eitaa logo
گروه پژوهشی آرتا
31.6هزار دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
121 فایل
روایتی صحیح از جنگ اسرائیل علیه ایران ➕️ مدیر @Shadfar98 ➕️برای ادامه راه نیازمند کمک های فرهنگی شما هستیم ➪‌‌‌‌6063-7312-4729-2619 به نام موسسه تاریخ پژوه آرتا ➕️پاسخگوی سوالات ایران باستان @Dalander @Entezaremahdi1400
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گروه پژوهشی آرتا
شاهان هخامنشی، بی اعتماد به پزشکان ایرانی ↩️ ↪️ پای سخن که بنشینیم، از بزرگ و مهد بودن قبل از به ویژه دوران صحبت میکنند. اما وقتی را مطالعه میکنیم، در میابیم علم، ایران پیش از اسلام همواره دست به دامان و ی بود. در مواردی که شاهان بیماری بر آنان غلبه میکرد دست به دامان پزشکان بیگانه میشدند و هیچگونه اعتمادی به ایرانی نداشتند و آنهارا از نظر علمی پایین تر از یونانی ها و مصری ها میدانستند. یکی از این موارد، نجات هخامنشی به دست پزشک یونانی (Democedes) است. این ماجرا را مورخ مشهور یونانی روایت میکند: "داریوش شاه هنگامی که به شکار رفته بود دچار سانحه ای شد: هنگامی که از اسب پایین می پرید پایش به شدت پیچ خورد و قوزک پایش در رفت. 👈او از مدتها پیش چند پزشک مصری بسیار نامی در خدمت داشست که برای درمان به انان مراجعه می کرد.👉 اما این بار آنان نتوانستند کاری کنند و برعکس پای شاه را چنان به شدت تکان دادند که بر درد او افزودند. داریوش از شدت درد تا هفت شبانه روز نتوانست بخوابد تا روز هشتم که درد به اوج رسیده بود کسی که قبلاً درباره مهارت دموکِدِس کروتونی در سارد بسیار شنیده بود موضوع را با شاه در میان گذاشت. صفحه ۴۱۷ "با این حال داریوش درمان خود را به او سپرد. دموکدس به جاس استفاده از خشونت با روش های درمان یونانی و ملایمت رفته رفته شاه را به سوی بهبودی برد و خواب را به چشم او بازگرداند تا انکه به زودی کاملا درمان شد 📖 هرودوت،تاریخ هرودوت،انتشارات اساطیر،ترجمه مرتضی ثاقب فر،جلد اول ،صفحه ۴۱۶ و ۴۱۷ goo.gl/qfehw4 👈 اسکن کتاب ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ✍ @Anti_Archaism
گروه پژوهشی آرتا
شاهان هخامنشی، بی اعتماد به پزشکان ایرانی ↩️ #قسمت_اول ↪️ پای سخن #باستانگرایان که بنشینیم، از #تم
هدایت شده از گروه پژوهشی آرتا
شاهان هخامنشی، بی اعتماد به پزشکان ایرانی ↩️ ↪️ پای سخن که بنشینیم، از بزرگ و مهد بودن قبل از به ویژه دوران صحبت میکنند. اما وقتی را مطالعه میکنیم، در میابیم علم، ایران پیش از اسلام همواره دست به دامان و ی بود. در مواردی که شاهان بیماری بر آنان غلبه میکرد دست به دامان پزشکان بیگانه میشدند و هیچگونه اعتمادی به ایرانی نداشتند و آنهارا از نظر علمی پایین تر از یونانی ها و ها میدانستند. یکی از این موارد، نجات به دست یونانی است. این در حدود ۲۵۰۰ سال پیش توانست سرطان سینه آتوسا را بصورت کامل درمان کند این ماجرا را مورخ مشهور یونانی روایت میکند : " برروی سینهٔ دختر و همسر ذمل یا غدهای چرکین پدید آمد که سرباز کرد ولی زخم آن روز به روز گستردهتر شد. تا وقتی زخم کوچک بود آتوسا از شرم آن را پنهان می کرد و به کسی چیزی نمی گفت، اما وقتی جان خود را در خطر دید در پی دموکدس فرستاد و زخم را به او نشان داد. دموکدس قول داد او را درمان کند" و هرودوت در ادامه نقل میکند که آتوسا به صورت کامل درمان شد. 📖 هرودوت،تاریخ هرودوت،انتشارات اساطیر،ترجمه مرتضی ثاقب فر،جلد اول ،صفحه ۴۱۸ و ۴۱۹ 👈🏻 اسکن کتاب goo.gl/L5np2z ⚠️ توجه میفرمایید که این پزشک یونانی آنقدر توانا بود که توانست غده سرطانی درون سینه آتوسا را بصورت کامل درمان کند. ⁉️ حال سوال اینجاست، چرا داریوش همسر آتوسا و یا خود آتوسا هیچ وقت سراغ یک پزشک ایرانی نرفتتد؟ مگر نه اینکه ایران عهد مهد علم و تکنولوژی بوده است؟! ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ✍🏻 @Anti_Archaism
