سلام و عرض خدمت دوستان عزیز
متن اشعار ولادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها مناسبت(( روز دختر )) و ولادت امام رضا علیه السلام ومناسبت ایام دهه کرامت....
👇👇👇👇
#مدح #ولادت_حضرت_معصومه
اول ذی القعده ماهی سرزده روی زمین
گشته روشن باردیگر دیده ی اهل یقین
از کرامات و عنایات خداوند مبین
پرز شادی خانه ی مولا امام هفتمین
امشب از لطف خدا ماهی دلار آمده
دختر نجمه گل زهرا به دنیا آمده
باردیگر در مدینه شور و غوغایی بپاست
باز بیت موسی جعفرپرازعشق وصفاست
سرزده ماهی که برکل جهان نوروضیاست
دخت نجمه خواهرمولاعلی موسی الرضاست
در جهان آیینه ی زهرای اطهر آمده
عاشقان دردانه ی موسی بن جعفرآمده
غنچه ای از بوستان آل عصمت واشده
موسی جعفر ز اکرام خدا بابا شده
دختر موسی بن جعفر زینت دنیا شده
ازقدومش شهریثرب به چه روح افزاشده
در سپهر دین حق ماهی درخشان سرزده
رحمت حق بر سر ما همچو باران آمده
حضرت داوود پیغمبر غزل خوانی کند
حورو غلمان ازشعف بهرش گل افشانی کند
خادم جنت براو آیینه گردانی کند
هاجر و مریم نگر گهواره جنبانی کند
نور باران گشته ازنور وجودش نه فلک
بهر تبریک آمده بادسته گل حوروملک
درجهان آیینه ی زهرا نما معصومه است
نورچشمان علی موسی الرضامعصومه است
معنی صبر و شکیبایی،حیا معصومه است
ازکرامات خدامشکلگشا معصومه است
آسمان دین حق را دخت موسی کوکب است
ازبرای هشتمین خورشیددین چون زینب است
صحن وایوان حریم او حریم کبریاست
آب سقا خانه ی اخت الرضا آب بقاست
دردمندان،مستمندان،این حرم دارالشفاست
هر که آید درحریم پاک او حاجت رواست
این حریم با صفایش جنت هرشیعه است
هر که گردد زائر صحن وسرایش بیمه است
شامل کل جهان امشب شده احسان تو
تو کرم کردی و من گردیده ام مهمان تو
گشته ام مهمان کنار سفره ی احسان تو
ازطفولیت شدم من ریزه خوار خوان تو
بار دیگر آمدم مولاتنا بر تو پناه
ازکرامت عبد درگاه خودت راکن نگاه
من کجامعصومه جان لطف وعطای توکجا
ای کریمه از کرم امشب نمابر من دعا
با نگاهی از کرم بنما مرا حاجت روا
قسمت و روزی من کن اربعین کرببلا
ریزه خوار سفره ات هستم غلام(رضا)
درد من را کن دوا یاحضرت مشکل گشا
#حاج_رضا_یعقوبیان
نو سرودهای تقدیم به آستان کریمهی اهلبیت(ع)
#حضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیها
#گلواژه_های_اهل_بیت_ع
با نگاهت، میزنـم با قدســیان پر، در بهشت
میگذارم سر،بر این خــاک معطـر، در بهشت
آب سقا خــانهات را هـر زمــان نوشـــیدهام
گوییا نوشـیدهام از حــوض کوثر، در بهشت
خوانده بودم:«با کریمان کارهادشوارنیست»
باز مبهــوتم، در آوردم چــرا سر در بهشت؟
خوب و بد،با هم،میان صحـن تو،پر میزنند
نیست قانونِ «کبـوتر با کـبوتر...» در بهشت
کوه خضـرم، ایسـتاده نـه، که میآیـم به سر
باهوای عطر تو،چون روز محـشر، در بهشت
شهدسوهانهای شَهرت،برده است از خاطرم
طعم آن گندم که خوردم،شام آخر،در بهـشت
رفتــم از قــم تا به مشـهد، با قـطـار واژهها
تاکه خواندم از برادر،پیش خواهر،در بهـشت
گــر چــه دور از آن بهشـت زیــر پای مـادرم،
جای مادر،سوی دختر،میکشم پر، در بهـشت
چشمهی تسنیم و نهرند، اشکهای چشـم من
پیش چشمم ردشد آخر،روضهی در،دربهشت
میشـود یعنی بخــوانی در قـیامت هم مرا؟
تا بخــوانم از شکــوهت، بار دیگر در بهشت
ما به جـــای قبــر پنهـان، زائـر صحـن توایم
فاطمه! ما را شفاعت کن،چو مادر،در بهشت
#قاسم_صرافان
#ولادت_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
آن که در شـأن نزول خود به کوثـر رفته است
فاطمه نامش شده از بس به مـادر رفته است
از مقام نجمه چیزی کم نخواهد شد که هیچ
افتخارش نیز شد مادر به دختر رفته است
عجز خود را در بیان کردن ، نموده آشکار
هرکسی در وصف این بانو به منبر رفته است
سر درآوردم به ناگـاه از دل سُلـطانِ طـــوس
هر زمان ذهنم فرو در فکر خواهر رفته است
با `فداها” گفـتنِ موسیِ بن جعفر ، شک نکن
