به حرمتِ نان و نمکی که با هم خوردیم
نان را تو ببر که راهت بلند است
و طاقتت کوتاه..
نمک را بگذار برای من!
میخواهم این زخم تا همیشه تازه بماند...
#شمس_لنگرودی
دارم امیدِ آن که به روی تو وا شود
چشمی که بعدِ گریهی سرشار بسته شد...
#محمد_قهرمان
عشق جانکاه است یا جانبخش؟
حالا هرچه هست
عشقبازان بینِ مرگ و زندگی پُل ساختند...
#فاضل_نظری
هدایت شده از ‹اغمــٔـا›
بمان که بیتو دلِ من در اغما میتپد هنوز
نه زندهست و نه مرده، میانِ نیمهراهِ روز . .
اونجا که #معصومه_صابر میگه:
شیشه بودیم و ترکخورده ولی در همه عمر
زخم را هدیه نکردیم به دستانِ کسی...
بیتاب شدن، دم نزدن، عادتم این است
با خونِ جگر ساختهام؛ قسمتم این است
جان میدهم از گریه اگر نام تو آید
عمریست که رسم دلِ کمطاقتم این است!
#حسین_دهلوی