312.4K
زمینه امیرالمؤمنین علیه السلام
حبل المتین علی، حق الیقین علی
نام تو تا ابد، شور آفرین علی
استاد رزم یل ام المبین علی
عجب شوری داره نام حیدر
منم مأموم و امامه حیدر
فقط ذکر رو لبامه حیدر
منم تا محشر غلام حیدر
علی امام من است و منم غلام علی
هزار جان گرامی فدای نام علی
قسم به لحظه ی شیرین من یمت یرنی
که ایستاده بمیرم به احترام علی
حق علی مولا، مولانا علی
ــــــــــــــــــــــــــــ
نام آوره علی، دل می بره علی
هم اوله علی، هم آخره علی
ایوون طلای نجفش محشره علی
چقدر دلخواهه نجف بمیرم
تو صحن شاه نجف بمیرم
همین یعنی عاقبت به خیری
یه روز توو راه نجف بمیرم
سرم فدای علی و دلم فدای نجف
به دل هوای علی و به سر هوای نجف
به روی سنگ مزار من اینچنین بنویس
منم گدای علی و منم گدای نجف
حق علی مولا، مولانا علی
#وحید_محمدی ✍
آبان ۱۴٠۳
#امیرالمؤمنین ع
#زمینه #امام_علی
زمینه؛ بمون کنار حیدر.mp3
1.47M
#فاطمیه
#زمینه
🔹بمون کنار حیدر🔹
ای شب قدر بندگی فاطمه
ای اشتیاق زندگی فاطمه
ای غمگسار حیدر
صبر و قرار حیدر
بمون کنار حیدر
اگه بری حیدر تک و تنها میمونه و
غریب دنیا میمونه و
دیگه بی زهرا میمونه
اگه بری حیدر میشه بی تو خونهنشین
بین مدینه تنهاترین
اسیر غمها میمونه
«دار و ندار حیدر فاطمه
بمون کنار حیدر فاطمه»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کاشف کرب حیدری فاطمه
غصه رو از دل میبری فاطمه
ای باوفای حیدر
ماه شبای حیدر
بمون برای حیدر
بین غم و غصه نذاری تنها حیدرو
چهجور بگم یا زهرا نرو
غرق غم و داغم بیتو
اگه بری روز علی میشه شبهای تار
میشه زمستونم بیبهار
خزون میشه باغم بیتو
«دار و ندار حیدر فاطمه
بمون کنار حیدر فاطمه»
شاعر و نغمهپرداز: #رضا_خورشیدیفرد
.
|⇦•بمیرم که تو بستر افتاده ای...
#واحد_حضرت_زهرا سلام الله علیها اجرا شده در ایام فاطمیه به نفس سید رضا نریمانی
●━━━━━━───────
بمیرم که تو بستر افتاده ای
برا رفتن انگار که آماده ای
ازم رو نگیری شب آخری
تویی که فقط همدم حیدری
نداری تَوُونی دیگه نیمه جونی
نرو از کنارم تو خیلی جَوُونی
سکوتت رو بشکن بزن حرفی با من
عزیزم نمیشه ازت دل بریدن
چه روزای سختی شده
دل نگرون بچه هام
چه شهریِ هر جا میرم
بهم نمیدن جواب سلام
حیدرو تنها نذار...
حسن که نگفت از توکوچه برام
واسه اینکه بیشتر نشه غصه هام
غمت رو تودیگه نریز تو دلت
بگو از توی کوچه و قاتلت
بگو که یه نامرد تو اون روز پردرد
چطور اومد و چادرت رو لگد زد
بگو از چشِ تار، کبودیِ رخسار
بگوچی شد اون روز که خوردی به دیوار
با کینه ی از من اومدن
سیلی به روی تو زدن
دیگه نرفت از اون به بعد
یه خواب راحت حسن
نمازات عزیزمنشسته شده
بمیرم که پهلوت شکسته شده
اینا از همون روز که پشت در
تو رفتی که باشی برا من سپر
رسیدن با هیزم در خونه مردم
توی اون شلوغی صدای تو گم شد
تا بال وپرت سوخت دل دخترت سوخت
تو بودی تو آتیش ولی حیدرت سوخت
زندگیم وبهم زدن تا که لگد زدن به در
در افتاد و رد شدن از روی تنت چهل نامرد
صدای در، دری که تو شغله سوخت
دری که میخ و توی سینه دوخت
صدای جیغ، تویِ خاکستر و دود
کی میدونه، چرا تمام صورتت شده کبود
یا زهرا ...
