#امام_حسن_ولادت
آسمان می خواهم و حس خوش پرواز را
بال و پر می خواهم و دستی کبوترساز را
همسفر میخواهم و یک فرصت آغاز را
تا خدای نیمه این ماه راهی باز را
جلوه ای امشب زمین را عرش اعلی می کند
راه دنیا را به سمت آسمان وا می کند
نه فقط جبریل دارد می زند بر کوس نور
بلکه می کوبد مسیح از شوق بر ناقوس نور
حاصل پیوند اقیانوس و اقیانوس نور
می شود نوری که بر پایش زند گلبوسه نور
معنی نور علی نور است این خورشید عشق
کز رخش در بیت زهرا و علی تابیده عشق
عشق پیغمبر عزیز فاطمه جان علیست
او که خود میراث دار خان احسان علبست
خنده هایش جلوه ی لب های خندان علیست
هرکه امشب آمده افطار مهمان علیست
صور دارد می دهد مولا تمام شهر را
با نمک های تو شیرین کرده کام شهر را
می رسی و چشمه چشمه جود جاری می کنی
فصل های سائلانت را بهاری می کنی
تو خدا را نیز در این ماه یاری می کنی
چون که مهمانی او را سفره داری می کنی
ای دعای هر نمازم یا علی و یا عظیم
خوش به حال اهل بیتی که تو را دارد کریم
چشم های مهربانت عشق را فریاد کرد
چون دل چندین جذامی را شدیدا شاد کرد
در ازای شاخه ای گل یک کنیز آزاد کرد
هر زمانی ذهنم از لطفت به آن سگ یاد کرد
با خودم گفتم مرا هم آسمانی می کند
با کسی مانند من هم مهربانی می کند
آن سلامی که پس از تو در زیارت لازم است
یک سلامی نذر عبداله و نذر قاسم است
با ولای تو یقین دارم که دینم سالم است
بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است
ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
در صراط مستقیمت هیچ کس گمراه نیست
آخر شعرم رسید و باز نیت می کنم
چشم را می بندم و قصد زیارت می کنم
می رسم پیشت ولی احساس غربت می کنم
با کبوترهای خاکی تو صحبت می کنم
در خیال این خاک را با صحن ها پر می کنم
بر مزار تو ضریحی را تصور می کنم
#محمد_علی_بيابانی
#امام_حسن_ولادت
#امام_حسن_مدح
سبط اکبر! به پیمبر چه شباهت داری
نکند آمده ای قصد نبوت داری؟
بی سبب نیست که بر سجده می افتی هرشب
به روی شانه ی خود بار امامت داری
دست ما را تو گرفتی و رساندی به خدا
قمر چارمی و نور هدایت داری
عرض حاجت به کریمان سبب رشد گداست
ور نه آقا تو به این عرضه چه حاجت داری؟
قبل از آنی که بخواهیم به ما بخشیدی
صد برابر ز کریمان تو کرامت داری
حرف یک عمر بزرگیست نه یک بار و دو بار
سالیانیست به این سروری عادت داری
سروران مثل تو "ارباب" ندیدند حسن!
همه ماندند، چه لطفی به گدایت داری!
