.
#واحد
#دهه_محرم
#سربند_مهدوی
#سنگين #دهه_اول_محرم ١٤٠٣
سربند #امام_زمان
السلام
باني روضه هاي ارباب من
منتقمِ شهنشهِ بي كفن
روحي لك الفدا ، يابن الحسن
شكرلله
باز دوباره سينه زن روضه هام
باز به لطفِ
سه ساله من هم ميونِ نوكرام
آرزومه
مشايه اربعين با مهدي بيام
آه ، العجل
#حضرت_مسلم
#شب_اول_محرم
السلام
مسافرِ غريبِ كوفه ي بلا
آرامِ جانِ شهِ كرب و بلا
يا مسلم اولادي لك الفدا
من بميرم
كه جون دادي با لب تشنه آقا
اولين يارِ بي سر زاده ي خير النسا
با چشم خيس
گفتي حسين جان به كوفه نيا
آه ، يا مسلم
يا حسين
بر گرد و نيا به جان دخترت
رحمي كن به جوونيه اكبرت
اينجا از غم ميميره خواهرت
اشكِ چشمام
همينجوري داره ميباره نم نم
تا ميبينم
حرمله آمادس ديگه كم كم
گُر ميگيرم
برده فروشاشونو تا ميبينم
آه ، يا مسلم
.............
#وروديه كربلا
#شب_دوم_محرم
آسمون
عزا گرفته باز توي اين شبا
ميباره اشكِ چشمِ خير النسا
رسيده زينب به كرب و بلا
من بميرم
شروع شد درد و غماي زينب
نِشست خاك
كرب و بلا روي عباي زينب
حضرت سقا
ركاب ميگيره براي زينب
آه ، يا زينب
بوي غم
بدجوري ميوزه از اين سرزمين
داداش بيا بريم ازينجا همين
اشكاي چشماي رباب و ببين
اين بيابون
بدجوري داداش پُره خار و خسه
غُصم اينه
رباب بچه داره دلواپسه
اگر تو رفتي
بگو كه كي به دادِ ما ميرسه
آه ، يا زينب
........
#حضرت_رقيه
#شب_سوم_محرم
اهل شام
بياين ببينين كه رسيده بابام
ديگه تموم شد همه ي غُصّه هام
بهش ميگم خنديدين به موهام
دست نداره
و گرنه كه شونه ميزد موهامو
حالا كه اومد
بهش ميگم بُردين النگوهامو
به من نخندين
پَسَم بدين هــديّه ي بابامو
آه ، يا ابتاه
من ديدم
كه بوي نونِ تازه مياد از دور
نگو كه تُ اومدي از كنجِ تنور
رفتي نگفتي دلِ من ميزنه شور
نه ديگه تو
قابلِ تشخيصي واسه ماها
نه ديگه من
چشمام جايي رو ميبينه بابا
آخه بدجور
دستاي سنگيني دارن اينجا
آه ، يا ابتاه
#حضرت_حر
#شب_چهارم_محرم
السلام
اي پسرِ حضرتِ زهرا حسين
حُـرّ خطاكار توام يا حسين
العفو سيدي و مولا حسين
حسين العفو
به اشك چشماي رقيه ات قسم
حسين العفو
به حق آب آورِ اهــل حــرم
حسين العفو
اي به فداي تو پدر مـادرم
آه ، ياحسين
من بودم
كه روي خيمه هاي تو بستم آب
به جان فاطمه دلم شده كباب
گريونم براي طفل رباب
اِرفَع رَاْسَك
گريه نكن تو ديگه حُرِّ مايي
اِرفَع رَاْسَك
تو نظر كرده ي خيرالنسايي
اِرفَع رَاْسَك
تو اولين شهيـد كربــلايي *
آه ، يا حسين
*
اولين شهيد از زمانيكه حضرت حر به ياران سيدالشهدا عليه السلام پيوستند وگرنه قبل از آمدن حضرت حُر ،
در اوائل جنگ ، عمر سعد ملعون دستور داد كه تعداد زيادي از لشكر همه باهم بجنگند
........
#طفلان_حضرت_زینب
#شب_چهارم_محرم
يا اخاه
روي منو زمين نزن جانِ من
برادرِ غريب و عطشانِ من
بذار فدائيت شن طفلانِ من
جانِ حيدر
به جانِ مادرمون زهرا قسم
نه نياري
ميميرم ، رحمي كن مضطرم
بچه هام كه
سهله من بايد فدائيت بشم
آه ، يازينب
روي منو
سفيد كنين پيشِ چشم برادرم
فدا بشين جلوي چشماي ترم
بريد به يارىِ غريبِ مادرم
خدانگهدار
وعده ي بعديمون تو بازار شام
من اسير و
شما روو نيزه روبروي چشام
دسته بسته
من و ميبينين توي بزم حرام
آه ، يا زينب
........
#حضرت_قاسم بن الحسن
#شب_ششم_محرم
اي عمو
ديگه رسيده جون به لبهاي من
بميرم اي غريبِ دور از وطن
بذار برم قسم به بابام حسن
جانِ زهرا
عموجونم نزن تو رومو زمين
نامه اي كه
تو بازوبندمه بيا و ببين
نوشته بابام
تنها نذارمت تو اين سرزمين
آه ، قاسمم
قاسمم
گريه نكن اي شاهْ دامادِ من
برو ولي ميميرم از اين محن
چقدر شدي شبيه بابات حسن
اكبرم كه
زِرِه به تن داشت شد ارباًاربا
بي زِرِه تو
كجا ميري اي جانِ مجتبىٰ
ترسم اينه
بشي پامالِ نعلِ اين مركبا
آه ، قاسمم
........