شأن او بسیار از مــریـم ، فراتر رفته است
او تحمّـل کـرده ما را ســالهای سـال ، چون
وقت کظم غیض به موسی بن جعفر رفته است
زائر او رتبه اش با زائر سُلطـان یکی ست
چونکه این خواهر تماماً به برادر رفته است
با سروری بی نظیر آمد برون از آن حرم
هر دلی که وقت پابوسی مُکــدّر رفته است
مرقدش ، خاصیّتش این است، زائر دفعتــاً
پـایْ بـوس یازده فــرزند حیـــدر رفته است
نه فـقـط او را زیارت کــرده زائــر ، باطــناً
—در مدینه خانه ی زَهرای اطهر رفته است
پیش از محشر ، به جنّات خُدا داخل شده
هرکسی یک بار حتّی سمت این در رفته است
در طریق وصـل چون ما راه رفتن خوب نیست
خوشبحال آنکه در این راه با سر رفته است
دم به دم در قــبر مهمانـــند او را اهل بیت
هر کسی بر آستانْ بوسی مکرّر رفته است
کفش را از پا در آر اینجا که این محدوده را
هر سحر پیش از اذان جبریل با پَر رُفته است
#محمّد_ قاسمی
#ولادت_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
شب شب خوشحالی بی وصف کوثردارهاست
روز روز محشر است و روز محشردارهاست
شب در میخانه خیل عاشقان صف بسته اند
صبح فردا نوبت مستی ساغردارهاست
عارفان تو سر از تن می دهند آخر به باد
ننگ امشب خورده بر پیشانی سردارهاست
هر که دستش بیش سهم شادباشش بیشتر
روز میلاد تو بانو! روز مجمردارهاست
نقره جایی که طلا باشد ندارد قیمتی
خانه ی موسی بن جعفر خانه زردارهاست
گرچه خوشبخت است هر کس که پسر دارد ولی
غالباً لطف خدا مشمول دختردارهاست
مثل مادر، مادری خرج برادر می کند
بخت پس در هر دو صورت یار خواهردارهاست
دنیا شده پر از نور
یه جورایی شبیه یک رویا
یه خواهر و برادر
قدم گذاشتن به سر دنیا
برادری
که پناه بی کسونه
خواهری که
خیلی خیلی مهربونه
نور خدا تو چهره شون معلومه
امام رضا و حضرت معصومه
خوش اومدی یا حضرت معصومه
امام مهربونم
اسم تو رو لبامه خوشحالم
می خوام بیام به مشهد
خودت بیا بده پر و بالم
مشهد تون
مرکز کشورمونه
دست شما
رو سر رهبرمونه
کشوری که خورشید هشتم داره
هرچی داره از مشهد و قم داره
امام رضا، امام رضا، یا مولا
#مهدی_شریفی
#سرود وتوسل ویژۀ دهۀ کرامت و ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها
ای جاری ترین ذکر روی لبام
ای بانوی عشق! بی بی سلام
ای اوج معانی زهرای ثانی
تو قبله گاه ایرانی
ای اوج تمنّا معنی دریا
ای صحن تو صحن زهرا
شاهانه می رسم، به محضرت
مستانه، اسم تو طراوت بارانه
تو ملیکه و رضا سلطانه
«بی بی جان حضرت معصومه»
من امشب ازت روزیم و میخوام
ای بانوی عشق! بی بی سلام
عشقت بی کرونه اسمت کرونه
تو قلبم عشقت می مونه
من با هر بهونه میشم دیونه
هر کس که از تو میخونه
دریایی...
توی این شبا میشم رویایی
تو تولدت میشم زهرایی
میخونه رضا برات لالایی
«بی بی جان حضرت معصومه»
از مشهد میاد این نغمه مدام
جان خوش اومدی! خواهر سلام
بین مشهد و قم، قلبم شده گم
چون یاکریمه سلطانم
چون این خانواده رزقم رو داده
عبدِ قدیمه سلطانم
از مشهد....
این صدا، به گوش عالم اومد
وقتی که فرشته نقاره زد
ماه آسمونی قم سر زد
.
رضا نشست و به معصومه اش نگاه انداخت
چُنان که چَشمه ی ذوقِ مرا به راه انداخت
خدا چه خوب ادا کرده حقِّ مطلب را
به نام فاطمه آورده است زینب را
و ماهِ اول ذی القعده تا که پیدا شد
دخیل های ضریحِ برادری وا شد
ببین که حضرت نجمه چه کوکبی آورد
برای شاهِ خراسان چه زینبی آورد
مقامش آینه ای از مَدارج پدر است
عجیب نیست که بابَ الحوائج پدر است
برای تشنه لبان باده را به خُم آورد
مزار مادر خود را به شهر قم آورد
عجیب نیست که قم طعنه بر مدینه زده
که سنگِ مادر سادات را به سینه زده
چه باشکوه به دستان خود عَلم دارد
از این به بعد بگو فاطمه حرم دارد
منِ فراری از این و آن بریده، کجا؟!
پناه چادر سر تا فلک کشیده، کجا؟!
مرا ببخش که شعرم برات زیبا نیست
به مدحِ فاطمه ها بهتر از علی ها نیست
تویی تو فاطمه! مدحِ تو نیز قرآن است
برادرت به حقیقت علیِ ایران است