سور میلاد تو سی شب همه مان مهمانیم
چقدر پیش خدا ارزش و عزت داری
وجناتت سکناتت حرکاتت علوی
سهم ارث از پدرت، نور ولایت داری
تو که شاگرد علی بودی و هم رزم حسین
در همه فوت و فن رزم مهارت داری
با سرِ نیزه ی صلحت به دل کفر زدی
سپرِ صبر، و شمشیر شجاعت داری
ترس محشر به دلم راه ندارد آقا
چون تو از مادر خود اذن شفاعت داری
#داوود_رحیمی
#امام_حسن_ولادت
ای که از جانب معشوق نظر می طلبی
تو که از عشق علی، شاه نجف، جان به لبی
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
با «حسن» گفتنم از نار نجاتم دادند
با حسن، ماه خدا عطر کرامات گرفت
رمضانم به خودش رنگ مناجات گرفت
مادرش هم لقب مادر سادات گرفت
پسر فاطمه و باب نجات است حسن
هم دعا هست حسن، هم صلوات است حسن
اولین ماحصل وصل دو دریا حسن است
نوه ی ارشد پیغمبر طاها حسن است
پسر شیر خدا، زاده ی زهرا حسن
نسب اندر نسبش وصل به نور ثقلین
عشق زهرا و علی، زینب کبری و حسین
این حسن کیست که کرسی فلک منبر اوست
روزی خلق خداوند به زیر پر اوست
دست رزاق، همان دست کرم پرور اوست
او برای کرم عبدالَله و قاسم دارد
ابر جود است و سرِ شیعه ی خود می بارد
او که از لقمه ی خود بر فقرا بخشیده
بارها ثروت خود را به گدا بخشیده
ناسزا گفت به او خصم خدا، بخشیده
پس خدایش چقدر جرم و خطا می بخشد
شیعیان را - به حسن – روز جزا می بخشد
ما گداییم، دخیلان درِ خانه ی شاه
صاحب خانه – حسن- یوسف و ما چشم براه
کوچه بند آمده از حُسن جمالش والله
کور بادا ز رخش چشم همه شیطان ها
لَعَنَ اللهُ علی آل أبی سفیان ها
اسم مولام همانند عسل شیرین است
ذکر او حیّ علی خیرالعمل، شیرین است
یاد جنگ آوری اش روز جمل، شیرین است
در جمل تا پسر شیر خدا «یاهو» زد
فتنه تسلیم شد روبروی اش زانو زد
کوثر جان من اینست "حسن هرچه که گفت"
حرف قرآن من اینست"حسن هرچه که گفت"
دین و ایمان من اینست"حسن هرچه که گفت"
بنویسید حسن مکتب و آیین من است
حسنی مذهبم و حبّ حسن دین من است
او نیازی نه به یار و نه به لشگر دارد
تا که سردار چو عباس دلاور دارد
یک حسین بن علی، ماه برادر دارد
غربت او، به خدا اندکیِ یاور نیست
نه؛ غریبی حسن از طرف همسر نیست
غربت اینست: که با ضرب لگد در افتاد
کوچه ای ... نقشه ی صیاد... کبوتر افتاد
مادری بود حسن، دید که مادر افتاد
آه ... ای مرد ستگر برو از کوچه ی ما
مادرم را نزن آخر... برو از کوچه ی ما
#امیر_عظیمی
#امام_حسن_ولادت
كوچه ها عطر گل ياس گرفته امشب
شهر،تاب و تب احساس گرفته امشب
بال در بال ملك سوى زمين پل بسته
محمل نور به اجلال و تجمّل بسته
مقصد خيل ملك خانه ی زهرا و على است
شوق،شمع و گل و پروانه ی زهرا و على است
پيشتر از همه با هودج فيض و بركات
جبرئيل آمده بر عرض سلام و صلوات
گل لبخند به لبهاى پيمبر زيباست
اولين جوشش رؤيايى كوثر زيباست
پسر اول زهرا و على آمده است
مجتبى ، مظهر حسن ازلى آمده است
كيست او ؟ آينه در آينه وجه الله است
مشرق ديده ی او مطلع مهر و ماه است
در صدف گوهر ناب «مرج البحرين» است
به رسول و على و فاطمه نور عين است
شوق در باغ دل فاطمه گل كرده ببين
يا على ! فاطمه ات گلپسر آورده ببين
حسن است اين كه حسن در حسن آمد رويش
حسن است اين كه شكن در شكن آمد مويش
اين پسر در ادبستان خدا استاد است
اين پسر سينهاش از عشق و صفا آباد است
در سخاوت چه تشابه به پيمبر دارد
در شجاعت هنر و هيبت حيدر دارد
پيش زيبايى او آينه زانو زده است
نه فلك بوسه به خاك قدم او زده است
سجده ی شكر به جاى آور و لبخند بزن
نور را با نفس آينه پيوند بزن
گل بريزيد كه در باغ ، نسيم آمده است
شب ميلاد كريم ابن كريم آمده است
#کمیل_کاشانی
#امام_حسن_ولادت
#امام_حسن_مدح
به نام امام کرمها؛حسن
نوشته به روی دل ما حسن
چنان عشق را کرده معنا حسن
که مائیم مجنون و لیلا حسن
نداریم معشوقی اِلّا حسن
به وقت سحر،سوختن دیده شد
در آن شعله ها بال من دیده شد
چه ذکر خوشی در دهن دیده شد
در این "یاخدا"، "یاحسن" دیده شد
رسیدیم با ربّنا تا حسن
شعف با دل شیعه راه آمده
چه نوری ز عرش اِلٰه آمده
سحرگاهِ شامِ سیاه آمده
شب نیمهی ماه،ماه آمده
به خورشید گویند حالا:حسن
چنین ذاتِ حقگُستری دیده ای
جمالی به این محشری دیده ای؟!
