بسم الله الرحمن الرحیم 🤞
روضه اربعین
#مداح.حاج آرمین غلامی
#نوزدهم صفر۱۴۰۳_کرمانشاه
چهل روز است زینب داغ دیده
ز گلهایی که او در باغ دیده
چهل روز است برادر جان کجایی
چرا افتاده بین ما جدایی
چهل روز است دل زینب شکسته
به روی ناقهای با دست بسته
چهل روز است زینب دل غمین است
زبان حال زینب این چنین است
چهل روز است زینب از غم تو
بگرید روز و شب در ماتم تو
چهل روز است هر روزش چهل روز
چهها بگذشت بر زینب چهل روز
چهل روز است که از داغ برادر
غریبانه زند بر سینه و سر
چهل روز است زینب خواهر تو
چهل منزل به دنبال سر تو
🔸آه از آن ساعت که با صد شور و شین
🔸زینب آمد بر سر قبر حسین
امان از اون لحظه ای که بی بی زینب کبری وارد کربلا شد...
🔸بر سر قبر برادر چون رسید
🔸ناله و آه و فغان از دل کشید
یا صاحب الزمان...
تا اهلبیت به کربلا رسیدند...
مثل برگهای خزان...
خودشون رو از مرکب ها به زمین انداختند...
هر کدوم قبر عزیزی رو در آغوش گرفت...
یکی قبر علی اکبر رو بغل گرفته...
یکی قبر قاسم رو گرفته...
یکی کنار قبر عباس...
یک مادری هم کنار قبر علی اصغر...
اما بین جمعیت دیدند زینب هم داره دنبال قبر حسین میگرده...
🔸با زبانِ حال، آن دور از وطن
🔸گفت با قبر برادر این سخن
🔸السلام ای کشته راه خدا
🔸السلام ای نور چشم مصطفی
داداش ببین خواهرت برگشته...
🔸بهر تو امروز مهمان آمده
🔸خواهرت از شام ویران آمده
داداش نبودی ببینی..
بعد از تو با ما چه کردند...
🔸چون تو رفتی بیکس و یاور شدم
🔸دستگیر فرقه ی کافر شدم
داداش طاقت داری بگم یا نه...
🔸بعد قتل و غارت اموال تو
🔸تاخت دشمن بر سر اطفال تو
🔸بس که سیلی شمر زد بر رویشان
🔸گشت نیلی صورت نیکویشان
جات خالی بود این نامردها که رحم نداشتند...
چشم برادرم عباس رو دور دیده بودند...
هر وقت بچه ها بهانه میگرفتند بهشون تازیانه میزدند...
بهشون سیلی میزدند...
بزار اینطوری بگم...
🔸 یاسها را جوهر نیلی زدند
🔸کودکان را یک به یک سیلی زدند
همه بچه ها رو زدند...
🔸کودکان را یک به یک سیلی زدند
داداش همه این مصیبتها یک طرف مجلس یزید یه طرف...
🔸آه از آن ساعت که از روی غضب
🔸زاده ی سفیان یزید بیادب
🔸در حضور خواهر گریان تو
🔸چوب میزد بر لب و دندان تو
داداش حسین خیلی برام سخت گذشت...
مجلس یزید ملعون...
وقتی نانجیب با چوب خیزران به لب و دندانت میزد...
شرمنده حسین جان...
نتونستم کاری کنم...
آخه دستهای خواهرت رو با غل و زنجیر بسته بودند
آی غریب حسین...
الا لعنه الله علی القوم الظالمین.
|⇦•تَجْلِسون وَ تُحَدِّثون...
#سینه_زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام ویژهٔ شب جمعه اجرا شده به نفسِ کربلایی محسن محمد پناه •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
تَجْلِسون وَ تُحَدِّثون، از غم شهید کربلا
پر بگیر به سمت آسمون،از مسیر سرخ روضه ها
نوکری های خالص، آرزومون همینه
إنَّ تَلکَ المَجالس، جنّت رو زمینه
آی قربون دیده ای، که تربشه برای تو
آی قربون اون دلی، که سوخته در عزای تو
به یاد کربلای تو
«ای ارباب بی کفن حسین..»
