🥀🥀🥀
متن مداحی حاج مهدی اکبری کاش بودی کرب و بلا کنار حرمم حرم داشتی حسن
—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–
کاش بودی کرب و بلا کنار حرمم حرم داشتی حسن! – ♫♪
کاش بودی کرب و بلا یه ایوون طلا تو هَم داشتی حسن
دور ضریحت پر سینه زن بود ، مادرمون فاطمه بی محن بود.. – ♫♪
یک شبِ جمعه حَرم حسین و یک شب جمعه حرم حسن بود
من گنبدی دارم و گنبد بقیع گرد و غباره – ♫♪
من یک ضریح دارم و تو سایه بونم قبرت نَداره
برادر بی حرمم ، حسن حسن حسن… – ♫♪
کاش بودی کرب و بلا تو بین الحرمین حَرم داشتی حسن
کاش یه گنبدی شبیه به گنبدِ حسین، تو هم داشتی حسن!! – ♫♪
گنبدامون شبیه کاظمین بود، قشنگترین بهشت عالمین بود!
پرچم سبز یا حسن کنار پرچم سرخِ ذکر یا حسین بود… – ♫♪
🥀🥀🥀🥀🥀
صحن و سرایِ من؛ شلوغه و بقیع زائر نَداره
صحنت تو دلم و چشام، آسمونش پر از ستاره – ♫♪
برادر بی حرمم ، حسن حسن حسن…
کاش بودی کرب و بلا کنارِ خیمه گاه حرم داشتی حسن – ♫♪
پیش قبر من تو هم یه دونه بارگاهِ تو هم داشتی حَسن
هیچکسی غربت حسن نداره ، این همه داغ دل شکن نداره!! – ♫♪
درسته که بی حرمی حسن جان، وَلی حسینت هم کفن نداره..
لا یوم کَیومکَ حسین به کربلا عَطشان حسین جان – ♫♪
ذکرِ شب و روز امام مجتبی عریان حسین جان
برادر بی کَفنم ، حسین حسین حسین…….. – ♫♪
—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–
کاش بودی کرب و بلا کنار حرمم حرم داشتی حسن حاج مهدی اکبری
روضه امام حسن گریز به حضرت زهرا سلام الله علیها
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
روایت داریم هر شب جمعه که ابی عبدالله مدینه بود … کنار قبرستان بقیع زیارت برادرش امام حسن می رفت… چه امام حسنی قربونش برم .. چشمی که برا غربت امام حسن گریان باشه، گریان وارد محشر نمیشه …
الهی بمیرم براش … مگه میشه اینقدر کسی غریب باشه ؟ حتی دوستانش وقتی بِهش سلام میکردن میگفتن: “اَلسلامُ علیک یا مُذِّلَ المؤمنین”
غصه، مظلومیت، همین بس این همه سال بعد امیرالمؤمنین می نشست پایِ منبرا…
خطبای ملعون، روی منبر می رفتن مولا علی رو لعن می کردن، دشنام می دادن ، بی ادبی می کردن …
فقط نوشتن یه جا امام حسن از جا بلند شد دیگه طاقت نیاورد، وقتی مُغیرۀ ملعون رفت بالای منبر .. تا اومد
بی ادبی کنه امام حسن بلند شد فرمود : نانجیب تو دیگه بنشین گمان میکنی من از یادم رفته، اون روز تو کوچه با مادرم چه کردی؟
اون صحابی آقا رو دید گفت: آقا من باباتون رو هم توی این سن دیدم اینقدر سر و روش سفید نشده بود که سر و روی شما اینقدر سفید شده؟
حضرت فرمود : آن چیزی که من دیدم اگه بابام هم دیده بود بدتر از این روز من می شد…
حالا میخوام از اون روز امام حسن برات بگم:…*
بی تاب و تبِ خسته حالی بود
سخت گیرِ شکسته بالی بود
چادرش بین کوچه، پا خور شد
بسکه از غم قدش هِلالی بود
با مادرم رفتیم مسجد رسول الله
جای بابا چقدر خالی بود
از دل آهی کشید و با گریه
