آنکه چشمانِ گریانت را درحالی که غمگین بودند رها کرد و رفت ، آیا شایستگی دارد که منتظرش باشی ؟
نمیتوانم حرف بزنم ، که اگر حرف بزنم در اشکهایم غرق خواهم شد ، میدانم ، میشنوم ، میبینم اما نمیتوانم چیزی بگویم:))
همه مان افرادی معمولی هستیم ؛ خسته کننده ایم و شگفت انگیزیم ؛ همه مان خجالتی هستیم و شجاعیم ؛ قهرمانیم و بی پناهیم ؛ فقط به روزش بستگی دارد . !
‹اغمــٔـا›
شب دل کندنت می پرسم آیا باز میگردی؟ جوابت هر چه باشد ، بر سوال خویش میگریم . .
همنشینی با کسی دلتنگیام را کم نکرد ؛
کاش میشد لحظهای از دست تنهایی گریخت . .