🔨ردیه ای دیگر به پاسخی پوچ از طرف باستانگرایان و ، بعد از مواجه شدن با سوال منطقی ما، مبنی بر اینکه، اگر با زور بر تحمیل شد، چرا در زمان حمله مردم آیین را رها نکرده و به کیش و آیین اسکندر نیامدند⁉️ ❌آقایان کلی فسفر سوزانده و پاسخی بسیار خنده دار داده اند! "اسکندر به دنبال تغییر ،اعتقادات،فرهنگ ایرانیان و تحمیل دین و خود نبود" 📌البته قبلا این پاسخ بررسی شده و باطل بودن آن ثابت گردیده👇👇👇 t.me/Anti_Archaism/136 t.me/Anti_Archaism/175 💡اما تاریخدان و زبانش شناس بی نظیر فرانسوی نیز تو دهنی جانانه ای به بی عقل های باستانگرا زده است که باهم میخوانیم : 🔻پس از فتح کبیر و مرگ زودهنگام او، ایران تحت تأثیر فرهنگ قرار گرفت و از هنر، اعتقادات، شیوه زندگی، و احتمالا حتی زبان فاتحان یونانی - از ماد تا سرحدات ایران شرقی، یعنی افغانستان امروزی - تأثیر پذیرفت. دین التقاطی جدیدی شکل گرفت🔺 لوکوک در ادامه می افزاید : 🔻پس تعجب آور نیست که سنگ نوشته های پارسی کاملا در ایران غیر قابل فهم می شود. هنگامی که در آغاز عصر مسیحیت پارت های در ایران غربی برای طرد آیین و رسوم یونانی عکس العمل «ایرانگرایانه» نشان دادند، دیگر بسیار دیر شده بود. دیگر هیچ کس قادر نبود نشانه های خط میخی را بخواند و حتی گذشته پرافتخار(!) پادشاهان از خاطره جمعی مردم پاک شده بود.🔺 📖پی یر لوکوک،کتیبه های هخامنشی،ترجمه نازیلا خلخالی،چاپ سوم،انتشارات فرزان،صفحه ۱۶ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ✍ نویسنده: @Anti_Archaism
هدایت شده از گروه پژوهشی آرتا
و کردن برای ‼️ °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•° و ضد دین، همیشه با خرج کردن برای علیهما السلام، نذری دادن و ساخت با شکوه مخالف بودند، و در مقابل این پاسخ را میدهند: ❌که مرده هیچ سود و زیانی به ما نمیرساند، کار های شما خرافی است، این پول هارو به جایی اینکه خرج مرده بکنید خرج فقرا و نیازندان بکنید. ✅و اما پاسخ : 1⃣اولا کمک به نیازمندان و فقرا جز اساسی ترین احکام و است، تا آنجا که رهبر مذهب آقا امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه سلام، در حال عبادت به نیازمندان و فقرا کمک میکردن 2⃣احترام کردن و بزرگداشت برای بزرگان و نیکان، امری عقلانی و تابع فطرت است. زمانی که ما انسان های بزرگ و نیکو کار را گرامی بداریم و مراسماتی برپا کنیم، کار های نیک و پسندیده آنها در جامع نمایان میشود و عده ای به پیروی از آنها اعمال نیک انجام میدهند. 3⃣قربانی کردن و نذری دادن، طلا کاری مقبره ها در تاریخ و فرهنگ ما وجود داشته و امری پسندیده بود. 👈برای نمونه عرض میکنم که مقبره کوروش را از و سنگ های قیمتی ساخته بوند و همیشه بر سر قبر آن گوسفندان و آرد و پخش میشد.j و هرماه یک اسب روی قبر قربانی میشد. 📚منبع: حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، جلد 2،صفحه 1532 tinyurl.com/y6vnkk38 👈 اسکن کتاب ⁉️حال سوال ما از باستانگرایان این است که ، آیا و ها در قدیم کوروش را میپرستیدند؟ آیا نمیدانستند کوروش مرده و هیچگونه سود و زیانی ندارد؟ چرا این همه طلا و سنگ های قیمتی چون یاقوت و... را به مردم بدبخت و نیازمند نمیدادند؟ هرچه که پاسخ دهید، ما همان را تحویل خودتان میدهیم.😊 به امید آنکه ذره ای بیاندیشید و تفکر کنید... °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•° 📝 @Anti_Archaism
