‹اغمــٔـا›
گلهای نیست، به تنهاییِ خود دل بستم به غزلگریهی هر روز ، به شب بیداری . .
ردپای مهربانی نیست، نیست
من تمام کوچه ها را دیده ام . .
سخت ترین بخش خودشناسی روبرو شدن با زخم هاییه که نقشی در بوجود اومدنشون نداشتی ، اما مسئولیت ترمیم کردنشون با توئه:)))
و درد به استخوان هایمان نفوذ کرده بود ، اما هنوز لبخندی به درازای آسمان بر لب داشتیم.
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
یه روزی زندگی ما هم خوب میشه فقط کاش انقد دیر نشده باشه که قید همه چی رو زده باشیم:))!