گاهی چاره مرگ است. مثل تنها راه آزادیِ پرنده از قفس، مثل تنها راه آزادیِ روح از کالبد چروکیده از غم. مثل تنها راه فراموشیِ خاطرات فردی که هنوز در رگهایت جاریست: )
داشتن چیزی برای گفتن و نبودن کسی برای شنیدن، خیلی وحشتناک است! اوج بی کسی است...
برشی از کتاب بادبادک باز:
همیشه داشتن و از دست دادن به مراتب آدم را بیشتر ناراحت میکند تا این که از اول نداشته باشد.!
و زمانی که به شما نیاز دارند باشید، بمانید، بسازید، در آغوش بکشید حتی از دور:)))))
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
در ازدحام دنیا اگر انسانی را یافتی که تو را میفهمد رهایش نکن، چه آنها که ما را نمیفهمند، بیشمارند:))!
آدمها ناامید کنندهاند. کسانی که با آنها مهربانترین بودی کاری میکنند که با خودت نامهربان شوی . . .
تو که نمی دانی!
اما آدمی به نقطهای می رسد که پی می بَرد قرار نیست هیچ اتفاق تازه ای رخ دهد!
اما صبر می کند، صبر می کند، صبر...
«بیمِ آن دارم که زیاد با تو سخن بگویم مبادا خسته شوی و بیمِ آن دارم که سکوت کنم مبادا گمان کنی که دیگر برای قلبم مهم نیستی!»