تنها چیزی ک میدانم این است :
تنِ من مملو از زخم است و هنوز روی پاهای خودم ایستاده ام !
بیا با هم حرف بزنیم؛
تهش من یه گلوله خالی میکنم تو مغزت،
حواسم نبود مغز نداری؛
حواسم نبود که منم تفنگ ندارم،
اصن حواسم نبود اهل حرف زدن نیستم . !
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
همه چیز درست میشه دقیقا پنجمین هفته از سی و دومین روزِ همین ماه ساعتِ بیست و پنج:))!