همانند او دلبری دیده ای؟!
پسر اینقَدَر مادری دیده ای!
خلاصه کنم..،جانِ زهرا؛حسن
سخا اصل رفتار این طایفه است
گداپسزدن عارِ این طایفه است
فقیر محل یار این طایفه است
نمکپروری کار این طایفه است
همه سفرهدارند امّا حسن...!
همان دم که جود از خیالش گذشت
کرامت ز حد کمالش گذشت
تهیدستبودن مجالش گذشت
سه بار از تمامیِّ مالش گذشت
به بازی گرفته کرم را،حسن
قدمهای آغازی اش را ببین
پر و بال پروازی اش را ببین
دلِ از خدا راضی اش را ببین
بیا دست و دلبازی اش را ببین
گدا را نشانده است بالا حسن
دو خط مدح در وصف دریا بگو
کمی از مرامش به دنیا بگو
رفیق جذامی شدن را بگو
غذا دادنش را به سگ ها بگو
به وللهِ آقاست،آقا..،حسن
شبی جنگِ عاشقکُشی در گرفت
دل ما تمایل به دلبر گرفت
گدا دید این خانه را..،پر گرفت
چُنان خصلتش را برادر گرفت؛
علی اکبرش شد سراپا حسن
منم سائل مجتبای علی
فدای همه بچه های علی
نجف؛آرزوی گدای علی
رسیدی به ایوانطلای علی
بگو یا حسین و بگو یا حسن
به تو دِین خود را ادا می کنیم
میان بقیعات چهها می کنیم
شبات را شبِ کربلا می کنیم
ضریحی برایت بنا می کنیم
به زیبایی مشهد ما؛حسن
#بردیا_محمدی
#امام_حسن_ولادت
#امام_حسن_مدح
به نام امام کرمها؛حسن
نوشته به روی دل ما حسن
چنان عشق را کرده معنا حسن
که مائیم مجنون و لیلا حسن
نداریم معشوقی اِلّا حسن
به وقت سحر،سوختن دیده شد
در آن شعله ها بال من دیده شد
چه ذکر خوشی در دهن دیده شد
در این "یاخدا"، "یاحسن" دیده شد
رسیدیم با ربّنا تا حسن
شعف با دل شیعه راه آمده
چه نوری ز عرش اِلٰه آمده
سحرگاهِ شامِ سیاه آمده
شب نیمهی ماه،ماه آمده
به خورشید گویند حالا:حسن
چنین ذاتِ حقگُستری دیده ای
جمالی به این محشری دیده ای؟!
همانند او دلبری دیده ای؟!
پسر اینقَدَر مادری دیده ای!
خلاصه کنم..،جانِ زهرا؛حسن
سخا اصل رفتار این طایفه است
گداپسزدن عارِ این طایفه است
فقیر محل یار این طایفه است
نمکپروری کار این طایفه است
همه سفرهدارند امّا حسن...!
همان دم که جود از خیالش گذشت
کرامت ز حد کمالش گذشت
تهیدستبودن مجالش گذشت
سه بار از تمامیِّ مالش گذشت
به بازی گرفته کرم را،حسن
قدمهای آغازی اش را ببین
پر و بال پروازی اش را ببین
دلِ از خدا راضی اش را ببین
بیا دست و دلبازی اش را ببین
گدا را نشانده است بالا حسن
دو خط مدح در وصف دریا بگو
کمی از مرامش به دنیا بگو
رفیق جذامی شدن را بگو
غذا دادنش را به سگ ها بگو
به وللهِ آقاست،آقا..،حسن
شبی جنگِ عاشقکُشی در گرفت
دل ما تمایل به دلبر گرفت
گدا دید این خانه را..،پر گرفت
چُنان خصلتش را برادر گرفت؛
علی اکبرش شد سراپا حسن
منم سائل مجتبای علی
فدای همه بچه های علی
نجف؛آرزوی گدای علی
رسیدی به ایوانطلای علی
بگو یا حسین و بگو یا حسن
به تو دِین خود را ادا می کنیم
میان بقیعات چهها می کنیم
شبات را شبِ کربلا می کنیم
ضریحی برایت بنا می کنیم
به زیبایی مشهد ما؛حسن
#بردیا_محمدی
#امام_حسن_ولادت
#امام_حسن_مدح
ایسفرهدارماهضیافت خوشآمدی
خورشید آسمانکرامتخوشآمدی
ای وارث سریر امامت خوشآمدی
