کسی دلتنگ از مشهد به مقصد برنمیگردد
به اقیانوس تو، رودی که آمد برنمیگردد
چگونه جلد خود کردی منِ از خود فراری را؟
که با زور هزار اجبار و باید برنمیگردد
چه در سر دارد آن جوجه کلاغ روسیاهی که
نگاهش از طلاییهای گنبد، برنمیگردد؟
به شالیزار خوش آب و هوا هم، چای گیلانی
اگر در چایخانه رفته باشد، برنمیگردد
چه خوشبخت است آن غرق گناهی که یقین دارد
از آغوش پر از مهرت کسی بَد برنمیگردد
چنان در وصل عشاق جهان از جان نظر کردی
که هرگز عاشقی با پاسخ رَد برنمیگردد
از این دریای جاری از حرم تا خانه فهمیدم
که چشم ابریام بی اشکِ ممتد برنمیگردد
#عاشق_نـوشـت:
#امـام_رضـا_جـان
اینجا گناه بخشند کوهی به کاه بخشند
بیچاره من که با خود نیاورده پر کاهی
#صلی الله علیک ياسيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
#به_یاد_شهیدان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_
عجل_فرجهم
از روزها من جمعه ها را دوست دارم
این جمعه های آشنا را دوست دارم
هر صبح جمعه ندبه میخوانم برایت
از کودکی ام این دعا را دوست دارم
امروز و فردا می کنم شاید بیایی
حتی همین تردیدها را دوست دارم
شبهای جمعه تا سحرهایش کجایی؟
کرب و بلایی؟ کـربلا را دوست دارم
بین دعاهایی که می خوانم برایت
"آقا بیا - آقا بیا" را دوست دارم
#نـوكــر_نـوشــت:
#مـهـدی_جـان
این روزهــا که می گذرد غرق حسرتم
مـثــل قـنــوتهـای بــدون اجابتـــم
بسته ست چشمـهـای مرا غفلت گناه
تو حاضـری، منم که گرفتار غیبتـم
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، آدینتون معطر بنام #منتقم_خون_اباعبدالله
#به_یاد_شهیدان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_
عجل_فرجهم
حرفی که دارم با شما گفتن ندارد
این حرفهای بی صدا گفتن ندارد
این دردها درمان ندارد غیر وصلت
این غصّه ی بی انتها گفتن ندارد
چشم گنهکار من و دیدار رویت
دردی که باشد بی دوا گفتن ندارد
هر بار توبه کردم و هر بار... بگذر
این ماجرای توبه ها گفتن ندارد
آقا اگر کاری برایت کرده باشم
باشم اگـر بی ادعـا، گفتن ندارد
هر صبح و شب گریان غمهایت نبودیم
حال دل این بی وفا گفتن ندارد
آقا خودت یک کربلا روزی من کن
اصلاً فـراق کـربلا گفتن ندارد
#نـوكــر_نـوشــت:
#مـهـدی_جـان
چه غصه ها که نخوردم برای #غیبت تو
چه گریه ها که نکردم برای #غربت تو
تمام خواست ما از خدا فقط این است
#ظهور یا #فرج عـاجل و #سلامت تو
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله،
، آدینتون معطر بنام #منتقم_خون_اباعبدالله
#به_یاد_شهیدان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
از دست هجر دلهره دارم چه میشود؟
آقا بگو که آخر کارم چه میشود؟
یابن الحسن سیاه شده زندگی اگر
پایان دهی بر این شب تارم چه میشود؟
چیز زیادی از تو نمیخواهم ای کریم
بنشینی از کرم به کنارم چه میشود؟
بی ارزشم، قبول ولی لطف کن بیا
هنگام مرگ سوی مزارم چه میشود؟
نذرم نشد ادا که شوم زائر رضا
با این بساط قول و قرارم چه میشود؟
دلتنگ کربلا شدم و جنت الحسین
سر روی مرقدش بگذارم چه میشود؟
لطفی کن و مرا برسان زیر قبه اش
با هیچ چیز کار ندارم چه میشود؟
جانم فدای دلهره ی زینب غریب
می گفت جسم بی سر یارم چی میشود؟
#نـوكــر_نـوشــت:
#یابنالحسن...