خطبه هایش همه سئوالی بود
نفسش بارِ لخته ی خون داشت
سوزِ آهش در آن حوالی بود
خطبه اش جاودانه بر می گشت
با قباله به خانه بر می گشت
آه! ظلم سقیفه بی حد شد
غیرتیان! راه کوچه به آیینه سد شد
همۀ نور و چنگِ تاریکی
اتفاقی که باب خواهد شد
ضربِ دست چپش زبان زَد بود
زدنِ سیلی اش زبان زَد شد
هر قدر روی پا پریدم باز
دستِ سنگینش از سرم رد شد
بعد از آن راه خانه تا مسجد
طولِ یک خطِ سرخ مُمتد شد
آنقدر به غرور من برخورد
حسنش کاش از غمش می مُرد
*تا همین جا هم بسه، اما شبِ امام حسن ان شاءالله حقش رو ادا کنیم…*
چه بگویم که زار و مضطر گشت
قد کمان بود و قد کمان تر گشت
در مسیرِ عبورِ عابرها
ریخت نیلوفری که پرپر شد
“فَرَفَسَها بِرِجلِهِ…” ای وای
آنقدر دورِخویش مادر گشت
هر قدم چشم او سیاهی رفت
وسط کوچه موقع برگشت
زخم هایش دوباره سر وا کرد
مرگ خود از خدا تمنا کرد
*برای این روضه بهترین روضه همون روضه ای است که خودِ امام حسن در عالم رؤیا به عَبدُالزَهرا فرمود: عَبدُالزهرا! اگه میخوای روضه ی ما رو بخونی این طوری که من میگم بخون:
روضه ی ما اهل بیت اون ساعتی بود که دستم توی دستِ مادرم بود..خوشحال از مسجد داشتم برمی گشتم ..یه وقت نانجیب اومد جلو راهمون
رو سد کرد … عَبدُالزَهرا یه ضربه به مادرم زد اما دو گونۀ مادرم کبود شد…
عرض ادب و ارزوی زیارت خدمت سالار شهیدان
(من ایرانم و تو عراقی)
\\من ایراندایام سن عراقدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
\\آدین حک اولوب بو دوداقدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
باشدا وار شوقِ ،طوافِ نِینوا
دردِ عشقه گَل ،کَرَمله قیل دوا
بیرده یاز مولا،پیاده کربلا
عزیزِ زهرا
قلبیمیز دوتدی ، سُراغیوی حسین
باشه ویر آخر ، فَراقیوی حسین
گویلوم ایستیری ، رَواقیوی حسین
عزیزِ زهرا
\\من ایراندایام سن عراقدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
\\آدین حک اولوب بو دوداقدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
عشقیوین دیلدن ، اَسیرییَم حسین
بَزمِ عشقیوین ،حَقیرییَم حسین
بابِ اِحسانین ،فَقیرییَم حسین
گدایه بیر باخ
هر کیم اوز عشقین ،سنه نشان ویرر
قلبینه عشقون، ایله توان ویرر
هر ئولی جسمه ، دوباره جان ویرر
گدایه بیر باخ
\\من ایراندایام سن عراقدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
\\آدین حک اولوب بو دوداقدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
گول آدون قلبه ،صفا ویرر حسین
جانه عشقوندی ،جَلا ویرر حسین
هر نه درد اولسا ،شِفا ویرر حسین
یارالی ارباب
عزّتِ عالَم ، بو آسِتانه ده
نوکر اولدوم من ،سنه زمانه ده
عمرومون دادی (مَزه) ، بو بیر ترانه ده
یارالی ارباب
\\من ایراندایام سن عراقدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
\\آدین حک اولوب بو دوداقدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
من آقا سَنسیز ،جهاندا (بیکَسم)
بَسدی کی آدون ،ئولونجه سَسله سَم