اینورچشم شاهولایت خوشآمدی
وقت طلوع نور تو گفتند مرد و زن
عالم فدای حُسن تو یا ایّها الحَسن
وقتسُرودن از تو تَغزُّلمبارک است
بر اسم اعظم تو توکّل مبارک است
(اَنتُم وَسیلَتی)کهتوسّل مبارک است
این ماه با شما رمضانُ المُبارک است
امشب به لطف اینکه تویی میزبانِ ما
نان هم گرفته طعم عسل در دهانِ ما
زیبایی رُخ تو کجا و قمر کجا
شیرینی لب تو کجا و شِکر کجا
درک بزرگی تو کجا و بشر کجا
هستیم در هوای تو باشیم هرکجا
تنها دوشنبهها نه که ما کلُّ هفته را
سرگرم ذکر خیر تو هستیم مُجتبی
۱.مثل ستارههایدرخشندهمیشویم
درآستانقدستو، تا بنده میشویم
اطرافخانهی تو پراکندهمیشویم
دلمُردهایمو پیشتو سرزنده میشویم
بامِهرتو نتیجهی اعمالمانخوش است
باذکرِیاامامحسن،حالمانخوشاست
پهناستخوانسبزشماصبحو ظهر وشام
چشمشبهدستتوستگداصبحوظهروشام
ازبسکه دیدم از تو عطاصبحو ظهر وشام
فریاد میزنم همه جا صبحو ظهر وشام
من کاسه لیس خوان توام ایّهاالکریم
در زُمرهی سگان توام ایّهاالکریم
توحید جلوه می کند از ربّنای تو
قرآن شنیدنیست ولی با صدای تو
پیداست در جوار خدا ردّ پای تو
دارد شرف به پردهی کعبه؛ عبای تو
مثل خدیجه ای و شبیه پیمبری
تو اوّلین تجّلی زهرا و حیدری
ای سایهی تو بر سر اسلام مُستدام
خیرت رسیدهاست بهعالَم علی الدّوام
آری قعود توست عیارش چُنان قیام
رسوایی معاویه در چشم خاص و عام
تنها به دست (هُدنِهات)* امکانپذیر بود
ای بر تو و کیاست و داناییات دُرود
تصویر تو در آینه تصویر حیدراست
تکبیرِ تو اقامهی تکبیر حیدراست
شمشیرِ تو ادامهی شمشیر حیدراست
رزم تو مثل رزم نفسگیر حیدراست
در نهروان شبیه جمل گشت آشکار
از دست ضربههایِتو لایمکنُ الفرار
مثل اباالحسن شده ای صفشکنحسن
مردان فراریاند ز تیغت چو زن حسن
سر میزدی شبیه علی از بدن حسن
فریاد میزدند ملائک حسن حسن
تا نیزهی تو سینهی کُفّار میدرید
شیر خدا برای تو تکبیر میکشید
ای شیر تا تورا گذر افتاد بین دشت
از برق چشم تو شرر افتاد بین دشت
یک کوه دست و پا و سر افتاد بین دشت
هودج نشینِ فتنهگر افتاد بین دشت
با ضربهات نصیبش عذاب اِله شد
حال آمدم که روز حمیرا سیاه شد
تا شهروند دولت زهرا شدیم ما
آسوده خاطر از غم دنیا شدیم ما
کافر به دین دشمن مولا شدیم ما
شُکر خدا که اهل تبرّی شدیم ما
جلب رضای حیدر کرار کرده است
هرکس به لعن عایشه افطار کرده است
*یکی از معانی هُدنِه:آتشبس نظامی موقت
#محمد_قاسمی
#امام_حسن_ولادت
#امام_حسن_مدح
ایسفرهدارماهضیافت خوشآمدی
خورشید آسمانکرامتخوشآمدی
ای وارث سریر امامت خوشآمدی
اینورچشم شاهولایت خوشآمدی
وقت طلوع نور تو گفتند مرد و زن
عالم فدای حُسن تو یا ایّها الحَسن
وقتسُرودن از تو تَغزُّلمبارک است
بر اسم اعظم تو توکّل مبارک است
(اَنتُم وَسیلَتی)کهتوسّل مبارک است
این ماه با شما رمضانُ المُبارک است
امشب به لطف اینکه تویی میزبانِ ما
نان هم گرفته طعم عسل در دهانِ ما
زیبایی رُخ تو کجا و قمر کجا
شیرینی لب تو کجا و شِکر کجا
درک بزرگی تو کجا و بشر کجا
هستیم در هوای تو باشیم هرکجا
