رو به سوی آن بخش از وجودم کردم که هیچکس را دوست نداشت و در همانجا پناه گرفتم..
‹اغمــٔـا›
ما که بد نخواستیم انتخاب از بین بد و بدتر بود!
بین بد و بدتر گیر کردم و نمیدونم کدوم بده و کدوم بدتر.
کاش میشد شبا قبل از خواب مغزمونو مثل دندون مصنوعی در بیاریم بذاریم کنار تختمون و تا صبح راحت و بدون فکر بخوابیم.