آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم
فروغ فرخزاد
زندگی، رودِ بیقرارِ زمان
میدود در دلِ کشتزارِ جان،
گاه آرام، چو مهرِ سحر،
گاه توفنده، چو بادِ خزان.
میرسد، میگذرد، بیدرنگ،
میکِشد آدمی را به رنگ،
آخرش، خستگی نیست ـ عشق است،
راهِ ما سویِ نورِ نهان. 🌿
#جسی_نوشت
زندگی گاهی انقدر تلخ است که تا مدتها بخاطر تلخی او لب به هیچ چیز شیرینی نمیزنی...
هیچ انتظاری از کسی ندارم!
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !
مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته اس
اینجا گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند
دیگر گوسفند نمی درند
به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند
بعضی وقتا به خودت میای میبینی یه موج از راه رسیده تورو با خودش برده و هرگز برمیگردونه.
_ما تمام اش میکنیم.
#کتاب_نویس.
گاهی سکوت، جوابِ تمام سؤالهاست؛ چون کسی که قصد فهمیدن نداره، با هزار واژه هم نمیفهمه.