انقدر تو روز از خودم میپرسم کی قراره بمیرم که جنبۀ غمانگیزش رو از دست داده. یه سوال تکراری و معمولی شده مثل «کیف پولم کجاست؟ تاکسی کی میرسه؟ داره بارون میاد؟ کی قراره بمیرم؟
انقدر تو روز از خودم میپرسم کی قراره بمیرم که جنبۀ غمانگیزش رو از دست داده. یه سوال تکراری و معمولی شده مثل «کیف پولم کجاست؟تاکسی کی میرسه؟داره بارون میاد؟ کی قراره بمیرم؟»
از روزگار ترسیدیم، زمین خوردیم، زخم خوردیم، بارها و بارها. اما هیچوقت در آغوش کشیده نشدیم..