وای اگر قبرون ،دوباره گورمه سَم
دوزَنمرم من
یولداکی موک،دوشوبدی یادیمه
روضه ی هر شب، دوشوبدی یادیمه
او سوسوز لَبلر ،دوشوبدی یادیمه
دوزَنمرم من
\\من ایراندایام سن عراقدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
\\آدین حک اولوب بو دوداخدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
\\آیریلیق ابری یاغیر بو توپراقا//
\\دای منه هئچ یئر حرم دییر آقا//
\\آند ایچیم قوی من او قانلی قونداقا//
\\اؤلؤرم آقا//
\\کربلاسیز من نه ائیلرم حسین//
\\گور نجه قلبیم ائدیب ورم حسین//
\\قیل اوزون حتما بو ایل کرم حسین//
\\اؤلؤرم آقا//
\\من ایراندایام سن عراقدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
\\توان قالمیب بو قوناخدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
\\آی گوزل سلطان داریخمیشام سنه//
\\قبریوه قربان داریخمیشام سنه//
\\قالمیشام حیران داریخمیشان سنه//
\\آرام جانیم//
\\رحم ائله جانا بو غملی حالیمه//
\\باخ اوزون بیردن جماله زردیمه//
\\کربلا والله دوادی دردیمه//
\\آرام جانیم//
\\من ایراندایام سن عراقدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
\\آدین حک اولوب بو دوداقدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
\\آیریلیق ابری یاغیر بو توپراقا//
\\دای من هئچ یئر حرم دییر آقا//
\\آند ایچیم قوی من او قانلی قونداقا//
\\اؤلؤرم آقا//
\\کربلاسیز من نه ائیلرم حسین//
\\گور نجه قلبیم ائدیب ورم حسین//
\\قیل اوزون حتما بو ایل کرم حسین//
\\اؤلؤرم آقا//
\\من ایراندایام سن عراقدا//
\\من اوزاخدا سن اوزاخدا//
#امام_حسن_مجتبی علیهالسلام
#چارپاره
🔹چه بگوید؟🔹
فاطمه مادر حسین و حسن
گله کرد از وصال شیرازی
گفت: ای آنکه از برای حسین
شعر نغز و چکامه میسازی!
آفرین! از حسین من گفتی
نیست اما مگر حسن پسرم؟
از غریب مدینه یادی کن!
بگو از داغ پارۀ جگرم!
شور شعر حسن گرفت وصال
چشم او تا سحر ز غصه نخفت
طبع ترکیببندگوی زلال
چند بندی رثای او را گفت
گفت اما لطیف و در پرده
محضر فاطمه ادب میکرد
از همان لحظهای سخن میگفت
که حسن طشت را طلب میکرد
چند بندی سرود طبع وصال
تا شود فاطمه از او دلشاد
چند بندی سرود سربسته
شعرها را ولی ادامه نداد
دید اگر شعر را ادامه دهد
دل زهرا دوباره خواهد سوخت
نه مگر قرنها دل مادر
از همین رنجهای بیحد سوخت؟
چه بگوید؟ بگوید ای مادر
زخم، آن جسم را تصرف کرد؟
همسر مجتبی به شوهر خود
کاسۀ زهر را تعارف کرد؟
چه بگوید؟ بگوید ای مادر
خون دلها بهسان رود شده؟
زهر، سوزانده تار و پودش را
چهرهاش مثل تو کبود شده؟
چه بگوید؟ بگوید ای مادر
از سپاه امام، غیرت رفت؟
جانماز و ردا و خیمۀ او
در کف دوستان، به غارت رفت؟
چه بگوید؟ بگوید ای مادر
دل عالم به یاد او میسوخت؟
وقت تشییع، تیرهای حسد
تن و تابوت را به هم میدوخت؟
چند بندی سرود طبع وصال
تا شود فاطمه از او دلشاد
چند بندی سرود سربسته
شعرها را ولی ادامه نداد...
