دم عیساییش بابالحوائج سازد از عباس
کجا پیدا شود از سفرهی امالبنین بهتر؟!
#وفات_حضرتامالبنین 🖤
#اُمُّالاَدب
یک عمر گریه کردی و گفتی فقط حسین...
#وحید_محمدی
#وفات_حضرتامالبنین 🖤
اَنارستــــــون
یک عمر گریه کردی و گفتی فقط حسین... #وحید_محمدی #وفات_حضرتامالبنین 🖤
در هر مناسبت دل ما سمت کربلاست...
مادری عباسش را هدیه کرد...
و از آن روز،تمام مادرهای عاشقپیشه، خجل گشتند از دریغ کردن جوانهای رعنایشان. و اینگونه شد که سالهاست آنها را به مادران شهدا میشناسیم...
#وفات_حضرتامالبنین 🖤
#اُمُّالاَدب
عشق لحظه کشف دارد،
نمیشود فراموشش کرد؛
حتی اگر آن عشق تمام شده باشد!
یادآوری لحظه کشفش مثل زخم تازه خون میآید.
تا یادش میافتی مثل اینکه همان موقع خودت با کارد زدهای توی قلب خودت.
#عباس_معروفی
#همانقدر_که_نمیدانی
پر از احساسم اما توی قلبت هیچ حسی نیست!
جوابِ "دوستت دارم" الهی... وای... مرسی... نیست!
#کامروا_ابراهیمی
که تحمل هر دردی ممکن است، اِلا دلتنگی...!
#حسین_صفا
#تمام_ماجرا_همین_است
بدون هیچ قرار قبلی داشتیم زیر باران با هم توی خیابان دور میزدیم. تا قبل از آن روز هر وقت باران میگرفت یکی به بی خانمانها فکر میکردم و یکی به دستفروشها اما آن لحظه یک چیز سومی هم فهمیدم، که باران برای آدمهایی که حسی توی دلشان دارند شبیه مسکالین عمل میکند و حس موجود را چند برابر افزایش میدهد.
آنجا بود که فهمیدم مهم است که آدم کجا باشد، مهم است که دغدغهاش چه باشد، مهم است که زاویه نگاهش به زندگی از کجای جهان باشد. و جالب اینجاست که عموماً هیچکس هم قادر به درک حال آن یکی نیست و اینگونه شده که هشت میلیارد و نیم آدم با نسبت خونی توی یک کُرهی مشترک با هم غریبهاند.
خلاصه من آن لحظه دور از کل جهان ایستاده بودم و دنبال لمسِ شِکرِ عشق بودم که قهوهی زندگیام را شیرین کند و باران، و باران داشت نقش یک کاتالیزورِ قوی را بازی میکرد آن وسط.
📚 و تنها عشق چارهساز است
#علی_سلطانی
من بین کل هذه الظلال، انت نوری
تو نورِ منی، بینِ این همه سایه...
#عربی_نوشت
#همانقدر_که_نمیدانی
مثل یک نرگس سرما زده از وحشت برف
سخت محتاج به گرمای پر و بال توام...
#السلام_علیک_یا_علیبنموسیالرضا
اَنارستــــــون
مثل یک نرگس سرما زده از وحشت برف سخت محتاج به گرمای پر و بال توام... #السلام_علیک_یا_علیبنموسیال
لطفا یکی سلام ما رو به امام مهربان برسونه...