🔥دامن زنان پارسی آخرین راه نجات کوروش! پس از خیانت سپه سالار ، و نامه ی پنهانی او به اول و دعوت وی به شورش علیه حکومت مرکزی ماد. کوروش که در خیالش فکر رهایی از سلطه مادی هارا حتی متصور هم نبود و با زندگی در دربار ها نوکری آستیاگ را پذیرفته بود. در سودای حکومت با هارپاگ هم پیمان شد و شورش علیه حکومت آستیاگ آغاز شد. آستیاگ از شورش آگاه شد، و سپاه عظیمی را به سمت مرکز قوم به حرکت در اورد. سپاه آنقدر عظیم بود که پارسیان توان مقاومت نداشته و ناگزیر پا به فرار گذاشتند. ⚡️شرح این ماجرا را تاریخدان، زبان شناس معروف آلمانی به زیبایی بیان کرده است : 👇 "پارس ها از برابر سپاه ماد که از نظر شمار سپاهی وضع بهتری داشته اند، گریخته اند، پارس ها پیش از نبرد زن های خود را بر کوهی پناه داده بودند. زن ها با دیدن موج مردان در حال فرار دامن های خود را بالا زده و بانگ برآوردند : ( کجا ترسو ها؟ می خواهید دوباره به جایی بخزید که از آن جا به دنیا آمده اید؟ )" ⚡️والتر هینتس در اثبات درستی این روایت توضیح جالبی را بیان میکند : 👇 "با این گزارش ها دست یافتن به جان سخن دشوار است. اما این یک حقیقت است، که بنا بر سنت هربار که شاهنشاه سر از پاسارگاد در می آورد، به هر زن پاسارگادی، به پاس رفتار زنان پیشین آن ها یک سکه ی زر می بخشید. تنها سوم به گزارش ، از سرخست هموار پاسارگاد را دور میزد تا ناگزیر از دست دادن سکه نباشد. از آنجا که نیز به این سنت وفادار ماند و حتی به زنان آبستن دو دریک ( نام سکه زر در دوره هخامنشی که توسط اول ضرب گردید ) می داد، باید که داستان (( زنان شجاع پاسارگاد )) زمینه ای تاریخی داشته باشد." 📖 والتر‌هینتس‌، داریوش و ایرانیان، ترجمه پرویز رجبی، نشرماهی، صفحه goo.gl/CXLyok 👈  اسکن کتاب  ➕ در اثبات درستی این روایت، تاریخدان و نویسنده یکی از جامع ترین کتب پیرامون تاریخ قوم ماد یعنی نیز همین ماجرا در کتاب خود نقل میکند و به عنوان یک روایت صحیح قبول دارد. 📖 دیاکونوف، تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، صفحه ۵۱۷ goo.gl/3xCMAJ 👈 اسکن کتاب  ⚠️ : در روایت تاریخی آمده است که مردان پارسی زنان خود را بر بالای کوهی پناه دادند. خب برای چه؟! دلیل اینکار از دو حالت خارج نیست : 👇 1⃣ ترس از به کنیزی رفتن زنان توسط سپاه ماد 2⃣ ترس از اعدام و قتل عام زنان بی دفاع توسط سپاه ماد 💥 حال لازم است راجع به دین مادی ها بیشتر بدانیم :👇 💡در اینکه مادی ها پیرو دین بوده اند شکی نیست، و اینقدر این موضوع واضح است که واقعا نیازی به ارائه سند نیست. اما از آنجایی که و ها بدیهیات تاریخی را نمیدانند چند سند از هزاران سند بیان میکنم 📖 دیاکونوف، تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، صفحه ۴۵۷ goo.gl/qfwevf 👈   اسکن کتاب 📖 دیانت زرتشتی، پروفسور کاری یار، ترجمه فریدون وهمن، صفحه ۴۴ 👈 اسکن کتاب      yon.ir/Cxplr ✍ نویسنده: @Anti_Archaism ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🆔 کانال ما در سروش : https://sapp.ir/anti_archaism 🆔 کانال ما در ایتا : https://eitaa.com/anti_archaism
هدایت شده از گروه پژوهشی آرتا
🔨ردیه ای دیگر به پاسخی پوچ از طرف باستانگرایان و ، بعد از مواجه شدن با سوال منطقی ما، مبنی بر اینکه، اگر با زور بر تحمیل شد، چرا در زمان حمله مردم آیین را رها نکرده و به کیش و آیین اسکندر نیامدند⁉️ ❌آقایان کلی فسفر سوزانده و پاسخی بسیار خنده دار داده اند! "اسکندر به دنبال تغییر ،اعتقادات،فرهنگ ایرانیان و تحمیل دین و خود نبود" 📌البته قبلا این پاسخ بررسی شده و باطل بودن آن ثابت گردیده👇👇👇 t.me/Anti_Archaism/136 t.me/Anti_Archaism/175 💡اما تاریخدان و زبانش شناس بی نظیر فرانسوی نیز تو دهنی جانانه ای به بی عقل های