#حضرت_علی_اصغر
#شب_هفتم_محرم
اصغرم
لالا لالا بخواب گل پرپرم
چيكار كنم شير ندارم پسرم
دارم ميميرم منم مادرم
شير ندارم
ناخن نكش به صورت و به سينم
شير ندارم
زبون نكش رو لبات دلْ غمينم
شير ندارم
الهي داغتـو مـادر نبيــــنم
آه ، لالايي
آخرش
ميري عزيزم روي دست بابات
از اون بالا به فرات ميخوره چشات
سه جرعه تير ميشينه كنج لبات
تا كه ميبينم
تُ رو روي ني چشام ميره سياهي
تُ رو رو نيزه
با سيبِ سرخ ميگيرن اشتباهي
جون ميدم تا
سرت زمين ميفته گاه گاهي
آه ، لالايي
👇 ادامه
4_5965186026220557510.m4a
حجم:
821.1K
#سربند_مهدوی واسه هرشب خونده بشه
.
🏴سبک #زمزمه #واحد_سنگین مشترک #دهه_محرم الحرام ۱۴۰۴ #امام_زمان (عج)
#زمزمه_مشترک_محرم
#واحد_مشترک_محرم
#ای_ماه_مجلس_ما
ای ماهِ مجلس ما،کجایی یابن زهرا
همدم و مونس ما،کجایی یابن زهرا
کجا می باری واسه،عزای جدت آقا
کجا گرفتی روضه،برای جدت آقا
رو تل زینبیه ای یا قتلگاهی آقا
کنار کف العباسی یا خیمه گاهی آقا
تو هر کجای،کرب و بلایی،مارم دعا کن
کنار شش گوش،پایینه پایی،مارم دعا کن
یا حجت الله بقیت الله آجرک الله
۱۴۰۴/۰۳/۰۶
#سربند_مهدوی
#زمزمه_مهدوی
#سبک_بازم_میدم_بااشک
✍️🎵کربلایی امیرحسین سلطانی
👇
.
#سبک_433_محرم
#دهتایی_بیست_و_پنجم
#سربند_مهدوی
#بندهای_اول__دوم_مهدوی
#دو_بند_موضوع_شبهای_دهه_اول
#زمینه #دهه_محرم
#زمزمه #واحد #شور #روضه
#شب_اول_محرم
#شهادت_حضرت_مسلم_علیه_السلام
بند اول و دوم مهدوی:
اگه علت اشک چشماتم
اگه باعث غیبتت هستم
ببین راه خیمَت پر از چاهه
نزار که بیفتم، بگیر دستم
میدونی آقا چی ازت میخوام
نگاهی که جدّت به حُر کرده
به بیراهه رفتم نگاهی کن
که قلبم به سمت تو برگرده
تو شاه کریمی
تویی بهتر از هر رفیق صمیمی
تو شاه کریمی
چرا توی کوه و بیابون مقیمی
تو شاه کریمی
یه عمره که با درد شیعه سهیمی
تو شاه کریمی
ولی خود اسیر بلای عظیمی
شده عمریه آقا......نصیب تو نامردی
دعا روی لب داریم... الهی که برگردی
اللهم عجل لولیک الفرج.....
🌸
دوباره ببین من زمین خوردم
کمک کن که باز نوکرت پاشه
برام زندگی بخشه وللهه
نسیمی که از کوی تو باشه
بده حق که صبر و قراری نیس
بدون تو این زندگی سخته
کسی که توو خیمَت همش باشه
خدا میدونه خیلی خوشبخته
الهی بمیرم
نبودم برا زخم قلب تو مرهم
الهی بمیرم
هزارساله آقا نداری یه همدم
الهی بمیرم
گناهم، دلت رو شکسته دمادم
الهی بمیرم
گذشته همه لحظه های تو با غم
نبینیم طبیب ما.......اسیر غم و دردی
دعا روی لب داریم... الهی که برگردی
اللهم عجل لولیک الفرج.....
🌸🌸
دو بند: زبان حال حضرت مسلم با حضرت زینب علیهماالسلام از راه دور بر روی بام دارالاماره قبل شهادت😭
نوشتم با اشکم برات نامه
سلام ای پناه حسین؛ زینب
تو هم عازم کوفه ای، ای وای
رسید از غمت جون من بر لب
سرم داره میشه جدا امّا
به فکر جدایی تو هستم
داری بی حسین میشی زینب جان
نمیاد دیگه کاری از دستم
یه روز میشی مضطر
می بینی حسینت رو بین یه لشکر
یه روز میشی مضطر
گل فاطمه روبه روت میشه پرپر
یه روز میشی مضطر
می بینی دوازده تا ضربه با خنجر
یه روز میشی مضطر
می بینی که بالا میره روی نی، سر
اگه میشه،با ارباب..... از این راه خود برگرد
سفر سخته با شمر و... یه مشت قاتل نامرد
اللهم عجل لولیک الفرج....
🌸
دارم می بینم که یه روز زینب
میایی با یه کاروون؛ کوفه
به تو و گلای عموم حیدر
جسارت میشه کوچه به کوچه
بسه واسه جون دادن عالَم
طنابی که داری به دور دست
اسارت نصیبت میشه ای وای
با کینه ی ابن زیاد پست
امون از اسارت
میشه هم زبون با تو روح رذالت
امون از اسارت
به تو میکنه با چه رویی اهانت
امون از اسارت
میشه با عصا به حسینت جسارت
امون از اسارت
می شینه به لبهاش دوباره جراحت
اگه میشه با ارباب.... از این راه خود برگرد
نذار زندگیت باشه... همش اشک و آه و درد
اللهم عجل لولیک الفرج.....
علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)✍
#حضرت_مسلم
.👇