ــــــــــــــــــ
#سید_رضا_نریمانی
#حضرت_زهرا سلام_الله_علیها
#فاطمیه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
Shab1Fatemieh1-1402[01].mp3
13.71M
▪️گر نگاهی به ما کند زهرا (روضه)
🎙 بانوای: حاج #میثم_مطیعی
گر نگاهی به ما كند زهرا
دردها را دوا كند زهرا
بر دل و جان ما صفا بخشد
گر نگاهی به ما كند زهرا
كم مخواه از عطای بسیارش
كآنچه خواهی، عطا كند زهرا
بضعۀ مصطفی بُوَد زآنرو
جلوه چون مصطفی كند زهرا
خانۀ وحی را، ز رخسارش،
رشكِ غار حَرا كند زهرا
نه عجب گر به شأن او گویند،
خاك را كیمیا كند زهرا
این مقام كنیز او باشد
تا دگر خود، چهها كند زهرا!
چهره پوشد ز مرد نابینا
تا بدین حد، حیا كند زهرا
در طرفداری از خدا و رسول
به علی اقتدا كند زهرا
روز محشر -كه از شفاعت خویش
حشر دیگر به پا كند زهرا-
همچو مرغی كه دانه بر چیند،
دوستان را جدا كند زهرا
چه شود گر زِ رحمت بسیار
حاجت ما روا كند زهرا؟
چه شود گر که بر «مؤید» هم
نظری از وفا کند زهرا
شاعر: سید رضا مؤید✍
#روضه_حضرت_زهرا
.
#امام_زمان
منو ببخش برای لحظه هایی
که بردم از یاد تو رو مهربونم
از من فقط بدی رسید و تنها
خدا به خاطر تو داد امونم
دلگیر جمعه ها برای اینکه
دلگیری از منو تموم کارام
وقتی که تو راضی نباشی از من
بارونی شبیه ابره چشمام
این که میگم دوست دارم دروغ نیست
دروغِ هر چی غیر از این شنیدی
بیا که پیر شدم توی جوونی
رنگ موهام میزنه به سفیدی
قصه عشق من به تو نبوده
برای این یکی دو روز دنیا
من اگه مردم و تو رو ندیدم
بدون که بودم عاشق تو تنها
هر جا میرم یاد تو ام عزیزم
چون که تو هم به یادمی همیشه
من تو رو دوست دارم فقط ببینم
قسمت من میشه یا که نمیشه؟
گریه کن روضه شاه بی سر
کجایی روضه خون مشک بی آب
تو رو به جون عمه سه ساله ت
منم نگاه کن نوکرت رو دریاب
گریه کن روضه ی فاطمیه
روضه مادر و خودت بخونش
دلیل مرگ مادرت غلاف
غلافی که خورده به استخونش
#مناجات_با_امام_زمان عج
#فاطمیه
#بهمن_ترکمانی
.
.
#حضرت_زهرا سلام_الله_علیها
#غزل_مرثیه
۱۱۴۱
بانوی من به غصه چرا خو گرفتهای
من محرم توام ز چه رو، رو گرفتهای
در بین کوچه حامی حیدر شدی ولی
دیدم مدال خویش به بازو گرفتهای
این گونه راه میروی و میکُشی مرا
ره میروی و دست به پهلو گرفتی
هنگام پاشدن کمک از دست من بگیر
برخاستی و دست به زانو گرفتهای
هر بار که بدون کمک راه میروی
احساس میکنم که تو نیرو گرفتهای
#محمود_اسدی_شائق ✍
#فاطمیه
.