تنها دوشنبهها نه که ما کلُّ هفته را
سرگرم ذکر خیر تو هستیم مُجتبی
۱.مثل ستارههایدرخشندهمیشویم
درآستانقدستو، تا بنده میشویم
اطرافخانهی تو پراکندهمیشویم
دلمُردهایمو پیشتو سرزنده میشویم
بامِهرتو نتیجهی اعمالمانخوش است
باذکرِیاامامحسن،حالمانخوشاست
پهناستخوانسبزشماصبحو ظهر وشام
چشمشبهدستتوستگداصبحوظهروشام
ازبسکه دیدم از تو عطاصبحو ظهر وشام
فریاد میزنم همه جا صبحو ظهر وشام
من کاسه لیس خوان توام ایّهاالکریم
در زُمرهی سگان توام ایّهاالکریم
توحید جلوه می کند از ربّنای تو
قرآن شنیدنیست ولی با صدای تو
پیداست در جوار خدا ردّ پای تو
دارد شرف به پردهی کعبه؛ عبای تو
مثل خدیجه ای و شبیه پیمبری
تو اوّلین تجّلی زهرا و حیدری
ای سایهی تو بر سر اسلام مُستدام
خیرت رسیدهاست بهعالَم علی الدّوام
آری قعود توست عیارش چُنان قیام
رسوایی معاویه در چشم خاص و عام
تنها به دست (هُدنِهات)* امکانپذیر بود
ای بر تو و کیاست و داناییات دُرود
تصویر تو در آینه تصویر حیدراست
تکبیرِ تو اقامهی تکبیر حیدراست
شمشیرِ تو ادامهی شمشیر حیدراست
رزم تو مثل رزم نفسگیر حیدراست
در نهروان شبیه جمل گشت آشکار
از دست ضربههایِتو لایمکنُ الفرار
مثل اباالحسن شده ای صفشکنحسن
مردان فراریاند ز تیغت چو زن حسن
سر میزدی شبیه علی از بدن حسن
فریاد میزدند ملائک حسن حسن
تا نیزهی تو سینهی کُفّار میدرید
شیر خدا برای تو تکبیر میکشید
ای شیر تا تورا گذر افتاد بین دشت
از برق چشم تو شرر افتاد بین دشت
یک کوه دست و پا و سر افتاد بین دشت
هودج نشینِ فتنهگر افتاد بین دشت
با ضربهات نصیبش عذاب اِله شد
حال آمدم که روز حمیرا سیاه شد
تا شهروند دولت زهرا شدیم ما
آسوده خاطر از غم دنیا شدیم ما
کافر به دین دشمن مولا شدیم ما
شُکر خدا که اهل تبرّی شدیم ما
جلب رضای حیدر کرار کرده است
هرکس به لعن عایشه افطار کرده است
*یکی از معانی هُدنِه:آتشبس نظامی موقت
#محمد_قاسمی
زمان:
حجم:
274.1K
#سرود
#میلاد_امام_حسن علیه السلام
یا علی یا عظیم، یا غفور یا رحیم
دوباره گدا اومد، در خونه ی کریم
پا سفرش، میشینه، دلم یه گوشه
حبل المتینِ من یه تار موشه
پایانش، شیرینه، به حق مولا
سالی که، با اسم، حسن شرو شه
جود و کرامته، معنای سخاوته
نسبت به نوکراش، خیلی با محبته
آروم جونمه، شاه مهربونمه
دار و ندارمه، عشقش تووی خون مه
جانم حسن حسن، جانانم حسن حسن
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
کارُ به کجا کشید، نمیشه ازش برید
الهی فداش بشم، عاشقش شدم ندید
یوسف حیرون از این جمال زیبا
دوست داره خیلی نوکراشو زهرا
کل این عالم رو اگه بگردی
هیشکی به آقاییش نمیشه پیدا
شیر جمل حسن، ای تیغ اجل حسن
شیرینه اسم تو، احلی من عسل حسن
مشکل گشا حسن، ای آقای ما حسن
میگم با هر تپش، ای جونم فدا حسن
جانم حسن حسن، جانانم حسن حسن
۳ فروردین ۱۴٠۲
#وحید_محمدی ✍
#امام_حسن ع
#امام_حسن_شور
#امام_حسن_سرود
#امام_حسن_ولادت
زمان:
حجم:
317.8K
ولادت امام حسن علیه السلام
هله هله هله، شب شور دله
#امام_حسن_ولادت