باستانگرا زده است که باهم میخوانیم : 🔻پس از فتح کبیر و مرگ زودهنگام او، ایران تحت تأثیر فرهنگ قرار گرفت و از هنر، اعتقادات، شیوه زندگی، و احتمالا حتی زبان فاتحان یونانی - از ماد تا سرحدات ایران شرقی، یعنی افغانستان امروزی - تأثیر پذیرفت. دین التقاطی جدیدی شکل گرفت🔺 لوکوک در ادامه می افزاید : 🔻پس تعجب آور نیست که سنگ نوشته های پارسی کاملا در ایران غیر قابل فهم می شود. هنگامی که در آغاز عصر مسیحیت پارت های در ایران غربی برای طرد آیین و رسوم یونانی عکس العمل «ایرانگرایانه» نشان دادند، دیگر بسیار دیر شده بود. دیگر هیچ کس قادر نبود نشانه های خط میخی را بخواند و حتی گذشته پرافتخار(!) پادشاهان از خاطره جمعی مردم پاک شده بود.🔺 📖پی یر لوکوک،کتیبه های هخامنشی،ترجمه نازیلا خلخالی،چاپ سوم،انتشارات فرزان،صفحه ۱۶ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ✍ نویسنده: @Anti_Archaism
هدایت شده از گروه پژوهشی آرتا
🔥دامن زنان پارسی آخرین راه نجات کوروش! پس از خیانت سپه سالار ، و نامه ی پنهانی او به اول و دعوت وی به شورش علیه حکومت مرکزی ماد. کوروش که در خیالش فکر رهایی از سلطه مادی هارا حتی متصور هم نبود و با زندگی در دربار ها نوکری آستیاگ را پذیرفته بود. در سودای حکومت با هارپاگ هم پیمان شد و شورش علیه حکومت آستیاگ آغاز شد. آستیاگ از شورش آگاه شد، و سپاه عظیمی را به سمت مرکز قوم به حرکت در اورد. سپاه آنقدر عظیم بود که پارسیان توان مقاومت نداشته و ناگزیر پا به فرار گذاشتند. ⚡️شرح این ماجرا را تاریخدان، زبان شناس معروف آلمانی به زیبایی بیان کرده است : 👇 "پارس ها از برابر سپاه ماد که از نظر شمار سپاهی وضع بهتری داشته اند، گریخته اند، پارس ها پیش از نبرد زن های خود را بر کوهی پناه داده بودند. زن ها با دیدن موج مردان در حال فرار دامن های خود را بالا زده و بانگ برآوردند : ( کجا ترسو ها؟ می خواهید دوباره به جایی بخزید که از آن جا به دنیا آمده اید؟ )" ⚡️والتر هینتس در اثبات درستی این روایت توضیح جالبی را بیان میکند : 👇 "با این گزارش ها دست یافتن به جان سخن دشوار است. اما این یک حقیقت است، که بنا بر سنت هربار که شاهنشاه سر از پاسارگاد در می آورد، به هر زن پاسارگادی، به پاس رفتار زنان پیشین آن ها یک سکه ی زر می بخشید. تنها سوم به گزارش ، از سرخست هموار پاسارگاد را دور میزد تا ناگزیر از دست دادن سکه نباشد. از آنجا که نیز به این سنت وفادار ماند و حتی به زنان آبستن دو دریک ( نام سکه زر در دوره هخامنشی که توسط اول ضرب گردید ) می داد، باید که داستان (( زنان شجاع پاسارگاد )) زمینه ای تاریخی داشته باشد." 📖 والتر‌هینتس‌، داریوش و ایرانیان، ترجمه پرویز رجبی، نشرماهی، صفحه goo.gl/CXLyok 👈  اسکن کتاب  ➕ در اثبات درستی این روایت، تاریخدان و نویسنده یکی از جامع ترین کتب پیرامون تاریخ قوم ماد یعنی نیز همین ماجرا در کتاب خود نقل میکند و به عنوان یک روایت صحیح قبول دارد. 📖 دیاکونوف، تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، صفحه ۵۱۷ goo.gl/3xCMAJ 👈 اسکن کتاب  ⚠️ : در روایت تاریخی آمده است که مردان پارسی زنان خود را بر بالای کوهی پناه دادند. خب برای چه؟! دلیل اینکار از دو حالت خارج نیست : 👇 1⃣ ترس از به کنیزی رفتن زنان توسط سپاه ماد 2⃣ ترس از اعدام و قتل عام زنان بی دفاع توسط سپاه ماد 💥 حال لازم است راجع به دین مادی ها بیشتر بدانیم :👇 💡در اینکه مادی ها پیرو دین بوده اند شکی نیست، و اینقدر این موضوع واضح است که واقعا نیازی به ارائه سند نیست. اما از آنجایی که و ها بدیهیات تاریخی را نمیدانند چند سند از هزاران سند بیان میکنم 📖 دیاکونوف، تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، صفحه ۴۵۷ goo.gl/qfwevf 👈   اسکن کتاب 📖 دیانت زرتشتی، پروفسور کاری یار، ترجمه فریدون وهمن، صفحه ۴۴ 👈 اسکن کتاب      yon.ir/Cxplr ✍ نویسنده: @Anti_Archaism ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🆔 کانال ما در سروش : https://sapp.ir/anti_archaism 🆔 کانال ما در ایتا : https://eitaa.com/anti_archaism