.
#حضرت_زهرا
#فاطميه
گریه کنید مادر ما بیگناه بود
گریه کنید مادر ما پا به ماه بود
حوریه ای که برگ گل آسیب میزدش
در قتل او مشارکت یک سپاه بود
یک لات هم نبود بگوید در آن میان
نامرد، این زنی که زدی بی پناه بود
دیگر کسی به چهره ی قبلش نمی شناخت
پایین پلک فاطمه از بس سیاه بود
از شدت خجالت از هم در این سه ماه
راه کلام این زن و شوهر، نگاه بود
جای تمام شهر برایش علی گریست
جای تمام شهر علی غرق آه بود
نگذاشت تا که فاطمه نفرینشان کند
ورنه به آه فاطمه عالم تباه بود
همصحبتی نداشت دگر بعد فاطمه
تنها کسی که گوش به او داد چاه بود
رغبت نداشت پا بگذارد به خانه اش
راه عبورش از وسط قتلگاه بود
#یامظلوم✍
.
ای همسر باوفای حیدر.mp3
1.86M
ای همسر باوفای حیدر
ماند از تو چه دختری موقّر
هم دختر خانه دار بابا
هم خواهر و مادر برادر
می کُشد علی را دخترت به قرآن
پیش من بخندد با سینه بریان
دیدم که به دیده های خونبار
دور از همه در دل شب تار
پیراهن غرق خون مادر
شوید به سرشک دیده ای یار
ای یاد تو آتش دل من
افتاده گره به مشکل من
یک سو غم گل، ز سوی دیگر
غمباد گرفته بلبل من
کِز کرده حسینم چون جوجه ی مضطر
ترسم که بمیرد از غصه مادر
از روز و شبش خبر ندارد
چشم از درِ خانه بر ندارد
دستاس تو را بغل گرفته
جز ناله و چشم تر ندارد
#فاطمیه #حضرت_زهرا #حاج_حسن_خلج
.
.
#هجوم_به_بیت_وحی
آتش افتاده به جان همه اما چه شده؟
همه جمعند در خانه ی مولا چه شده؟
آسمان ناله زدو گفت درآن جا چه شده؟
فاطمه پشت در افتاده خدایا چه شده؟
دودی از آتش آن در به سماوات رسید
گل یاس نبوی را چه جراحات رسید
به فلک ناله ای از مادر سادات رسید
که خبر داشت که درعالم بالا چه شده؟
آسمان دید که برعرش طنین افتاده
شعله بربال وپر روح الامین افتاده
غنچه پرپر شده وگل به زمین افتاده
وای فضه توبگو پهلوی زهرا چه شده؟
فضه میگفت که از چشم گهربار بپرس
من نگویم چه شده از درودیوار بپرس
فاطمه روی زمین است زمسمار بپرس
آه مسمار درخانه دراین جا چه شده؟
درهیاهو که همه فتنه گران همدستند
ناگهان آتش و بیداد بهم پیوستند
عده ای دست علی را به طنابی بستند
بی حیا مردم بی شرم شمارا چه شده؟
گرچه مأمور به صبراست تواناست علی
دربر کوه مصیبات شکیباست علی
خیزای فاطمه ازجای که تنهاست علی
خیزازجا وببین حرمت مولا چه شده؟
نظر گل به سوی خرمنی ازخارافتاد
مثل آتش به دل اهل ستمکار افتاد
بازوی فاطمه با ضربتی ازکار افتاد
یارتنهای علی در براعدا چه شده؟
به خداوند ،گل لم یزلی زهرا بود
درشب غربت وغم نورجلی زهرا بود
تا که جان به تن یار علی زهرا بود
ای «وفایی» چه بگویم گل طاها چه شده؟
#فاطمیه
#سیدهاشم_وفایی✍
.