بیخود دلم خوش است به اشعار انتظار
ايـن حـرفهـا بــراي مــن آقــا نـمـیشـود
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم
آدینتون معطر بنام منتقم_خون_اباعبدالله
#به_یاد_شهیدان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
https://eitaa.com/Arbabhosyn
حال تو مثل کبوترهای بی بال و پر است
خنده هایت فاطمه! آرام جان حیدر است
بون نان در خانه پیچیده ست، پس شکرخدا
حال تو از روزهای قبل قدری بهتر است
خانه را جارو زدی، از بسترت برخاستی
از نگاهت می توان فهمید روزهای آخر است
ای ستون خانه ی من، حرفی از رفتن مزن
بی تو حالم مثل یک فرمانده ی بی لشکر است
این نمک نشناس ها آتش مهیا کرده اند
بی خبر از اینکه اینجا خانه ی پیغمبر است
موی زینب مثل حال حیدرت آشفته است
فاطمه! این حال و روز خانه ی بی مادر است
از همان روزی که آتش بوسه از بالت گرفت
جای بال زخمی و خاکی تو روی در است
چند ماهی می شود، حیدر شده خانه نشین
چند ماهی می شود زهرا میان بستر است
دستهایی را که می بوسید پیغمبر، شکست
راستی زینب چه حالی داشت وقتی در شکست
دست در دست حسن می رفت زهرا، ناگهان
روی خاک افتاد قرآن، سوره ی کوثر شکست
دستهای بسته ی مولا گواهی می دهد
بارها بعد از پیمبر حرمت حیدر شکست
یک مَلَک ای کاش چشمان حسن را می گرفت
لحظه ای که بی هوا بال و پر مادر شکست
#نـوكــر_نـوشــت:
#زهــرا_جــان💔
بغض دارم مرو از پیش علی، زهرا جان
تو نباشی چه کسی پاک کند اشکم را؟
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله
روزتون معطر بنام ارباب بیکفن
#به_یاد_شهیدان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_
عجل_فرجهم
تو آن ابری که سمتِ آسمان بیوقفه میباری
ولی در خشکسالِ این کویرستان گرفتاری
سرِ تابیدنت شمعِ وجودت آب شد هر شب
زمانی که همه خوابند، جای ماه بیداری
به خاکِ سجدهات جاریست، سیلِ دانههای اشک
به باغِ تربتِ اعلای خود تسبیح میکاری
تو آن یاسِ پُر از زخمی، که در پیراهنی گلدار
گلابِ سرخ، از گلبرگهایت میشود جاری
شکایت میکند از بانی #الجار_ثم_الدار
به جرمِ گریه و زاری، عجب همسایهای داری
چه میخواهند از جانت قماشِ کاتبان وحی؟
به این کوثرکُشان انگار، جانت را بدهکاری
تو را کشتند، اما دردهایت همچنان زندهست
تو را کشتند اما نه؛ هنوز انگار بیماری
هزاروچارصدسال است، زخمت همچنان تازهست
هنوز انگار بین آتشی؛ نزدیکِ مسماری
هزاروچارصدسال است، نامت شیعه میسازد
تو آن نوری که در آیینهها در حال تکراری
تو را کشتند اما نه؛ حکایت همچنان باقیست
تو آغاز لهوفی مطلع خونینِ اشعاری
#نـوكـر_نـوشـت:
#فاطمه_جـان
جای تمام شهر خودم گریه می کنم
از بس که خالیست در این خانه جای تو
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
#به_یاد_شهیدان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_
عجل_فرجهم
از جهانی که پر از تیرگی ما و من است
میگریزم به هوایی که پر از زیستن است
میگریزم به جهانی که پر از یکرنگیست
به جهانی که پر از گریهکن و سینهزن است
به همانجا که نفس قیمت دیگر دارد
اشکها دُرّ نجف، سینه عقیق یمن است
به همانجا که در آن باد صبا بسته دخیل
به عبایی که پر از رایحه ی پنج تن است
چه خراسان چه مدینه چه عراق و چه دمشق
هر کجا پرچم روضهست همانجا وطن است
دم مـن زندگـی و بازدمـم زندگی است
تا که روی لب من ذکر حسین و حسن است
قلب آن است که لبریز محبت باشد
تا ابد خانه ی اولاد علی قلب من است
#نـوكــر_نـوشـت:
دوشنبه ها #حسنی_ام به لُطف حضرت عِشق
#حـسین خـواست کـه دوروبَرِ #حـسن باشم
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير،
#دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهیدان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
هرکه دارد چشمهای تر پناهش میدهند
بنده وقتی میشود مضطر پناهش میدهند
هرکه خورده سیلی از مردم به دادش میرسند
چون ندارد آبرو دیگر پناهش میدهند
غالباً مهمان اگر ناخوانده باشد میخرند
غالباً درمانده را آخر پناهش میدهند
بد نشد افتاده ام از چشم صاحب کارهام
پادو وقتی دَربِدَر شد سر پناهش میدهند
تاسحر باید سِمِج باشد گدا این دور و بر
چونکه هرجور است پشت در پناهش میدهند
بنده ی سلطان که باشی پادشاهی میکنی
اسم هرکس میشود نوکر پناهش میدهند
خوش بحال آن کبوتر که اسیر مشهد است
لااقل وقتی ندارد پر، پناهش میدهند
