‹اغمــٔـا›
همونجا که مولانا میگه :
دردیست غیر مردن
آن را دوا نباشد ،
پس من چگونه گویم
کاین درد را دوا کن:)))
‹اغمــٔـا›
دردیست غیر مردن آن را دوا نباشد ، پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن:)))
همونجاس که دیگه هیچ آدمی نمیتونه حال آدمو خوب کنه ...
از یه جایی به بعدم
دیگه چیزی به اسم حال خوب وجود نداره،
کلا یه حال بد داریم
و یه حالی که بد نیس...
‹اغمــٔـا›
تا بَلکه غوغای وحشتناک درونِ قلبِ من نیز پایان یابد)! #کنجِدلِمَن
بعضی وَقتا فقط میدونم حالم بَده
نمیدونم چِرا؛