📝 #جواد_محمدزمانی
┅┅┅┅┄❅💠❅┄┅┅┅┅┄
ای گل بستان آل مصطفی
سبط پیغمبر امام مجتبی
تو گلی از گلشن پیغمبری
جان زهرا از تبار حیدری
تو امام دومینی یا حسن
سبط ختم المرسلینی یا حسن
بر علی و فاطمه نور دو عین
هستی زینب تویی جان حسین
هر دلی با ذکر نامت منجلی
بر تو مینازد گل عالم علی
توکریم اهل بیت عصمتی
دستگیر شیعیان امتی
تو امامی مهربانی یاحسن
باب حاجات جهانی یا حسن
عالم هستی بود مهمان تو
ریزه خوار سفره ی احسان تو
ایکه هستی بر همه عالم پناه
جمع ما را از کرامت کن نگاه
با نگاهت کار عیسی می کنی
بی عصا تو کار موسی می کنی
با نگاهت از همه دل میبری
خوب و بد ها را تو باهم میخری
تو چوشمعی و منم پروانه ات
از طفولیت گدای خانهات
سائلم در را به رویم باز کن
این دلم آماده ی پرواز کن
در مدینه آیم و مهمان شوم
پشت دیوار بقیع گریان شوم
حامل علم نبی قدرت رفیع
قبر خاکی تو باشد در بقیع
عالمی حیران بود از صبر تو
غربتت پنهان بود از قبر تو
دشمن بی دین شکسته حرمتت
غربتت پیدا بود از تربتت
بعد پیغمبر چه دیدی یا حسن
از مصیبت ها خمیدی یا حسن
دیدهای گلخانه را آتش زدند
پیش حیدر خانه را آتش زدند
دیده ای از خانه بالا رفته دود
دیده ای رخساره ی مادر کبود
دیده ای مادر شده نقش زمین
پیش چشمان امیرالمومنین
دیدهای مادر فتاده پشت در
ایستاده خواهرت با چشم تر
دیده ای غنچه ز شاخه شد جدا
محسن شش ماهه گردیده فدا
از پیمبر دشمن بی دین گسست
پشت در پهلوی زهرا را شکست
جای عرض تسلیت، حق نمک
می زدند از کینه مادر را کتک
گرچه زین درد و مصیبت سوختی
درس صبر از مادرت آموختی
زین همه رنج و محن خون شد دلت
زهر آخر زد شرر بر حاصلت
عاقبت شد قاتل تو همسرت
آمده اندر کنارت خواهرت
آمده عباس آن نور دو عین
در کنار بستر تو با حسین
سوختی از این همه رنج و محن
خون قلبت ریخت در بین لگن
جان خود دادی براه داورت
سوخت از داغ غم تو خواهرت
کاش ای مولای عالم در وطن
نیمه ی شب دفن می شدآن بدن
ای که بودی شمع جمع انجمن
وقت تشییع جنازه یا حسن
در کنار قبر یاس و یاسمن
روز روشن تیرباران شد بدن
ای گل زهرا (رضای) بیکسم
مهر تو در عالم هستی بسم
شاملم لطف خطاشوی شماست
آرزویم دیدن کوی شماست
#رضا_یعقوبیان
🏴🏴🏴🏴🏴خادم اهلبیت کمالی 🦋🦋🦋
#مجلس_یزید (لعنت الله علیه)
شام خاکت به سر،ای کاش که گردی تو خراب
ده نفر را همه بستی به سر و دست طناب
فاطمه چشم تو روشن،وسط بزم شراب
خنده کردند به لیلا و عروس تو رباب
جای دارد که بمیرد ز همین غم آدم
که بوَد گرد نوامیس خدا نامحرم
چشم ها از همه سو،تا که به زنها افتاد
زین محن ولوله در عرش معلی افتاد
بین آن بزم دگر، زینب کبرا افتاد
مادرش فاطمه در پای سر از پا افتاد
تا به لبهای حسین چوب به شدت می خورد
دستها رفته به بالا و به صورت می خورد
خواهرش دید و صدا زد که حرامی زاده