دینی، و در ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ پیاده روی با جمعیت میلیونی،خاریست در چشم و ، آنها که چشم دیدن عشق و علاقه ملت معتقد و مذهبی ایران به سید و سرور شهیدان را ندارند، همواره سعی در ایجاد شبهه دارند. وقتی در تاریخ جست و جو میکنیم، در میابیم که در ایران باستان نیز چنین مرسوم بوده و مردم از خانه های خود تا آتشکده پیاده روی کرده و نذورات خود را به آتشکده اهدا میکردند، برای اثبات این مطلب چند مورد از اسناد بیشمار را ذکر میکنم: 1⃣ مجدد و احیا کننده ، در کتاب خود، به نقل از می نویسد: پس از ، پیاده از () به آن( ) می رفتند 📚 ابراهیم پور داوود، گات ها،انتشارات:اساطیر 1378،صفحه 24 goo.gl/X9vCy7 👈🏻 اسکن کتاب ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 2⃣ شرق شناس و ایران پژوه مشهور دانمارکی،در کتاب خود این چنین مینویسد: یا آتش سلطنتی، در (شیز) واقع در آذربایجان بود. 👈🏻پادشاهان در ایام سختی بزیارت این می‌شتافتند و و مال و ملک و در آنجا نذر می‌کردند.👉🏻 وهرام پنجم سنگهای قیمتی تاجی را، که از خاقان و زنش گرفته بود، باین آتشکده فرستاد. خسرو اول نیز نظیر این را عطا نمود. خسرو دوم نذر کرد، که اگر موفق به مغلوب نمودن وهرام چوبین بشود، زینت‌های زر و هدیه‌های سیم بآتشکده آذرگشنسپ بفرستد و بوعده خویش وفا کرد. این آتشکده را آذرخوش می‌گفتند. آذر بزبان عجم «آتش» و خوش «نیکو» است. 👈🏻شاهنشاهان ایران هنگام رسیدن بپادشاهی با کمال احترام پیاده بزیارت این معبد می‌رفتند و نذرها می‌کردند و هدیه و خواسته بسیار بآنجا می‌بردند. 👉🏻این علامت اتحاد و یگانگی دین و دولت بود و نمونه (سمبل) دولت ساسانیان بشمار می‌رفت، که بواسطه اتحاد با دیانت قوت گرفت 📚 ، ارتور. تاریخ ایران در زمان ساسانیان. امیرکبیر، ۱۳۶۷. صفحه ۲۴۳ goo.gl/GudhPx 👈🏻 اسکن کتاب ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 3⃣ صاحب کرسی تدریس در دانشگاه تهران در اینباره مینویسد : این آتشکده بواسطهٔ پیوستن دو آتش به یکدیگر مبدّل آتشکدهٔ بزرگ «شاهی» گشت. پادشاهان ساسانی چنان ارزشی برای این آتشکده قائل بودند که هر یک از شاهان پس از به تخت نشستن، پای پیاده به آن می‌شتافتند، و پس از پیروزی در جنگ، سهمی از را به آن تقدیم می‌کردند. 📚 ، ،ص162 goo.gl/u1FHzu 👈🏻 اسکن کتاب ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ حال که ثابت شد، ایرانیان و شاهان پارسی، همواره با احترام و اهتمام فراوان با پای پیاده به زیارت آتشکده میرفتند و نذورات فراوان اهدا میکردند، شما چرا به این رسم باستانی نیاکانتان کج دهنی میکنید؟! ✍🏻محقق: @Anti_Archaism
🔴 چهارشنبه سوری، جشنی كه شد ! رفته رفته به پايان سال خورشيدی می‌رسيم. روزهایی كه برای بسياری، همراه با شور و شوق و برای بسياری عذاب و ناآرامی است. صدای هولناك انفجار اشياء محترقه آرامش و آسايش را از آنان سلب نموده است. 👈🏻خيلی‌ها گمان می‌كنند كه يك ملّی است! و از همين روی آن را به گرامی می‌دارند! پس لازم است حقايقی را بيان كنيم ‼️ ✅ چهارشنبه سوری ربطی به آيين زرتشتی و ایران ندارد در گاهشماری زرتشتی، موضوعيت ندارد. به تعبيری صريح‌تر، در گاهشماری‌های بومی ايرانی؛ هفته وجود داشت، اما در مذهبیِ ، هفته وجود نداشته و ندارد و اگر بخواهيم دقيق‌تر بنگريم، ورود به تقويم‌های ايرانی در اثر نفوذ فرهنگ سامی (عربی-عبرانی) به فرهنگ ايران بود. 