‹اغمــٔـا›
؛
بعضی اوقات دوست دارم کلا ساکت بمونم و هیچی نگم، چون هیچ کلمهای نمیتونه چیزی که تو قلبم و ذهنم میگذره رو توضیح بده.
چه هوای خوبی است امروز. چنان خوب است که نمیدانم چای بنوشم، یا خودم را دار بزنم.
ما به دلخوشی های بیشتری احتیاج داشتیم که دست کم رنج این زندگی را قابل تحمل تر کند..