‹اغمــٔـا›
؛
بی صدا به یادت هستم ، بی سر و صدا دوستت دارم ، در سکوت خاطراتت را مرور میکنم ، در خفا عکس هایت را میبوسم ، تنهایِ تنها کوچه های شهر را زیر باران قدم میزنم ، ذره ذره پیر میشوم ، قطره قطره آب میشوم ، و آهسته میمیرم . !
گاه چنان دردی بر استخوانهایم وارد میشود که انگار اولینبار است با زندگیام مواجه شدهام و تابحال این را نزیستهام:)))
شاید باید بخوابم. طولانی، عمیق.
خواب بهترم میکند آیا؟ یا نه.
یا اصلا نمیدانم. اما باید بخوابم و خودم را در آن غرق کنم.
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
از اینکه آدمارو از دست بدی نترس، بترس از اینکه برای راضی کردن بقیه خودتو از دست بدی:))!
من دیگه واقعا از ارتباطات انسانی در تمام ابعاد خستهام، مستاصلم، کوفتهام، عاجزم، افگار شدم.
‹اغمــٔـا›
گفته بودند ازمحبت خارها گُل میشوند ای بسوزد ریشه ضرب المثل های دروغ:))!
همه ضرب المثل ها دروغ بود:
دل به دل راه نداشت ..
آدم به آدم نرسید ..
بعد هر تاریکی روشنی نبود ..
دور ماندیم، فراموش شدیم ..
واقعا پول خوشبختی میاره ..
خوبی کردیم، بدی دیدیم ..
‹اغمــٔـا›
-کاش آواز بودم و زمزمهام میکردی؛
-مرا چشمان دل سنگی به خاک تیره بنشانید؛