تَجْلِسون وَ تُحَدِّثون، از غم غریب عالمین
زیر این خیمه شدم مصون، از بلا با مدد حسین
سینه چاکیِ عابس، آرزومون همینه
إنَّ تِلکَ المَجالس، مثل عرش برینه
آی قربون ساعتی، که وا شدش در کرم
آی قربون لحظه ای، که پای من رسید حرم
به لطفِ اشک مادرم..
«ای ارباب بی کفن حسین ..»
.
تَجْلِسون وَ تُحَدِّثون، از غمِ فراق کربلا
دوست دارم ببینم اربعین، همتونو بین جاده ها
بین موکب میشه حس، لشکری پر اراده
إنَّ تِلکَ المَجالس زائرای پیاده
آی قربون عاشقی که میمیره برات حسین
آی قربون اونی که میاد به کربلات حسین
فدای زائرات حسین
«ای ارباب بی کفن حسین »
#شاعر: محمدحسین مهدی پناه
#قسمت_پایانی #روضه وتوسل ویژه اربعین حسینی اجرا شده به نفسِ حاج مهدی رسولی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
*دیدی آدم هی میخواد مقدمه چینی کنه
زینبه دیگه، همه وجودش حسینه
یه نگاه به این قبر کردیه نگاه به این دختر بچه ها که دورشو گرفتن.. زبان شعره دیگه
حسین!
همینهاییم کمتر جستجو کن
دنبال کی میگردی؟
رقیه دخترت در شام جا ماند
یکی دست ربابو بگیره بیاد جلو خانوم بیا دخترات دور قبرو گرفتن صدای ناله ها بلنده..یکی با داداش علی اکبرش حرف داره
یکی با قاسمش حرف داره ..
علی! پسرم! پسرم! این دشت روبه روت لااقل یک مرد داشت..
مادر اومدم بهت بگم یک سوال مادرانه
تیر خیلی درد داشت؟
*آخه زینب یه چیزایی دید رفت.. ندا آمد حسین جان! اگه بخوای تمومه ها، قربونت بشم پیر علی.. سی هزار لشکرو قلع و قمع کرده..حسین دست خودت.. تصمیم چیه؟
من تسلیمم. تا همینو گفت ورق برگشت یهو جلو چشمای زینب از همه طرف ریختن سرش.. آی زدنش،آی زدنش جلو چشای زینب...* یهو زینب بلند شد، دخترا بلند شید.. عمه تازه اومدیم، نه بلند شید..
من که فهمیدم نتونستین حرف دلتونو به بابا بگین....شما میاین دنبال قافله ..اولین دسته عزا رو زینب راه انداخته.. از کجا؟ از کنار شش گوشه..حالا با من بیاین..
سقای دشت کربلا اباالفضل
*دخترا بریم علقمه...*
دستش شده از تن جدا اباالفضل
قبر که چه قبری..تا دخترا رسیدن ببخشید من اینجوری میگما همه نگاها رفت طرف یه نفر، خودشو پشت بقیه قایم کرده چادر به صورت کشیده. بیاد جلو دیگه..راه باز کنین دخترم بیاد. بیا عزیز دلم بیا به عمو بگو نگی دق میکنی ...عمو عمو عمو عمو فقط به خودت میگم...*
عمو! مرد کنیز زاده از ما کنیز میخواست
بیچاره خواهرِ تو و بیچاره خواهرم
«عمو سوختم عمو سوختم»
4)zamine-haftegi-30.5.1401-01.mp3
14.12M
|⇦•تَجْلِسون وَ تُحَدِّثون...
#سینه_زنی و توسل ویژه اربعین حسینی اجرا شده به نفسِ کربلایی محسن محمد پناه•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
چه دعایی بهتر از این؟
اَلّلهُم اِستَعمِلنِی لِحُسَین و اُولادِهِ خدایا منو خرج حسین (ع) و اولادش کن.
[WWW.SARALLAH-ZN.IR]ma02061506.mp3
30.21M
|⇦•حسینا......
