ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﺫﻫﻨﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﺁﺩمها ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ میگذارند ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ. ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﻣﺪﻩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﯾﮏ رﻭﺯ ﺑﺮﻭﻧﺪ!
هرکسی در یه بُرهه از زندگی، دلش میخواد از زندگیش فرار کنه . این تنها چیزیه که تو وجودِ همهی آدما مشترکه .
فکر میکردم آدمها همانطور که آمدهاند ، میروند. نمیدانستم که میمانند ، ردشان میماند ، حتی اگر همه چیزشان را هم با خودشان بردارند و ببرند . .
ما بلد نبودیم آنچه درونمان میگذرد، به صورت کلمات نشان دهیم. ما عاشقانِ نابلدی بودیم که از حقارت واژه رنج میکشیدند. مارا ببخشید:)))
من از خودم هم خسته شدهام،
حوصلهام را از دست دادهام،
دلم دارد میپوسد،
چه تنهایی عجیبی؛