش جاناتان، از آن ها میشنیدند، هالیوود را مزین به این قهرمانان میکردند.
آیت الله جوادی آملی میفرمود ای کاش بعد از دفاع مقدس، فردوسی شاهنامه را میسرود. رستم و سهراب کجا و جوانان بسیجی مظلوم کجا؟
چه بخواهیم و چه نخواهیم شخصیت هایی مثل جومونگ و هموسو، برای جوان ما تبدیل به اسطوره شدهاند. به راستی در تاریخ شخصیت هایی شورانگیز تر از این دو برای معرفی نداریم؟
شما بروید در شهر رشت، از جوانان آن شهر بخواهید پنج دقیقه، فقط پنج دقیقه در مورد میرزا کوچک خان جنگلی صحبت کند، چند نفر میتوانند؟
یا به تنگستان بروید و همین سوال را از جوانان آن شهر در مورد رئیسعلی دلواری بپرسید، چه جوابی خواهید گرفت؟
یا در خیابان های شاهین شهر از شهیده زینب کمایی بپرسید. چند دختر نوجوان ایشان را میشناسد؟
همین سوال را در مورد هری پاتر بپرسید، چه جوابی خواهید گرفت؟
سری به رمان های عاشقانه مجازی بزنید، کدامشان بوی عشق علی و فاطمه میدهد؟
شاید در دل بگویید آنها معصومند، مگر میشود مثل معصوم شد؟
پس چرا وداع میرزا کوچکخان وهمسرش بوی علی و فاطمه میدهد؟ تصویری عاشقانه تر از این وداع در کدام رمان عاشقانه پیدا میکنید؟
الگوی اسلام برای زن، امثال همسر میرزا کوچکخان اند که بوی فاطمه وزینب میدهند؟ یا رمان های به اصطلاح مذهبی ایتا که بوی تعفن غرب میدهند؟ آیا ارزش زن به گریستن است؟ به چهره اوست؟ به احساسی بودن مفرط است؟ اگر از رمان های مجازی بپرسید، میگویند آری!
اما اگر از اسلام بپرسید، حضرت فاطمه زهرا، حضرت زینب، حضرت معصومه، حضرت خدیجه، حضرت رباب سلام الله علیهم اجمعین را نشان میدهد.
میگویید از اهل بیتند؟
اسلام همسر علامه طباطبایی را نشان میدهد. همسر میرزا کوچکخان، همسر آیت الله بهجت، همسر زهیر و همه زنانی که مردشان را روبهروی گلوله فرستادند نشان میدهد. چقدر این قسم دوم را معرفی کرده ایم؟
باور کنید، اگر رمانی بنویسم که یک دهم کیفیت رمان خارجی باشد ولی الگوی ایرانی اسلامی معرفی میکند، جوان ما رمان ایرانی را انتخاب میکند. چون الگوهای ایرانی را دوست دارد. هرچند ضعیف تر نسبت به مشابه خارجی پرداخته شده باشد.
ولی افسوس! نه در این زمینه مینویسیم و نه دغدغه نوشتن را داریم. دلمان هم خوش است که انقلابی هستیم!
ای کاش ویکتور هوگو زنده بود و از دفاع مقدس مینوشت. دفاع مقدس را تحلیل میکرد، همانگونه که جنگ ناپلئون را تحلیل کرد. اگر هوگو زنده بود، با این اسطوره های دفاع مقدس چه میکرد؟ ویکتور هوگویی که در مدح ساده زیستی وعدالت مینوشت درباره عدالت علیه السلام و نعلین پینه دوزش چه میگفت؟
ای کاش کریستوفر نولان ایرانی بود! خالق شوالیه تاریکی و میان ستارهای، در رثای میرزا کوچک خان چه میساخت؟
ای کاش جانگ هیو سو و چوی وان کیو از رئیسعلی دلواری می شنیدند و چه شاهکاری که خلق نمیکردند.
هدایت شده از Seyd ali asghar abdollah zade
۲_حفظ ارزشها
برایتان مثالی میزنم، بنده در تابستان ها در روستایی ییلاقی زندگی میکنم که آبش با لوله کشی اهالی محل از سرچشمه میرسد. در بین اهالی محل، کسی را نمیبینید که آب را اسراف کند و قبح اسراف آب، فراتر از تصور است. اما وقتی از شهر، مردم غریبه میآیند چنین قبحی را درک نمیکنند و راحت آب را اسراف میکنند!
فکر میکنید دلیلش چیست؟
دلیلش آن است که اهالی روستا زحمت خود و پدرانشان را برای رساندن آب به روستا و مادران رنج ظرف و رخت شستن در چشمه ها را به کودکان آموخته اند. ولی مردم شهر در یک شب اقامتشان در روستا، این گذشته سخت را نمی بینند و هر چه دلشان بخواهد اسراف میکنند!
بنابراین برای حفظ یک ارزش، باید هزینه هایی که برای به دست آوردن و ماندن این ارزش شده است را به مخاطب و نسل جوان نشان داد.
