‹اغمــٔـا›
اونجا که شایع میگه: زندگی بدون احساسِ خوب، تکرار شب، تکرار روز .
اونجا که شایع میگه:
تا اینجاش رفت، خب باقیشم میره ما که سِر شدیم بعد از این حالا هر چیه..
‹اغمــٔـا›
؛
گاهی در میان شلوغی های جمعیت به خواب عمیقی فرو میروم،
خوابی آنقدر عمیق که چشمم بیدار است اما عقلم خواب است، میبینم، میشنوم، اما نمیفهمم!
بدون شک، انسان تنها موجود زنده در
این دنیاست که میتواند با فکر کردن
به گذشته و اتفاقاتی که دیگر توانایی
تغییرشان را ندارد خودش را آزار دهد
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
شب جای زخمای آدمو بهتر بلده.گاهی با مرهم میاد سراغشون، گاهی با نمک، اما حتما میاد:))!