چقدر دلش میخواست فریاد بکشد و خشم خود را بیرون بریزد اما فقط به آرامی گریست ، در آن دقایق تلخ گریه تنها وسیله ای بود که روح نا آرامش را تسکین می داد:)
فقط اینو میدونم جایِ خالی بعضی آدما
هیچوقت پر نمیشه ، با هیچکس ، با هیچی ، هیچ جوره ؛
اون احساس خلأ بعد از رفتنشون
همیشه هست . .
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
سالهاست منتظر آمدن روزهای بهترم ولی نمیدانم چرا هنوز هم دیروزها بهترند:))!
سلام بر کسانی که شبهای فراوان ، تکیهگاهِ افرادِ بسیاری بودند ، اما در شبهای تنهاییِ خود ، هیچ تکیهگاهی جُز تنهایی نداشتند.
زیاد در خاطرات دیگران کنجاوی نکنید ؛ زیرا در خاطرات هر شخص چیزهایی هست که حتی میترسد ، آنها را برای خودش آشکار کند .!
پشتِ جملهی "مهم نیست عادت کردم" قدِ یه عُمر زور زدن واسه درست شدنِ شرایط و نتیجه نگرفتن ، درد خوابیده.
‹اغمــٔـا›
؛
بعضی وقتا که ناراحتم ؛
ی جور عجیبی این ناراحتی و با تک تک وجودم درک میکنم !
انگار که تو رگا جا خون غمه..
انگار که تو پلاسماش غم و پاچیدن..
انگار که همه چیز سیاه سفید بود و این غمه که رنگ داده ب همه چیز . .