‹اغمــٔـا›
مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت حال من بد بود اما هیچکس باور نداشت . .
مرا نه سر نه سامان آفریدند
پریشانم، پریشان آفریدند . .
میگفت: من از کی دفاع کنم!؟
از یه جسد!
من کشته شدم.
اما هیچکس دنبال قاتل من نگشت!
چون هیچکس منو ندید...
دلم میخواد مغزمو از سرم در بیارمو و بزارم جلوم! براش یه لیوان چایی بریزم و بگم عزیز من..
میشه بیخال شی و انقد منو خودتو اذیت نکنی..؟چون واقعا داری به فنام میدی:)
کی میگه آدما به مرور زمان پیر میشن؟!
آدما تو یه شب ، تو یه حرف، به لطف آدمای دورش به اندازه ۱۰ سال پیر میشه...