#سینه_زنی و توسل ویژه اربعین حسینی اجرا شده۱۴۰۲ کربلای معلی به نفسِ حاج مهدی رسولی•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
به قول علی اکبر قلیچ: «.حیف عمرے کہ بگذره پایِ عشقایِ کوچہ بازارے .اِی قربونِ امام حسینے کہ .نہ تکرار شد .نہ تکرارے.»️
|⇦•مَن ارادَالله ...
#سینه_زنی وتوسل ویژه اربعین حسینی اجرا شده در کربلای معلی ۱۴۰۲ به نفسِ حاح مهدی رسولی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
حسینا !
حسینیه دارد خدا هم محرم برایت
اماما!
امامان همه بانی روضه هایت
شهیدا! شهیدان فدایت
حسین! ای آسمان مهمان تو
در ماتمم گریان تو...
مَن ارادالله
میدهد خیر خدا به زائر ابی عبدالله
گذشتند..
گذشتند و از سر به سرور رسیدند
رسیدندبه مقصد به حنجر رسیدند
در این دشت، به مشعر رسیدند
به میقات، به مشعر رسیدند
الا، ای آسمان، قدری ببار
چشمانشان بارانی است
الا ای ساربان،دیگر مرا
این منزلِ پایانی است
تا تویی مصباح
عاشقت به نور تو نشود گمراه
مَن ارادَالله
میدهد خیر خدا به زائر ابی عبدالله
حسینا!
سرت اکبرت اصغرت رفته بر پای قرآن
حسینا!
نشستی به نی بر تماشای قرآن
حسینا! تویی نای قرآن
الا ای سورهٔ انسان حسین
احیاگر، قرآن حسین
یا ثارالله
السلام علیک یا حسین ابی عبدالله
مَن ارادَالله
میدهد خیر خدا به زائر ابی عبدالله
|⇦•ای کربلا آغوش بگشا...
#قسمت_اول #روضه وتوسل ویژه اربعین حسینی اجرا شده به نفسِ حاج مهدی رسولی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
دوباره آمدم پس کسی صدا کرده
میان اینهمه مردم مرا سوا کرده
دعای خیر کسی پشت زائرانت هست
چقدر فاطمه در حق ما دعا کرده
همیشه حب تو جاریست در دلِ شیعه
خدا اراده خیری برای ما کرده
به حق گریه زینب خدا بیامرزد
هر آن کسی که مرا با تو آشنا کرده
به این حرارت در سینه ها قسم آقا
غمِ تو در دل ما کربلا به پا کرده
کم است گریه ماها که گریه بر غم تو
به آب ماهی و مرغان در سما کرده
قسم به چادر زهرا تو حاجتم هستی
همیشه اشک غمت حاجتم روا کرده
شنیده ایم سرت را گذاشت کنج تنور
تنور با سر از تن جدا چه ها کرده
ای کربلا
ای کعبه عشق و امیدم
بعد از جداییها به دیدارت رسیدم
ای کربلا آغوش بگشا زینب آمد
من زینبم کز رنج دوریها خمیدم
منزل به منزل داغ بر داغم فزون شد
جان کنده ام تا رخت در اینجا کشیدم
هر روز دیدم کربلای تازه ای را
ای کربلا تا بر سر کویت رسیدم
کاروان آرام آرام رسید بچه ها تو این کجاوه ها خوابشون برده...رسیدن به یه دو راهی خدا رحمت کنه شهید بزرگوار شهید محراب مرحوم قاضی ایشون در کتاب اول اربعینشون معتقده زینب کبری اولین اربعین آمده کربلا..
رسیدن به یه جایی میگن بشیر آمد محضر زین العابدین آقاجان این راه میره مدینه
این راه میره عراق و کربلا. آقا امر چیه کجا بریم ؟بریم مدینه، بریم کربلا؟ شاید تا اسم کربلا آمده همه نگاها رفت سمت زینب ..نگاه ملتمس این دختر بچه ها
عمه بریم کربلا..شاید زینب یه نگاه داره میگردونه..دید نه این بچه ها خیلی حرف دارن..اما من میگم..شاید یه نگاه کرده دیده رباب یه جوری بغض کرده.. گفت: علی جان بریم کربلا..
