‹اغمــٔـا›
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام . .
من تورا با خون دل از یاد بردم
لطفکن هرکجا چشمت بهمن افتاد کجکن راهرا . .
کار از کار گذشت، آب از سر گذشت، گذشته ها گذشت و ما در میانِ خاطرات ثابت ماندیم: )
@AghmaaAlireza Ghorbani - Parizad (320).mp3
زمان:
حجم:
9.2M
خواب کن چشم مرا . . .
#بگوشیم🌱
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
برای هر کس که رفتنیست فقط باید کنار ایستادو راه باز کرد، به همین سادگی:))!
سخته منتظر چیزی باشی وقتی میدونی ممکنه هرگز اتفاق نیوفته؛ اما دست کشیدن ازش سخت تره وقتی میدونی تمام چیزیه که میخوای.
‹اغمــٔـا›
من تورا با خون دل از یاد بردم لطفکن هرکجا چشمت بهمن افتاد کجکن راهرا . .
توبه کردم که دِگر عاشق چشمانش نشوم،
لذت توبه بر این است که هی بشکنیاش . .
‹اغمــٔـا›
؛
به تماشا کردنم در احوالاتِ تاریکم قانع باش. چرا که من این روز ها حتی خودم را هم نمیشناسم، نگاه که میکنم در آیینه جسمی پوشیده از غم و خشم میبینم که جز مرگ، در انتظار هیچ چیز و هیچ کسی نیست.