لنگ دیدار خدا بودم که دیدم در حرم
هرکه میگوید رضا بهتر پناهش میدهند
من خودم اهل نجف، اجداد من اهل نجف
نوکر را در خانه ی حیدر پناهش میدهند
زیر پای زائران #کـربلا هرکس که مُرد
بچه های #فاطمه محشر پناهش میدهند
هیچ کس اطراف گودال بلا سیلی نخورد
هرکسی که مانده بی معجر پناهش میدهند
#نـوكـر_نـوشـت:
#حـسیـن_جـان
در سراشیبی ماه رمضانیم، دعایی دارم
در سراشیبی قبرم تو برس بر دادم😭
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير
روزتون معطر بنام #خامس_آل_عبا
#به_یاد_شهیدان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
ای قرار قلبهای بیقرار اهل بیت
ای طلوع صبح، در شبهای تار اهلبیت
میدمد صبحی که باشد صبح آغاز ظهور
میرسد روزی به پایان انتظار اهلبیت
قرنها فریاد «اللهم عجّل لظهّور»
بوده در این غیبت کبری شعار اهلبیت
ای به دستت ذوالفقار عدل، تا کی میکنی
اشک چشم نازنینت را نثار اهلبیت؟
سیدی، دست یداللهـی بر آر از آستین
تا به دست آید دوباره اقتدار اهلبیت
سیزده معصوم را کشتند از راه جفا
یوسف زهرا تویی دار و ندار اهلبیت
تا قیامت لشگر پاییز را نابود کن
با ظهورت میشود عالم بهار اهلبیت
قرنها در سینه ی ما شعله ی فریاد توست
عالمی در انتظار تیغ عدل و داد توست
#نـوكــر_نـوشـت:
#مـهــدی_جـان
درمان درد ما بخدا در #ظهور توست
تنها مراد ما همه فیض حضور توست
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله
آدینتون معطر بنام #منتقم_خون_اباعبدالله
#به_یاد_شهیدان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_
عجل_فرجهم
بی تو هر جا میروم احساس غربت می کنم
راه بر جایی ندارد هر چه همت می کنم
بی تـو آرام و قـراری نیست در دنیای ما
دور مانده از خوشی با هر که صحبت می کنم
نامه ی اعمـال من حـال تو را بد می کند
جمعه ها بدجور احساس خجالت می کند
غیر تو هر کس رفیقم شد نزد چنگی به دل
بعد از این تا زنده ام با تو رفاقت می کنم
روز و شب فکر همه هستم ولی فکر تو نه
حال هر کس جز تو را آقا رعایت می کنم
من که باری بر نمیدارم ز روی شانه ات
با چه رویـی بر تو اظهـار ارادت می کنم
#نـوكــر_نـوشـت:
#مـهــدی_جـان
ای دیدنت بهانهترین خواهش دلم
فکری بکن برای من و آتش دلم
دست ادب به سینهی بیتاب میزنم
صبحت بخیر حضرت آرامش دلم
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله
#آدینتون معطر بنام #منتقم_خون_اباعبدالله
#به_یاد_شهیدان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_
عجل_فرجهم
از کوچه به هنگام گذر خاطره دارم
میسوزم و باسوز جگر خاطره دارم
مانوس به اشکم چه کنم دست خودم نیست
آخر من ازین دیده ی تر خاطره دارم
یک روز عصا بودم و یک عمر خمیدم
از درد سر و درد کـمر خاطـره دارم
کابوس گرفته ز من این خواب شبم را
با آه شب و سوز سحر خاطره دارم
این پیری من زیر سر کودکی ام بود
در سن کم از غم چقدر خاطره دارم
رد میشدم از کوچه ی تنگ و جگرم سوخت
از سیلی و از چرخش سر خاطره دارم
بیزارم ازین سرعت بسته شدن در
من با لگد و آتش در خاطره دارم
#نـوكـر_نـوشـت:
#حـسـن_جــان
سیلیِ به #زهرا سبب مرگ #حسن شد
آری بخدا غصه ی ناموس کشنده ست
#دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهیدان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_
عجل_فرجهم
آقا به ما هم سر بزن ما هم گدائیم
در این بیابان گم شدیم اصلاً کجائیم؟
نوری بده در این شب تار جهنم
تا پا برهنه، سینه زن، پیشت بیائیم
در روضه ها گرچه به دنبال تو هستیم
اما پس از گریه فراموشت نمائیم
قطعاً اگر اینجا نمی آیی دلیلش
این است که ما مثل کاهی بی بهائیم
ما را به جرم عشقبازی دست بستند
آقا خدایی جان تو ما بی حیائیم؟
اصلاً کنار تو نشستن کار ما نیست
اما به راه دوستانت خاک پائیم
فردا به روی سینه های ما نوشته:
ما سینه زنهای عموجان شمائیم
آقا بگو تا زیر پای تو بیافتیم
با روسیاهی باز اما بی ریائیم
هرشب میان خواب و رؤیا با پَر دل
از زائران سرزمین کربلائیم
#نـوكــر_نـوشـت:
#مـهــدی_جـان
هر صبحِ جمعه ناحیه ها ندبه میکنند:
میآید او که منتقم و دادخواهِ ماست
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسین
سلام عليكم و رحمة الله،
#آدینتون معطر بنام #منتقم_خون_اباعبدالله
#به_یاد_شهیدان
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_وعجل_فرجهم