خاصیتش همینه عین مهد میمونه این حرکت شتر.. این بچه ها روی کجاوه ها آرام آرام خوابشون برده ..کاروان نزدیک که میشد، این نسیم صحرا که بلندمیشه، آروم آروم یه عده چشارو وا کردن، این پرده های کجاوه رو کنار زدن ..خواهر! خواهر فاطمه جان! جانم خواهر..پرده رو کنار بزن نگاه کن. تا پرده رو کنار زدن ای وای رسیدیم خواهر.. یهو صدای گریه ها همینطور داره گُر میگیره بالای این محمل ها.. دختر بچه ها صدا ضجه هاشون بلند شد رسیدیم کربلا.. داغِ دلا تازه شده یکی داره میگه خواهر نگاه کن همینجا خیمه هامومنو آتیش زدن..یکی میگه خواهر قربونش جلو چشمم همینجا زیر دست و پا جون داد.
یکی میگه خواهر یادت میاد جلو چشامون افتاد تو آتیش..یکی میگه خواهر این خیمهٔ عمومون اباالفضله ..
اما همه روضه ها رو باید از چشم زینب دید.. باور کنید.بریم از چشم عمه نگاه کنیم ..زینب داره نگاه میکنه کان از رو همون محمل چشماش به تل دوخته شده چیکار کردن با زینب داره از بالای تل نگاه میکنه...*
از راه آمد خواهرت ای سربریده
اما بدون دخترت ای سر بریده
حسین بلند شو داداش..زیر بغلای زینبو گرفته فضه..این زینب دیگه اون زینب نیست. آرام آرام دارن میارنش کنار شش گوشه.. روزی که داشت میرفت تو این گودال عرض کرد "أانتَ أخی؟" امروز به خدا جا داره ابی عبدالله بگه "أانت أُختی؟" تو خواهر منی؟ همش چهل شبانه روزه رفتی سفر چرا خم شدی برگشتی؟ *
دارد رباب از راه می آید برادر
اما بدون اصغرت ای سر بریده
از گوشهٔ مقتل هنوزم که هنوز است
آید صدای مادرت ای سر بریده
از شامیان پیراهنت را پس گرفتم
از ساربان انگشترت را سر بریده
|⇦•از ما كه گذشت الهي...
#قسمت_اول #روضه و توسل ویژهٔ اربعین حسینی اجرا شده به نفس کربلایی امیر برومند •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
از ما كه گذشت الهي هيچ كس از سفر جا نمونه
از ما كه گذشت الهي هيچ كی ديگه تنها نمونه
دلم بد جوري شكست هر كاري كردم نشد كه برم
آقا اين همه زائر، زيادي بودم نبرديم حرم
چشماتو بند خيال كن با زائرايي
چشماتو ببند خيال كن كه الان كرب و بلايي
ميام به زودي پيشت، قرارمون حرم ايشاالله
تعبير ميشه رؤيام بحق چادرِ زهرا
* در كتاب بشارة المصطفي نوشته: اولين زائر قبر سيدالشهدا عليه السلام، جابر بن عبدالله انصاري بود، عطيّه ميگه: ما به همراه جابر به قصد زيارت اومديم سمت كربلا، به محض اينكه رسيديم كربلا، جابر رفت سمت نهر فرات غسل كرد، لباس پاكيزه پوشيد، عطر زد، هر قدم كه بر ميداشت ذكر ميگفت، ياد خدا بود، تا رسيديم كنار قبر ابي عبدالله، گفت: عطيّه دست من رو بذار رو تربتِ ابي عبدالله، تا دستش رو گذاشتم از هوش رفت، آب آوُرديم به صورتش زديم، به هوش اومد، عطيه ميگه: جابر سه مرتبه صدا زد: يا حسين! يا حسين! يا حسين! "حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَه؟" چرا جوابِ جابر رو نميدي؟ خود جابرِ جواب خودش رو داد: جابر! چه جوري توقع داري جوابت رو بده، در حالى كه ميان خون آغشته شده و بين بدن و سرش جدايى افتاده...