📚 سند: مری بويس، زرتشتيان، باورها و آداب دينی آنها، ترجمه ع.بهرامی، تهران: نشر ققنوس، 1391، ص 99 فی الواقع، در آيين زرتشتی چيزی به نام وجود ندارد، و بالتبع، نيز در اين آيين وجود ندارد. خانم دکتر از محققان صاحب‌نام زرتشتی می‌نويسند: «خیلی از آنها (جشن‌ها و آیین‌ها) هرگز زرتشتی نبوده اند، مثل چهارشنبه سوری.» 📚 سند: مجله‌ی هفت آسمان، بهار ۱۳۸۴، شماره ۲۵، صفحه ۱۸ موبد موبدان ايران، می‌نويسد: «شک نیست که افتادن این آتش‌افروزی به شب آخرین چهارشنبه سال، پس از اسلام است، چه، ایرانیان باستان شنبه و آدینه نداشتند. چون روز چهارشنبه نزد روز شوم و نحسی بود لذا برای رفع نحسی اقداماتی می‌کردند. بنابراین چهارشنبه سوری جزو جشن‌های ایران باستان .» 📚 سند: جهانگير اوشيدری، دانشنامه مزدَیَسنا، تهران: نشر مركز، 1389، ص ۳۳۳، ذیل عنوان «سوری» همچنين دکتر کورش نیکنام، موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می‌داند: «در گاهشماری زرتشتیان اصلاً هفته وجود ندارد. شنبه و یکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ایران وارد شد. بنابراین اینکه ما شب چهارشنبه‌ای را جشن بگیریم (چون چهارشنبه در فرهنگ روز نحس هفته بوده) خودش گویای این هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ایران مرسوم شد.» 📚 سند: بی بی سی فارسی، چهارشنبه سوری، جشنی در استقبال از نوروز، ‌15 مارس 2009، 25 اسفند 1387 در تكمله سخن موبد بايد به عرض برسانيم كه هرچند در بين ، چهارشنبه (يوم الاربعاء) نحس شمرده می‌شد، ليكن در قرآن و روايات صحيح، نحس بودنِ چهارشنبه مورد تأييد نيست (چون در عقائد اسلامی، هيچ روزی ذاتاً نحس نيست) ولذا جشنی با عنوانِ چهارشنبه سوری و مشابه اين در منابع اسلامی وجود ندارد (بلكه اين رسم و رسومات مربوط به عرب عصر جاهلی بوده است كه برخلاف تعاليم اسلامی، تا ساليان دراز ادامه پيدا كرد). حتی در كتاب «كلثوم ننه» (كتابی طنز در نقد باورهای خرافی)، به صراحت، چهارشنبه سوری را مربوط به تقويم عربی و در آخرين چهارشنبه ماه صفر می‌داند كه بسياری از مردم آن را كرده و با درهم آميختن خرافات، آن را جشن می‌گيرند. 📚 سند: كلثوم ننه، باب هشتم، (در بيان سازها و افعال آنها)، ص 42 🔴🔴🔴 چالش ! روشن است كه اين جشن، ربطی به زرتشتيان ندارد، و انتساب آن به ايران باستان ابداً صريح نيست. چهارشنبه سوری (يوم الاربعاء) مربوط به عرب عصر جاهليت بوده است، و يا در بهترين حالت، تركيبی از سنت‌های بومی ايرانی و سنت‌های عرب عصر جاهلی است. پس چرا عده‌ای با همه وجود می‌كوشند كه اين سنت ناموزون و بی‌محتوا را زنده نگه دارند؟ آن همه ، ايجاد فضای تنش‌زا، مردم آزاری و ايجاد صداهای مهيب و دلخراش، خرد شدن شيشه‌ها ناشی از موج انفجار، تلفات يا زخمی شدن نيروی انسانی كه فضا را به بدترين شكل برای شهروندان ناامن می‌كند،آيا اينها چيزی جز است؟ چرا عده‌ای به خاطر شادیِ چند ساعته (آن هم از نوع نشاط كاذب)، حاضر می‌شوند به هر و تن دهند و آسايش را از ديگران سلب كنند ؟ آيا ، مصداقی غير از اين دارد؟ آيا اين جشن كذايی، توهين به هويت مردم ايران نيست؟ عجيب‌تر اينكه افراطی كه رسماً با (به علت عربی بودن كتابِ مقدس آن) مخالفت می‌كنند، و بر اساس منش نژادپرستانه‌ی خود، معتقد به حذف «هرگونه پيوند با عرب» هستند، در اين موضع، كاملاً خود را به و و زده‌اند. چون باستانگرايان به خاطر اهداف سياسی، حاضرند هويتِ مورد ادعای خود را لگدمال كنند! ✅ @Anti_Archaism
