خستهام از خستگیهای مکرّر
خسته از دلبستگیهای مکرّر
خستهام از "بستگی دارد به اینکه..."
خسته از این بستگیهای مکرّر
خستهام از پاسخِ سربسته دادن
خسته از سربستگیهای مکرّر
خستهام از اینهمه وابسته بودن
خسته از وابستگیهای مکرّر
خستهام من، خستهام من، خستهام من
خسته از این خستگیهای مکرّر...
#بیدل_ثالث
به هرکه قصّهی خود گفتهام، دلش خون است
تو هم مپرس ز من تا نگویمت چون است
#هلالی_جغتایی
به حرمتِ نان و نمکی که با هم خوردیم
نان را تو ببر که راهت بلند است
و طاقتت کوتاه..
نمک را بگذار برای من!
میخواهم این زخم تا همیشه تازه بماند...
#شمس_لنگرودی
دارم امیدِ آن که به روی تو وا شود
چشمی که بعدِ گریهی سرشار بسته شد...
#محمد_قهرمان
عشق جانکاه است یا جانبخش؟
حالا هرچه هست
عشقبازان بینِ مرگ و زندگی پُل ساختند...
#فاضل_نظری
هدایت شده از ‹اغمــٔـا›
بمان که بیتو دلِ من در اغما میتپد هنوز
نه زندهست و نه مرده، میانِ نیمهراهِ روز . .
اونجا که #معصومه_صابر میگه:
شیشه بودیم و ترکخورده ولی در همه عمر
زخم را هدیه نکردیم به دستانِ کسی...