عطيه ميگه ما تنها زائر نبوديم، نگاه كرديم ديديم آروم آروم يه كاروان ديگه اي هم داره نزديك ميشه، اين بچه هاي كوچيك مثل برگ خزون از روي ناقه ها خودشون رو روي زمين مينداختن، هر كي مي اومد سَرِ قبر عزيزش، حضرت زينب سلام الله عليها اومد خودش رو انداخت روي قبر برادرش ابي عبدالله، صدا زد: حسينم! يادته وقتي جنازه ي بچه هام رو از ميدان بر مي گردوندي من از خيمه بيرون نيومدم كه تو خجالت نكشي، اصلاً سراغ بچه هام رو هم نگرفتم، حالا داداش! ازت ميخوام سراغ رقيه ات رو از من نگيري، آخه اينقدر توي خرابه گريه كرد، اينقدر اشك ريخت، بهانه ي تو رو گرفت، نيمه ي شب بود،اون نانجيب صدا زد: سَرِ تو رو بيارن بندازن جلوش آرومش كنن... تا چشمِ كم سوش به سَرِ بريده افتاد، صدا زد:*
بابا! زدنم
دستامو بسته بودن و با پا زدنم
بابا! زدنم
جلو چشم بقيه دخترها زدنم
بد جور زدنم
تا اونجايي كه داشتن زور زدنم
بابا! زدنم
با سنگ از نزديك و دور نزدنم
*بابا! تو دل شب گم شدم؛ زجر نامرد اومد منو پيدا كرد منو با موهام از زمين بلند كرد...*
چه حرفاي بدي كه نشنيدم
زخمِ زَبونا لاغرم كرده
غصه ي معجر رو نخور، عمه
يه پارچه ي پاره سرم كرده
چشام درست نمي بينه چون كه
هر جفت گونه هام ورم كرده
از صبح باباجون! تا شب زدنم
جلو چشاي عمه مون زينب زدنم
حتي با سر نيزه روي مركب زدنم
گرسنه بودم و دل سير زدنم
زن و مرد و بچه و پير زدنم
دستمو بستن و با يه زنجير زدنم
تو بازار برده ها باباجون
نپرس ازم سَرِ چي دعوا شد
سرعمو رو تاکه دور دیدن
روشون به روی دخترا واشد
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله
#اربعین
#کربلایی_امیر_برومند
|⇦•بهمت ريختن...
#قسمت_پایانی #روضه و توسل ویژهٔ اربعین حسینی اجرا شده به نفس کربلایی امیر برومند •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
*حضرت زينب سلام الله عليها اومد علقمه ديد يكي از بچه ها كنار قبر عموش عباس داره زار زار گريه مي كنه، آروم هم نميشه، سئوال كرد: چي شده عمه جان؟ گفت: عمه جان! اين قبر عموجانم عباسِ؟ چرا اينقدر قبر عموم كوچيك شده؟ مي دوني چرا؟... وقتي كلاه خود از سر عباس افتاد، نانجيبي اومد پاشو گذاشت تو ركاب اسب، عمود آهن بلند كردن كارِ هر كسي نيست، تا اين عمود رو به سر زد.. عباس با صورت رو زمين افتاد،ريختن سر عباس...*
بهمت ريختن
پاشو اميدِ من
بهمت ريختن
كم دست و پا بزن
آب به خيمه نرسيد فداي سرت
حسين قامتش خميد فداي سرت
بيا برگرد خيمه اي علمدارم
منو تنها نگذار اي علمدارم
سقاي دشتِ كربلا، اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل
دستش شده از تن جدا، اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل
