eitaa logo
شور زندگے بر باد رفته
835 دنبال‌کننده
226 عکس
20 ویدیو
0 فایل
Say you'll see me again, even if it's only in your. wildest dreams.
مشاهده در ایتا
دانلود
📦 اگر یک رنگ قدیمی بودی، زرشکیِ آلویی بودی؛ رنگی عمیق میان قرمزِ تیره و بنفش، که زیر نور کم بیشتر به بنفش می‌زند و در روشنایی، رگه‌های قرمزش پیدا می‌شود. رنگ جلد چرمی دفترهای قدیمی، پرده‌های مخملی سینما و تابلوهای رنگ‌ورورفته‌ی مغازه‌های قدیمی. گرمای قرمز را داشتی و عمق بنفش را؛ رنگی که انگار سال‌ها در تاریکی مانده، اما هنوز رنگ خودش را فراموش نکرده.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
For you اگر یک عکس قدیمی بودی، تصویر زنی بودی که عصر یک روز تابستانی، در خیابانی قدیمی در تهران ایستاده بود؛ نامه‌ای در دستش بود و چند بار نشانی روی پاکت را با تابلوی بالای یک مغازه مقایسه می‌کرد. نامه را همان صبح دریافت کرده بود. بعد از بیست سال، برادرش که برای کار به شهر دیگری رفته بود، نوشته بود که بالاخره به تهران برمی‌گردد. زن سال‌ها بود از او خبری نداشت و فکر می‌کرد دیگر هیچ‌وقت پیدایش نمی‌شود. وقتی به نشانی رسید، پیرمردی در مغازه را باز کرد. زن پرسید: اینجا قبلاً خیاطی نبود؟ پیرمرد کمی فکر کرد و گفت: بله بود. صاحبش بیست سال پیش رفت. زن نامه را از کیفش بیرون آورد و گفت: قرار بود امروز برگرده. پیرمرد نگاهی به نامه انداخت و لبخند زد. گفت: پس شما خواهرشی... اون دیروز اومد اینجا و گفت اگه کسی سراغ منو گرفت، آدرس جدیدم رو بهش بدم. زن برای اولین بار بعد از بیست سال، آدرس برادرش را در دست گرفت.
📦 اگر یک رنگ قدیمی بودی، نارنجیِ سوخته بودی؛ رنگی شبیه شعله‌ای که دیگر زبانه نمی‌کشد، اما هنوز سرخ و نارنجیِ خودش را میان خاکستر نگه داشته. رنگِ دیوارهای آجری زیر نور غروب، پرتقالی که پوستش را مدت‌ها روی بخاری گذاشته‌اند، و برگ‌هایی که پیش از افتادن، آخرین رنگشان را گرفته‌اند. نه شاد بودی، نه غمگین؛ انگار رنگِ لحظه‌ای بودی که چیزی تمام شده، اما هنوز گرمایش باقی مانده.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
For you اگر یک عکس قدیمی بودی، تصویر دختری بودی که صبح زود کنار دریا ایستاده بود؛ یک چمدان کوچک کنار پایش بود و باد موهایش را به صورتش می‌زد. کشتی چند دقیقه‌ی دیگر حرکت می‌کرد. دختر در یک مدرسه‌ی موسیقی در شهری دور قبول شده بود؛ جایی که همیشه آرزو داشت پیانو یاد بگیرد و روزی روی صحنه اجرا کند. هیچ‌کدام از خانواده‌اش نمی‌توانستند همراهش بروند و رفتنش یعنی چند سال دور بودن از همه‌چیز و همه‌کس. سوت کشتی که بلند شد، چمدانش را برداشت و روی عرشه رفت. وقتی کشتی از ساحل فاصله گرفت، نشست و دفتر کوچکش را از کیفش بیرون آورد. صفحه‌ی اول سفید بود. دختر مدادش را برداشت و شروع کرد به نوشتن نت‌هایی که قرار بود اولین قطعه‌ی زندگی تازه‌اش باشند.
📦 اگر یک رنگ قدیمی بودی، آبی پروسی بودی؛ آبیِ تیره‌ای که در نگاه اول سرد به نظر می‌رسد، اما روی کاغذ عمق بیشتری پیدا می‌کند. در نقاشی‌های قدیمی برای کشیدن آسمان، سایه‌ها و لباس‌های تیره استفاده می‌شدی؛ گاهی آن‌قدر غلیظ که تقریباً سیاه دیده می‌شدی و گاهی با کمی آب، به آبیِ روشن و آرامی تبدیل می‌شدی.
شور زندگے بر باد رفته
📦 اگر یک رنگ قدیمی بودی، زرشکیِ آلویی بودی؛ رنگی عمیق میان قرمزِ تیره و بنفش، که زیر نور کم بیشتر به
یه چیزی راجب اینجا بگم اول اول که لینک دادی و عضو شدم خیلی باحال بود و خب ناراحت سدم که بعدش همرو ریم زدی💔
یک لینک هم که کلا خراب شده بود قبل اینکه تقدیمیا رو درست کنم یا هم پاک شده بود.
امیدوارم که مورد تایید و علاقه تون بوده باشه🫲🏻 و برای مشاهده از اول تقدیمی ها روی سنجاق بزنید اگر کسی جاموند و قبل از اینکه ظرفیت تموم بشه فور زده بود بهم اطلاع بده : @pari_t0
انگشتم خواب رفته خودمم شب شما بخیر
https://eitaa.com/ries17/2713 خوشحالم که خوشت اومدهههه😭💘