🔴 چهارشنبه سوری، جشنی كه شد ! رفته رفته به پايان سال خورشيدی می‌رسيم. روزهایی كه برای بسياری، همراه با شور و شوق و برای بسياری عذاب و ناآرامی است. صدای هولناك انفجار اشياء محترقه آرامش و آسايش را از آنان سلب نموده است. 👈🏻خيلی‌ها گمان می‌كنند كه يك ملّی است! و از همين روی آن را به گرامی می‌دارند! پس لازم است حقايقی را بيان كنيم ‼️ ✅ چهارشنبه سوری ربطی به آيين زرتشتی و ایران ندارد در گاهشماری زرتشتی، موضوعيت ندارد. به تعبيری صريح‌تر، در گاهشماری‌های بومی ايرانی؛ هفته وجود داشت، اما در مذهبیِ ، هفته وجود نداشته و ندارد و اگر بخواهيم دقيق‌تر بنگريم، ورود به تقويم‌های ايرانی در اثر نفوذ فرهنگ سامی (عربی-عبرانی) به فرهنگ ايران بود. 📚 سند: مری بويس، زرتشتيان، باورها و آداب دينی آنها، ترجمه ع.بهرامی، تهران: نشر ققنوس، 1391، ص 99 فی الواقع، در آيين زرتشتی چيزی به نام وجود ندارد، و بالتبع، نيز در اين آيين وجود ندارد. خانم دکتر از محققان صاحب‌نام زرتشتی می‌نويسند: «خیلی از آنها (جشن‌ها و آیین‌ها) هرگز زرتشتی نبوده اند، مثل چهارشنبه سوری.» 📚 سند: مجله‌ی هفت آسمان، بهار ۱۳۸۴، شماره ۲۵، صفحه ۱۸ موبد موبدان ايران، می‌نويسد: «شک نیست که افتادن این آتش‌افروزی به شب آخرین چهارشنبه سال، پس از اسلام است، چه، ایرانیان باستان شنبه و آدینه نداشتند. چون روز چهارشنبه نزد روز شوم و نحسی بود لذا برای رفع نحسی اقداماتی می‌کردند. بنابراین چهارشنبه سوری جزو جشن‌های ایران باستان .» 📚 سند: جهانگير اوشيدری، دانشنامه مزدَیَسنا، تهران: نشر مركز، 1389، ص ۳۳۳، ذیل عنوان «سوری» همچنين دکتر کورش نیکنام، موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می‌داند: «در گاهشماری زرتشتیان اصلاً هفته وجود ندارد. شنبه و یکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ایران وارد شد. بنابراین اینکه ما شب چهارشنبه‌ای را جشن بگیریم (چون چهارشنبه در فرهنگ روز نحس هفته بوده) خودش گویای این هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ایران مرسوم شد.» 📚 سند: بی بی سی فارسی، چهارشنبه سوری، جشنی در استقبال از نوروز، ‌15 مارس 2009، 25 اسفند 1387 در تكمله سخن موبد بايد به عرض برسانيم كه هرچند در بين ، چهارشنبه (يوم الاربعاء) نحس شمرده می‌شد، ليكن در قرآن و روايات صحيح، نحس بودنِ چهارشنبه مورد تأييد نيست (چون در عقائد اسلامی، هيچ روزی ذاتاً نحس نيست) ولذا جشنی با عنوانِ چهارشنبه سوری و مشابه اين در منابع اسلامی وجود ندارد (بلكه اين رسم و رسومات مربوط به عرب عصر جاهلی بوده است كه برخلاف تعاليم اسلامی، تا ساليان دراز ادامه پيدا كرد). حتی در كتاب «كلثوم ننه» (كتابی طنز در نقد باورهای خرافی)، به صراحت، چهارشنبه سوری را مربوط به تقويم عربی و در آخرين چهارشنبه ماه صفر می‌داند كه بسياری از مردم آن را كرده و با درهم آميختن خرافات، آن را جشن می‌گيرند. 📚 سند: كلثوم ننه، باب هشتم، (در بيان سازها و افعال آنها)، ص 42 🔴🔴🔴 چالش ! روشن است كه اين جشن، ربطی به زرتشتيان ندارد، و انتساب آن به ايران باستان ابداً صريح نيست. چهارشنبه سوری (يوم الاربعاء) مربوط به عرب عصر جاهليت بوده است، و يا در بهترين حالت، تركيبی از سنت‌های بومی ايرانی و سنت‌های عرب عصر جاهلی است. پس چرا عده‌ای با همه وجود می‌كوشند كه اين سنت ناموزون و بی‌محتوا را زنده نگه دارند؟ آن همه ، ايجاد فضای تنش‌زا، مردم آزاری و ايجاد صداهای مهيب و دلخراش، خرد شدن شيشه‌ها ناشی از موج انفجار، تلفات يا زخمی شدن نيروی انسانی كه فضا را به بدترين شكل برای شهروندان ناامن می‌كند،آيا اينها چيزی جز است؟ چرا عده‌ای به خاطر شادیِ چند ساعته (آن هم از نوع نشاط كاذب)، حاضر می‌شوند به هر و تن دهند و آسايش را از ديگران سلب كنند ؟ آيا ، مصداقی غير از اين دارد؟ آيا اين جشن كذايی، توهين به هويت مردم ايران نيست؟ عجيب‌تر اينكه افراطی كه رسماً با (به علت عربی بودن كتابِ مقدس آن) مخالفت می‌كنند، و بر اساس منش نژادپرستانه‌ی خود، معتقد به حذف «هرگونه پيوند با عرب» هستند، در اين موضع، كاملاً خود را به و و زده‌اند. چون باستانگرايان به خاطر اهداف سياسی، حاضرند هويتِ مورد ادعای خود را لگدمال كنند! ✅ @Anti_Archaism