*بشير اومد توي مدينه، براي اُم البنين شرح ميده از كربلا، خانوم جان! يكي يكي بچه هات رو كشتن، اُم البنين فرمود: از حسينم چه خبر؟ خانوم جان! عباست رو هر دوتا دستاش رو جدا كردن، خانوم جان! مشك رو به دندون گرفت... باز اُم البنين صدا زد: از حسينم چه خبر؟ گفت: خانوم جان! اميد عباست رو نا اميد كردن، تا تير رو به مشك زدن، اميد عباس هم نا اميد شد، عباست رو هم کشتن ، خم به اَبرو نیاورد گفت: بشیر! عباسم ، پسرهام همه فدایِ عزیزِ زهرا .. از حسین چه خبر؟!.. یه وقت بشیر صدا زد خانم حسین رو هم کشتن .. اينقده گریه کرد از حال رفت .. وقتی بهوش آمد گفت بشیر تو حرف هات گفتی عمودِ آهن به فرقِ عباسم زدن .. اینو دیگه باور نمیکنم .. چه کسی جرات کرده عمود به سر عباس بزنه .. گفت خانم آخه اول دستاش رو از بدن جدا کردن .. گفت بازم باور نمیکنم ، تیغ به کف عباسم باشه کسی یارایِ مقابله کردن باهاش رو نداشته و نداره ..عرضه داشت آخه خانم شمشیر به دست نداشت .. سوال کرد مگه کجا بوده؟.. گفت: خانوم رفته بود آخه آب بیاره نانجیبا دورش کردن ، مشکشُ سوراخ کردن .. یه وقت دیدن رو خاک ها نشست هی صدا میزنه حسین .. زینب جان، سکینه جان ببخشید من شرمندۀ شما شدم .. عباسمُ حلال کنید .
کربلایی امیر برومند_اربعین حسینی - روضه - امیر برومد-1671611949.mp3
7.03M
|⇦•از ما كه گذشت الهي...
#روضه و توسل ویژهٔ اربعین حسینی اجرا شده به نفس کربلایی امیر برومند •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
Untitled 11.mp3
9.01M
❁﷽❁
#لطفا_برای_فرج_دعا_کنید
🎧 فایل صوتی👆
🎙بانوای: امیر برومند
🎼سبک: #شور_صفر1401
🖊#امام_حسین_اربعین
◔͜͡◔عنوان:#هوایاینروزایمن
''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''
.
🎙 #حاج_محمد_نوروزي
#⃣ #روضه_اربعین
#⃣ #مشایه
#⃣ #اربعین
"اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ
وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَولادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن"
وَ عَلى اَنصارِ الْحُسَیْن
وَ عَلى زَوَّارِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ
مرگ من بود دمي کز تو جدايم کردند
درهمان گوشه ي گودال فدايم کردند
دوستانم که نبودند بگِريند به من
دشمنانم همگي گريه برايم کردند
*داداش! فقط امروزِ بچه هات سيلي نخوردن، هر وقت بچه هات گفتن: بابا! سيلي و تازيانه خوردن...*
من که خود راهنماي همه عالم بودم
سَـِر خونين تو را راهـنمايم کردند
*حسين جانم! خيلي جاها آرزوي مرگ كردم...*
هر کجا خواستم از پاي دراُفتم ديدم
کودکان دست گشودند و دعايم کردند
*خدا نياره آدم يه امانتي بهش بدن، اون وقت اين امانتي خداي نكرده عيبي پيدا كنه...*
خجلم از تو كه گم گشته امانت هايت
بر سر خار دويدند و صدايم کردند
*خدا هيچ كسي رو دشمن شاد نكنه...*
گريه ها داشتم از دوري روي تو ولي
خنده ها بود که بر اشکِ عزايم کردند
*هر چه من گريه كردم اونا خنديدن، هر چه من ناله زدم اونا خنديدن... چقدر گريه براي سَرِ بريده ي توكردم، حتي زن خولي هم مي گفت: چقدر سرت رو ناشيانه بريدن...
وقتي حضرت زينب سلام الله عليها روز اربعين از ناقه پايين اومد، يه نگاهي به دور و برش كرد، صدا زد: كجاست علي اكبر؟ كجاست قاسم؟...*
همرهانم که گرفتند غبار از محمل
همه در خاک فتادند و رهایم کردند
تا دم مرگ طرفدار تو بودم ای دوست
دشمنان یکسره تحسین به وفایم کردند
این اسارت همه جا عزّت من بود حسین
که پیام آورِ خون شهدایم کردند
#استاد_سازگار
👇