حجاب یک ارزش است، خب دختر خانمی که میخواهد حجاب را انتخاب کند، چگونه می تواند این گذشته را ببیند و برای این انتخاب بجنگد؟ چه دلیلی دارد که این چادر، برایش همان حکم آب را داشته باشد؟ فکر میکنم از تشبیهات تکراری حجاب به شکلات و صدف چیز چندانی گیرمان نیامد! وقت آن نیست که به هزینهای که برای ماندن حجاب دادیم فکر کنیم و برای مخاطب نشان دهیم؟
چند رمان در مورد واقعه گوهرشاد نوشتیم؟
چند رمان در مورد آن دو ارتشی که جانشان را برای پایین کشیدن جسد آن دختر بدون لباس در خرمشهر دادند، نوشتیم؟
چند رمان برای آن زنی نوشتیم که به خاطر حفظ حجابش هفت سال در زمان رضا شاه از خانه بیرون نیامد؟
چند رمان در مورد آن دختری نوشتیم که با چادر خفهاش کردند؟
آیا به این مسائل فکر کرده ایم؟
امروز هفده شهریور است، چند رمان را معرفی میکنید که از آن جمعه سیاه نوشته شده باشد؟ انقلاب را سخت به دست آورده ایم؟ پس چرا جوان ما فکر میکند خوشی دلمان را زده بود و شاه را بیرون کردیم؟ چرا شاهنشاه ریچارد کاپوشینسکی بهتر چهره خبیث رضاخان را نشان می دهد تا نویسنده انقلابی؟
تمام تلاشمان و دغدغه مان تنها نماندن ولایت است؟ پس چرا از دلیل شهادت مظلومانه میرزا کوچک خان ننوشتیم؟ چرا ننوشتیم که آخرین کسی که تا لحظه آخر کنارش بود، شخصی آلمانی به نام گائوک بود؟ چرا صفحات تلخ سردار جنگل مرحوم فخرایی را بارها مرور نکردیم؟
چند روز پیش سالروز شهادت رئیسعلی دلواری بود، چند رمان یا حداقل مونولوگ در مورد ایشان در باغ انار دیدید؟ در هفتم تیر چه؟ چند داستان برای معرفی شهید بهشتی نوشتیم؟ وقتی مدتی پیش به مرحوم آیت الله مصباح توهین شد، خیلی ها ناراحت شدند ولی من خندیدم، میدانید چرا؟ به این خندیدم که روزی در شهر شهید بهشتی مردم تظاهرات کردند و مرگ بر بهشتی گفتند! به این خندیدم که رزمنده ای در لحظات پایانی زندگی اش مرگ بر بهشتی گفت و به شهادت رسید! به این خندیدم که تشیع ایشان را انکار کردند! به این خندیدم که در سنگر های جبهه زدن عکس ایشان، نشانه نفاق تلقی میشد و باعث کتک خوردن از دیگر بسیجی ها میشد!
خندیدم چون اشک چگونه عمق این فاجعه را میرساند؟
در آن زمان وهنوز هم کک کسی نگزید و راحت از آن عبور کردند و فکری برای تکرارش نکردند. فکری نکردند که معنای مظلومیتی که امام تاسف بیشتری تا شهادتش، برایش خورد،چیست؟ فکر نکردند که معنای مظلوم ماندن ایشان حتی در این زمان از نگاه مقام معظم رهبری چیست؟ نتیجه این فکر نکردن ها امروز است، امروزی که به راحتی آیت الله علم الهدی را مسخره میکنند و باعمر آیت الله جنتی جوک میسازند و به آیت الله مصباح...
اگر ارزش شهید بهشتی را به جامعه نشان میدادیم به اسم انقلاب به آیت الله مصباح توهین میکردند؟ نمیدانم!
هدایت شده از Seyd ali asghar abdollah zade
۳_تکرار تاریخ
حتی اگر بحث های مربوط به فلسفه تاریخ و هویت مستقل اجتماع را هم کنار بگذاریم (علاقهمندان میتوانند به کتاب شهید مطهری در این زمینه مراجعه بفرمایند) باز هم نمیتوان تکرار اتفاقات تاریخی در عصر حاضر را انکار کنیم. هرچند به تعبیر دکتر نجفی در تطبیق شخصیت ها نباید عجله کرد و به راحتی کسی یا واقعه ای را بر زمان حاضر تطبیق کرد. اما از برخی جهات میتوان چنین تطبیقاتی انجام داد.
برای مثال، استادی داشتیم که بحث جنگ نیابتی را که در زمان سوریه مطرح شده بود را بر جنگی از سوی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله تطبیق میکرد.
یا مثلاً در قضیه برجام، افکار عمومی آن را پذیرفتند چون از ترکمنچای و گلستان فقط نامی شنیده بودند. شاید اگر رنج هایی که عباس میرزا و قائم مقام فراهانی در این دو معاهده کشیده بودند به مردم گفته میشد، برای برجام با پرچم آمریکا نمیرقصیدند!
مطمئنا ً اگر دلیل تنهایی سردار جنگل، در تار و پود جوانان بگنجد، ولایت فقیه تنها نمی ماند.
انتخابات سال ۹۶را یادتان هست؟ آقای رئیسی معصوم نیست اما چرا با محاکمه منافقین، تخریبش میکردند؟ راستی! پانزده شهریور سالروز تاسیس این سازمان بود، چند مونولوگ (نه داستان کوتاه، نه رمان) در این مورد در باغ انار دیدید؟ بروید در خیابان از عملیات مهندسی بپرسید. چه جوابی میگیرید؟ برخی فکر می کنند شاید نوعی رشته دانشگاهی باشد! آقای محمدلو در این زمینه واردند، بنده که در هیچ زمینه ای وارد نیستم، مخصوصا بحث رسانه. ولی مدل خیلی از توهین هایی که به آقای رئیسی شد را در شیوههای منافقین یافتم. چرا از یک سوراخ دوبار گزیده شدیم؟
در مورد تجزیه طلبان که گاهی برای برخی مردم آن نواحی حکم ناجی را پیدا کرده است، چند بار از جنایات کومله گفتیم؟ میدانیم چه بلایی سر پاسداران اسیر می آوردند؟ باور کنید داعش هم چنین کاری با شیعیان نمی کند!