eitaa logo
‹اغمــٔـا›
2.3هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
72 ویدیو
0 فایل
من‌ همان‌ خسته‌ی‌ بی‌حوصله‌ی‌ غم‌ زده‌ام پسر بدقلقی‌ ك رگ‌خوابش‌ شعر‌ است . . ‹ کپی‌ با ذکر نام‌‌ اغما › ◝برای‌ِ تبادل↝ @Me_agazadeh◟ ◝خلوتِ‌ اغما↝ @Aghma_ir◟ ◝متحدمون↝ @◟ ‌‌ ◝متولدِ ↝𝟷𝟺𝟶𝟷٫𝟶𝟼٫𝟶𝟸◟
مشاهده در ایتا
دانلود
به زنده ماندن در این دیار چه پای سختی فشرده‌ام چه مرگ‌ها آزموده‌ام، ولی شگفتا نمرده‌ام.
هر که بپرسد «ای فلان! حال دلت چگونه شد؟» خون شد و دم به دم همی از مژه می‌چکانمش
شب‌های آرام، صدای باران و کتاب‌هایم .
آدمی همیشه برای چیزهایی که اتفاق افتاده‌‌، گریه نمی‌کند. گاهی برای چیزهایی که اتفاق نیفتاده هم می‌تواند ساعت‌ها گریه کند. • کنار درخت زیتون؛
دردمو این شعر چه قشنگ بیان میکنه: میخندم اما چشمانم رنگ غم دارد؛ باشم یا نباشم واقعا دنیا چه کم دارد؟
گفته بودی درد دل کن گاه با هم‌صحبتی! کو رفیق راز داری؟ کو دل پرطاقتی؟ شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت؛ شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی . .
خون می‌چکد از دیده درین کنج صبوری، این صبر که من می‌کنم افشردن جان است!
هدایت شده از ‹اغمــٔـا›
بمان که بی‌تو دلِ من در اغما می‌تپد هنوز نه زنده‌ست و نه مرده، میانِ نیمه‌راهِ روز . .
در عشق هم باید مراقب بود زیرا که کبریت‌های بی‌خطر گاهی خطر دارند...
اونجا که میگه: چیزی را کم دارم، شاید امید، شاید فراموشی، شاید یک دوست و شاید خودم را!