بزن آهسته،نبی بوسه بر این لب داده
بزن آهسته که آن سوی علی استاده
بزن آهسته،سکینه به زمین افتاده
به لب خشک حسین خنجر تیزی می زد
وای من سرخ مویی حرف کنیزی می زد
محمود اسدی(شائق)
سلام برادر عزیز خواهر
پاشو ببین که زینب اومده زیارت
با چشم پر اشک با دلی پر خون
بگم برات هزار تا قصه و حکایت
تموم هستم ببین شکستم
شکسته تر ز خواهرت کسی ندیده
یه عده گلچین گلامو چیدن
یه روزه شد زینب تو پیر و خمیده
باغ دلم خزون شده
یه صبح تا ظهر قامت من کمون شده
کابوس من موقع خواب
حرمله و سه شعبه و کمون شده
تا شد سر تو به روی نیزه
موندم میون یه عده هرزه
زل زده دشمن به قد و بالام
چهار ستون تنم می لرزه
وای زینب قد خمیده
وای به کربلا رسیده
اومد به یادم اون ظهر پر غم
دیدم که افتادی زمین بی جان و بی حال
دشمن نشسته به روی سینه
تو پاشنه هاتو می کشی بر خاک گودال
دشنه و خنجر به روی حنجر
هرگز نمیشه باورم این صحنه را من
دیدم که دشمن سر را جدا کرد
با ضربه های محکمش از پشت گردن
فاطمه داشت نگاه می کرد
دشمن تو سر از تنت جدا می کرد
هرچی می گفت رگ و نزن
عدو با بی حیایی خنده ها می کرد
مُردَم برادر ز فرط بیداد
رأس تو بین دستان صیاد
خون لخته بس که بین گلوته
حلقوم پاره به خس خس افتاد
وای زینب قد خمیده
وای به کربلا رسیده
نیزه سوارم خواهشی دارم
نگیر تو رو خدا سراغ از گل لاله
شرمنده اتم من آخه برادر
جا مونده تو خرابه پیکر سه ساله
از شدت مشت موند جای انگشت
رو صورت رقیه و نمی ره از یاد
نشد رقیه ات هفت سالش اما
خیلی خیلی زود دندونای شیریش افتاد
روم نمیشه بگم داداش
چی شد شکسته شد دو تا گوشواره هاش
زمانی که خیمه ها سوخت
آتش گرفت تموم ریشه ی موهاش
امون ز ظلم و کینه ی این قوم
امون ز قلب سنگین مردم
بس که جراحت بوده به جسمش
غسلش ندادم کردم تیمم
حسین ......آآآآآیییییی
حسین آه آه آه
التماس دعا داریم 🙏
به اون کسایی که یواش یواش دارن ساکشونو جمع میکنن
تا پیاده برن دست بوس آقا😢
سلام عاشق اباعبدلله😔✋
التماس دعا، ما رو هم فراموش نکنید...
یه زمانی کسی میرفت کربلا خیلی تو چشم بود
ولی الان کسایی که جاموندن بیشتر تو چشمن
یا اباعبدالله(علیه السلام)....
پایم که جامانده....
دلم را میفرستم به زیارت ارباب...💔
انگار که قسمت نیست....
چشمانم کربلایی شوند....
امسال هم دلم راهی کربلا میشود....🕌
درآن زمین که پناه تمام عالم بود
فقط برای من روسیاه جا کم بود؟؟؟😢
هان ای کسانیکه به زیارت مولایمان شرفیاب می شوید::
از قول جاماندگان اربعین به مولایمان بگویید::::
ای آقایی که قوانین عبور رادرمرزهابه هم میزنی
وقانون عاشقی راحاکم میکنی !
کنارپل صراط منتظر
کرمت می مانیم
تابیایی قوانین عبور
راکناربزنی وعاشقانت را❤️
بی حساب عبوربدهی...😔
از همه ی دوستانی که زائر کربلا هستن التماس دعا😭🙏