هدایت شده از گروه پژوهشی آرتا
دینی، و در ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ پیاده روی با جمعیت میلیونی،خاریست در چشم و ، آنها که چشم دیدن عشق و علاقه ملت معتقد و مذهبی ایران به سید و سرور شهیدان را ندارند، همواره سعی در ایجاد شبهه دارند. وقتی در تاریخ جست و جو میکنیم، در میابیم که در ایران باستان نیز چنین مرسوم بوده و مردم از خانه های خود تا آتشکده پیاده روی کرده و نذورات خود را به آتشکده اهدا میکردند، برای اثبات این مطلب چند مورد از اسناد بیشمار را ذکر میکنم: 1⃣ مجدد و احیا کننده ، در کتاب خود، به نقل از می نویسد: پس از ، پیاده از () به آن( ) می رفتند 📚 ابراهیم پور داوود، گات ها،انتشارات:اساطیر 1378،صفحه 24 goo.gl/X9vCy7 👈🏻 اسکن کتاب ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 2⃣ شرق شناس و ایران پژوه مشهور دانمارکی،در کتاب خود این چنین مینویسد: یا آتش سلطنتی، در (شیز) واقع در آذربایجان بود. 👈🏻پادشاهان در ایام سختی بزیارت این می‌شتافتند و و مال و ملک و در آنجا نذر می‌کردند.👉🏻 وهرام پنجم سنگهای قیمتی تاجی را، که از خاقان و زنش گرفته بود، باین آتشکده فرستاد. خسرو اول نیز نظیر این را عطا نمود. خسرو دوم نذر کرد، که اگر موفق به مغلوب نمودن وهرام چوبین بشود، زینت‌های زر و هدیه‌های سیم بآتشکده آذرگشنسپ بفرستد و بوعده خویش وفا کرد. این آتشکده را آذرخوش می‌گفتند. آذر بزبان عجم «آتش» و خوش «نیکو» است. 👈🏻شاهنشاهان ایران هنگام رسیدن بپادشاهی با کمال احترام پیاده بزیارت این معبد می‌رفتند و نذرها می‌کردند و هدیه و خواسته بسیار بآنجا می‌بردند. 👉🏻این علامت اتحاد و یگانگی دین و دولت بود و نمونه (سمبل) دولت ساسانیان بشمار می‌رفت، که بواسطه اتحاد با دیانت قوت گرفت 📚 ، ارتور. تاریخ ایران در زمان ساسانیان. امیرکبیر، ۱۳۶۷. صفحه ۲۴۳ goo.gl/GudhPx 👈🏻 اسکن کتاب ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 3⃣ صاحب کرسی تدریس در دانشگاه تهران در اینباره مینویسد : این آتشکده بواسطهٔ پیوستن دو آتش به یکدیگر مبدّل آتشکدهٔ بزرگ «شاهی» گشت. پادشاهان ساسانی چنان ارزشی برای این آتشکده قائل بودند که هر یک از شاهان پس از به تخت نشستن، پای پیاده به آن می‌شتافتند، و پس از پیروزی در جنگ، سهمی از را به آن تقدیم می‌کردند. 📚 ، ،ص162 goo.gl/u1FHzu 👈🏻 اسکن کتاب ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ حال که ثابت شد، ایرانیان و شاهان پارسی، همواره با احترام و اهتمام فراوان با پای پیاده به زیارت آتشکده میرفتند و نذورات فراوان اهدا میکردند، شما چرا به این رسم باستانی نیاکانتان کج دهنی میکنید؟! ✍🏻محقق: @Anti_Archaism
🔻آزادی بیان به سبک باستانگرایان... 9 سال با اسامی (نقی،تقی،رحمان و رحیم و...)، اعتقادات اسلامی(مکه مکرمه و مدینه منوره)ومراسم شوخی کرد، اما مردم مذهبی ایران هیچگاه ناراحت نشدند بلکه آنرا تماشا کردند و خندیدند. اما وقتی در یک سکانس چند ثانیه ای با اسم شوخی شد و حتی توهینی صورت نگرفت و ها صفحه های مجازی بازیگران و عوامل سریال پایتخت را به رکیک و کشدند... 💡اکنون مشخص است چه کسانی به آزادی بیان و شادی معتقد هستند و چه کسانی شعار می دهند...! ✅ @Anti_Archaism