آنها هیچوقت، تاکیید میکنم "هیچوقت" منِ واقعی را نشناختند؛
درون این کالبدِ هیولا مانندهِ خوشحالِ حسودِ خودخواه، کودکی معصوم و غمگین و طرد شده از اعماق درون خودش بود . . .
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
کاش میشد دردایِ کسیو که دوست داری رو انتقال بدی به خودت:))!
این دنیا چه رنج عظیمی میریزد به جان آدمها که هیچ چیز، هیچ چیز، هیچ چیز، آدمِ به استیصال رسیده را نجات نمیدهد. این اقیانوس بیکران چهکار میکند با نهنگها که به یکباره همهچیز را رها میکنند و به ساحل میزنند .؟